زینب کبری با فداکاریهای خویش در عرصه خدمت رسانی، به بالاترین درجه ایمان و برترین مرتبه احسان نائل گردید

زینب کبری علیها السلام، الگوی پرستاران

زینب کبری علیها السلام، الگوی پرستاران

سرمشق پرستاران

زینب کبری علیها السلام از همان دوران طفولیت به پرستاری از بیمار، مصدوم و مجروح پرداخت. پرستاری از مادرش حضرت زهرا علیها السلام، در ایام بیماری، نقطه آغاز این زندگی است. بعد از ارتحال جانگداز رسول خدا صلی الله علیه و آله حضرت فاطمه علیها السلام در اثر فراق پدر و مصیبتهای بعد از آن، در بستر بیماری افتاد. حضرت زینب -که شاهد ناجوانمردانه ترین حوادث تاریخ بود- از مادرش پرستاری و پذیرایی می کرد.

پرستاری از پدر بزرگوارش هنگام مجروح شدن در جنگهای مختلف و هنگام ضربت خوردن، مراقبت از امام مجتبی علیه السلام در روزهایی که در اثر خیانت همسرش در بستر بیماری بود و بالاخره در صحنه کربلا، زینب کبری علیها السلام وظیفه پرستاری خود را به اوج رساند.

پرستاری از امام سجاد علیه السلام

حضرت زینب علیها السلام بارها به یاری امام سجاد علیه السلام شتافته و پرستاری و حفظ جان آن حضرت را سر لوحه برنامه هایش قرار داده بود که به عنوان نمونه دو مورد بیان می شود:

1. امام سجاد علیه السلام می فرماید: «شبی که فردای آن پدرم به شهادت رسید، من نشسته بودم و عمه ام زینب نزد من بود و از من به نیکوترین صورت پرستاری می کرد».(1)

2. در عصر عاشورا -هنگامی که به خیمه ها حمله کردند- دختر فداکار علی علیه السلام با از خود گذشتگی تمام امام سجاد علیه السلام را از میان آتش نجات داد. یکی از سربازان دشمن مشاهدات خود را چنین گزارش کرده است: در هنگام غارت خیام بانوی بلند قامتی را دیدم که مثل پروانه به گرد یک خیمه آتش گرفته دور می زند، گاهی به داخل خیمه می رود و گاهی بیرون می آید، با سرعت نزد او رفتم و گفتم: ای بانو! مگر شعله آتش را نمی بینی؟! چرا مانند سایر بانوان فرار نمی کنی؟ با صدایی بغض آلود گفت: «ای مرد! ما شخص بیماری در این خیمه داریم که توان نشستن و برخاستن را ندارد، چگونه او را رها کنم در حالی که آتش از هر سو به طرف او شعله می کشد؟!».(2)

در عصر عاشورا حضرت زینب علیها السلام نه تنها از امام سجاد پرستاری می کرد، بلکه جمعی زن و کودک داغدار، بی پناه و مجروح و کتک خورده را که شدیدا به پرستاری و نوازشهای عاطفی نیاز داشتند، تحت حمایت معنوی خود قرار داد و حتی خود را سپر بلای آنان قرار داده بود. او تمام این مشکلات را در راز و نیازهایش با خداوند عالمیان در میان می نهاد و گاهی نیز در خطاب با پیکر مجروح برادر، درد دل نموده و می گفت: «یابن امی لقد کللت عن المدافعة لهؤلاء النساء والاطفال وهذا متنی قد اسود من الضرب؛(3) ای پسر مادرم! در دفاع از این زنان و کودکان درمانده شده ام و این چهره سیلی خورده من است که از ضربات [دشمن] سیاه شده است».

زینب کبری با فداکاریهای خویش در عرصه خدمت رسانی، به بالاترین درجه ایمان و برترین مرتبه احسان نائل گردید. او از همه چیز خود در راه احیای ارزشهای الهی گذشت، رفاه و آسایش و آرامش زندگی در منزل عبدالله جعفر را رها کرده، با اجازه همسرش در میدان مبارزه با مشکلاتِ سرسخت زندگی گام نهاد.

امام سجاد علیه السلام می فرماید: «کانت تقسم مایصیبها من الطعام علی الاطفال، لان القوم کانوا یدفعون لکل واحد منا رغیفا واحدا من الخبز فی الیوم واللیلة؛(4) [عمه ام زینب در مدت اسارت،] غذائی را که به او می رسید میان بچه ها تقسیم می کرد [و خود رنج گرسنگی و تشنگی را تحمل می نمود]؛ چرا که عوامل دشمن در هر شبانه روز یک قرص نان به ما می دادند».

