سیری تربیتی در مکارم اخلاق از منظر پیامبر رحمت سیّد مهدی رحمتی، دانشجوی دکتری علوم قرآن و حدیث دانشگاه قرآن و حدیث پردیس تهران

سیری تربیتی در مکارم اخلاق از منظر پیامبر رحمت
۲۶ فروردین ۱۳۹۶ 321 45.2 KB 68 0

سیری تربیتی در مکارم اخلاق از منظر پیامبر رحمت

سیری تربیتی در مکارم اخلاق از منظر پیامبر رحمت

سیّد مهدی رحمتی، دانشجوی دکتری علوم قرآن و حدیث دانشگاه قرآن و حدیث پردیس تهران

چکیده :

کاربست متون قرآنی و حدیثی به عنوان سرمایه هایی بس گرانبها، می تواند دیدگاه دین را درباره ی مسائل و دغدغه های تربیتی در جامعه اسلامی، به ما بنماید و چراغ فروزان هدایت در رهجویی به سعادت جاویدان باشد. نوشتار حاضر با تکیه بر روایتی گرانسنگ از میراث ارزشمند احادیث اسوه حسنه (صلی الله علیه و آله و سلم)، به بیان برخی از آموزه های اخلاقی در زمینه ارزش های درونی و رفتاری می پردازد.

کلیدواژه : پیامبر، حمایت از محرومان، یاد خدا، صله رحم، ساده زیستی، استقامت، حق طلبی، بی نیازی

مقدمه

یکی از ویژگی هاى دین مقدس اسلام و دیگر ادیان الهى این است که رهبران آن، جلوتر و بهتر از دیگران به آیین خویش پایبند بودند و هرگز کوچکترین قدمى بر خلاف قوانین و مقررات آن برنداشتند. قرآن مجید ضمن «اسوه ی نیکو» معرفی کردن پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله و سلم برای خداجویان عاقبت اندیش (احزاب: 21) درباره ی این ویژگى رهبر اسلام می فرماید: «ءَامَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنزِلَ إِلَیهِ مِن رَّبِّهِ وَ الْمُؤْمِنُونَ کلٌ ءَامَنَ بِاللَّهِ وَ مَلَئکتِهِ وَ کتُبِهِ وَ رُسُلِهِ لَا نُفَرِّقُ بَین أَحَدٍ مِّن رُّسُلِهِ وَ قَالُواْ سَمِعْنَا وَ أَطَعْنَا غُفْرَانَک رَبَّنَا وَ إِلَیک الْمَصِیر» (بقرة: 285)؛ پیامبر [خدا] بدانچه از جانب پروردگارش بر او نازل شده است ایمان آورده است، و مؤمنان همگى به خدا و فرشتگان و کتاب ها و فرستادگانش ایمان آورده اند [و گفتند:] «میان هیچ یک از فرستادگانش فرق نمی گذاریم» و گفتند: «شنیدیم و گردن نهادیم، پروردگارا، آمرزش تو را [خواستاریم‏] و فرجام به سوى تو است.

سیره ی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به ویژه اصلاحات عمیقی که در ابعاد فردی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی در طول بیست و سه سال از سوی آن تجلیّ رحمت صورت گرفت، دربردارنده نکات ارزنده ی تربیتی و اخلاقی است که قدم گذارندن در راه معرفت و الگوگیری از آن، به سعادت و کمال انسان منتهی می شود. چه، اخلاق نیک صفتی است که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم هدف از بعثت خویش را اتمام آن بیان فرموده است. (کنزالعمّال، المتّقی الهندی، ج11، ص8) و خدای تعالی هم پیامبرش را با عنوان صاحب خلق عظیم به مردم معرفی کرده است. (قلم: 2)

از این رو، این نگاشته بر آن است که پس از گزارش و یادکرد حدیثی گرانمایه، درباره خوی های ستوده و کردارهای پسندیده که در کلام پیامبر خاتم ادیان توحیدی ظهور یافته، به ارائه الگویی سازوار و منسجم در زمینه ارزش های درونی و رفتاری تربیت اسلامی بپردازد.

سیره ی رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) دربردارنده نکات ارزنده ی تربیتی و اخلاقی است که قدم گذارندن در راه معرفت و الگوگیری از آن، منتهی به کمال و سعادت می گردد.

