کاش می شد به عالم بگویم من خدا را در سخن گفتن با تو، در دخیل به پنجره فولادت، در طواف به دور ضریحت، در اشک زائرانت و در صدای نقاره خانه ات یافتم.

دستم را بگیر تا دوباره متولد شوم
۲ اسفند ۱۳۹۶ 484 8.9 KB 32 0

دستم را بگیر تا دوباره متولد شوم

درخشنده ترین ستاره عشق تویی در چشم سحر اشاره عشق تویی
امروز در آسمان خونبار دلم خورشید هزار پاره عشق تویی

امام مهربانم سلام
می دانم سخن گفتن از کسی که کلام تمام مهربانی های عالم است در حد من گناهکار نیست. چه خوب است با تو حرف زدن و درد و دل کردن و سطرهای ناخوانده کتاب آرزوها را خواندن.
چه خوب است با تو سخن گفتن و غرق لحظه های خدایی شدن.
مهربانم بگذار با زبان ساده برایت بگویم. از آرزویی که از کودکی با من بود. همیشه آرزو داشتم به پابوست بیایم. نمی دانم کدام فرشته آسمان، آرزویم را برایت گفت و تو دعوتم کردی که به پابوست بیایم. نمی دانم در من گناهکار چه دیدی که مرا لایق زیارتت کردی که به پابوست بیایم.
با خود گفتم موقعی که به دیدارت آمدم، برایت از غم ها و دل شکسته ام بگویم؛ اما وقتی چشمم به گنبد طلایت افتاد، تلألو انوار آفتاب بر گنبد طلایی، غمم را از یادم برد.

5a8d22d38449f.jpg


کاش می شد به عالم بگویم من خدا را در سخن گفتن با تو، در دخیل به پنجره فولادت، در طواف به دور ضریحت، در اشک زائرانت و در صدای نقاره خانه ات یافتم.
وقتی زائرانت را می بینم که ضریحت را غرق بوسه و اشک کردند و تو را همچون نگین انگشتری در برگرفته اند، با خود می گویم اگر تو در سرزمین ما نبودی، چه کسی سنگ صبور این همه دل شکسته و ناامید بود.
خاک مشهد از این که پابوس توست و تو میهمانش هستی به خود می بالد و به بلندترین قله های عالم فخر می فروشد. امام مهربانم دستم را بگیر تا دوباره متولد شوم.

منبع: کتاب نجوای دل، انتشارات شلفین، تلخیصی از دلنوشته الهه رهنما


مطالب مرتبط