اجتماعی بودن خانم در خانواده، بخشی از آرامش زندگی زن و شوهر را فراهم می کند و حتی بیشتر آرامش همسران در کنار همدیگر، به دست زن برآورده می شود.

رازهای اجتماعی بودن در خانواده

رازهای اجتماعی بودن در خانواده

آقا و خانمی که در بیرون از خانه روابط اجتماعی بسیار خوبی دارند، چرا وقتی نوبت به خانواده و همسرشان می رسد، عوض می شوند؟

پاسخ این است که: این آقا و خانم روش های اجتماعی بودن در خانواده را نمی دانند. اجتماعی بودن خانم در خانواده، بخشی از آرامش زندگی زن و شوهر را فراهم می کند و حتی بیشتر آرامش همسران در کنار همدیگر، به دست زن برآورده می شود.

راز اول: رفتار منطقی دارند

مهم ترین نشانه اجتماعی بودن در منزل، داشتن منطق در رفتارها و درخواست های فردی از همسر است.

شخصی که روحیه اجتماعی دارد، در نزاع ها و برخوردها با همسرش، به جای موضع گیری هایی که نتیجه آن چیزی جز بحران و دلزدگی زن وشوهر از یکدیگر نیست، با منطق به بررسی ضعف ها و اشکالات می پردازد.

مهم ترین نشانه اجتماعی بودن در منزل، داشتن منطق در رفتارها و درخواست های فردی از همسر است.

این مسأله هنگامی نمود می یابد که برای مثال، وقتی شوهر اشتباهی انجام می دهد و به طور قطع حق هم با خانم است، زن به جای برخورد غیرمنطقی با شوهر، به روشی با او برخورد می کند که هم مرد متوجه اشتباه خود شود و هم به جای دعوا، از حق خود دفاع نماید.

زن و مرد اجتماعی، به جای اینکه در مقابل اشتباه طرف مقابل، برخوردی تند و تؤام با لج بازی داشته باشند، با برخوردی منطقی و عاقلانه، اشتباه همسر را به او یادآور می شوند؛ یعنی بروز اشتباهی از طرف مقابل، منجر به انجام برخوردی اشتباه از او نخواهد شد.

مثالی از مدل خواهرشوهر

شما با همسر خود به خانه خواهرشوهرتان می روید. خواهرشوهر شما از همسر شما می خواهد که لحظه ای با هم تنها صحبت نمایند. در حین صحبت آن ها، در ذهن شما چه تصورات و اتفاقاتی می افتد؟ دلشوره شدیدی دارید که خواهر در گوش برادرش چه حرف هایی علیه شما می زند؟ چه دلیلی دارد با حضور من در خلوت صحبت کنند؟ اگر حرف خصوصی داشتند، مگر نمی توانستند به روز دیگری موکول کنند؟

به هر جهت این اشتباه از طرف همسر یا خواهرشوهر انجام شده است. برخورد زن در این موقعیت، ممکن است دو حالت داشته باشد:

1. زنی که در خانواده، اجتماعی نیست؛

2. زنی که در خانواده اجتماعی است.

در حالت اول، که زن اجتماعی نیست، بعد از اتمام مهمانی، در داخل خانه، خانم در مقابل صحبت های همسر بی توجهی می کند و حرف نمی زند. مرد با تعجب می پرسد: «اتفاقی افتاده است؟»، اما خانم جواب نمی دهد. مرد دوباره می پرسد: «مشکلی پیش آمده؟»، ولی باز خانم سکوت می کند. شوهر چندبار با اصرار می خواهد که اگر مشکلی پیش آمده است، بگو حلش کنم.

خانم هم با عصبانیت این گونه شروع به صحبت می کند:

«شما که با خواهرت حرف خصوصی داشتی، چرا مرا با خود بردی؟ دوباره خواهرت درِ گوش تو حرف هایی زد تا بداخلاقی هایت شروع شود». خانم پشت سرهم شروع به حرف زدن می کند و داد و فریاد راه می اندازد. خلاصه، دعوا سرمی گیرد و منجر به جرّو بحث شدید و قهر و... می شود.