الف. متن و ترجمه حدیث

در مجموعه ی «الأصول الستة عشر»، کتاب جعفر بن محمّد بن شریح الحضرمی‏، بخشِ أخبار عبد اللّه بن طلحة النهدی‏ به نقل از حضرت صادق (علیه السلام)، روایت ذیل از پیامبر مکرّم صلی الله علیه و آله و سلم نقل شده است؛ «أَمَرَنِی رَبِّی بِسَبْعِ خِصَالٍ: حُبِّ الْمَسَاکینِ وَ الدُّنُوِّ مِنْهُمْ، وَ أَنْ أُکثِرَ مِنْ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ، وَ أَنْ أَصِلَ رَحِمِی وَ إِنْ قَطَعَنِی، وَ أَنْ أَنْظُرَ إِلَى مَنْ [هُوَ] أَسْفَلَ مِنِّی وَ لَا أَنْظُرَ إِلَى مَنْ هُوَ فَوْقِی، وَ أَنْ لَا یأْخُذَنِی فِی اللَّهِ لَوْمَةُ لَائِمٍ، وَ أَنْ أَقُولَ الْحَقَّ وَ إِنْ کانَ مُرّاً، وَ أَنْ لَا أَسْأَلَ أَحَداً شَیئاً» (الأصول الستة عشر، مجموعه مؤلفان، ص241)؛ پروردگارم مرا به هفت خصلت امر نموده است: دوست داشتن بینوایان و نزدیک شدن به آنها، ذکر لاحول و لاقوة الا باللّه‏ را بسیار گفتن، با خویشاوندان رابطه برقرار کردن؛ هر چند آنان قطع رابطه کنند، [و در مسائل مادى]، به پایین تر از خود نگاه کنم نه به بالاتر، در راه خدا سرزنش ملامتگران را به خود نگیرم، حق را بگویم اگر چه تلخ باشد و از کسى چیزى نخواهم.

ب. تقسیم بندی ساختاری حدیث و بیان اصول تربیتی

1.حمایت از محرومان (حُبِّ الْمَسَاکینِ وَ الدُّنُوِّ مِنْهُمْ)

از امور مسلّم در مشی پیامبر رحمت صلی الله علیه و آله و سلم اهتمام به امور فرودستان صالح، همراهی با ایشان، حفظ کرامت آنان، تلاش برای زدودن محرومیت هایشان و سیر دادن آنان به عزّت حقیقی شان بوده است. (مسند احمد بن حنبل، احمد بن حنبل، ج5، ص407؛ سنن ابن ماجه، ابن ماجه قزوینی، ج2، ص1378؛ الکافی، کلینی، ج8، ص49؛ الخصال، صدوق، ج1، ص271)

خاتم پیامبران الهی هیچگاه به دنیا و زیور آن گرایش نداشت، و خداوند جهت گیری اجتماعیِ ایشان را به گونه ای مشخّص نمود (کهف: 28) که هرگز چشم از مستضعفان برندارد و متوجّه دنیاخواهان و ثروت اندوزان متکبّر نشود. (تفسیر جوامع الجامع، طبرسی، ج1، ص884)

پیامبر مکرّم اسلام صلی الله علیه و آله و سلم خود را از مسکینان و مستضعفان می دانست و هرگز از این روحیه و شأن دور نگشت. به طوری که قاضی عیّاض نوشته است که محبوب ترین نام ها برای پیامبر آن بود که وی را مسکین بنامند. (الشفا بتعریف حقوق المصطفی، القاضی عیّاض، ج1، ص196)

حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم در دوران رسالت خویش زیباترین کرامت را نسبت به مستضعفان متجلّی ساخت. وی، آنان را دوست می داشت و ایشان را حرمت می نهاد و به هیچ وجه اجازه نمی داد آنان را کوچک بشمرند و تحقیر کنند. (تنبیه الخواطر و نزهة النواظر، ورّام، ج2، ص33) توجه و رسیدگی به امور محرومان و تهیدستان به قدری مهم است که خداوند در قرآن به آن، سفارش اکید فرموده و بخشی از اموال انسان به صورت صدقات واجب و مستحب به نیازمندان اختصاص دارد (توبه: 60) که پرداخت پنهانی آن به بینوایان، به خلوص نیّت نزدیک تر و مایه زدایش پاره ای از نابکاری هاست. (بقرة: 271) در مقابل، نادیده گرفتن حقوق مساکین و فقیران برانگیزاننده خشم و عذاب الهی است (قلم: 17ـ20)، به طوری که بوستان نعمت و رحمت را مبدّل به ساحت خواری و نقمت می نماید. (الکافی، کلینی، ج4، ص15؛ ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، صدوق، ص284) محبت و رحمت آوردن بر فرودستان، رحمت فرادست ترین قدرت هستی را به ارمغان می­آورد و انسان را در سلک مسلمانی و خرقه ی ایمانی، نگاه می دارد. (نسیم حدیث، مسعودی، ص146) خوی نیکویی که مانند بسیاری از رفتارهای نیک تنها در صورتی می تواند انسان را به پیش ببرد و او را به منزلگاه جاوید و سعادت ابدیش سوق دهد که با آفات و موانع بزرگ و اساسی همچون منّت، آزار و خودنمایی روبرو نشود و گرمی آن به سردی نگراید. (بقرة: 264؛ علل الشرائع، صدوق، ج2، ص598)

پیامبر رحمت (صلی الله علیه و آله و سلم) در دوران رسالت خویش زیباترین کرامت را نسبت به فرودستان صالح متجلّی ساخت.

