معصومان علیهم السلام در هر عصر و شرایطی، همدردی با آسیب پذیران جامعه را وظیفه خود می دانسته اند و بر این سیره اهتمام داشته اند.

سیره معصومان علیهم السلام در مواجهه با فقرا

سیره معصومان علیهم السلام در مواجهه با فقرا

همواره نوع رفتار ملت ها و حکومت ها با فقیران، با رفتار آنان در برابر اغنیا متفاوت بوده است و و این دوگانگی، بی عدالتی ها و محرومیت های قشر فقیر جامعه را به همراه داشته و نظام طبقاتی را بر جوامع، حاکم کرده است. جهان امروز، هم چنان شاهد رفتارهای جاهلی مدرن، با فقیران است. گرچه مدعیان رهبری جهان، شعار حاکمیت نظام هماهنگ حقوق فقیر و غنی را سر داده اند، لیکن در عمل، به مسئولیت سنگین خود عمل نکرده اند. تنها، رهبران دینی و معصومان علیهم السلام بوده اند که در گذر زمان، راهکارهای برون رفت فقیران از محرومیت ها را عملیاتی کرده اند.

نوشتار پیش رو، درصدد تبیین سیره اخلاقی-اجتماعی معصومان در مواجهه با فقیران است:

پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله از نخستین روزهای تأسیس حکومت، با رفتارهای حکیمانه با فقیران و تأکید بر تساوی حقوق اجتماعی فقرا و اغنیا، به مقابله با نظام طبقاتی حاکم بر جامعه برخاست و بر احیای حقوق از دست رفته محرومان همت گمارد که نمونه های این رفتارها عبارتند از:

1. تأکید بر برابری فقیر و غنی

در حالی که مهاجران تهی دست، همچون پروانه، گرد شمع وجود پیامبر در طواف بودند، گروهی از ثروتمندان مشرک قریش به حضرت پیشنهاد دادند شخصیت های ارزشمندی همچون عمار، بلال، صُهیب و خَباب را که فقیر بودند، از خود دور کند تا آنان به او نزدیک شوند؛ اما رسول خدا صلی الله علیه و آله به آنان جواب رد داد و فرمان خدا را لبیک گفت و فرمود: «وَ لا تَطْرُدِ الَّذينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداةِ وَ الْعَشِيِّ يُريدُونَ وَجْهَهُ؛[1] آن ها را که صبح و شام خدا را می خوانند و جز ذات پاک او نظری ندارند، از خود دور مکن» و برای همیشه بر اندیشه برتری اغنیا بر فقرا خط بطلان کشید ملاک برتری را تقوای بندگان معرفی کرد: «... إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ؛[2] ای مردم! ما شما را از یک زن و مرد آفریدیم و شما را تیره ها و قبیله ها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید. [این ها ملاک امتیاز نیست؛ بلکه] گرامی ترین شما نزد خدا، باتقواترین شماست». عبدالله بن صلت بلخی نقل کرده: در سفر علی بن موسی الرضا علیه السلام به خراسان، همراه حضرت بودم. دیدم سفره ای انداختند و همه غلامان سیاه و سفید بر گرد آن جمع شدند. عرض کردم: می بایست برای این ها سفره ای جدا می انداختند. امام از این سخن برآشفت و فرمود: چه می گویی! خدای ما واحد است، پدر و مادر ما یکی است و جزا به عمل است.[3]

گرامی ترین شما نزد خدا، باتقواترین شماست.

