اسلام در اقتصاد و امور مالى برای مسلمانان سفارشاتی درباره معيشت و دخل و خرج زندگی آنها دارد

دخل و خرج بنابر سبک اسلامی

دخل و خرج بنابر سبک اسلامی

اسلام در برای ابعاد مختلف انسان برنامه دارد تا پيروان خود را از انحراف باز ‏دارد و او را به سعادت برساند. اسلام در اقتصاد و امور مالى نيز برنامه دارد و برای مسلمانان در معيشت و دخل و خرج آنها در زندگی توصيه ها و سفارشاتی دارد مانند اینکه:

- در خانواده، هزینه را مدیریت کنید

در زمینه مدیریت هزینه در #خانواده، معیار اسلامی «غنی عما فی ایدی الناس» می ‌باشد. یعنی انسان باید طوری کار کند و مصرف نماید که از مردم بی ‌نیاز باشد. حضرت علی علیه السلام در سخنی می فرمایند: «برای تجارت اقدام کنید به درستی که در تجارت، بی ‌نیازی از آنچه که در دست مردم می ‌باشد وجود دارد».[1]

اگر ما به دنبال غنا از دست مردم باشیم، باید اصول حاکم بر کسب رزق و کسب و کار را توجه کنیم و همچنین اصول مصرف را رعایت کنیم و بتوانیم این اصول را کاربردی کنیم مانند اینکه اسراف نکنیم، بدانیم شأن ما چیست و متناسب با آن خرج کنیم، بدانیم هر چه که رزق ‌مان باشد به ما می رسد و حرص نزنیم و...

- در معيشت، ميانه ‏رو باشید ‏

اسلام از اندوختن مال نهى كرده و كسانى را كه مال مى ‏اندوزند به عذاب دردناك تهديد كرده است. از اسراف و تبذير نیز بازداشته است؛ چرا كه افراط، چه در اندوختن مال باشد و چه در خرج كردن آن، زندگى را از رشد و توليدى كه براى مردم سودمند باشد، باز مى ‏دارد. اسلام به ميانه‏ روى و مدارا كردن در صرف و انفاق اموال دستور داده است. پيامبر بزرگوار اسلام صلّى اللّه عليه و آله فرموده اند: «وقتى خداوند به خانواده ‏اى اراده خير كند، به آنان ميانه‏ روى در معيشت و اخلاق نيكو مى ‏دهد».[2] امام رضا عليه السّلام نیز فرموده است: «انسان حقيقت ايمان را درك نمى ‏كند، جز اينكه در وى سه خصلت باشد: دانايى در احكام دين، شكيبايى در مصيبت‏ ها و اندازه‏ گيرى خوب در معيشت».[3]

آينده‏ نگرى و برنامه‏ ريزى، مهم‏ ترين عامل ميانه‏ روى و حفظ اعتدال در معيشت است فرد يا جامعه ‏اى كه طرح و برنامه‏ ريزى متناسب نداشته باشد، به ناچار بر اثر طغيان سرمايه‏ دارى و رفاه افراطى، يا بحران مالى و فقر در مسير سقوط قرار مى‏ گيرد.[4] اميرمؤمنان على عليه السلام می فرمایند: «چهار چيز نشانه سقوط و سير نزولى (فرد و جامعه) است: سوء تدبير (در طرح و برنامه ‏ريزى) ريخت و پاش (در هزينه) تجربه نيندوختن از حوادث گذشته و زياد پوزش خواستن.[5]

- الگوى مصرف را رعایت ‏کنید

نظام اقتصادى اسلام به مقوله مصرف و رابطه آن با توليد مى ‏پردازد؛ زيرا اين مصرف كننده است كه به چگونگى توليد و توزيع شكل مى ‏دهد و اين كه مصرف، ابزار مهمى در توجيه چگونگى توليد است. حال ببینیم «الگوى مصرف» چیست؟

1- تأمين نيازهاى طبيعى انسان در ابعاد غذا، مسكن، بهداشت و ... و اسلام مصارف ياد شده را واجب و ترك آن را ممنوع اعلام كرده است؛ زيرا امتناع از مصارف ضرورى، او را در معرض ابتلا به بيمارى ‏هاى جسمى و روحى قرار مى ‏دهد.