2. یاد خدا (أَنْ أُکثِرَ مِنْ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ)

از عوامل مؤثّر در رشد شخصیت و بالندگی انسان، بندگی و عبودیت برای معبود یگانه است؛ گذرگاهی نجات بخش که آدمی را از حصار تنگ دنیا و زندگی مادی گذر می دهد و به عالم قدس معنوی می رساند. (فرقان: 77) اگر پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم به جایگاه والای رسالت و «مقام محمود» می رسد، دلیلش آن است که ایشان پیش از آن که رسول خدا باشد، عبد و بنده اوست (نجم: 10) و به تصریح قرآن کریم، مقام ستوده و در خور ستایش، محصول تهجّد و نیایش شبانه حضرتش است: «وَ مِنَ اللَّیلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَک عَسى‏ أَنْ یبْعَثَک رَبُّک مَقاماً مَحْمُودا» (اسراء: 79)؛ و پاسى از شب را زنده بدار، تا براى تو [به منزله‏] نافله اى باشد، امید که پروردگارت تو را به مقامى ستوده برساند.

یاد خدا، گذرگاه نجات­ بخشی است که آدمی را از حصار تنگ دنیا و زندگی مادی گذر داده و از پایگاه بندگی به مقام ربوبی و عالم قدس معنوی می

آنان که از راه اصلاح رابطه ی خود با خدا وارد میدان اداره ی امور و اصلاح مردمان می شوند، خداوند یاری شان می کند و توفیق و برکت الهی شامل حالشان می شود. آنان که پیش از اصلاح رابطه خود با خدا به اصلاح امور قیام می کنند، توفیق اصلاح نمی یابند. (التحفة الملوکیة فی الآداب السیاسیة، الماوردی، ص130) پیام آوران الهی با اصلاح رابطه ی خود و خدا و اصلاح سایر روابط بر مبنای آن، به اداره ی مردمان می پرداختند. (الاسفار الاربعة، ملاصدرا، ج1، ص13) پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله و سلم نیز از دستگاه فرستادگان خداوند، جدا نیست (احقاف: 9) و خداوند به پیامبرش فرمان می دهد (مزمّل: 5ـ10) که دائم متصل به ذکر خدا باشد و به طور کامل دل از غیر او ببرد و خود را خالص و ویژه او سازد. (مجمع البیان، طبرسی، ج5، ص379) چه این سنّت جاری الهی است که آدمی از پایگاه بندگی به مقام ربوبی دست می یابد (عدة الداعی و نجاح الساعی، حلی، ص231) و توانایی اداره ی قلب ها به میزان توانایی انسان بر خودش (مریم: 96) و میزان پذیرش و نفوذ و قدرت راهبر، ناشی از خداترسی و توکل او بر رب العالمین است، چراکه؛ «لاحَوْلَ وَ لاقُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ» (المحاسن، برقی، ج1، ص11)؛ هیچ توان و نیرویی جز به خدا تحقّق نمی یابد. (در محضر علامه طباطبائی، رُخشاد، ص379)

یاد خدا آدمی را از حصار تنگ مادی دنیا گذر داده و به مقام ربوبی و عالم قدس معنوی می رساند.


3. صله رحم (أَنْ أَصِلَ رَحِمِی وَ إِنْ قَطَعَنِی)

شناخت و توجّه عمیق به آثار صله رحم و پیامدهای قطع آن، از سویی سبب تشویق همگان به رعایت این سنّت نیک و از طرفی، ضمانت اجراییِ مطمئنی برای تحقّق آن می باشد.

