درجات توکل از نگاه امام رضا علیه السلام

حضرت رضا علیه السلام در روایتی درجات توکل را برمی شمرد.

درجات توکل از نگاه امام رضا علیه السلام

انسان در برابر مشكلات و حوادث زندگى، دشمني ها و بن ‏بست هايى كه در مسير هدف خود دارد در جايى كه توانايى بر گشودن آنها ندارد بر خدا توکل می کند و او را وكيل خود می سازد و همه تلاش و كوشش خود را نیز در این راه به کار می گیرد، این است معنای توکل، خداوند بارها در قرآن بر توکل تاکید کرده است و به عنوان نمونه در هفت آيه از قرآن این جمله‏ آمده است: «وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ؛[1] همه توكل كنندگان بايد تنها بر اللَّه توكل كنند».اين تعبير به خوبى رابطه ميان ايمان و توكّل را آشكار مى‏ سازد.

امير مؤمنان على عليه السلام نيز مى ‏فرمايد: «التَّوَكُّلُ مِنْ قُوَّةِ الْيَقِينِ[2]؛ توكّل زاييده قوّت و يقين است» در تعبير ديگرى نیز مى ‏فرمايد: «اقْوَى النَّاسُ ايِمَاناً اكْثَرُهُمْ تَوَكُّلًا عَلَى اللَّهِ سُبْحَانَهُ[3]؛ آن كس كه ايمانش قوى ‏تر است توكّلش بر خداوند سبحان بيشتر خواهد بود».

معمولًا افراد ترسو اهل توكّل نيستند چرا كه توكّل، ظلمت ترس را از روح و جان انسان برطرف مى ‏سازد.

اگر اين مسئله را هم بشكافيم باز به همان مسئله يقين و ايمان قوى مى‏ رسيم، زيرا هر قدر ايمان قوى ‏تر شود، ترس از انسان دورتر مى‏ گردد. مطالعه پيامدهاى توكّل و آثار مثبت آن و بررسى حالات متوكّلان بر خدا و تاريخچه زندگى آنان، روح توكّل را در انسان قوى ‏تر و اين شجره طيّبه را در وجود او بارورتر مى ‏سازد. هنگامى كه پذيرفتيم توكّل زاييده ايمان است، هر قدر ايمان به خدا و صفات پروردگار قوى ‏تر گردد، به همان نسبت توكّل او بيشتر مى ‏شود، توكّل فوق ‏العاده ابراهيم علیه السلام، زاييده ايمان فوق ‏العاده او بود و توكّل عجيب امير مؤمنان على عليه السلام در شبى كه به جاى پيامبر صلى الله عليه و آله خوابيد تا حضرتش مخفيانه از مكّه به مدينه مهاجرت كند، نيز زاييده ايمان آن حضرت بود، مؤمنانى را نيز مى ‏بينيم كه در مراحل متوسّط يا پايين ايمانند و به همان نسبت بر خدا تكيه دارند.[4]

ائمه علیهم السلام در روایاتی درجات توکل را بیان کرده اند. در روایتی اینگونه می خوانیم:

مردى معناى آيه «مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ[5]؛ هر كه بر خدا توكل كند همان برايش بس است‏» را از امام رضا عليه السّلام پرسید که مفهومش چیست؟

حضرت فرمود: «التَّوَكُّلُ دَرَجَاتٌ؛ توكل درجاتى دارد» سپس فرمود:

«مِنْهَا أَنْ تَثِقَ بِهِ فِي أَمْرِكَ كُلِّهِ فِيمَا فَعَلَ بِكَ فَمَا فَعَلَ بِكَ كُنْتَ رَاضِياً وَ تَعْلَمَ أَنَّهُ لَمْ يَأْلُكَ خَيْراً وَ نَظَراً وَ تَعْلَمَ أَنَّ الْحُكْمَ فِي ذَلِكَ لَهُ فَتَتَوَكَّلُ عَلَيْهِ بِتَفْوِيضِ ذَلِكَ إِلَيْهِ؛ يكى از آنها اين است كه در تمام امورت، آنچه را در مورد تو انجام مى ‏دهد به او اعتماد كنى و راضى باشى، و بدانى خداوند در خير و نظارت بر امور تو فروگذار نمى ‏كند، و نيز بدانى كه حاكميّت در همه اينها از آن اوست، و كار خود را به او واگذارى و بر او توكّل كنى».

