والدین باید در برخورد با فرزندان، از سه اصل مهم هم سویی، یکنواختی- قاطعیت و به کارگیری صحیح از تقویت و تنبیه استفاده کنند تا بتوانند خشم خود را کنترل کنند.

در مقابل پرخاشگری های کودک باید چه کار کرد؟

در مقابل پرخاشگری های کودک باید چه کار کرد؟

چطور مقابل کودکان، خشم خودمان را کنترل کنیم که کار به تنبیه و خشونت نکشد؟

شما عاشق فرزندتان هستید و هر کاری که انجام می دهید، برای سعادت و خوشبختی اوست. هر رفتار سخت گیرانه و سهل گیرانه‌ی شما، قطعاً با نیتی خیر بر فرزندتان اعمال می شود. با این حال ممکن است ندانید که برخی از این رفتارها، بر روحیه ی فرزند تأثیری منفی دارد و زمینه ساز بروز رفتارهای خشونت آمیز در اوست. این ‌اتفاق، هم بر رفتارهای فعلی کودک و هم بر شخصیت آینده اش اثر می گذارد. شاید ندانید که بعضی رفتارهای تان که به نیت تربیت او و از سر خیرخواهی صورت گرفته، درواقع خشونت علیه فرزند دلبندتان است.

خشم یک احساس یا حالت هیجانی طبیعی ست که می تواند به رفتار پرخاشگری ختم شود؛ به همین دلیلبرانگیخته شدن این هیجان در برابر برخی رفتارهای فرزندمان، کاملاً طبیعی و عادی ست. نکته ی مهم آن است که هنگام بروز این هیجان، بتوانیم درست رفتار کنیم و خشم خودمان را کنترل و مدیریت نماییم.

خشم یک احساس یا حالت هیجانی طبیعی ست که می تواند به رفتار پرخاشگری ختم شود.

بهتر است قبل از هر چیز، انواع تنبیه را بشناسیم. خیلی وقت ها پدر و مادرها، اصلاً تصور نمی کنند که اقدام شان یک تنبیه است و بسیار خطرناک!

تنبیه عمدتاً از نظر شکل ظاهری به سه دسته تقسیم می شود:

تنبیه فیزیکی

قربانیان تنبیه فیزیکی، غالباً افرادی هستند که زور بازو و قدرت عضلانی کمتری دارند. این نوع خشونت، واضح ترین نوع و البته خطرناک ترین نوع تنبیه کودکان است. برخلاف تصور خیلی از والدین که آن را با ادب کردن مترادف می دادند، در هیچ موردی تنبیه فیزیکی توصیه نمی شود. این نوع تنبیه هرگز اثرگذار نیست! در ظاهر، کودک‌ به خاطر تنبیه فیزیکی رفتار ناپسندش را دیگر تکرار نمی کند؛ اما وقتی خود را دیگر در موقعیت ترس از تنبیه نبیند، دوباره آن رفتار ناهنجار را تکرار خواهد کرد.

تنبیه روانی

این از همان نوع تنبیه هایی ست که دیده نمی شود. گاهی به صورت آشکار، آزاری در خانواده مشاهده نمی شود؛ ‌اما مصادیق متعددی از تحقیر، توهین، نادیده گرفته شدن یا دست کم گرفته شدن، طردشدگی، خیانت جنسی، استفاده ی جنسی، مالی و عاطفی، مسخره کردن و‌.‌.‌.‌، وجود دارد که عوارضی بیش از خشونت و تنبیه های فیزیکی به دنبال دارد.

هستند کودکانی که هرگز تنبیه فیزیکی را تجربه نکرده اند، اما به قدری خشمگین و عصبی هستند که در نگاه اول، تصور می شود تمام شبانه روز شکنجه شده اند. این در حالی ست که والدین و اطرافیان او، حتی یک بار کودک شان را تنبیه فیزیکی نکرده اند. این موارد بسیار است. وقتی پای تحقیقات علمی از کودک پرخاشگر به میان می آید، مشخص می شود که به دلیل رفتارهای ناپسند، از لطف عاطفی پدر و مادر بی نصیب مانده و این، کمتر از شکنجه ای شبانه روزی و همیشگی برای کودک نیست. تنبیه عاطفی، سخت ترین نوع تنبیه است که کمتر شناخته شده. در بحث تربیتی کودک، باید توجه داشته باشیم که هیچ گاه برای مدت طولانی، از تنبیه های عاطفی استفاده نکنیم؛ چراکه بی مهری شما، باعث می شود کودک پرخاشگر از همیشه شود.