پیوند با خویشاوندان و نیکی به آنان به ویژه پدر و مادر، از راه های مهم رشد و تعالی در همه زمینه ها (مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، طبرسی، ص165) و تقرب به خدای سبحان است (الخصال، صدوق، ص156) که پس از ایمان به خدا از با فضیلت ترین اعمال دینی به شمار می آید (بقرة: 83؛ نساء: 36؛ انعام: 151) و اجر و پاداش مادی و معنوی فراوانی چون؛ آرامش و سلامت جسم و جان (بحارالانوار، مجلسی، ج47، ص194)، افزایش عمر (القواعد و الفوائد، عاملی، ج2، ص57)، فقرزدایی و افزایش نعمت (مکارم الاخلاق، طبرسی، ص388)، پیشگیری از آلودگی ها و برخورداری از حمایت خویشاوندان (تحلیلی اجتماعی از صله­ ی رحم، شرف الدین، ص285) دارد. این پیوند چنان مهم است که به اجماع عالمان شیعه بر پایه ادله سه گانه کتاب، سنّت و عقل از واجبات مهم دینی شمرده شده (مفاتیح الشرایع، فیض کاشانی، ج2، ص7-8) و برای دستیابی به آن، سفر یک ساله نیز توصیه شده است. (من لا یحضره الفقیه، صدوق، ج4، ص361) قطع ارتباط با خویشاوندان هم نوعی پیمان شکنی با خدای سبحان به شمار می آید (بقرة: 27؛ رعد: 25) و آن چنان نزد خدا منفور است که از مصاحبت و همراهی با قاطع رحم نهی شده (الکافی، کلینی، ج2، ص641) و در سه موضع از قرآن، لعن و نفرین شده است. (بقرة: 27؛ رعد: 25؛ محمد: 22-23) در فقه نیز قطع رحم از گناهان بزرگ به شمار آمده (تحریر الوسیلة، خمینی، ج1، ص274)، چنان که از عوامل سریع فنا و نابودی بشر هم معرفی شده است. (علل الشرایع، صدوق، ص584)

پیوند خویشاوندی تنها به بستگان صالح و با ایمان اختصاص ندارد، بلکه وظیفه ای اخلاقی، الهی و فراگیر است. (مفاتیح الحیاة، جوادی آملی، ص216) در روایت مورد شرح این نگاشته نیز پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم مأمور به پیوند و ارتباط با افرادی از نزدیکان که از ایشان بریده و فاصله گرفته اند، شده است. (الأصول الستة عشر، مجموعه مؤلفان، ص241) لکن این ارتباط تا جایی است که به دیگر احکام دینی آسیبی نرسد؛ ولی اگر بر اثر این ارتباط، دیگر احکام دین در خطر قرار گیرد نه تنها ارتباط با غیر متدیّنان لازم نیست بلکه جایز هم نیست. (تسنیم، جوادی آملی، ج2، ص560ـ561)

پیوند با خویشاوندان و نیکی به آنان، از راه های مهم رشد و تعالی و تقرب به خدای سبحان است.



4.ساده زیستی (أَنْ أَنْظُرَ إِلَى مَنْ [هُوَ] أَسْفَلَ مِنِّی وَ لَا أَنْظُرَ إِلَى مَنْ هُوَ فَوْقِی)

ساده زیستی در زندگی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و اوصیای آن حضرت به عنوان اصلی اصیل جلوه ای خاص دارد. از منظر ایشان ساده زیستی دارای مراتب و شدّت و ضعف است، به طوری که رهبران، زمامداران و کارگزاران در این باب وظیفه ای سنگین تر از عموم دارند، زیرا از یک سو تأمّل در اوضاع و احوال و راه و رسم ساده آنان، زندگی آمیخته به فقر را بر فرودستان جامعه، آسان ساخته و از سوی دیگر راه را بر طغیان و تسلط ثروتمندان و فرادستان مستکبر مسدود می نماید. (الکافی، کلینی، ج1، ص410)

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم با سادگی و بی پیرایگی و بدون هرگونه تجملات ظاهری و دبدبه های تصنّعی در رفتار، معاشرت، نشست و برخاست و وجوه گوناگون زندگی، دل ها و چشم ها را پر می کرد و محبت ها را جذب می نمود. (تفسیر نور الثقلین، العروسی الحویزی، ج‏4، ص608)

رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بیش از حداقل نیاز از متاع دنیا استفاده نکرد و به آن تمایلی نشان نداد و چون دنیا به آن حضرت عرضه شد از پذیرفتن آن امتناع کرد و قناعت و کفاف و ساده زیستی را بر همه چیز ترجیح داد. (نهج البلاغة، الرضی، خطبه 160)

آخرین فرستاده خدا صلی الله علیه و آله و سلم اگرچه از سیره ی ملوک و سلاطین و نوع نشست و برخاست و رفت و آمد و تشریفات آنها و هرگونه اشرافیتی سخت بیزار بود، (الکافی، کلینی، ج6، ص272) امّا فقر را نیز توصیه نمی کرد، بلکه مذموم می دانست (الوافی، فیض کاشانی، ج‏26، ص21) چرا که پیامبرِ زهد، جهاد و عزّت به خوبی می دانست که اگر مبارزه ای بنیادین با فقر را پی نریزد، سخن گفتن از بندگی خدا راه به جایی نخواهد برد. لازمه ی دعوت به خدا، راندن و زدودن فقر است که فقر از آتش نمرود هم سوزاننده تر است. (بحارالانوار، مجلسی، ج72، ص47)

ساده زیستی در زندگی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و اوصیای آن حضرت به عنوان اصلی اصیل جلوه ای خاص دارد.


