سیرۀ امام در رفع نیازهای یاران و توجه به خواست ‌ها و برطرف‌کردن آن ‌ها چگونه بود؟

سیرۀ امام رضا(ع) در رفع نیازهای یاران و توجه به خواست ‌ها و برطرف‌ کردن آن ‌ها

سیرۀ امام رضا(ع) در رفع نیازهای یاران و توجه به خواست ‌ها و برطرف‌ کردن آن ‌ها

یاران و دوستداران حضرت رضا علیه السلام در مواجهه با مشکلات زندگی، بسیاری از مسائل و نیازمندی ‌های خویش را با امام مطرح می ‌کردند. حضرت نیز به‌ راحتی و با ملاطفت، برای برآورده ‌شدن خواست آنان اقدام می‌ کردند. در این زمینه نمونه‌ های زیر به‌ چشم می ‌خورد:
1. موسی ‌بن ‌مهران در نامه‌ای از امام درخواست کرد که برای فرزند بیمارش دعا کنند. حضرت نیز در پاسخ نامۀ او گفتند: «خداوند به شما فرزند شایسته‌ ای عطا خواهد کرد.» فرزند بیمار او درگذشت و فرزند صالح دیگری از وی پدید آمد.
۲. ابومحمد غفاری گوید: قرض سنگینی داشتم و بسیار اندوهگین بودم. جز علی ‌بن‌ موسی علیه السلام کسی را سراغ نداشتم که این حاجت را روا کند. در یکی از روزها، صبح زود خدمت آن جناب رسیدم و پس از گرفتن اذن ورود، حضورشان مُشرّف شدم. ایشان ابتدا فرمودند: «ای ابومحمد، از حاجت تو اطلاع داریم و ما باید قرض تو را بپردازیم.» هنگامی‌که شب فرا رسید، غلامشان افطار آورد و افطار کردیم. بیان کردند: «ای ابومحمد، شب در اینجا می ‌خوابی یا می‌ روی؟» عرض کردم: «‌ای سید و سرور من، اگر نیازمندی مرا رفع کنید و بروم، بهتر است.» در این هنگام، دست خود را زیر فرش بردند و مُشتی از زیر آن برآوردند و به من دادند. از منزل آن حضرت بیرون آمدم و نزدیک چراغی رفتم. به آنچه مرحمت فرموده بودند، نگاه کردم. معلوم شد که آن‌ها دینارهای سرخ و زردند. روی اولین دیناری که به ‌نظرم رسید، نوشته بود: «ای ابومحمد، این ۵۰ دینار است: ۲۶ دینار برای قرضت و ۲۴ دینار برای مخارج خاندانت.» وقتی صبح شد، از آن دینار مخصوص اثری نبود.
۳. موسی ‌بن ‌عمر بن ‌بزیع در نامه‌ ای از امام درخواست کرد: «از خداوند بخواهید از دو کنیزم، دو پسر به من عطا کند.» امام دو پاسخ برای او نوشتند. در پاسخ اول چنین مرقوم داشتند: «ان‌شاءالله برای شما دعا می‌ کنم.» در نامۀ دیگری نیز نوشتند: «خداوند به من و شما بهترین عافیت را عطا کند و در دنیا و آخرت، ما را مشمول عواطف خود قرار دهد. همۀ کارها در دست خداوند عزوجل است و با تقدیرات خود کارها را انجام می‌ دهد. برای تو از آن دو کنیز، یک پسر و یک دختر متولد می ‌شود. به مبارکی و میمنت، پسر را محمد و دختر را فاطمه نام بگذار.» موسی ‌بن ‌عمر می ‌گوید: «همان ‌طوری‌که حضرت رضا علیه السلام فرموده بودند، یک پسر و یک دختر از آنان متولد شدند.»
۴. احمد بن‌ کرخی می‌ گوید: بیش از ده نفر از اولاد من، بعد از تولد مُردند و فرزندی نداشتم. در یکی از سال‌ ها، به حج رفتم و خدمت حضرت رضا علیه السلام رسیدم. سلام کردم و دستشان را بوسیدم. از ایشان چند مسئله پرسیدم و دربارۀ مرگ فرزندانم چاره خواستم. حضرت رضا علیه السلام مدتی سر خود را پایین انداختند و دعا کردند. سپس فرمودند: «امیدوارم بعد از مراجعت، خداوند به تو فرزندانی عنایت کند و در ایام زندگی، از آنان بهره‌ مند شوی. خداوند هرگاه اراده کند که دعای بنده ‌ای را برآورد، قدرت آن را دارد.»
۵. ابو محمد مصری گوید: به #حضرت_رضا_علیه_السلام نامه نوشتم و از ایشان اجازه خواستم که برای تجارت، به ‌طرف مصر بروم. فرمودند: «تا هرگاه خداوند بخواهد، اقامت کنید.» دو سال ماندم. بار دیگر برای ایشان نوشتم که اجازه دهید از این شهر بیرون روم. فرمودند: «اینک بیرون روید. خداوند به شما برکت می‌ دهد و اوضاع ‌و احوال تغییر می ‌کند.» از شهر خارج شدم و به ‌طرف مصر رفتم. در آنجا مال فراوانی به ‌دست آوردم. در این هنگام، در بغداد آشوب پدید آمد؛ اما از آن هرج ‌و مرج ‌ها آسوده شده بودم.

#سیره_امام_رضا #کمک_کردن

علی کفشگر فرزقی

منبع:
بیست سال امامت: نگاهی به دوره امامت امام رضا علیه السلام(پرسمان رضوی ج2)،محمدباقرپورامینی، ص 80
----------
پی نوشت:
1. عیون أخبار الرضا علیه السلام، شیخ صدوق،ج۲، ص‌۲۲۱.
2. همان: ص‌۲۱۸.
3. همان: ص‌۲۱۹.
4. همان: ص‌۲۲۲.
5. همان: ص‌۲۲۲.




مطالب مرتبط