یکی از نکاتی که این مواقع مهم است، سکوت هنگام دعوا است که می تواند حلّال خوبی برای مشکلات باشد. البته سکوت هم مفاهیم مختلفی دارد، چون گاهی از حرف زدن بدتر است؛ سکوتی که طرف مقابل را عصبانی تر کند.

بالاخره بعد از دو روز قهر و کتک کاری، معلوم می شود موضوعی که خواهر شوهر این خانم با برادرش در خلوت در میان گذاشته، اصلاً موضوعاتی که این خانم پنداشته نبوده بلکه جریان از این قرار بوده که خواهرشوهر به دلیل اختلاف و دعوایی که با شوهرش داشته، از او کتک خورده و می خواسته است برادرش را به گونه ای خصوصی از این قضیه مطلع نماید و در حضور زنِ برادرش خجالت می کشیده است بگوید؛ یعنی خبری از آن افکار پوچ و بیهوده ای که این خانم تصور می کرده، نبوده است.

هرچند رفتار خواهرشوهر که باعث تحقیر و بدگمانی زن شده، بسیار اشتباه بوده، ولی این رفتارِ یک خانم اجتماعی نیست که بعد از دو روز دعوا، حالا می خواهد مشکل را حل کند. تنها پیامد رفتار این خانم غیراجتماعی، به وجود آمدن اضطراب و فشار روحی فراوان و دلخوری میان او و شوهرش و یک مشکل دیگر است.

اما ببینیم حالت دوم که زن اجتماعی است، چگونه خواهد بود.

رفتار زن اجتماعی در مثالی که ذکر نمودیم، این گونه است که از این رفتار شوهر و خواهرشوهر ناراحت می شود و حق هم دارد، اما بعد از اتمام مهمانی، حرفی به همسرش نمی زند، تا متوجه حال همسر خود شود. اگر به این نتیجه رسید که حال همسرش مناسب است، از وی سؤال می کند که «آیا مشکلی برای خواهرت پیش آمده بود؟ آیا کمکی از دست من برمی آید؟ البته اگر خصوصی نیست و می توانی با من مطرح کنی».

همین مقدار حرف زدن کافی است تا زن بتواند زبان مردش را باز کند. در این لحظه، مرد برای راحت شدن خیال خانم، شروع می کند جریان را توضیح دادن که یک مشکل برای آنان پیش آمده بود و خواهرم خجالت می کشید در حضور شما مطرح کند. این خانم اجتماعی در عرض دو دقیقه جریان را می فهمد، ولی آن خانم غیراجتماعی بعد از دو روز از جریان مطلع می شود.

پس قوی ترین سلاح، رفتار منطقی و آرام است که با آن می توان راحت تر به نتیجه رسید و این خانم می توانست راحت تر قضیه را بفهمد.

قوی ترین سلاح، رفتار منطقی و آرام است که با آن می توان راحت تر به نتیجه رسید.

بنابراین، هنر این است که در مقابل اشتباه طرف مقابل، از شما اشتباهی سر نزند و بتوانید گذشت کنید. گذشت یعنی اینکه در موقع دعوا با همسرتان، هرچند او مقصر است، شما گذشت می کنید و حتی گاهی معذرت می خواهید. اگر این گونه گذشت ها در زندگی ایجاد شود، آن موقع درخت عشق زندگی تبدیل به درختی تنومند خواهد شد که هیچ باد و طوفانی توانایی از ریشه درآوردن آن را ندارد. البته متأسفانه امروزه گذشت در زندگی ها کم شده است.

