من بی دل آمدم که تو دلدار من شویغم دیده آمدم که تو غم خوار من شوی شادم که در حریم تو افتاده بار منآیا شود ز لطف خریدار من...

دلانه رضوی

دلانه رضوی

من بی دل آمدم که تو دلدار من شوی
غم دیده آمدم که تو غم خوار من شوی


شادم که در حریم تو افتاده بار من
آیا شود ز لطف خریدار من شوی


خود را ز راه دور کشاندم به کوی تو
دل خسته آمدم که مددکار من شوی



من ورشکستهٔ گنهم، می شود شبی
یوسف شوی و گرمی بازار من شوی



عمرم به باد رفته به داد دلم برس
من آمدم که مونس من یار من شوی


آقاییم همیشه ز سلطانی شماست
یک عمر نوکرم که تو سالار من شوی


خوانم میان صحن تو تا روضه ی حسین
گویا که از وفا تو گرفتار من شوی


پیچیده باز در حرمِ تو صدای من
دست شماست روزیِ کرب و بلای من...


مطالب مرتبط