2. تشویق اغنیا به یاری کردن فقرا

از دیگر تلاش های پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در مواجهه با فقیران، برقراری عقد اخوت میان انصار و مهاجران تهی دست بود. با این رویکرد، چنان مهر و محبتی بر دل های آنان سایه افکند که خانه و ثروت انصار، سرمایه مهاجران بی جا و بی پناه شد. با اینکه انصار از ثروت بسیار برخوردار نبودند، هر آنچه را در اختیارشان بود، به مهاجران ایثار کردند. قرآن درباره مصرف «فیء» می فرماید: «وَ الَّذينَ تَبَوَّؤُا الدَّارَ وَ الْإيمانَ مِنْ قَبْلِهِمْ يُحِبُّونَ مَنْ هاجَرَ إِلَيْهِمْ وَ... وَ يُؤْثِرُونَ عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ وَ... فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ؛[4] و برای کسانی است که در این سرا (سرزمین مدینه) و در سرای ایمان، پیش از مهاجران مسکن گزیدند و کسانی را که به سویشان هجرت کنند، دوست می دارند و... آن ها را بر خود مقدم می دارند؛ هرچند خودشان بسیار نیازمند باشند... پس ایشان رستگاران اند.»

در تقسیم اموال بنی نضیر، پیغمبر صلی الله علیه و آله به مهاجران و انصار فرمود: «هر خانواده ای از شما هرچه می خواهد، به اندازه بار یک شتر [از اموال یهودیان] حمل کند.» سپس رو به انصار کرد و فرمود: در مورد باقیمانده آنکه فیء است، سهیم باشید و ثروت خودتان را با برادران مهاجرتان تقسیم کنید، یا اینکه ثروت تان مال شما باشد و فیء، مختص مهاجران باشد.» انصار گفتند: ای رسول خدا! ثروت مان را با برادران مهاجر تقسیم می کنیم و فیء را هم به آن ها می دهیم.[5]

به این ترتیب پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله با ایجاد ارتباط میان مهاجران و انصار، غنی و فقیر جامعه را متحد و همدل کرد. رویکرد رسول خدا موجب شد که فرهنگ ایثار در تمام ابعاد زندگی مسلمان نهادینه سازی گردد. در یکی از غزوات صدر اسلام است،- گویا در مؤته است-، بعد از خاتمه جنگ کسی در میان مجروحان سیر می کرد که اگر می تواند مجروحین را نجات بدهد. به یک مردی رسید در حالی که سخت تشنه بود یک کاسه آب پیدا کرد وقتی رفت به او بدهد او اشاره کرد به رفیق مجروحش که به او بده. رفت سراغ او، او نیز اشاره کرد به رفیق مجروح دیگری و گفت به او بده (و بعضی تا نه نفر نوشته اند) رفت سراغ سومی، دید مرده. سراغ دومی دید او هم مرده. آمد سراغ اولی دید او هم مرده است.[6] این مقدار همدلی در جایی است که انسان واقعا درد دیگری را درد خودش احساس بکند. امروزه نیز می توان با اتخاذ سیاست های روشمند و راهبردی، بین فقیر و ثروتمند جامعه ارتباط برقرار کرد تا ثروتمندان با انفاق و کمک های اقتصادی، به فقرزدایی بپردازند و فاصله های طبقاتی را کم کنند.

پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله با ایجاد ارتباط میان مهاجران و انصار، غنی و فقیر جامعه را متحد و همدل کرد.

3. مبارزه با اختلاف طبقاتی

معصومان علیهم السلام مخالف هر نوع اختلاف طبقاتی میان فقیر و غنی و درصدد از بین بردن آن بودند؛ چنانچه وقتی به علی علیه السلام خبر رسید نماینده ایشان در مجلسی شرکت کرده که در آن، تنها اغنیا بوده اند و از فقرا کسی حضور نداشته است، حضرت خطاب به او فرمود: «وَ مَا ظَنَنْتُ أَنَّكَ تُجِيبُ إِلَى طَعَامِ قَوْمٍ عَائِلُهُمْ مَجْفُوٌّ وَ غَنِيُّهُمْ مَدْعُوُّ؛[7] [عثمان بن حنیف!] گمان نمی کردم مهمانی مردمی را بپذیری که نیازمندان شان با ستم محروم گردیده و ثروتمندان شان بر سر سفره دعوت شده اند.» در واقع در جامعه توحیدی، پابرهنگان جامعه، پاسداران نظام و ولی نعمت هستند.