5. صبر و استقامت (وَ أَنْ لَا یأْخُذَنِی فِی اللَّهِ لَوْمَةُ لَائِمٍ)

قرآن کریم در مقام بیان اوصاف محبوبین و محبّین بارگاه قدس الهی، اسقامت و پایداری در برابر کافران و منکران را آخرین ویژگی این گروه یاد می کند و می فرماید: «وَ لا یخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ» (مائده: 54)؛ و از سرزنش هیچ ملامتگرى نمی ترسند.

بسیارى از افراد با وجود آنکه دارای صفات ممتازى هستند، اما در مقابل غوغاى محیط و هجوم افکار عوام و اکثریت هاى منحرف بسیار محافظه کار، ترسو، و کم جرأتند، و زود در برابر آنها میدان را خالى مى کنند، در حالى که براى یک رهبر سازنده و افرادى که براى پیاده کردن افکار او وارد میدان می شوند، قبل از هر چیز چنین شهامتى لازم است، عوام زدگى، محیط زدگى، و امثال آن که همگى نقطه مقابل این امتیاز عالى روحى هستند، سد راه بیشتر اصلاحات محسوب مى گردند. (تفسیر نمونه، مکارم شیرازی، ج4، ص416)

قرآن مجید، افزون بر سفارش به صبر و استقامت در برابر سختی ها و جریان های منحرف (بقرة: 155-157و249؛ آل عمران: 200؛ انفال: 46؛ سجده: 24)، در آیاتی چند، مسلمانان و جامعه اسلامی را از هرگونه شک و ارتیاب‏ نسبت به حقانیت راه مستقیم، تحذیر کرده است. (بقرة: 147؛ آل عمران: 60؛ انعام: 114؛ یونس: 94) و پیامبر خاتم (صلی الله علیه و آله و سلم)؛ آن اسوه صبر و استقامت (الطبقات الکبری، ابن سعد، ج1، ص378)، از پایداری در برابر سرزنش ملامتگران به عنوان توصیه الهی بر خود و مسلمانان یاد می نمایند. (الأصول الستة عشر، مجموعه مؤلفان، ص241) چه از یک سو در راه ایمان و شکستن سنّت ها و عادات جاهلى نباید از سرزنش ها و تبلیغات سوء دشمن ترسى داشت و تسلیم جوّ و محیط شد، (تفسیر نور، قرائتی، ج3، ص108) و از سوی دیگر حفظ پیروزی بر باطل، جز در سایه استقامت به دست نمی آید، حقیقتی که خداوند، پیامبرش را بدان یادآور شد: «فَاسْتَقِمْ کمَا أُمِرْتَ وَ مَن تَابَ مَعَک» (هود: 112) و ابن عباس امتثال آن را بر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم دشوار و مایه سختی و پیری ایشان گزارش کرده است. (مجمع البیان، طبرسی، ج3، ص199)

اسقامت و پایداری در برابر سختی ها و جریان های منحرف، از مهم ترین اوصاف محبوبین و محبّین بارگاه قدس الهی است.


6. حق طلبی (أَنْ أَقُولَ الْحَقَّ وَ إِنْ کانَ مُرّاً)

حق طلبی و برپایی عدالت نیاز هر جامعه و مایه نشاط و شادابی هر روح آزاده است و جامعه بی عدالت، پیشرفت و توسعه ندارد. (تحف العقول، حرانی، ص320) در اندیشه دینی، مقصد حکومت و تصدّی امور، برپایی حق و عدل در میان مردمان است. (الإرشاد فی معرفة حجج الله على العباد، مفید، ج‏1، ص 248)

برپا داشتن حق و عدل از چنان جایگاهی برخوردار است که خداوند به پیامبر گرامی خود می فرماید: هدف از فرستادن کتاب آسمانی این است که حق و عدل در میان مردم جاری شود. (حدید: 25؛ المنار، رشید رضا، ج5، ص394)

رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نیز، مأمور به آن شده (شوری: 15) که کامل ترین راه تحقق حق و عدل را که از سوی خداوند بر او وحی شده، پی گیری نماید. (مائده: 48)

