اولین دستاورد ماه رمضان تقوا است.

دستاوردهای ضیافت الهی

دستاوردهای ضیافت الهی

ماه رمضان، فرصت کسب همه خوبی ها است. در این ماه می توان قله های رفیع معنویت، کمال و تقوا را فتح کرد و دستاوردهای عظیمی به دست آورد؛ به نورانیت روحی رسید و از گناهان پرهیز کرد. لذا در روز عید فطر، گویی مسلمان از نو متولد می شود و تبریک این عید، به مناسبت ولادت جدیدِ مؤمن روزه دار است؛ چراکه روزه داران در شب عید فطر، از آلودگی ها پاک شده و پاداش خود را دریافت کرده اند.

1. تقوامداری

اولین دستاورد ماه رمضان تقوا است؛ تقوایی که در آموزه های دینی، بسیار بر آن تأکید شده است. یعنی روزه دار باید در حال روزه، با وجود گرسنگی و تشنگی، از مصرف غذا و آب و همچنین لذت جنسی چشم بپوشد و در عمل ثابت کند که می تواند زمام نفس سرکش را به دست گیرد و بر هوس ها و شهوات خود مسلط گردد.[1] نتیجه این امر، تقوامداری است. قرآن نیز فلسفه روزه را «تقوا» بیان می کند: «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ كَما كُتِبَ عَلَى الَّذينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ؛[2] ای کسانی که ایمان آورده اید! روزه بر شما نوشته و مقرر شده؛ همان گونه که بر کسانی که پیش از شما بودند، مقرر شد. شاید پرهیزکار شوید».

البته روزه تنها پرهیز از خوردن و آشامیدن نیست؛ بلکه باید زبان، گوش و چشم انسان نیز روزه داشته باشند، چنانکه رسول اعظم صلی الله علیه و آله فرمود: «وَ احْفَظُوا أَلْسِنَتَكُمْ وَ غُضُّوا عَمَّا لَا يَحِلُّ النَّظَرُ إِلَيْهِ أَبْصَارَكُمْ وَ عَمَّا لَا يَحِلُّ الِاسْتِمَاعُ إِلَيْهِ أَسْمَاعَكُمْ؛[3] زبان تان را نگه دارید و بر آنچه نگاه روا نیست چشمان تان را ببندید و از آنچه گوش دادن بدان حلال نیست گوش هایتان را نگه دارید».

امام سجاد علیه السلام عرضه داشت: «بارخدایا! آنچه ما را در این ماه از آن منع کرده ای، به ما الهام کن و ما را به روزه داشتن یاری ده؛ آن سان که اعضای بدن خویش را از معاصی تو بازداریم و در آنچه سبب خشنودی تو است، به کار گیریم تا به هیچ سخن بیهوده گوش نسپاریم و به هیچ لهو و بازیچه ننگریم و به هیچ ممنوع دست نگشاییم و به سوی هیچ حرامی گام برنداریم و چیزی جز آنچه حلال کرده ای، در شکم های خود جای ندهیم و زبان مان جز سخن تو نگوید و رنجی بر خود هموار نکنیم، جز آنکه ما را به ثواب تو نزدیک سازد و کاری نکنیم، جز آنچه ما را از عذاب تو در امان دارد».[4]

بر این اساس؛

تقوا دستاورد عظیمی است که باید بعد از ماه رمضان نیز استمرار یابد.

2. آمرزش گناهان و قبولی اعمال

در بخشی از دعای قنوت نماز عید فطر می خوانیم: «...ِ وَ أَهْلَ الْعَفْوِ وَ الرَّحْمَةِ وَ أَهْلَ التَّقْوَى وَ الْمَغْفِرَة؛ پروردگارا! ای لایق گذشت و رحمت و ای برازنده تقوا و آمرزش». این فراز ناظر بر این است که هر مسلمان، بعد از ماه رمضان دغدغه دارد که اعمال و عبادت وی قبول شده است یا نه؟» دومین دستاورد این ماه، جواب این سؤال است؛ یعنی اینکه اعمال او قبول شده است، چنانکه رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «وَ عَمَلُكُمْ فِيهِ مَقْبُولٌ؛[5] عمل شما در این ماه، مورد پذیرش خدا است». علی علیه السلام فرمود: «وَ اعْلَمُوا عِبَادَ اللَّهِ أنَّ أدْنَى مَا لِلصَّائِمِينَ وَ الصَّائِمَاتِ أنْ يُنَادِيَهُمْ مَلَكٌ فِي آخِرِ يَوْمٍ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ أبْشِرُوا عِبَادَ اللَّهِ فَقَدْ غُفِرَ لَكُمْ مَا سَلَفَ مِنْ ذُنُوبِكُمْ فَانْظُرُوا كَيْفَ تَكُونُونَ فِيمَا تَسْتَأنِفُونَ؛[6] ای بندگان خدا! بدانید که کوچک ترین پاداش مردان و زنان روزه دار، این است که فرشته ای در روز آخر ماه رمضان به آن ها ندا می دهد: ای بندگان خدا! بشارت تان باد که [خداوند] تمام گناهان گذشته شما را آمرزید. پس بنگرید که بعد از این چگونه عمل خواهید کرد».

