یکی از محاسن ازدواج، تقویت احساس مسئولیت و فراهم آوردن بستری برای رجحان شخص دیگری بر خود است. قبل از ازدواج منشاء بسیاری از اعمال ما منفعت طلبی است و همواره قبل از هر اقدامی نزد....

راه های جلب محبّت همسر

راه های جلب محبّت همسر

یکی از گلایه هایی که از زبان زن و شوهرها زیاد مطرح می شود این است که محبّتی که در دوران عقد یا اوائل عروسی نسبت به یکدیگر داشته اند کمرنگ شده است و یا آنها احساس می کنند که در حال دور شدن از یکدیگرند. هر چند زندگی بدون محبّت بسیار خشک و غیر قابل تحمل است، امّا مسلماً گاهی شرایط زندگی چنین اوضاعی را به وجود می آورد، بنابراین همسران باید به دنبال راه هایی باشند که درخت زندگی را از چشمه محبّت سیراب کنند از جمله این راه ها می¬توان به موارد زیر اشاره کرد:

الف) عفو و چشم پوشی

همان طورکه قبلاً گفتیم از ویژگی های رحمت، عفو و چشم پوشی نسبت به خطاهای دیگران است. بروز این صفت در جامعه و زندگی خانوادگی برکات فراوانی به همراه دارد از جمله باعث جلب محبّت اطرافیان، همسر و فرزندان می شود. قرآن درباره رابطه ی مؤمنین با یکدیگر می گوید «وَ لیَعفُوا وَ لیَصفَحُوا» [1] یعنی مؤمنین در درجه اول باید عفو کنند و در درجه دوم صفح و چشم پوشی کنند. چشم پوشی بالاتر از عفو است نه این که ببینید و ببخشید بلکه اساساً بدی ها را نبینید. همچنین در ادامه آیه آمده است «أَلَا تُحِبُّونَ أَن یَغْفِرَ اللهُ لَکُمْ» یعنی آیا دوست ندارید که خدا از گناهانتان بگذرد.

در ارتباط های عمومی، قرآن دو وظیفه عفو و صفح را مطرح می کند، امّا برای همسر سه وظیفه می گوید: «عفو»، «صفح» و «مغفرت». در این باره قرآن می فرماید: «وَ إِنْ تَعْفُوا وَ تَصْفَحُوا وَ تَغْفِرُوا فَإِنَّ اللهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ» [2] عفو یعنی گذشت، صفح یعنی اینکه من اصلاً ایرادت را ندیدم و امّا «و تغفروا» یعنی چه؟ «وتغفروا» یعنی این که تو بدی کردی، پاسخ بدی تو را با خوبی می دهم. بالاخره با یک رفتار بد از سوی زن و یا شوهر، خللی در رابطه آن دو ایجاد می شود که باید به نحوی جبران شود.

مؤمنین در درجه اول باید عفو کنند و در درجه دوم صفح و چشم پوشی کنند.

اگر دیدید که زندگی زن و شوهری دچار آسیب شد، بی تردید بدانید که اشکال به هر دوی آنان

بر می گردد. غیر ممکن است که یکی از آنها خوب عمل کند و زندگی آنها دچار آسیب بشود. البته ممکن است نقطه ی شروع مشکل از یکی از آنها باشد، امّا روش هایی وجود داشته که فرد دوم می توانسته است به کمک آنها مشکل را جبران کند ولی از آن روش ها استفاده نکرده است یکی از همین روش ها «وَ تَغفِروا» است.

ب) احساس مسئولیت و دوری از خودخواهی

یکی از محاسن ازدواج، تقویت احساس مسئولیت و فراهم آوردن بستری برای رجحان شخص دیگری بر خود است. قبل از ازدواج منشاء بسیاری از اعمال ما منفعت طلبی است و همواره قبل از هر اقدامی نزد خود می اندیشیم که این کار برای ما چه سودی دارد؟ یعنی محور تمام تصمیم گیری های ما «منیّت» و «فردیّت» است و آزادانه در پی خواسته ها، اهداف و علایق خود هستیم. حتی در تعیین شیوه ی رسیدن به آنها تا وقتی که منع شرعی و اخلاقی وجود نداشته باشد نیز آزادیم، امّا هنگامی که همسری بر می گزینیم، پیوسته موظّفیم که سهم او را در زندگی در نظر بگیریم و حتی در برخی موارد از سهم خود نیز بگذریم. با ازدواج از منیّت فاصله می گیریم و من های ما، «ما» می شود و این شیرین ترین ثمره ی ازدواج است. فردی که به دور از هر گونه خود خواهی و منیّت در برابر زندگی زناشویی احساس مسئولیت می کند و حتی گاهی همسر و فرزندان را بر خود مقدم می دارد در واقع با این کار محبّت آنها را به سوی خود جلب می کند.