دعوت اسلامى بر مبناى"حق صریح" است و نمی تواند با مقدمات و وسائل باطل به هدف برسد. در حالی که سیاست، هدف و خواستى جز این ندارد که بر حریف خود سلطه و سیطره پیدا کند و گوى سبقت را از او ربوده و صدارت و تفوق و در نتیجه تمتع بهتر، از زندگى را خاص خود سازد، حال از هر راهى که باشد و به هر نحوى که پیش آید، چه خیر باشد و چه شر، چه حق باشد، و چه باطل، و سیاست تنها چیزى را که هدف خود نمی داند حق است، بر خلاف دعوت حقه دین که جز حق هدفى ندارد. (المیزان، طباطبائی، ج4، ص156) از این رو اگرچه پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم)، راه رفق و مدارا و تدریج را به سفارش خداوند در پیش گرفت‏، امّا با این حال هیچ گاه انعطاف و سازش کاری مذموم درباره حق ننمود، چه در جایی که مداهنه حاکم باشد حقی برپا نمی شود و چیزی به درستی سامان نمی یابد، بلکه جامعه گرفتار ریاکاری، عوام زدگی، سازش کاری و باطل پذیری نرم می شود. (اسراء: 74ـ75؛ کافرون: 1ـ6؛ کهف: 51)

پیامبر رحمت و عدالت در طول بیست و سه سال دوران رسالت خویش، هرگز پذیرای باطل نشد و برای پیشبرد امور، در حق سازش ننمود و همه ی لوازم و امکانات بکار گرفته از سوی دشمنان: تحبیب، تطمیع، تهدید، تهمت، استهزاء و آزار و تحریم ایشان را به نرمش با باطل وا نداشت و آن حضرت در راه حق گامی وا پس نگذاشت، بلکه این همه او را در راه نجات انسانها استوارتر ساخت، چرا که قرآن کریم در قالب مثالی وسیع المعنی می فرماید: «وَ الْبَلَدُ الطَّیبُ یخْرُجُ نَباتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَ الَّذِی خَبُثَ لا یخْرُجُ إِلَّا نَکدا» (اعراف: 58)؛ و بلد پاکیزه بیرون می آید رستنی هایش به­ اذن پروردگارش و آنچه پلید شد بیرون نمی آید مگر اندک بی فایده.


در اندیشه دینی، مقصد حکومت و تصدّی امور، برپایی حق و عدل در میان مردم است.


7. عزّت و بی نیازی (وَ أَنْ لا أَسْأَلَ أَحَداً شَیئاً)

عزّت نفس نوعی بازگشت انسان به خود و متوجّه کردن انسان به شرافت و کرامت ذاتی خود اوست که موجب می شود آدمی با نوعی معرفة النفس، الهامات اخلاقی را فراگیرد. (تعلیم و تربیت در اسلام، مطهری، 130ـ153) سیره و گفتار پیشوایان دین برای دین مداران این سرمشق روشن را ترسیم نموده که مرگ با عزّت از حیات در ذلّت بهتر است. (نزهة الناظر و تنبیه الخاطر، حلوانی، ص88) همچنین سفارش آنان بر این بوده است که مسلمانان همواره در روابط اجتماعی، عزّت خود را حفظ کنند و با قناعت و زهد ممدوح، کمبودها را تحمل نموده، دست نیاز به سوی دیگران دراز نکنند. (الکافی، کلینی، ج5، ص63)

عزّت و بی­ نیازی از مهم ترین اصول سیره ی نبوی و از بنیادی ترین امور دین است. شخص عزّت مند به حالتی دست می یابد که در همه احوال، راست و استوار و به دور از ذلّت است. اگر انسان به عزّت الهی عزیز شود (یونس: 65)؛ از همه ی تباهی ها و ناراستی ها وارسته می گردد و نفوذ ناپذیر در برابر باطل و محکم و استوار در حق می شود. آنکه فقط در برابر خدا سرِ بندگی فرود می آورد و با قدمِ عبودیت سیر می آیند و داغ ذلّت بندگی را در پیشانی می نهد، به عزت ربوبیّت دست می یابد. (آداب الصلوة، خمینی، ص8-9)

رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم که در بندگی حق به والاترین مرتبه رسیده بود، برترین نمونه عزّت الهی است. در میان نهضت های الهی هیچ نهضتی چون نهضت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم مردمان را به عزّت نرسانده و چون او راه عزّت را نگشاده است. (نهج البلاغة، الرضی، خطبه96) رسالت او این بود که به مؤمنان عزّت حقیقی بخشد و آنان را که به ستم برای خود عزّت مجازی ایجاد کرده بودند به پایین کشد. (سیره نبوی، دلشاد تهرانی، ص195)