در بحث تربیتی کودک، باید توجه داشته باشیم که هیچ گاه برای مدت طولانی، از تنبیه های عاطفی استفاده نکنیم.

نظاره گربودن (مشاهده ی تنبیه)

این نوع از خشونت و تنبیه خانگی، غالباً مورد توجه قرار نمی گیرد؛ در حالی که خشونت همسران، غالباً خود یکی از مصادیق کودک آزاری ست. آن هنگام که کودک، نزاع، درگیری و اختلاف والدین را مشاهده می کند، خود در معرض آزار قرار گرفته است. در نظاره گربودن، احساس قربانی شدن، له شدن و عدم ارزش به کودک منتقل شده و کودک عمیقاً آزار والدین را تجربه می کند.

هر سه نوع تنبیه، تأثیرات خاص خود را دارند و باید سعی کنیم تا جایی که می توانیم، از هیچ کدام استفاده نکنیم.

در برخورد با کودکان چطور خشم خود را قورت بدهیم؟

متخصصان روان شناسی، معتقدند که والدین باید در برخورد با فرزندان، از سه اصل مهم هم سویی، یک نواختی- قاطعیت و به کارگیری صحیح از تقویت و تنبیه استفاده کنند تا بتوانند خشم خود را کنترل کنند.

هم سویی

منظور از هم سویی، اتفاق نظر والدین در نحوه ی تربیت فرزند است. در صورت وجود چنین اصلی در نظام تربیتی خانواده، احتمال بروز ناسازگاری های رفتاری در فرزندمان کاهش می یابد و در نتیجه، زمینه ی بروز هیجان خشم در والدین به علت بدرفتاری فرزند کاسته می شود. لازم به ذکر است که در خط اول هم سویی، اتفاق نظر والدین قرار دارد. در خط بعدی، بستگان درجه ی یک از جمله پدربزرگ، مادربزرگ، خاله، دایی، عمو... و درنهایت مدرسه و در آخر کلان سیستمی قرار دارد که ‌کودک در آن زندگی می کند. باید در برخورد با کودک، همچون والدین عمل کنند؛ به نحوی که فرد با دو یا چند نظام تربیتی روبه رو نشود.

یک نواختی - قاطعیت

یک نواختی، به این معناست که والدین در همه ی احوال و شرایط، سعی در اجرای نظام تربیتی مورد توافق خود داشته باشند. قرارگرفتن در شرایطی همچون محیط‌های عمومی ‌(مثل پارک، سینما، فروشگاه و...)، منزل اقوام و بستگان یا خستگی زیاد ناشی از محیط کاری، مانع اجرای اصول تربیتی والدین نشود. با ندیده‌گرفتن اصل یک نواختی در تربیت، فرزند فرصت را مغتنم شمرده و هر رفتاری را انجام می دهد که دوست دارد. همچنین عدم قاطعیت والدین، این پیام را برای فرزند دارد که صحبت های والدین ضمانت اجرایی بالایی ندارد و می توان اصول تربیتی آنان را گاهی زیر پا گذاشت. عدم رعایت این اصل، دوباره زمینه ی بروز هیجان خشم در والدین را فراهم می آورد.

تقویت و تنبیه

اصل بعدی، چگونگی استفاده از نظام تقویت و تنبیه است. طبق این اصل، در ازای هر رفتار صحیح، فرزند تقویت را دریافت می کند.

تقویت

هر چیزی که مورد علاقه ی فرد باشد، می تواند نقش تقویت کننده داشته باشد؛ از خوراکی، وسیله ی بازی و گردش روزانه گرفته تا پول توجیبی و... که البته مهم ترین تقویت، توجه و محبت پدر و مادر است.

تنبیه

در نظام تربیتی مدرن، تنبیه فیزیکی جایگاهی ندارد. منظور از تنبیه در نظام تنبیه و تقویت، به کارگیری راهبردی برای روبه روشدن فرزند با پی آمد بد رفتاری ست که مرتکب شده. کودک باید متوجه شود که در آینده، چنین رفتاری انجام ندهد و مهم تر از همه، اینکه رفتار صحیح جایگزین را بیاموزد؛ از این رو در مرحله ی اول، تنبیه در نظام تقویت و تنبیه، خنثی کردن و نادیده گرفتن رفتار کودک است. در بسیاری از موارد به کارگیری همین مرحله، در یک بازه ی زمانی مناسب کفایت می کند و مانع از تکرار رفتار ناسازگارانه ی فرزند می شود. در مرحله ی بعدی تنبیه، از محروم سازی استفاده کنید. کودک را از انجام کارهای دلخواهش محروم کنید. نکته ی شایان ذکر، آن است که هرگز نباید فرزند را در تنبیه غافل گیر کرد؛ بلکه همیشه باید از قبل، رفتار مورد انتظار را به طور شفاف توضیح داد و پی آمد مثبت و منفی آن را نیز متذکر شد.