راز دوم: رازدار یکدیگرند

خداوند در قرآن کریم می فرماید: «هُنَّ لِباسٌ لَكُمْ وَ أَنْتُمْ لِباسٌ لَهُنَّ؛[1] آنان (زنان) برای شما (شوهران) لباس هستند و شما (مردان) برای آنان (همسران) لباس هستید».

بنابراین، به خانم یا آقایی اجتماعی گفته می شود که زن و شوهر، رازدار همدیگر باشند و عیوب یکدیگر را بپوشانند؛ همچنان که این آیه در مورد کسی است که طرف مقابلش عیبی دارد و شما آن عیب را مخفی می کنی و راز همسرت را به دیگران نمی گویی.

زن و شوهر دعوا کنند...

آقا یا خانم عزیز! عیب های همسرت را مخفی کن و اجازه نده کسی از عیوب او باخبر شود. چرا عیوب همسرت را به خانم همسایه و همکار، یا حتی به خواهر و برادر و پدر و مادرت می گویی؟ توجه داری که این کار شما غیبت است؟ بعضی این کار را انجام می دهند و در توجیه کارشان، می گویند واقعیت را می گویم. ظاهراً اطلاع ندارند که اگر واقعیت داشته باشد، غیبت است و اگر واقعیت نداشته باشد، حکم تهمت را پیدا می کند!

آقا یا خانم عزیز! عیب های همسرت را مخفی کن و اجازه نده کسی از عیوب او باخبر شود.

پس زن اجتماعی کسی است که رازدار باشد. این ضرب المثل را به خاطر بیاورید: «زن و شوهر دعوا کنند، ابلهان باور کنند».

مضمون این ضرب المثل این است که شما دعوا کرده و بعد از مدتی آشتی می کنید و حتی دعوا را فراموش می نمایید، اما افرادی که برای آنان نقل کردید که خانم من فلان یا شوهر من فلان است، آن ها فراموش نمی کنند و از ذهن شان خارج نمی شود و همیشه وقتی شما را می بینند، عیوب و بداخلاقی های شما و یا همسرتان را به یاد می آورند.

پیامدهای رازدار نبودن

خانم مراجعه کننده ای که برای مشاوره آمده بود، مشکلش را این گونه با من مطرح کرد:

من با خانواده خودم مشکل دارم. پدر و مادرم برای من و همسرم احترامی قائل نیستند؛ در صورتی که برای خواهرم –که تقریباً هم سن و سال خودم است- و شوهرش احترام زیادی قائل اند. این مسأله باعث ناراحتی و عذاب من شده است.

به او گفتم که چند سؤال از شما می پرسم؛ به شرطی که به همه سؤالاتم صادقانه جواب دهی و ایشان نیز قبول کرد. سؤالات را این گونه آغاز نمودم:

آیا وضعیت مالی و سطح تحصیلات شوهرخواهر و خواهر شما با شما و همسرتان، تفاوت زیادی دارد؟ خانم در جواب گفت: نه، در سطح یکسانی هستیم.

پرسیدم: آیا رفتار خانواده شوهر شما، با خانواده شما خوب نیست؟ آیا رفتار خانواده و اطرافیان شوهرخواهرت بسیار عالی است؟

خانم پاسخ داد: فرقی نمی کند؛ رابطه ها در یک سطح است.

متوجه علت شدم. به ایشان گفتم: آیا تا به حال پیش آمده که در حضور پدر و مادر یا خواهرتان به عنوان دردل از همسر خود بدگویی کنید؟

گفت: بله، گاهی که بسیار دلتنگ می شوم، برای مادرم درددل کرده و بدی های شوهرم را تعریف می کنم.

پرسیدم: آیا خواهر شما هم تا به حال چنین کاری انجام داده است؟

گفت: خیر؛ خواهرم با همسرش مشکلی ندارند.

به خانم گفتم: مگر می شود که زن و شوهر با همدیگر مشکلی نداشته باشند؟! همه زن و شوهرها با هم اختلاف و دعوا دارند، اما همه با بدگویی از همسر خود، آبروی او و خودشان را نمی برند.

