بازداشتن از اذیت و نیز کم سرو صدا بودن، رزق را افزایش می دهد.

رزق، تنها وابسته به مسائل مادی نیست!

رزق، تنها وابسته به مسائل مادی نیست!

رزق، تنها وابسته به مسائل مادی نیست و بسیاری از رفتارهای غیرمالی ما هم در این باره نقش دارند. یکی از این عوامل که به راحتی و به شکل های مختلف در زندگی روزمره نمایان می شود، کوشیدن در تأمین آسایش دیگران است. امام صادق (ع) فرمودند: بازداشتن از اذیت و نیز کم سرو صدا بودن، رزق را افزایش می دهد.[1] باید هم خود را از آزار دادن دیگران بازداری و هم دیگران را؛ یعنی نه تنها از سوی تو به کسی آزاری نرسد، بلکه آستین بالا بزنی و برای تأمین آسایش دیگرانی که قدرت مقابله با آزار و اذیت ها را ندارند بکوشی. به هر حال وقتی بتوانی رنجی را از کسی دور کنی اما نکنی، مثل این است که خودت آن رنج را پدید آورده باشی.

بازداشتن از اذیت و نیز کم سرو صدا بودن، رزق را افزایش می دهد

البته آزار و اذیت ها همیشه از روی عمد اتفاق نمی افتند. فروشنده ای که از سر ناچاری، راه عبور دیگران را تنگ کرده و احیاناً باعث ایجاد ترافیک، با همه پیامدهای آزاردهنده آن شده است، نمی داند که این کار او هرچند به ظاهر تدبیری برای فروش بهتر بوده، تأثیری معکوس خواهد داشت و برکت را از روزی او دور خواهد کرد. آیا می توانید موارد دیگری از این آزارها را شماره کنید؟ در اداره ها و مراکز خدمات رسانی و در رفتارهای اجتماعی افراد خصوصاً به صورت آزارهای زبانی (تهمت، تمسخر، دروغ و ...) موارد فراوانی را می توان سراغ گرفت و البته فرصت های فراوانی برای آنان که می خواهند آزاری را از کسی دور کنند.

این درست است که هیچ گاه نمی توان رضایت همه را به دست آورد و به هر حال رنجش های جزئی در میان افراد پدید می آید، اما باید مطمئن شوید که شما باعث یک رنج غیرمنتظره و قابل پیش گیری نشده اید. از این زاویه، زندگی خود را مرور کنید. آیا ممکن است بعضی از رفتارها و سهل انگاری های شما یا یکی از اعضای خانواده، به صورتی ناخواسته باعث آزار دیگران خصوصاً همسایه ها شده باشد؟

وقتی مشغول رانندگی هستید همیشه قبل از هر بار بوق زدن، مطمئن شوید این کار کاملاً ضرورت دارد و مثلاً باعث آزار دیگران نمی شوید.

در روایتی که خواندیم، به «کم سر و صدا بودن» هم اشاره شده است، اما منظور از آن چیست؟ آیا به رفع «آزار» ربط دارد؟ به نظر می رسد همین طور باشد؛ کم سر و صدا بودن، به خودی خود ارزش و اهمیتی ندارد و احتمالاً منظور، کاستن از سرو صدایی است که مزاحمتی را برای دیگران ایجاد کند. در حقیقت، کم سر و صدا بودن یکی از نمونه های کم آزار بودن است. این نکته را خصوصاً آپارتمان نشین ها بهتر درک می کنند اما همه ما، تقریباً در همه جا و به صورت های مختلف با آن سر و کار داریم. همیشه کسانی هستند که در هر شرایطی آماده اند بیش از آن چه لازم است، سر و صدا تولید کنند! در بسیاری از کشورها، قوانین سخت گیرانه ای درباره آلودگی صوتی وجود دارد. بدون شک کسانی که چنین قوانینی را وضع و اجرا کنند، رزق با برکت تری خواهند داشت!

کم سر و صدا بودن یکی از نمونه های کم آزار بودن است

صداها از این جهت آزار دهنده می شوند که ناخواسته و در موقعیتی نامناسب به گوش ما برسند، مثل آن که غذایی را هر چند لذیذ، به زور به کسی بخورانند، صدای گریه باشد یا خنده، آهنگی زیبا باشد یا بوق کامیون، چهچهه بلبل باشد یا جیغ گربه، ممکن است گاهی آزار دهنده باشد، اما فقط این نیست، بعضی صداها از جهت دیگری ممکن است باعث رنج دیگران شوند و اگرچه گوش خراش نیستند، برای افراد خاصی دلخراش باشند. یک صدای شادمانه که از سرمستی نعمت برخاسته است، می تواند حسرتی را در دل کسی برانگیزد که از آن نعمت محروم مانده است؛ و این حتماً برای صاحب نعمت، عواقبی در پی خواهد داشت. گاهی باید خوشی های خود را کنترل نمود تا ناخوشی دیگران برایشان بزرگ جلوه نکند.

منبع: خانه خوبان (92)، محمد حسین شیخ شعاعی


پی نوشت ها:

[1] . التوحید (للصدوق)، ص460.


مطالب مرتبط