4. همدردی با فقیران

معصومان علیهم السلام در هر عصر و شرایطی، همدردی با آسیب پذیران جامعه را وظیفه خود می دانسته اند و بر این سیره اهتمام داشته اند؛ چنانکه امیرمؤمنان علیه السلام علت ساده زیستن خود را همدردی با فقیران بیان کرده است: «إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فَرَضَ عَلَى أَئِمَّةِ الْعَدْلِ أَنْ يُقَدِّرُوا أَنْفُسَهُمْ بِضَعَفَةِ النَّاسِ كَيْلَا يَتَبَيَّغَ بِالْفَقِيرِ فَقْرُهُ؛[8] خداوند بر پیشوایان حق، واجب کرده است که بر خود سخت بگیرند و همچون طبقه ضعیف مردم باشند تا فقر و تنگدستی فقیر، او را به هیجان نیاورد و سر از فرمان خدا برنتابد.»

پس گزینش زندگی فقیرانه، از مسئولیت های اختصاصی رهبران جوامع بشری است تا با تحمل سختی ها، بر تحمل قشر ضعیف جامعه بیفزاید و با هم رنگ شدن با زندگی آنان، مانع طغیان آنان گردند. البته امروزه این اصل فراموش شده است و حکومت، به ابزاری برای قدرت طلبی و ثروت اندوزی رهبران تبدیل شده است و آن ها اهمیتی نمی دهند که محرومان جامعه با فقر دست و پنجه نرم می کنند.

5. فروتنی با فقیران

معصومان علیهم السلام با وجود مقام والای خود، نهایت تواضع را با مردم داشته اند. برای مثال، نقل شده است که امام حسن علیه السلام در جایی نشسته بود و هنگام برخاستن از آنجا فقیری وارد شد؛ امام به او خوش آمد گفت و فرمود: وقتی نشستی که ما برای رفتن برخاستیم؛ آیا به من اجازه رفتن می دهی؟[9]

از امام حسین علیه السلام نیز چنین تواضعی با قشر فقیر جامعه گزارش شده است؛ مسعدة بن صدقه می گوید: روزی عبور آن حضرت به گروه فقیری افتاد که ردایی پهن کرده و تکه نانی چند بر آن نهاده بودند؛ تا چشم آنان به امام افتاد، حضرت را به جمع خود فراخواندند. آن بزرگوار، بی درنگ پذیرفت و کنارشان نشست و همراه شان از آن نان ها تناول کرد؛ سپس فرمود: من دعوت شما را پذیرفتم، شما هم دعوتم را اجابت کنید. آنان دعوت امام را پذیرفتند و به منزل حضرت رفتند. آن بزرگوار [هر آنچه در منزل داشت، به پذیرایی از آنان پرداخت و] به همسرش فرمود: هرچه ذخیره کرده ای، [برای ضیافت مهمانان][10] حاضر کن.[11]

معصومان علیهم السلام با وجود مقام والای خود، نهایت تواضع را با مردم داشته اند.

این گونه رفتارها آن چنان مورد اهتمام معصومان علیهم السلام بوده است که در شرایط سخت زندگی هم ترک نمی شده است؛ چنان که شیخ صدوق از یاسر خادم روایت می کند: کسالت مولایم علی بن موسی الرضا علیه السلام چند روز طول کشید. در آخرین روز زندگی خود، در حالی که ناتوان گشته بود، به من فرمود: مردم (خدمتکاران و اطرافیان) هنوز غذا نخورده اند؟ عرض کردم: سرورم! با این حالی که شما دارید، چگونه غذا بخورند؟ آن بزرگوار از بستر برخاست و فرمود: سفره را آماده کنید. سپس فرمان داد تمام خدمت گزاران را کنار سفره حاضر کردند و از همه آنان دلجویی کرد تا غذا بخورند. آن گاه دستور داد که برای زنان نیز غذا ببرند.

چنین رفتارهایی با فقیران جامعه، حتی با جذامیان آنان، می تواند الگوی ما، به ویژه اغنیا و مسئولان حکومتی باشد تا خود را تافته جدابافته از دیگران ندانند.