شیخ مفید می نویسد: «اینکه روز اول ماه شوال، عید اهل ایمان قرار داده شده، به جهت این است که آنان برای قبولی اعمال شان در ماه رمضان، خوشحال اند و از اینکه خدا گناهان شان را بخشیده و بشارت از طرف خداوند رسیده است که ثواب های بسیاری برای روزه داران عطا خواهد کرد و از اینکه مؤمنان بر اثر تلاش های شب و روز ماه رمضان، چند مرحله به قرب الهی نزدیک شده اند، حالت سرور و نشاط دارند».

آمرزش گناهان و قبولی اعمال نیز دستاورد گران سنگ و ارزشمندی است که در ماه رمضان اتفاق می افتد و انتظار این است که بعد از ماه رمضان این دستاورد مهم حفظ گردد.

3. انس با قرآن

بی تردید ماه رمضان را باید ماه قرآن نامید؛ زیرا بین این دو پیوندی ناگسستنی است. همین پیوند دوسویه سبب گردیده که از رمضان با عنوان بهار قرآن یاد شود؛ چنان چه امام باقر علیه السلام می فرماید: «لِكُلِّ شَيْ‏ءٍ رَبِيعٌ وَ رَبِيعُ الْقُرْآنِ شَهْرُ رَمَضَانَ؛[7] برای هرچیزی بهاری است و بهار قرآن، ماه رمضان است». در ماه رمضان است که فضای جامعه را آوای دلنشین قرآن پر می کند و فرهنگ آن نهادینه می شود و مردم، بیشتر و بهتر با معارف بلند قرآنی آشنا می گردند.

بنابراین بایسته است که در ماه های دیگر نیز با قرآن بیشتر ارتباط برقرار کنیم. این ارتباط می تواند در قالب های مختلف، مانند تلاوت، حفظ، تدبر، تفسیر و عمل به قرآن نمود پیدا کند. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «أَفْضَلُ عِبَادَةِ أُمَّتِي بَعْدَ قِرَاءَةِ الْقُرْآن‏؛[8] برترین عبادت امت من، تلاوت قرآن است».

تلاوت قرآن برای همگان حیات بخش است، اما برای جوانان برکات خاصی دارد. امام صادق علیه السلام فرمود: «مَنْ قَرَأَ الْقُرْآنَ وَ هُوَ شَابٌّ مُؤْمِنٌ اخْتَلَطَ الْقُرْآنُ بِلَحْمِهِ وَ دَمِهِ؛[9] انسان مؤمن که در سن جوانی قرآن را قرائت کند، قرآن با گوشت و خون او آمیخته می شود». از سوی دیگر، تلاوت قرآن در همه زمان ها جان آدمی را طراوت و نشاط می بخشد؛ اما ماه رمضان –به ویژه شب قدر- اهمیت بیشتری دارد. البته این امر آداب خاصی دارد؛ چنان که امام باقر علیه السلام فرمود: در شب قدر، قرآن را مقابل روی خود بگشایید و بگویید: «اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِكِتَابِكَ الْمُنْزَلِ وَ مَا فِيهِ وَ فِيهِ اسْمُكَ الْأَعْظَمُ الْأَكْبَرُ...؛[10] خداوندا! از تو می خواهم به حق کتابی که نازل شده و به حق آنچه در آن است که نام عظیم و بزرگ تو در آن است...».