در آخر به او گفتم: با بدگویی از همسرت نزد خانواده ات، اولاً او را تحقیر کرده ای؛ به گونه ای که خانواده شما نگاه بدی نسبت به همسرت دارند و هر موقع او را می بینند، یک مرد بداخلاق در ذهن آنان متصور می شود. ثانیاً، بدگویی از شوهرت در حضور خانواده ات، تحقیر کردن خودت را نزد آنان به دنبال داشته است.

درست است که بعد از مشاجره و بحران روحی، انسان نیاز مبرم به دردل کردن و مشاوره پیدا می کند، اما به راستی چه کسی شرایط لازم را برای مشاوره کردن دارد؟ در دین اسلام آمده است که برای مشاوره، سراغ کسی بروید که بی طرف، رازدار و دین دار باشد، زیرا مشاورِ بی دین و جاهل، حتی اگر شما را هم دوست داشته باشد، باز زندگی شما را تباه خواهد کرد.

متأسفانه گاهی افراد با زنان همسایه، یا مردان بیکار، یا اقوام و در نوع وحشتناک آن با فرزندان خود درددل و از همسرشان بدگویی می کنند.

آسیب های بدگویی زن از شوهر برای فرزندان

از مادری که نزد دختر و پسر نوجوان و جوان خود از بدی های شوهرش می گوید، باید پرسید که دخترش چه کمکی می تواند به او کند؟ تنها نتیجه ای که عاید می شود، آسیب دیدن روانی همین دختر نوجوانی است که هنوز ثبوت شخصیت نداشته و از نظر احساسی، نیاز عاطفی بسیاری دارد.

آسیب اول: مادر، ابهت پدر را نزد خودش از بین می برد.

آسیب دوم: مادر با این کار خود، اطاعت پذیری فرزند را از پدر کاهش می دهد.

آسیب سوم: خود مادر تحقیر می شود، چون دختر نزد خود به این فکر می کند که مادر من بدبخت است که نتوانسته در زندگی خود موفق باشد؛ پدرم نیز آدم ظالمی است که مادرم را بدبخت کرده است.

آسیب چهارم: وقتی دختر نیاز به درددل پیدا می کند، با وجود مادری بدبخت و پدری ظالم، به سراغ گزینه های کوچه و بازار تا ناکجاآباد کشیده می شود و به راستی چه کسی باید پاسخگو باشد؟

پس خانه ای که باید «لِتَسْكُنُوا إِلَيْها» و محل آرامش برای این فرزند باشد، در ذهن او تبدیل به یک زندان می شود. عمق فاجعه همین درددل ساده مادر با دخترش، زمانی نمود پیدا می کند که این دختر نوجوان یا جوان برای رسیدن به آرامش، به بیرون از خانه پناه می برد و دردهایش را با توجه به ظالم بودن پدر و عدم تحمل مادر در شنیدن مشکلاتش، به دوستانی خواهد گفت که مسیر ناکجاآباد را به او نشان می دهند.

راز سوم: سوءظن ندارند

مردان و زنان اجتماعی، به راحتی سوءظن پیدا نمی کنند و به همدیگر تهمت نمی زنند. آیه قرآن می فرماید: «إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ؛[2] بعضی از ظن ها گناه است».

چرا با تخیلات و توهمات خودتان، چیزی را که وجود ندارد، واقعیت می پندارید. زن و شوهر اجتماعی باید از بدگمانی بپرهیزند و دست همدیگر را بگیرند و پله های ترقی را طی کنند و بالا بروند؛ آنان با کوچک ترین پیش آمدی و با توجه به ظواهر، تصمیم نمی گیرند.

منبع: کتاب رازهای تسخیر قلب همسر، مسلم داودی نژاد، ص 234-243.


پی نوشت ها:

[1]. بقره: 187.

[2]. حجرات: 12.


مطالب مرتبط