و سپس فرمود: «وَ مِنْ ذَلِكَ الْإِيمَانُ بِغُيُوبِ اللَّهِ الَّتِي لَمْ يُحِطْ عِلْمُكَ بِهَا فَوَكَلْتَ عِلْمَهَا إِلَيْهِ وَ إِلَى أُمَنَائِهِ عَلَيْهَا وَ وَثِقْتَ بِهِ فِيهَا وَ فِي غَيْرِهَا؛ و ديگر ايمان به غيب هاى اوست كه تو از آنها بى‏ خبرى، بايد علمش را به او و افراد امینش واگذارى و در باره آن غيب ها و غير آن به او اعتماد كنى».[6]

بعضى از بزرگان علم اخلاق براى توكّل سه درجه بيان كرده‏ اند:

نخست:اعتماد و اطمينان انسان نسبت به خداوند مانند كسى باشد كه وكيل لايق و دلسوزى دارد كار خود را به او وا مى‏ گذارد (بى آنكه اصالت و استقلال خود را فراموش كرده باشد) و اين ضعيف ‏ترين درجات‏ توكّل‏ است!

دوّم:‏ حال او در وابستگى به لطف پروردگار مانند حال كودك نسبت به مادر باشد، او در ابتداى طفوليّت كسى جز مادر را نمى ‏شناسد، و به غير او اعتماد ندارد، و چون او را ببيند، به دامن وى مى ‏آويزد، و اگر مادر حضور نداشته باشد هر حادثه‏ اى براى او پيش آيد فوراً مادر را صدا مى ‏كند و به هنگام گريه او را مى‏ طلبد. اين درجه ‏اى بالاتر از توكّل است، زيرا در اين حالت انسان غرق عنايات حق است و جز او كسى را نمى ‏بيند و در مشكلات غير او را صدا نمى ‏زند.

سوّم‏: در برابر خدا هيچ گونه اراده‏ اى از خود نداشته باشد هر چه او بخواهد همان مطلوب اوست، و هر چه او نخواهد مورد بى اعتنايى اوست. این مرحله بالاتر توکل است. بعضى از دانشمندان توكّل ابراهيم عليه السلام را در اين مرحله دانسته ‏اند كه وقتى بر فراز منجنيق، آماده براى پرتاب در آتش مى ‏شد، از فرشتگان چيزى نخواست و هنگامى كه از او پرسيدند آيا حاجتى دارى، گفت: دارم ولى نه به شما، و هنگامى كه به او گفته شد حاجتت را از خدا بخواه و نجات خود را از وى طلب كن گفت: «حَسْبِى مِنْ سُؤَالِى عِلْمُهُ بِحَالِى؛ علم خداوند به حال من، مرا از سؤال كردن بى‏نياز مى ‏كند ...» و اين درجه از توكل در ميان مردم بسيار كم است و از مقام صدّيقين مى‏باشد و اين مخصوص كسانى است كه در برابر ذات پاك خدا و «اله» مبهوتند و غرق صفات جمال و جلال او هستند.[7]

پی نوشت ها:

[1] ابراهیم، 12

[2] عيون الحكم و المواعظ، ليثى واسطى، على بن محمد، دار الحديث‏، قم‏، 1376ش‏، ص 24.

[3] غرر الحكم و درر الكلم‏، تميمى آمدى، عبدالواحد بن محمد، به تصحیح سيد مهدى رجائى، ‏دارالكتاب الإسلامي‏، قم‏، 1410ق‏، ص 202.

[4] اخلاق در قرآن، مکارم شیرازی، ناصر، مدرسه الامام علي بن ابي طالب(ع)، قم‏، 1377 ش‏، ج ‏2، ص 280 – 279.

[5] طلاق، 3.

[6] تحف العقول، ابن شعبه حرانى، جامعه مدرسين‏، قم‏، 1404ق، ص 443.

[7] اخلاق در قرآن، ج‏2 ، ص 280 – 279.

مطالب مرتبط
دیدگاه خود را ارسال کنید
تاکنون نظری برای این مطلب ثبت نشده است.
ویژه ها
عید در حرم امام رئوف

عید در حرم امام رئوف

9224

عید در حرم امام رئوف


عکس حرم مطهرامام رضا علیه السلام

عکس حرم مطهرامام رضا علیه السلام

8634

فقیر و خسته به درگاهت آمدم رحمی که جز ولای توام نیست هیچ دست آویز حرم مطهرامام رضا علیه السلام


زائر حرم امام رضا علیه السلام

زائر حرم امام رضا علیه السلام

7963

دولت دراین سرا و گشایش دراین در است ... السلام علیک یا انیس النفوس یا علی بن موسی الرضا(ع) #امام_رضا_علیه_السلام #حرم_امام_رضا_علیه_السلام #حرم_مطهر_رضوی


ضریح حرم مطهر امام رضا علیه السلام

ضریح حرم مطهر امام رضا علیه السلام

8911

قلب مرا به پای ضریح ات گره بزن بیمارم و دخیل شفای تو می شوم


دربانان حرم مطهر امام رضا علیه السلام

دربانان حرم مطهر امام رضا علیه السلام

9693

از رهگذر خاک سر کوی شما بود؛ هر نافه که در دست نسیم سحر افتاد


بیشتر