یکی از توصیه هایی که اهل بیت علیهم السلام همواره بر آن تأکید کرده اند، مهجوریت زدایی از قرآن است. برای این منظور، باید طبق آموزه های آن عمل کنیم تا آیه «وَ قالَ الرَّسُولُ يا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً»[11] شامل حال ما نشود.

ما باید فرزندان مان را با تلاوت قرآن مأنوس، خانه های خویش را با تلاوت آیات الهی، نورانی کنیم: «نَوِّرُوا بُيُوتَكُمْ بِتِلَاوَةِ الْقُرْآن‏؛[12] خانه های خود را با خواندن قرآن نورانی کنید». از همه مهم تر اینکه همه ما باید به قرآن عمل کنیم تا جامعه به رشد و کمال برسد؛ چنانکه علی علیه السلام فرمود: «وَ اللَّهَ اللَّهَ فِي الْقُرْآنِ، لَا يَسْبِقُكُمْ إِلَى الْعَمَلِ بِهِ غَيْرُكُمْ؛[13] خدا را، خدا را، درباره قرآن! مبادا دیگران در عمل به دستوراتش از شما پیشی گیرند».

4. دعا و نیایش

یکی از دستاوردهای مهم ماه رمضان دعا و نیایش است؛ موضوعی که قرآن و معصومان علیهم السلام بر آن تأکید کرده اند؛ تا آنجاکه قسمت عمده عبادات اسلامی را دعا و نیایش تشکیل می دهد و روح عبادت، دعا شمرده شده است. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «أَفْزِعُوا إِلَى اللَّهِ فِي حَوَائِجِكُمْ وَ أَلْجِئُوا إِلَيْهِ فِي مُلِمَّاتِكُمْ وَ تَضَرَّعُوا إِلَيْهِ وَ ادْعُوهُ فَإِنَّ الدُّعَاءَ مُخُّ الْعِبَادَةِ؛[14] در نیازهای خود و هنگام بروز مشکلات، از خداوند مدد بطلبید و در سختی ها به او پناه ببرید و در پیشگاه او، تضرع و دعا کنید؛ چراکه دعا، روح و مغز عبادت است». آن حضرت دعا را اسلحه مؤمن، ستون خیمه دین و نور آسمان ها و زمین معرفی کرده: «الدُّعَاءُ سِلَاحُ الْمُؤْمِنِ وَ عَمُودُ الدِّينِ وَ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ».[15]

یکی از دستاوردهای مهم ماه رمضان دعا و نیایش است.

البته اهمیت این موضوع، در ماه رمضان بیشتر از زمان های دیگر است. از این رو این ماه دعاهای مخصوصی از اهل بیت علیهم السلام رسیده است. یکی از این دعاها، دعای سحر است که از اهمیت خاصی برخوردار است. امام باقر علیه السلام می فرماید: «لَوْ يَعْلَمُ النَّاسُ مِنْ عِظَمِ هَذِهِ الْمَسَائِلِ عِنْدَ اللَّهِ وَ سُرْعَةِ إِجَابَتِهِ لِصَاحِبِهَا لَاقْتَتَلُوا عَلَيْهِ وَ لَوْ بِالسُّيُوف‏؛ اگر مردم عظمت این دعا را نزد خداوند بدانند و از اجابت سریع آن آگاه باشند، خود را برای آن به کشتن می دهند، گرچه با شمشیر باشد».

5. تقویت باورهای دینی

شرط رسیدن به ایمان کامل و افزایش بینش و باور دینی، پاکی نفس آدمی از گناه است. هر اندازه که انسان از خطا و لغزش دورتر باشد، بذر معارف در وجودش سریع تر به ریشه خواهد نشست و ساقه اعتقاداتش تنومندتر خواهد شد و همیشه خویشتن را در محضر خدا می بیند و خدا را شاهد بر اعمال خود می داند و در نتیجه می تواند خود را از هر گناهی حفظ کند. قرآن می فرماید: «أَ لَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرى‏؛[16] آیا نمی دانست که خدا او را می بیند» و «أَ لَمْ يَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ سِرَّهُمْ وَ نَجْواهُمْ وَ أَنَّ اللَّهَ عَلاَّمُ الْغُيُوبِ؛[17] آیا نمی دانند که خدا راز نهانی و گفت و گوی پنهانی شان را می داند و او دانای غیب است». بنابراین توجه به شاهد بودن خداوند در هر زمان و مکانی، این اعتقاد را در وجود او نهادینه می سازد که خداوند بر آشکار و پنهان هستی، آگاهی کامل دارد.