اطاعت خدا و تقوای الهی (الصافی، فیض کاشانی، ج2، ص393)، انقطاع از خلق (بحارالانوار، مجلسی، ج13، ص420)، انصاف (الکافی، کلینی، ج2، ص144)، حق گرایی (تحف العقول، حرانی، ص368)، عفو و فرو خوردن خشم (الامالی، طوسی، ج1، ص185، الکافی، کلینی، ج2، ص110)، صبر و استقامت (ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، صدوق، ص235)، قناعت (تحف العقول، حرانی، ص149) در سخنان پیامبر رحمت و اهل بیت گرانقدر ایشان از مهم ترین عوامل مولّد و نگه دارنده عزّت دانسته شده است، تا در سایه سار آن مؤمن هیچ گاه در رفع نیازها و خواسته هایش، خود را حقیر نسازد، بلکه به فرموده رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم حوائج خود را با عزّت نفس طلب کند: «اُطلُبوا الحَوائِج بِعِزَّةِ الأنفُس» (الجامع الصغیر، سیوطی، ج1، ص168) چرا که به فرمایش قرآن کریم عزّت بالاصالة از آن خداوند است: «مَنْ کانَ یرِیدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِیعاً» (فاطر: 10) و بالافاضة از آنِ مؤمنان: «وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِین» (منافقون: 8)‏

آن که فقط در برابر خدا سرِ بندگی فرود می آورد و با قدمِ عبودیت سیر می کند و داغ ذلّت بندگی را در پیشانی می نهد، به عزت ربوبیّت دست می یابد.

نتیجه

اسلام، دین صلح و سازش و پیام آور رحمت و مهربانی است. سیره پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)؛ به عنوان بلندترین قله وحدت در دشتستان کثرتِ تاریخ که هر آن­که از معبر تاریخ گذشته، به ناچار نگاهش به او خیره گشته، گنجینه ای بس گرانبها، دارای تعالیم مترقی و تکامل یافته برای رشد و تعالی انسانها و استوار گردانیدن حصارهای اعتقادی و چنگ زدن به اصول اخلاقی مشترک است. اسوه حسنه ای که با انقطاع کامل از غیر پروردگار، از پایگاه بندگی به مقام ربوبی رسید و با ساده زیستی و استقامت در راه حق و حقیقت، و پیوند با محرومان و مستضعفان و استغنای از مستکبران و زورمداران، جامعه ی آرمانی مطلوب را ترسیم نمود، خود بیش از هم جهت تحقّق آن تلاش کرد و معتقدین به راه و روشش را بدان فرا خواند.

کتابشناسی

1.قرآن کریم

2.آداب الصلوة، موسوی خمینی، روح الله، سوم، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1372ش.

3.ارشاد القلوب إلى الصواب، دیلمى، حسن بن محمد، اول، قم، الشریف الرضی‏، 1412 ق‏.

4.الإرشاد فی معرفة حجج الله على العباد، مفید، محمد بن محمد، اول، قم، کنگره شیخ مفید، 1413ق.

5.الأصول الستة عشر، مجموعه مؤلفان، محقق / مصحح: محمودى، ضیاء الدین و جلیلى، نعمت الله و غلامعلى، مهدى، قم، اول، مؤسسة دار الحدیث الثقافیة، 14233ق.‏

6.الامالی، الطوسى، محمد بن الحسن، اول،‏ قم، دارالثقافة، 1414 ق‏.

7.بحار الانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار، مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، دوم، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، 1403 ق‏.

8.تحریر الوسیلة، موسوی خمینی، روح الله، چهارم، تهران، مکتبه اعتماد، 1403ق.

9.تحف العقول عن آل الرسول، حرانی، حسن بن على ‏ابن شعبه، دوم، قم، جامعه مدرسین‏، 1404 ق‏.

10. التحفة الملوکیة فی الآداب السیاسیة، الماوردی، ابوالحسن بن محمد، الطبعة الثانیة، مؤسسة شباب الجامعة الاسکندریة، 19933م.

11. تحلیلی اجتماعی از صله­ی رحم، شرف الدین، سید حسین، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، 1378ش.

12. تسنیم، جوادی آملی، عبد الله، قم، مرکز نشر اسراء، 1378ش.

13. تعلیم و تربیت در اسلام، مطهری، مرتضی، تهران، صدرا، 1374ش.

14. التفسیر الصافی، فیض کاشانی؛ محسن، دوم، تهران، انتشارات الصدر، 1415ق.

15. تفسیر القرآن الحکیم المشهور بتفسیر المنار، رشید رضا، محمد، بیروت، دارالکتب العلمیه، 1420ق.

16. تفسیر نور، قرائتی، محسن، تهران، یازدهم، مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن، 1383ش.

17. تفسیر جوامع الجامع‏، طبرسی، حسن بن فضل، اول، تهران، انتشارات دانشگاه تهران و مدیریت حوزه علمیه قم‏، 13777ش.

18. تفسیر نمونه‏، مکارم شیرازى، ناصر، اول، تهران، دار الکتب الإسلامیة، 1374 ش.

19. تفسیر نور الثقلین، العروسی الحویزی، عبد على بن جمعه‏، چهارم، قم، انتشارات اسماعیلیان، 1415ق.

