دعا و استغفار در دل شب و به هنگام سحر، در قرآن ‏مجيد و روايات از جايگاه ويژه و خاصى برخوردار است.

روایتی از امام رضا علیه السلام درباره دعا و استغفار شبانه

روایتی از امام رضا علیه السلام درباره دعا و استغفار شبانه

بدون تردید شب موقعيت زمانى بسيار مهمى است و در ميان نعمت ‏ها از نعمت‏ هاى بزرگ الهی است و در قرآن مجيد و روايات از جايگاه ويژه و خاصى برخوردار است، تا جایى كه كمتر زمانى را مي توان به قدر و قيمت آن پيدا كرد. شب زمان مناجات انبياء، ساعات بهره‏ گيرى اولياء از فيوضات حق، هنگام راز و نياز عاشقان، خلوت ‏گاه عارفان و بهترين فرصت‏ براى عبادت و دعا و استغفار و راه يافتن به اسرار هستى و حقايق ملكوتى است.

و همچنین سحر که از پربهاترين اوقات، وسيله قرب به حق، هنگام عبادت، تهجد، استغفار، توبه و نردبان رسيدن به كمالات معنوى و منور شدن به نور الهى و دست يافتن به عفو و مغفرت است. رسول خدا به فرمان واجب حق مأموريت داشت كه بخشى از شب را به تهجد و عبادت و مناجات و راز و نياز بپردازد و از اين طريق شايسته رسيدن به‏ مقام محمود گردد، مقامى كه جز براى او براى احدى از هم‏ سفران معنوى‏ اش ميسر نشد، مقامى كه از راه تهجد شبانه فقط و فقط ويژه او بود.[1]

خداوند به پیامبرش می فرماید: «وَ مِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَكَ عَسى‏ أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقاماً مَحْمُوداً»[2]- و پاسى از شب را براى عبادت و بندگى بيدار باش كه اين تهجد شبانه افزون بر همه واجبات ويژه توست، اميد است پروردگارت تو را به سبب اين عبادت ويژه به جايگاهى ستوده برانگيزد.

چه خوب است که انسان قدر بداند و در شب و سحرگاه با خدای خود به راز و نیاز و دعا بپردازد چرا که این ساعات از شبانه روز از ارزش و كيفيت معنوى خاصی برخوردار است و به فرموده قرآن، سحر زمان رهایى و نجات است درباره قوم لوط می فرماید که: «إِنَّا أَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ حاصِباً إِلَّا آلَ لُوطٍ نَجَّيْناهُمْ بِسَحَرٍ»[3]- ما به سوى قوم لوط طوفانى سخت كه با خود ريگ و سنگ مى ‏آورد فرستاديم در نتيجه همه را به چاه هلاكت انداخت، مگر خاندان لوط را كه به خاطر ايمانشان در وقت سحرگاهان نجات داديم.

در روایت زیبایی عبدالعظيم بن عبداللَّه حسنى از ابراهيم بن ابى محمود روايت كرده كه: به امام رضا عليه السّلام عرض كردم: اى زاده رسول‏ خدا در مورد اين حديثى كه مردم از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله روايت مى ‏كنند كه:

«إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى يَنْزِلُ فِي كُلِّ لَيْلَةِ جُمُعَةٍ إِلَى السَّمَاءِ الدُّنْيَا»- خداوند تبارك و تعالى در هر شب جمعه از عرش الهى به آسمان دنيا يا آسمان اوّل كه بر فراز اين زمين خاكى است فرود مى ‏آيد چه مي فرمائيد؟

آن حضرت فرمود: لعنت خداوند بر آنان كه سخنان و احاديثى را كه مى ‏شنوند از معنى و مفهوم واقعى آن ديگرگون ساخته و بازگو مى ‏كنند به خدا قسم، رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله هرگز چنين سخنى نفرموده بلكه آن حضرت فرموده است: «إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى يُنْزِلُ مَلَكاً إِلَى السَّمَاءِ الدُّنْيَا كُلَّ لَيْلَةٍ فِي الثُّلُثِ الْأَخِيرِ وَ لَيْلَةَ الْجُمُعَةِ فِي أَوَّلِ اللَّيْلِ فَيَأْمُرُهُ فَيُنَادِي»- همانا خداوند تبارك و تعالى در ثلث آخر هر شب و هر شب جمعه از اوّل شب فرشته ‏اى را به آسمان اول فرو مي فرستد و او را مأمور مى ‏سازد ندا كند:

«هَلْ مِنْ سَائِلٍ فَأُعْطِيَهُ»- آيا كسى هست كه خواهشى داشته باشد تا به او اعطا كنم؟

«هَلْ مِنْ تَائِبٍ فَأَتُوبَ عَلَيْهِ»- آيا كسى هست كه توبه كند تا توبه او را بپذيرم؟

«هَلْ مِنْ مُسْتَغْفِرٍ فَأَغْفِرَ لَهُ»- آيا كسى هست كه درخواست آمرزش و مغفرت نمايد تا او را ببخشم و از گناهانش درگذرم؟

«يَا طَالِبَ الْخَيْرِ أَقْبِلْ وَ يَا طَالِبَ الشَّرِّ أَقْصِرْ»- اى آنكه خواهان خير و در جستجوى نيكي ها هستى روى به سوى ما آور و اى كسى كه از پى نابكارى و شرّ مي روى از آن دست بردار.

و اين ندا همچنان تكرار مى ‏شود تا هنگامى كه صبح بردمد و چون صبح سر زد آن فرشته به جايگاه خود در ملكوت آسمان بازمى ‏گردد، اين حديث را پدرم از جدّم از پدرانش از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله براى من نقل كرده است.[4]

آری دعا و ‏طلب آمرزش در دل شب و سحرگاهان را باید مغتنم شمرد چرا که استغفار در سحر و طلب آمرزش در آن ساعت ‏كم‏ نظير از نشانه‏ هاى بندگان واقعى خداست‎:‎‏ «الصَّابِرِينَ وَ الصَّادِقِينَ وَ الْقانِتِينَ وَ الْمُنْفِقِينَ وَ الْمُسْتَغْفِرِينَ ‏بِالْأَسْحارِ»[5]- بندگان واقعى خدا صبر كنندگان در حوادث و راستگويان و فرمانبرداران و انفاق ‏كنندگان و استغفار كنندگان در سحرها هستند‎.‎

آیا سزاست خدایی که جلوه كرده و با ما نشسته و ما را از خود سرشار نموده و به خويش خوانده است دعوتش را نپذیریم و در خواب غفلت بسر بریم.

#روایات #دعا #استغفار

مهدی سیدمرادی

پی نوشت ها:

‏[1]‏‎ ‎ تفسير حكيم، حسين انصاريان، ‏دارالعرفان‏، قم‏، چاپ اول‏، ج ‏‏3، ص 7‏.

[2] اسراء، 79.

[3] قمر، 43.

‏[4] عيون أخبار الرضا عليه السلام، شیخ صدوق، نشر جهان‏، تهران‏، 1378 ق،‏ ج ‏‏1، ص 126‏.

[5] آل عمران، 17.


مطالب مرتبط