تشکر و سپاسگزاری از زحمات و خدمات دیگران در اسلام از اهمیت و جایگاه والا و ویژه ای برخوردار است.

در قبال خدمات دیگران تشکر کنید

در قبال خدمات دیگران تشکر کنید

تشکر و سپاسگزاری از دیگران در برابر زحماتی که برای انسان انجام می دهند یکی از سفارشات اسلام و یکی از فضائل اخلاقی انسانی و بشریست که از اهمیت و جایگاه ویژه ای در اسلام برخوردار است تا بدان اندازه که ادای شکرگزاری از خداوند مشروط به شکرگزاری از زحمات دیگران است در این باره امام سجاد عليه السّلام فرموده اند: «روز قيامت كه مى‏ شود خداوند به بعضى از بندگانش مى ‏فرمايد: آيا فلان شخص را شكرگزارى كردى؟ عرض مى ‏كند: پروردگارا من شكر تو را بجا آوردم، مى ‏فرمايد: چون شكر او را بجا نياوردى شكر مرا هم ادا نكردى! سپس امام فرمود: أَشْكَرُكُمْ‏ لِلَّهِ‏ أَشْكَرُكُمْ لِلنَّاس‏[1]- شكرگزارترين شما براى خدا آنها هستند كه از همه بيشتر شكر مردم را بجا مى ‏آورند».

آری تنها تشكر و سپاسگزارى از خداوند در برابر نعمت ها كافى نيست، بلكه بايد از كسانى كه وسيله آن موهبت بوده ‏اند نيز تشكر و سپاسگزارى نمود و حق زحمات آنها را از اين راه ادا كرد، و آنها را از اين راه به خدمات بيشتر تشويق نمود همانگونه که على علیه السلام در يكى از كلمات حكمت آميز خود مى‏ فرمايد: «هنگامى كه‏ مقدمات نعمت هاى خداوند به شما مي رسد سعى كنيد با شكرگزارى، بقيه را به سوى خود جلب كنيد، نه آنكه با كمى شكرگزارى آن را از خود برانيد.»[2]

وقتی می توان به اهمیت تشکر و سپاسگزاری از دیگران پی برد که در روايات آمده است حتى بايد در برابر انجام وظايف واجب از مردم تشكر و قدردانى نمود. نقل شده وقتى مردم، زكات خود را به خدمت پيامبر صلی الله علیه و آله مى ‏آوردند پيامبر با جمله‏ «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَيْهِمْ» به آنها دعا مى‏ كرد.[3]

چه زیباست که انسان علاوه بر تشکر از خداوند به خاطر موهبت ها و نعمت هایی که داده از مخلوق او نیز تشکر کند، از پدر و مادر بخاطر زحمات بی شائبه و فراوانشان در تربیت و پرورش فرزندان، تهیه وسائل مورد نیاز، حمایت های مادی و معنوی، تشکر از معلم بخاطر زحمات تربیت، تدریس، تهذیب و دلسوزی های مخلصانه، تشکر از دوستان بخاطر کمک های مادی و معنوی و تشکر از همه کسانی که به هر شکل و از هر راهی برای انسان زحمت کشیده یا گرهی از مشکلات او را گشوده اند. تقدير و سپاس از آنها كه با علم و دانش خود يا با فداكارى و شهادت، يا با ساير مجاهدات در راه پيشبرد اهداف اجتماعى خدمت كرده‏ اند، قدردانى از زحمات بزرگان گذشته با برگزاری مراسمى براى بزرگداشت آنها، تشکر از کسانی که خون خود را در راه خدا و برای نجات انسان ها و بشریت داده اند، جانبازانی که با جانثاری و از دست دادن یک یا چند عضو خود سختی ها و بیماری های طاقت فرسا را بر خود خریدند تا دیگران در امنیت و آرامش باشند، آیا سزاوار نیست و جا ندارد که با یاد کردن از شهيدان انقلاب، را آنها را ادامه داد و با احترام گذاشتن به تمام كسانى كه به آنها منسوبند به خدماتشان ارج نهاد، اين کار علاوه بر اینکه وظیفه انسانی و نشانه قدردانیست سبب مى ‏شود كه عشق و علاقه به فداكارى در ديگران نیز پرورش يابد و به قول معروف از خون يك شهيد هزاران مجاهد بروید.

همچنین باید تشکر کرد از همه کسانی که به هر شکل و در هر مقام و مسئولیتی که هستند به مردم کشورشان خدمت رسانی می کنند، اگر کمی به عقب برگردیم می بینیم که قبل از انقلاب خبرى از اين همه سدها، جادّه‏ ها، مدارس، دانشگاه ها، بیمارستان ها و ديگر خدمات نبود. امّا اكنون به لطف الهی و زحمات تلاشگران این نعمت ها به فراوانی در اختیار مردم است.

و جا دارد که تشکر و سپاسگزاری کرد از همه کسانی که به فکر نجات جان انسان ها و رفع بیماری های جسمانی و روانی آنها هستند و از تلاش و خدمات بی نظیر خود دریغ نمی کنند و گاه جان خود را در معرض آسیب و بیماری قرار می دهند و گاه جان خود را در این هدف والا و مقدس فدا می کنند.

آری باید از زحمات همه به هر شکل و هر چند که کم و به ظاهر کوچک است تشکر کرد تا علاوه بر اینکه قدردان زحمات آنها بود، تشویق شوند و این خدمات که لطف و نعمت الهی هستند ادامه یابد. در روايتى از امام صادق عليه السّلام نقل شده كه مى‏ فرمايد: «در تورات نوشته شده: كسى كه به تو خدمت و انعام كرده از او تشكر كن و به كسى كه از تو تشكر مى ‏كند خدمت و انعام كن. نعمت ‏ها و خدمت‏ ها هميشه با شكر باقى مانده و ادامه پيدا مى‏ كند، قدردانى موجب تشويق ديگران مى ‏شود تا احسان و خدمات بيشترى بكنند و كفران نعمت هم باعث قطع شدن نعمت مى ‏گردد».[4]

مهدی سیدمرادی

پی نوشت ها:

[1] كافي، كلينى، محمد بن يعقوب‏، ‏دارالكتب الإسلامية، تهران‏، 1407 ق‏، ج ‏2، ص 99.

[2] نهج البلاغه، شريف رضي، تحقیق صبحي صالح، ‏هجرت‏، قم‏، 1414ق‏، ص 470.

[3] مجمع البيان فى تفسير القرآن، طبرسى، فضل بن حسن‏، انتشارات ناصر خسرو، تهران‏، 1372ش،‏ ج ‏5، ص 103.

[4] کافی، ج ‏2، ص 94.


مطالب مرتبط