گریه امانش نمی داد:یا امام رضا! اینبار کنار ضریح نمی آیم تا اذن دخول را با برات شهادت بدهی چند روز بعد کنار ضریح ایستاده بود و با حالتی خاص...

راه حل فقط توسل

راه حل فقط توسل

گریه امانش نمی داد:یا امام رضا! اینبار کنار ضریح نمی آیم تا اذن دخول را با برات شهادت بدهی چند روز بعد کنار ضریح ایستاده بود و با حالتی خاص زیارت می خواند. روز آخر زیارت هم لباس سبز سپاه را با پارچه کفن متبرک کرد

شهید محمد رضا تورجی
- راه حلش همه جا توسل بود. گفت"این که مشکلی نداره. بیا همین جا دو نفری توسل پیدا کنیم به مادرمان حضرت زهرا (ع). یک ساعت نگذشت. چند نفر از فرماندهان سابق گردان به ما ملحق شدند. کادر گردان که ناقص شده بود تکمیل شد. مشکل حل شد. آماده بودیم برای عملیات.
- سرش پایین بود. آهسته قدم برمی داشت. به مغازه ها نگاه نمی کرد و در مسیر حرم با کسی حرف نمی زد. روزهای اول زیارت فقط در صحن گوهرشاد می ماندو تا اذن نمی گرفت؛ کنار ضریح نمی رفت. زیارت زیاد میآمد اما با آداب زیارت
- گریه امانش نمی داد:"یا امام رضا! اینبار کنار ضریح نمی آیم تا اذن دخول را با برات شهادت بدهی" چند روز بعد کنار ضریح ایستاده بود و با حالتی خاص زیارت می خواند. روز آخر زیارت هم لباس سبز سپاه را با پارچه کفن متبرک کرد
معلوم شد برات شهادتش را گرفت
- ایستاد بالا سر قبر سید رحمان هاشمی. کنارش یک جای خالی بود. گفت اینجا را برای من نگه دارید. تازه از مشهد آمده بود. قبل از آخرین اعزام .


مطالب مرتبط