عفو یعنی گذشت، صفح یعنی اینکه من اصلاً ایرادت را ندیدم و امّا «و تغفروا» یعنی اینکه تو بدی کردی، پاسخ بدی تو را با خوبی می دهم.

ج) هدیه دادن

خداوند در قرآن می فرماید: «هر چیزی را از طریق اسبابش تحقق می دهد. محبّت کردن نیز سبب

می خواهد، به همین علت پیامبر «صلی الله علیه و آله» فرمودند: «به یکدیگر هدیه دهید تا کینه هایتان از بین برود و دلهایتان نسبت به هم با محبّت شود.» [3] بنابراین وقتی زن و شوهر (به خصوص مرد) به مناسبت های مختلف به همسرش هدیه می دهد، از یک سو علاقه ی خود را ابراز می کند و از سوی دیگر محبّت طرف مقابل را به سوی خود جلب می کند.

د) برقراری عهد و پیمان با خدا

پیوسته به همسرتان نگویید تو برای من چکار کردی؟ شما اگر عهدتان را با خدا بسته باشید، به خوبی می دانید که قرار نیست همسرتان برای شما کاری کند. او طرف حساب شما نیست. طرف معامله ی شما خداوندی است که از همه مخلوقاتش تواناتر، مهربان تر و به عهدهایش وفادارتر است. انسان در این دنیا فقط و فقط یک طرف معامله دارد، آن هم خداست. هیچ کس خوش معامله تر از خداوند نیست.[4]

اگر روابطمان را بر اساس مثلثی تنظیم کردیم که رأس آن خداست و جهت فلش ما تنها به سوی همسرمان و خدا بود، البته فلش خدا دو طرفه باشد و هیچ فلشی از سوی همسرمان به سوی ما نباشد - بهترین تعاملات را با همسرمان خواهیم داشت و بهترین نتیجه ها را از خدا خواهیم گرفت. حال ببینید اگر هم زن و هم شوهر روابطشان را بر اساس چنین الگویی تنظیم کنند، یعنی هر یک از آنها در رقابت با دیگری بخواهد که مجرای رحمت و مودّت الهی باشد، نور علی نور می شود و غایت این نورانیّت را می توان در زندگی علی (علیه السّلام) و فاطمه (سلام الله علیها) یافت.

منبع: کتاب سرّ دلبران (عوامل آرامش بخش و نشاط آفرین در خانواده)، امیرحسین بانکی پور فرد

---------------------------------------------

پی نوشت ها:

1. نور:22

2. تغابن:14

3. الکافی، ج1، ص 144، «تَهادَوا تَحابُوا، تَهادُوا فَإنَّها تَذهَبُ بِالضَّغائنِ».

4. در تهران دانشجوی پسری داشتم که می خواست با یکی از دانشجویان دخترم ازدواج کند، هر دو از نظر فکری خیلی به من نزدیک بودند. شب عقدشان، هر یک از آنها جداگانه به دفترم آمدند تا با من مشورت کنند، اما دختر زودتر آمد و وقتی داماد دید عروس خانم در دفتر من است، نماند و رفت. دختر به من گفت امشب خانواده داماد برای خواندن عقد می آیند و اگر راهنمایی دارید، بفرمایید. به او گفتم من نمی دانم تو با چه عقلی می خواهی با این آقا عقد کنی و روی چه حسابی می خواهی به او بله بگویی ... می دانی چقدر از این پسرهای درجه یک بودند که بعد از ازدواج پوچ از آب در آمدند؟ چقدر بوده اند کسانی که واقعا خوب بوده اند، امّا به محض اینکه دنیا کمی به آنها روی آورد، آدم دیگری شدند، می دانی وقتی یک دختر به یک پسر «بله» می گوید، یعنی تمام زندگی و سرنوشتش را به زندگی و سرنوشت او گره می زند. خلاصه این دختر که آن شب عقدش بود و برای مشورت نزد من آمده بود، حسابی مستأصل و نگران شد و مانده بود که چه بگوید! به او گفتم یک راه داری و آن راه این است که امشب با خدا عهد ببندی و اصلاً روی داماد حساب نکنی. تو به خداوند «بله» بگو. بگو خدایا طبق دستوری که دادی، من با این پسر ازدواج می کنم. این پسر هیچ ضمانتی روی کارش نیست و ممکن است هر مشکلی برایش پیش بیاید. من با او معامله نمی کنم؛ من با تو معامله می کنم و همه چیز را از تو می خواهم.


مطالب مرتبط