برای درمان تکبر، باید ریشه های آن را شناخت و جداجدا به مداوا پرداخت

راه درمان تکبر

راه درمان تکبر

تکبر، منازعه با کبریا و جبروت الهی است. بزرگی تنها سزاوار خداست و هرکه بخواهد جامۀ کبریایی و خودبزرگ بینی و فرعونیت بر تَن کند، ذلیل می شود. پایه گذار تکبر، ابلیس بود که حاضر نشد به فرمان خدا سبحانه وتعالی بر آدم سجده کند و منفور ابدی شد.

این رذیله، گاهی به خاطر مال و ثروت پیش می آید، یا جاه و مقام، یا علم و فضل، یا خدَم و حشم، یا خانواده و دودمان. به هرحال، مرضی است زشت که باید درمانش کرد و به زیور «تواضع» آراسته شد.

برای درمان تکبر، باید ریشه های آن را شناخت و جداجدا به مداوا پرداخت. تکبرِ برخی به سبب ذلت درونی و حقارت نفس است؛ امام صادق فرمودند: « مَا مِنْ رَجُلٍ تَكَبَّرَ أَوْ تَجَبَّرَ إِلاَّ لِذِلَّةٍ وَجَدَهَا فِي نَفْسِهِ» (هیچ کس تکبر نمی ورزد یا خودبزرگ بینی نمی کند؛ مگر به سبب ذلتی که در درون خویش می یابد.(1)

پس جبران و درمان آن، رسیدن به غنای روحی و اعتلای شخصیتی است که در سایۀ عمل، فضل، ایمان و معرفت به دست می آید.

توجه به اینکه متکبران نه نزد مردم جایی دارند، نه نزد خدا سبحانه وتعالی، بیدارگر است.

توجه به اینکه همۀ صاحبان مال، مقام، مِکنت، ثروت، ریاست، جمال، خاندان و حَسب ونَسب، مُرده اند و به زیر خاک رفته اند، تکبر را می زداید.

یاد اینکه انسان به فرمودۀ امام علی علیه السلام در آغاز، نطفه ای بوده و در پایان هم جیفه ای خواهد بود، پس چه جای تکبر؟، هشداردهنده است.

تمرین عملی برای پرهیز از نشستن در صدر مجلس، توقع سلام و احترام نداشتن از دیگران، پیشقدم شدن در سلام، هم نشینی با ضعفا و محرومان، رفت وآمد با فقرا و طبقات مستضعف، عبادت و بندگی و سجده های طولانی، دیگری را در مجالس و مهمانی ها و ورود و خروج به محفل برخود مقدم داشتن، تأکید بر گفتن فراوانِ «نمی دانم» وقتی سؤالی می کنند و نمی داند و...، در زدودن روحیۀ تکبر و افزایش تواضع، مفید است. به گفتۀ خواجه عبدالله انصاری:

عیب است، بزرگ برکشیدن خود را *** ازجملۀ خلق، برگزیدن خود را

از مردمک دیده بباید آموخت *** دیدن همه کس را و ندیدن خود را(2)

منبع: کتاب راه های درمان رذایل اخلاقی، جواد محدثی، ص 20-18.

----

پی نوشت ها:

1. اصول کافی، ج 2، ص 312.

2. یحیی برقعی، چکیدۀ اندیشه ها، ج 2، ص 91.


مطالب مرتبط