هر وقت سر سفرۀ غذا می ‌نشست، ظرفی پیشش می‌ گذاشتند و قبل از اینکه غذا را شروع کند، از غذاهای گوناگونی که در سفره بود، از هر کدام مقداری بر می ‌داشت و در آن ظرف می‌ گذاشت و سپس دستور می داد ...

سیمای اخلاقی امام رضا (علیه السلام) (2)

سیمای اخلاقی امام رضا (علیه السلام) (2)

سراسر زندگانى حضرت ثامن الحجج امام رضا (علیهم السلام) مشحون از رهنمودهایى در اخلاق و تعلیم و تربیت است که در این نوشتار به برخی از آنها اشاره می کنیم.

امانت ‌داری
امام بر امانت‌ داری اصرار می کرد و می فرمود «امانت را ادا کنید.» [1]

هوای نفس
نهی می کرد که دنبال نفس بیفتیم. این پیروی را موجب ذلت می دانست. [2]

گناه ‌گریزی
گناه را مایۀ گرفتاری افراد می دانست و می فرمود: «هر وقت مردم گناه تازه ای مرتکب شوند که در گذشته انجامش نمی‌ دادند، خدا به گرفتاریِ بی‌ سابقه ای مبتلایشان می کند.»[3] معتقد بود ارتکاب گناهان کوچک راه را برای ارتکاب گناهان بزرگ باز می کند و می فرمود: «اگر کسی در معصیت‌ های کوچک از خدا نترسید، در معصیت‌ های بزرگ هم نخواهد ترسید.» [4]

حسابرسی نفس
امام می فرمود «هر کس خودش را حسابرسی کند، سود می ‌برد و هر کس از حسابرسی خودش غفلت کند، ضرر می کند.»[5] از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل می کرد: «کسی که هر روز به حساب خودش رسیدگی نکند و خوب و بدِ خودش را نشناسد، از ما نیست.»[6]

نهی از صفات رذیله
خیانت به دیگری را خط قرمز می ‌گرفت: «کسی که به مسلمانی خیانت کند، از ما نیست.»[7] فریب‌ کاران و نیرنگ ‌بازان را وعده آتش می داد.[8] بخیل را از بهشت و مردم دور و به جهنم نزدیک می دانست.[9] عُجب را تباه ‌کنندۀ اعمال می دانست. برای خودبینی چندین درجه قائل بود: یکی اینکه اعمال بد در نظر انسان خوب جلوه کند و از آن‌ ها خوشحال شود و تصور کند کار خوبی می کند. دیگر اینکه بنده به خدای خود ایمان بیاورد و در عین ‌حال بر خدا منت بگذارد، با اینکه خدا بر او منت دارد.[10] می‌ فرمود: «بخیل راحتی نمی ‌چشد، حسود لذت نمی‌ برد، پادشاهان وفا ندارند و دروغ ‌گو از مردانگی بویی نبرده است.» [11]

اگر کسی در معصیت‌ های کوچک از خدا نترسید، در معصیت‌ های بزرگ هم نخواهد ترسید.


خوش‌ گمانی
به حُسن ‌ظن به خدا سفارش می کرد و می فرمود: «خداوند می ‌فرماید: من همان ‌طور هستم که بنده ام گمان می کند: اگر گمانش خوب باشد، رفتار من خوب خواهد بود و اگر بد باشد، رفتار من هم بد خواهد شد.» [12]

توبه
امام معتقد بود: «اگر کار زشتی مرتکب شُدید، از خدا آمرزش بخواهید و به درگاهش توبه کنید.»[13] در توبه و استغفار، اکتفای به توبۀ زبانی را قبول نداشت و می فرمود: «لازم است توبه ‌کننده با دل نیز پشیمان باشد؛ و گرنه خود را مسخره کرده است.» [14]

انسان نمونه
امام بر این باور بودند که «مؤمن فقط با این سه خصلت مؤمن می‌ شود: سنتی از خدایش، سنتی از پیامبرش و سنتی از امامش. سنت خدایش راز پوشی است و سنت پیامبرش سازگاری با مردم و سنت امامش صبر در سختی و تنگ ‌دستی.»[15] اصالت گوهر (ریش های محکم در خویش)، طبع بزرگوار، خوی متین، جان شریف و ترس از خدا پنج صفتی بود که می فرمود: «اگر در کسی نباشد، در دنیا و آخرت به او امیدی نیست.» [16]
انسان شایسته را چنین کسی می دانست: دلش را پیرو فرمان خدا می کند و نیروهایش را در راه خشنودی خدا به‌ کار می ‌اندازد. می‌ پذیرد که ذلت در راه حق به عزتِ همیشگی منتهی می ‌شود، نه عزت در راه باطل. می‌ داند که اندک غمی که در دنیا تحمل می کند، به نعمت دائمی در دنیایی بی ‌پایان می ‌رساندش. می‌ فهمد که خوشی‌ های فراوان این دنیا، اگر پیرو هوای نفسش باشد، او را به عذابی بی‌ انتها می ‌کشاند. [17]