هرگز نباید فرزند را در تنبیه غافل گیر کرد؛ بلکه همیشه باید از قبل، رفتار مورد انتظار را به طور شفاف توضیح داد و پی آمد مثبت و منفی آن را نیز متذکر شد.

5ed47d8e4835b.jpg

چطور می توان از بروز رفتار نامناسب در بیرون از خانه جلوگیری کرد؟

در خانه قانون بگذارید و آن را به طور کامل برای بچه ها شرح دهید. نگذارید هیچ ابهامی در ذهنش بماند. کل قضیه را برای کودک روشن کنید و بگویید که دقیقاً چه انتظاری از او دارید. برای ‌مثال به او یاد بدهید و بگویید که درست صحبت کند، بزرگ ترها را با لفظ «شما» خطاب کند، داد نزند، موقع حرف زدن با حرص صحبت نکند، صدایش را بالا نبرد، تند صحبت نکند و...

این نکته بسیار اهمیت دارد که از همان ابتدا، برای کودک توضیح دهید تا پی آمد زیرپاگذاشتن این قوانین چیست. وقتی این قوانین در محیط خانه ملکه ی ذهن کودک شود، خواه ناخواه در محیط بیرون هم اجرایی می شود.

چطور به کودکان نشان دهیم، کاری که انجام داده اند درست نبوده است؟

- با اظهارات مثبت آغاز کنید؛

- صریح باشید؛

- شدت خشم خود را مشخص کنید؛

- فرزندتان را به این دلیل که شما را عصبانی کرده، سرزنش نکنید؛

- گله و شکایت های گذشته را زنده نکنید؛

ـ از تعمیم یا برچسب زدن اجتناب کنید؛

ـ از موعظه یا درس اخلاق دادن پرهیز کنید؛

ـ به جای انتقاد از تمام شخصیت فرد، از رفتار خاص او انتقاد کنید؛

ـ در بیان خواسته های خود، واقع بین و شفاف باشید؛

ـ از شوخ طبعی بپرهیزید؛

ـ تلاش کنید پاداشی را پیشنهاد دهید.

با انجام این مراحل، خشونت های خانگی را کنترل کنید

مرحله ی اول: خودآگاهی هیجانی

خودآگاهی هیجانی، یعنی فرد به احساسات و هیجان های خود در موقعیت های مختلف آگاهی داشته باشد تا بتواند در مواقع لزوم، از بروز رفتار خشونت آمیز جلوگیری کند.

تحریفات شایع شناختی نیز، در بروز خشونت مؤثر هستند که عبارت اند از تفکر همه یا هیچ، تعمیم، بی توجهی به ‌امر مثبت، نتیجه گیری شتاب زده، فکرخوانی، قضاوت، بزرگ نمایی و کوچک نمایی و‌...‌ . آشنایی با این تحریفات و پیداکردن رد آن ها در هیجانات ناخوشایند، سهم بسزایی در کاهش خشونت خانگی دارد.

مرحله ی دوم: خنثی کردن خشم

این مرحله شامل شیوه های بلندمدت و کوتاه مدت است. چنانچه بپذیریم که زادگاه خشونت خانواده است، باید باور کنیم که با یادگیری روش های صحیح فرزندپروری، در پیشگیری از انتقال نسل به نسل خشونت گام برداشته ایم. چنانچه باور کنیم مهارت های ارتباطی نیز در تولید خشونت – به ویژه میان همسران - سهم دارد، با یادگیری مهارت های حل تعارض، کنترل خشم و آگاهی از تحریفات شناختی، در کاهش فضاهای خشونت آمیز گام برداشته ایم. پس باور کنیم که تغییر از خود ما آغاز می شود. خشونت خانگی، پدیده ای مبتنی بر جنسیت نیست؛ بلکه آسیبی ست مبتنی بر تربیت، طرز نگاه و برداشت ما از واقعیت؛ پس برای پیشگیری از آن، ‌آموزش مهارت های فرزندپروری، مهارت کنترل خشم، مهارت حل تعارض و حل مسئله را جدی بگیریم.

منبع: نشریه پیام زن، دوره 26، اسفند 1396، رها شیرازی.


مطالب مرتبط