این تقویت باور دینی به برکت ماه رمضان بیشتر حاصل می گردد؛ زیرا مردم با حضور در مساجد و استفاده از سخنرانی ها آگاهی های اعتقادی و آشنایی با احکام را در خود افزایش می دهند. گفتنی است که دین داری اختصاص به ماه رمضان ندارد؛ بلکه مسلمان در هر شرایط و زمانی باید به تقویت اعتقادات خود بپردازد. البته دین داری برخی انسان ها، موسمی و فصلی است و حوادث تلخ و شیرین، آن را تغییر می دهد. کسانی که دین داری فصلی دارند، همیشه خدا را یاد نمی کنند؛ بلکه فقط در شرایطی که به اضطرار دچار شوند، او را صدا می زنند، چنانکه قرآن بدان اشاره نموده است.[18]

دین داری این نیست که فقط در مشکلات به سوی خدا برویم، اما هنگام فرونشستن طوفان سختی ها، خدا و اطاعت از او را به فراموشی بسپاریم. نشانه ایمان خالص، آن است که انسان در سلامت و بیماری، جوانی و پیری، فقر و غنا، پیروزی و شکست، یعنی در همه حال، به یاد او باشد و بر آستان او پیشانی نیاز نهد.

یکی دیگر از نشانه های دین داری فصلی، پرداختن به ظواهر دین در بخشی از فضول سال، مانند ماه رمضان یا در اماکن خاص مانند حرم معصومین است. بعضی از افراد که ایمان ضعیفی دارند، فقط در ماه رمضان رفتارشان رنگ و بوی دین می گیرد؛ ولی بعد از آن، دیگر در زندگی شان از دعا و نیایش های سحرگاهی و خوش خلقی خبری نیست؛ در حالی که باورهای دینی، مثل ریاضی و فیزیک نیست که تنها در بعضی مواقع به آن ها نیاز پیدا کنیم. فرد دین دار در هر زمان و مکانی که باشد، باید خود را ملزم به رعایت دستورات دینی کند.

6. همبستگی اجتماعی

یکی دیگر از دستاوردهای ماه رمضان تقویت روحیه همزیستی و هم بستگی اجتماعی است؛ مردم در ماه رمضان، گرسنگی را با جان خود تجربه می کنند و به یاد مستمندان می افتند و می فهمند که آنان چگونه با گرسنگی دست و پنجه نرم می کنند. «برکسی پوشیده نیست که روزه، یک درس مساوات و برابری در میان افراد اجتماع است. با انجام این دستور مذهبی، افراد متمکن، هم وضع گرسنگان و محرومان اجتماع را به طور محسوس درمی یابند و هم با صرفه جویی در غذای شبانه روزی خود می توانند به کمک آن ها بشتابند».[19]

منبع: کتاب ره توشه راهیان نور، رمضان 1395، علیرضا انصاری.


پی نوشت ها:

[1]. مکارم شیرازی، ناصر و دیگران، تفسیر نمونه، ج 1، ص 629.

[2]. بقره: 183.

[3]. سید بن طاووس، اقبال الاعمال، ج 1، ص 3.

[4]. علی بن الحسین علیه السلام، الصحیفه السجادیه، ص 187.

[5]. حرعاملی، وسائل الشیعه، ج۱0، ص 313.

[6]. شیخ صدوق، الامالی، ص 100.

[7]. کلینی، الکافی، ج2، ص 630.

[8]. مجلسی، بحارالانوار، ج 89، ص 419.

[9]. کلینی، الکافی، ج2، ص 603.

[10]. سید بن طاووس، اقبال الاعمال، ج 1، ص 186.

[11]. «و گفت فرستاده خدا: پروردگارا! همانا قوم من این قرآن را مهجور کردند» (فرقان: 30).

[12]. کلینی، الکافی، ج2، ص 610.

[13]. سیدرضی، نهج البلاغه، ص 422.

[14]. ابن فهد حلی، عده الداعی و نجاح الساعی، ص 40.

[15]. کلینی، الکافی، ج2، ص 468.

[16]. علق: 14.

[17]. توبه: 78.

[18]. یونس: 12.

[19]. مکام شیرازی، ناصر و دیگران، تفسیر نمونه، ج1، ص 631.


مطالب مرتبط