20. تنبیه الخواطر و نزهة النواظر، ورام بن أبی فراس، مسعود بن عیسى‏، اول، قم، مکتبه فقیه، 1410ق.

21. ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، صدوق، محمد بن على ابن بابویه، تصحیح على اکبر غفارى، تهران، مکتبة الصدوق، 13911ق.

22. الجامع الصغیر فی احادیث البشیر النذیر، السیوطی، جلال الدین، الطبعة الاولی، بیروت، دارالفکر، 1401ق.

23. الخصال، صدوق، محمد بن على ابن بابویه، تصحیح على اکبر غفارى، قم، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه، 14033ق.

24. در محضر علامه طباطبائی، رخشاد، محمد حسین، دوم، قم، انتشارات مؤسسه­ی فرهنگی سماء، 1387ش.

25. سنن ابن ماجه، القزوینی، محمد بن یزید، بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1395ق.

26. سیره نبوی (منطق عملی)، دلشاد تهرانی، مصطفی، اول، تهران، انتشارات دریا، 1385ش.

27. الشفا بتعریف حقوق المصطفی، الیحصبی، ابو الفضل عیّاض بن موسی، بیروت، دارالکتب العربی، بی­تا.

28. صدرالدین محمدبن ابراهیم (صدرالمتألّهین)، الشیرازی، الحکمة المتعالیة فی الاسفار العقلیة الاربعة، قم، مکتبة المصطفوی، 13877ق.

29. الطبقات الکبری، محمد بن سعد، ابوعبدالله، بیروت، دار بیروت للطبلعه و النشر، 1405 ق .

30. عدة الداعی و نجاح الساعی‏، ابن فهد حلى، احمد بن محمد، اول، تهران، دارالکتب الاسلامیة، 1407ق.

31. علل الشرایع، ابن بابویه، محمد بن على‏، اول، قم، کتابفروشی داوری، 1385ش.

32. فرهنگ روابط اجتماعی در آموزه­های اسلامی، گروه پژوهشی علوم قرآن و حدیث، سوم، مشهد، انتشارات دانشگاه علوم اسلامی رضوی، 13888ش.

33. القواعد و الفوائد، عاملی، محمد بن مکی، قم، مرکز العلوم و الثقافه الاسلامیه، ۲۰۰۹م.

34. کنز العمّال فی احادیث الاقوال و الافعال، المتّقی الهندی، علاء بن حسام الدین، بیروت، مؤسسه الرساله، 1409 ق.

35. کنز الفوائد، کراجکى، محمد بن على‏، اول، قم، دارالذخائر، 1410ق.

36. الکافی، کلینی، محمد بن یعقوب بن اسحاق‏، تصحیح على اکبر غفارى و محمد آخوندى، تهران، چهارم، دارالکتب الإسلامیة، 1407 ق‏.

37. مجمع البیان فى تفسیر القرآن، طبرسی، حسن بن فضل، ‏سوم، تهران، انتشارات ناصر خسرو، 1372ش.

38. المحاسن، برقی، احمد بن محمد بن خالد، دوم، قم، دارالکتب الاسلامیة، 1371ق.

39. المسند، الشیبانی، احمد بن محمد بن حنبل، الطبعة الثالثة، القاهره، دارالمعارف، 1368ق.

40. مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، طبرسی، حسن بن فضل، دوم، نجف، المکتبة الحیدریة، 1385ق.

41. مفاتیح الحیاة، جوادی آملی، عبدالله، صد و یک، قم، اسراء، 1391ق.

42. مفاتیح الشرایع، فیض کاشانی، محمد محسن، اول، قم، کتابخانه آیة الله مرعشی نجفی، بی­تا.

43. مکارم الاخلاق، طبرسى، حسن بن فضل‏، چهارم، قم، شریف رضی، 1412ق.

44. من لایحضره الفقیه، صدوق، محمد بن على ابن بابویه، تصحیح على اکبر غفارى، قم، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه، 14133ق.

45. المیزان فى تفسیر القرآن، طباطبایى، سیدمحمدحسین‏، پنجم‏، قم، دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ى مدرسین حوزه علمیه قم، 14177 ق‏.

46. نزهة الناظر و تنبیه الخاطر، حلوانى، حسین بن محمد، اول، قم، مدرسة الإمام المهدی، 1408ق.

47. نسیم حدیث، مسعودی، عبدالهادی، اول، دارالحدیث، قم، 1389ش.

48. نهج البلاغة، الرضى، محمد بن حسین، اول، قم، هجرت، 1414 ق‏.

49. الوافی، فیض کاشانی، محمد محسن بن شاه مرتضى‏، اصفهان، اول، اصفهان، کتابخانه امام أمیر المؤمنین على علیه السلام‏، 1406ق.


مطالب مرتبط