پرستاری از منظر اسلام آنچنان ارزشمند است که پیامبر صلی الله علیه و آله پرستاران راستین را دوستان پیامبران الهی قلمداد کرده، می فرماید: «من قام علی مریض یوما ولیلة بعثه الله مع ابراهیم الخلیل فجاز علی الصراط کالبرق الخاطف اللامع؛(5) کسی که یک شبانه روز از بیماری پرستاری کند، خداوند او را با ابراهیم خلیل علیه السلام محشور خواهد کرد و او همانند برق خیره کننده و درخشان از صراط عبور می کند». در اینجا با الهام از سیره حضرت زینب علیها السلام به برخی از وظایف پرستاران اشاره می کنیم:

الف. تغذیه مناسب بیمار

شخص بیمار بر اساس روحیه آسیب پذیر خود، نیاز به رسیدگی و دلجویی و پذیرایی دارد و ممکن است خوردنیهای متنوعی را بخواهد. از منظر رسول اکرم صلی الله علیه و آله پرستار بیمار اگر غذاها و خوردنیهای دل خواه مریض را تهیه کرده و به وی بخوراند، در زمره بهشتیان خواهد بود. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: «من اطعم مریضا شهوته اطعمه الله من ثمار الجنة؛(6) هر کس غذای دلخواه مریض را به او بخوراند، خداوند از میوه های بهشت به او می خوراند».

ب. شرح داروهای مریض

معمولا بیمار در اثر ناراحتی فکری و روحی نمی تواند داروهای خود را کاملا بشناسد و در وقت معین از آن استفاده کند . چه زیباست که پزشکان محترم و پرستاران بزرگوار به طور کامل چگونگی استفاده از داروها و منافع و عوارض آنرا به مریض شرح دهند. حضرت عیسی علیه السلام می فرماید: «یلتذ المریض نعت الطبیب العالم بما یرجو فیه من الشفاء؛(7) بیمار از شنیدن توصیفهای پزشک حاذق و شفابخش بودن داروها لذت می برد».

ج. تقویت روحیه بیمار

رفع نگرانیها و احساسات منفی بیمار از جمله امور مهمی است که در سرعت بخشیدن به سلامتی و بهبودی او مؤثر است؛ همچنانکه تشدید احساسات منفی و از دست دادن امید به آینده ای بهتر، بیماری او را مضاعف خواهد کرد. پرستار موفق سعی می کند خود را غمخوار و محرم راز بیمار قرار دهد. او با برقراری ارتباطات عاطفی و کلامی مثبت و خدمات شایسته می تواند اعتماد بیمار را جلب کرده و مونس تنهایی های وی باشد. پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله فرمودند: «اذا دخلتم علی المریض فنفسوا له فی الاجل - فان ذلک لایرد شیئا - وهو یطیب النفس؛(8) هنگامی که نزد بیمار می روید او را به زنده ماندن امیدوار کنید - هر چند این کار چیزی را برنمی گرداند - اما در شادمانی روح اش تاثیر دارد».

د. رعایت حال بیمار

پرستار وظیفه شناس همواره تلاش می کند تا بیمار خود را در راحتی و آسایش نگه دارد، او با سخنان نسنجیده و کارهای ناشایست، بیمار را نمی رنجاند. با رسیدگی به موقع، خورانیدن داروها، دادن غذاهای شفابخش، به بهبودی مریض سرعت می بخشد. او گفتار رسول خدا صلی الله علیه و آله را نصب العین خود قرار می دهد که در این مورد فرموده است: «لا تؤذوه ولاتضجروه؛(9) [بیمار را اذیت نکنید و دلتنگ و غمگین نسازید».

نشستن طولانی نزد مریض، سؤالهای مکرر (به غیر از پرسشهای ضروری پزشکی)، اعتنا نکردن به خواسته ها و نیازهای وی، و او را به حال خود رها کردن، از جمله عوامل خشم بیمار است.

ه. درخواست دعا از بیمار

پرستاران می توانند برای حل مشکلاتشان از بیماران تحت مراقبت خود، التماس دعا کنند و مطمئن باشند که آنان به خدا نزدیک ترند. امام صادق علیه السلام فرمود: «هرگاه یکی از شما از برادر بیمارتان عیادت نمود، از او التماس دعا نماید؛ چرا که دعای شخص با ایمانی که در حال بیماری است همانند دعای ملائکه پذیرفته می شود».(10)

منبع: مجله مبلغان، تیر 1383، شماره 55.

----

پی نوشت ها:

1. ارشاد مفید، ج 2، ص 93.

2. وفیات الائمه، ص 159.

3. شجره طوبی، ج 2، ص 237.

4. وفیات الائمه، ص 441.

5. وسائل الشیعه، ج 16، ص 344.

6. مستدرک الوسائل، ج 2، ص 93.

7. بحارالانوار، ج 14، ص 310.

8. مستدرک الوسائل، ج 2، ص 154.

9. مستدرک الوسائل، ج 5، ص 255.

10. کافی، ج 3، ص 117.


مطالب مرتبط