کمتر کسی می داند که او، تنها کسی بود که در ایران توانست مسیر دستیابی کشورمان را به غنی سازی 20درصد فراهم آورد. از نخبگان علمی برجسته و درخشان ایران در روزگار ما بود. به راستی باید او را سردار کم نظیر میدان علم و فن آوری ایران دانست.

سردار ناشناخته جبهه علمی

سردار ناشناخته جبهه علمی

نمی دانم این آدم را با آن جثه ریزنقش چقدر می شناسید و اصلا می دانید چه کار بزرگی در تاریخ این مملکت انجام داده است؟ آن قدر بی سر و صدا اما پرانرژی کار می کردکه همه به این تلاش و نبوغ او غبطه می خوردند. هر کس با او کار می کرد شیفته او می شد. بالاخره هم به دست خبیث ترین انسانهای تاریخ معاصر به شهادت رسید. آنچه بیان می شود خاطراتی کوتاه از عمر پربرکت یکی از سرداران بی نام و نشان جبهه علم و فن آوری در روزگار ماست که توامان عالم و عابد بود.

تنها در ایران

وقتي به ما ماموريت داده شد كه غني‌سازي‌ ۲۰درصدي را انجام بدهيم سازماندهي وسيعي با حضور دانشمندان رشته‌هاي مختلف انجام شد. براي اينكه اين كار پيش برود بايد محاسبات بحراني انجام مي‌شد … در ايران كسي را نداشتيم. … اصلا هيچ‌كسي نبود. من موضوع را مطرح كردم. دكتر مجید شهرياري با آرامشي كه هميشه داشت گفت استاد اين محاسبات را من انجام مي‌دهم. اين هرگز باورپذير نبود؛ آدمي كه دوره‌اي نديده و خارج از كشور نرفته اين محاسبات را انجام بدهد. شهرياري اين كار را انجام داد. تنها و تنها شهرياري. حالا نكته جالب ماجرا همين است كه فقط همين يك نفر بود. ما نفر ديگري نداشتيم. اين تواني بود كه فقط او داشت و كار ما به‌ شدت وابسته به توان مجيد بود. وقتي كه ايشان شهيد شد من خيلي نگران شدم … مرام شهرياري انفاق علمش بود و من به اين موضوع اصلا فكر نكرده بودم. بچه‌ها گفتند نگران نباشيد؛ دكتر شهرياري همان اول كار براي ما ورك‌شاپ گذاشت و روند كار را آموزش داد. آن دانشمند كه خوب مي‌دانست تواني دارد كه هيچ‌كس ديگر در #ايران ندارد، در كمال سخاوت كارگاه آموزشي راه انداخته بود و حدود ۱۵-۱۰ نفر را آموزش داده بود.(دکتر صالحی، رئیس سازمان انرژی اتمی)

نماز در کوهستان

هیچ وقت دغدغه دکتر برای نماز اول وقت یادم نمی رود. بچه های دیگر شاید فقط نماز خواندن دکتر را در دانشکده دیده باشند، ولی من در کوهستان هم دیده ام که تا وقا اذان می شد، سریع قبله را پیدا می کرد و به نماز می ایستاد.... دکتر در عباداتش خیلی وزین بود.

تا دم گریه می رفت

در مناسبت های مذهبی به خصوص شهادت ائمه اطهار، اول کلاس پنج دقیقه صحبت می کرد و معمولا هم خیلی گرم حرف می زد. طوری که دوست داشتیم آن پنج دقیقه تا آخر کلاس ادامه پیدا کند. وقتی درباره ائمه صحبت می کرد تا دم گریه کردن می رفت.

پول برای کار علمی

پول هایی را که از پروژه ها می گرفت در بانک پس انداز نمی کرد. درآمد علمش را خرج کارهای علمی می کرد. مقداری از امکانات دانشکده با هزینه شخصی ایشان تهیه شده است. خودشان هزینه زیادی کردند و یک سرور خریدند.

وضوی علمی

درباره مسئله ای از یک کتاب علمی با مشکل مواجه شدم. چند نفر از اساتید نتوانستد جواب سوال را بدهند. پیش دکتر شهریاری رفتم، ایشان در حال وضوگرفتن بود. در حالی که در حال شستن صورت بود نصف مسئله را شفاهی حل کرد. بخشی از جواب را در حال شستن دست راست و چپ و مسح سر داد. هنگام مسح پا کاملا سوال را جواب داده بود.

پنجاه و هشتی

دو ماه قبل از شهادتش در حال کار برای درمان سلول های سرطانی بود. من به ایشان گفتم مجید تو هنوز پنجاه و هشتی هستی! در منزل به خانمم گفتم: دکتر شهریاری هنوز اخلاص اول #انقلاب را دارد و با همان روحیه کار می کند.

پیراهن زرد

ساده زیستی دکتر آن قدر بود که بچه ها بعد از شهادتش، ایشان را در خواب با همان پیراهن زردی می دیدند که همیشه می پوشید و به شوخی می گفتند یادمان باشد همراهمان یک پیراهن به آن دنیا ببریم تا دکتر این قدر پیراهن زرد را نپوشد.

مبدع رشته های جدید

رشته کاربرد پرتوها را ایشان راه انداخت. همسرشان تعریف می کرد که لیست ترمیک دانشگاه های کشورهای دیگر را پیدا می کرد. از کشورهای مختلف آمار آن را جمع آوری می کرد و اینها را کلاسه بندی می کرد و یک پایه علمی برای این رشته می ساخت. قبلا هیچ وقت چنین مبنای علمی نبوده است.

اشتباه دانشجو

اجازه می داد دانشجو اشتباه کند. فضایی ایجاد می کرد که دانشجو از او انتقاد کند و جسارت به دست بیاورد. می گفت مگر خودمان چه جوری یاد گرفته ایم. بگذار این ها هم اشتباه کنند تا یاد بگیرند.

شهادت حین مطالعه

صبح از منزل بیرون آمدیم و وارد اتوبان ارتش شدیم. 5دقیقه بعد موتور سواری آمد و بمب به شیشه قسمتی که دکتر نشسته بود چسباند. سریع نگه داشتم و صدا زدم که پیاده شوید. دکتر در حال مطالعه یک جزوه بود و اصلا حواسش نبود. حاج خانم پیاده شد و در را برای دکتر باز کرد ولی بمب منفجر شد. دکتر مجید شهریاری شهید شده بود.

مطالب مرتبط