6. حفظ عزت و کرامت فقیران

معصومان علیهم السلام همواره خواهان عزت همه مردم، به ویژه فقیران بوده اند با تسریع در انفاق، مخفیانه و شبانه بودن آن و عطا و انفاق پیش از درخواست سائل، از خجالت و ذلت نیازمندان پیشگیری می کرده اند. از ابی مقدام عجلی روایت شده است که مردی نزد امیرالمؤمنان علیه السلام آمد و عرض حاجت کرد. حضرت فرمود: چون شاهد واقع و حقیقت بدحالی تو هستم، حاجتت را روی زمین بنویس. گویی آن حضرت می خواست سائل با به زبان آوردن حاجت خود خجالت نکشد. او بر زمین نوشت: فقیر و محتاجم. آن گاه علی علیه السلام به قنبر فرمود: دو حلّه بر او بپوشان.[12]

چنین روش هایی از دیگر معصومان علیهم السلام نیز گزارش شده است؛ یسع بن حمزه می گوید: روزی در محضر علی بن موسی الرضا علیه السلام بودم و با حضرت سخنی داشتم. گروهی از مردم هم اجتماع کرده بودند و از حلال و حرام خدا سؤال داشتند. ناگاه مردی خراسانی وارد شد و پس از عرض سلام، به امام گفت: از دوستان شما و خاندان تان هستم. از مکه آمده ام و توشه راهم گم شده است. اگر صلاح بدانید، مبلغی به من عطا کنید که مرا به وطنم برساند تا وقتی به منزل رسیدم، آن را از جانب شما صدقه بدهم؛ زیرا مستحق نیستم.

حضرت فرمود: بنشین. سپس رو به مردم کرد و برای آن ها سخن گفت. وقتی همگان متفرق شدند و کسی غیر از من و سلیمان جعفری و خثیمه نماند، حضرت وارد اتاق شد و پس از مدتی، از بالای در، دست مبارکش را بیرون آورد و فرمود: خراسانی کجاست؟ گفتم: اینجاست. فرمود: این دویست دینار را بگیر و در مخارجت خرج کن. لازم نیست آن را از طرف من صدقه بدهی؛ لیکن از اینجا بیرون برو که نه من تو را ببینم و نه تو مرا. وقتی آن مرد بیرون رفت، سلیمان جعفری عرض کرد: فدایت شوم! ترحم کردی و بخشش فرمودی؛ اما چرا خودت را از او پنهان داشتی؟ فرمود: برای آنکه مبادا از من خجالت بکشد.[13]

فرزند برومند آن حضرت، امام جواد علیه السلام نیز در انفاق ها و عطاهایش بر همین سنت بوده است؛ چنان که محمد بن سهل بن یسع می گوید: به مدینه رفتم و بر امام جواد وارد شدم. خواستم از او پوشاکی تقاضا کنم که مرا بپوشاند، که به من گفت: این (لباس) را مولایت برایت فرستاده است.[14]

منبع: کتاب ره توشه راهیان نور، ویژه ماه رمضان 1395، محمدحسین علی اکبری


.پی نوشت ها:

[1]. انعام: 52.

[2]. حجرات: 13.

[3]. کلینی، الکافی، ج 8، ص 230.

[4]. حشر: 9.

[5]. ر.ک: شهید مطهری، مجموعه آثار، ج 27، ص 154-155.

[6]. همان، ج 23، ص 286.

[7]. صبحی صالح، نهج البلاغه، نامه 45.

[8]. همان، خطبه 209.

[9]. سیوطی، تاریخ الخلفاء، ص 73.

[10]. عیاشی، تفسیر العیاشی، ج 2، ص 257.

[11]. کلینی، الکافی، ج 2، ص 123.

[12]. نوری، حسین، مستدرک الوسائل، ج 7، ص 176.

[13]. کلینی، الکافی، ج 4، ص 25.

[14]. همان، ج 2، ص 668.


مطالب مرتبط