2- رعايت اعتدال و حد متوسط، يعنى مصرف ‏كننده بايد از اسراف و تبذير پرهيز و در به كاربردن مواد لازم از حدود متعارف و موازين عقلى و شرعى خارج نشود و بيش از اشباع نيازهاى خود مصرف نكند. قرآن در اين مورد تأكيد زيادى دارد: «بخوريد و بياشاميد و زياده‏ روى نكنيد. به يقين او (خدا) اسراف كنندگان را دوست نمى ‏دارد».[6]

حد متوسط در مصرف مال، در عُرف، به اندازه احتياج و متناسب حال و شأن افراد است. هر مصرفى كه اين‏ گونه نباشد اسراف است.

3- حلال و مشروع: سومين اصل كه در صرف مال بايد رعايت كرد، حلال و مشروع‏ بودن آن است. همچنانكه كسب اموال حرام، ممنوع است استفاده كردن از آنها نيز ممنوع است.

- ثروت‏ خود را در حد کفاف نگهدارید

كسى كه فعاليت اقتصادى زيادى داشته باشد، بطور طبيعى ثروت زيادى هم خواهد داشت، در نظام اقتصادى اسلام، راه‏ هايى براى اينکه چگونه مى ‏توان خود را در حد «كفاف» نگه داشت و به «تكاثر» آلوده نگشت؟ پيش ‏بينى شده است؛ از جمله آنها واجب بودن زكات، خمس و ديگر حقوق مالى است كه ثروت را از حال ركود و ازدياد بى‏ رويه خارج مى‏ سازد يا عباداتى كه زيربناى مالى دارد، همانند حج، شخص را از افزون ‏طلبى باز مى‏ دارد. علاوه بر آنها اگر كسى به انجام برخى از كارهاى شايسته و مستحبّ، چون وقف، صدقات و خيرات و كارهاى عام المنفعه اقدام نمايد، چنين كسى هر چند فعاليت اقتصادى زيادى هم داشته باشد، باز هم ثروتش به حدّ «تكاثر» نخواهد رسيد و در حدّ كفاف و اعتدال ثابت خواهد ماند؛ زيرا كار زياد گرچه ثروت زياد مى‏ آورد، ولى حقوق مالى زيادى هم به دنبال خواهد داشت. اگر سفارش به تعديل ثروت‏ شده برای این است که تعديل ثروت و قناعت ورزيدن به حدّ «كفاف» انسان را از مفاسد فقر و ثروت اندوزى باز مى ‏دارد و شكاف عميق طبقاتى به وجود نمى‏ آورد.[7]

مهدی سیدمرادی

پی نوشت ها:

[1] وسائل الشيعة، شيخ حر عاملى، مؤسسة آل البيت عليهم السلام‏، قم‏، 1409ق،‏ ج ‏17، ص 11.

[2] الزهد، كوفى اهوازى، حسين بن سعيد، به تصحیح غلامرضا عرفانيان يزدى، المطبعة العلمية، قم‏، 1402ق‏، ص 27.

[3] الفقه المنسوب إلى الإمام الرضا عليه السلام، مؤسسة آل البيت عليهم السلام‏، مشهد، 1406 ق، ص 371.

[4] ثروت از ديدگاه قرآن، ص: 76

[5] غرر الحكم و درر الكلم‏، تميمى آمدى، عبدالواحد بن محمد، به تصحیح سيد مهدى رجائى، ‏دارالكتاب الإسلامي‏، قم‏، 1410ق‏، ص 799.

[6] اعراف، 31.

[7] ثروت از ديدگاه قرآن، وفا، جعفر، مركز تحقيقات سپاه‏، قم‏، چاپ اول،‏ ص 80 – 77.


مطالب مرتبط