جدال
می فرمود: «سکوت را روش خودتان کنید و جدال بیهوده‌ نکنید که فایده ای برایتان ندارد.» [18]

خداوند می ‌فرماید: من همان ‌طور هستم که بنده ام گمان می کند: اگر گمانش خوب باشد، رفتار من خوب خواهد بود و اگر بد باشد، رفتار من هم بد خواهد شد.


اسراف ‌نکردن
یکی از دلواپسی‌ هایش این بود که چیزی اسراف نشود. روزی تعدادی از خدمتکارانش مشغول میوه‌ خوردن بودند. سیر که شدند، میوه‌ های باقی‌ مانده را دور انداختند. امام فرمود: «اگر شما سیر شده اید و به باقی غذا احتیاجی ندارید، نبایست آن را دور می‌ انداختید. آخر، مردمانی هستند که به آن میوه‌ ها نیاز دارند.»[19] از اسراف در هزینه‌ های زندگی نهی می کرد: «در هزینه‌ های خانواده اسراف نکنید که خدای بزرگ اسراف را نمی ‌پسندد و می ‌فرماید: «وَ الَّذینَ إِذا أَنْفَقُوا لَمْ یُسْرِفُوا وَ لَمْ یَقْتُرُوا وَ کانَ بَیْنَ ذلِکَ قَواما»[20] (و کسانی که هر وقت انفاق کنند، نه اسراف ‌کارند و نه سخت ‌گیر؛ بلکه در میان این دو، اعتدال دارند.)» [21]

منع از دشمنی و بد گویی
با دشمنی و بدگویی مخالف بود: «خودتان را به دشمنی با یکدیگر و بدگویی از هم مشغول نکنید؛ چون با خود عهد کرده ام، اگر کسی چنین کاری انجام دهد و دوستی از دوستانم را ناراحت و ‌خشمگین کند، دعا کنم خدا او را در دنیا با شدیدترین عذاب‌ ها مجازات کند و در آن دنیا هم زیانکار خواهد بود.» [22]

نیکی
روشش احسان فراوان بود.[23] به تنگ ‌دستان پنهانی صدقه می داد و این کار را بیشتر در شب‌ های تاریک می کرد تا احسانش باعث شرمندگیِ نیازمند نشود.[24] هر چه داشت، برای رفعِ مشکل نیازمندان هزینه می کرد. یک بار فضل‌ بن‌ سهل امام را برای انفاق همۀ مالش ملامت کرد. امام سرزنشش را به خودش برگرداند: «چیزی را که پاداش و کرامت‌ بدان تعلق می گیرد، ضرر محسوب نکن.»[25] هر وقت سر سفرۀ غذا می ‌نشست، ظرفی پیشش می‌ گذاشتند و قبل از اینکه غذا را شروع کند، از غذاهای گوناگونی که در سفره بود، از هر کدام مقداری بر می ‌داشت و در آن ظرف می‌ گذاشت و سپس دستور می داد آن غذا را به فقرا بدهند. حضرت رضا (علیه السلام) در این هنگام آیۀ «فَلَا اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ» را قرائت می کرد و می فرمود: «چون خدا می دانسته است همۀ بندگانش قدرت ندارند، برده بخرند و آزاد کنند، اطعام مساکین را مانند آزاد کردن برده تلقی کرده است و از این راه، بندگانش را به ‌طرف بهشت راهنمایی کرده.»[26] به انجام‌ دادن کار نیک به ‌صورت مخفی تشویق می کرد و ثوابش را معادل هفتاد حسنه می دانست.[27] سفارش می کرد که به همه نیکی کنید. از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل می کرد: «اگر نیکیِ تو به کسی برسد که شایسته اش است، خب لیاقتش را داشته است؛ اما اگر لیاقت خوبی نداشته است، خودت که اهل خوبی‌ کردن بوده ای!» [28]

منبع: بر مدار آفتاب؛ ترسیم زندگی بر مدار حیات رضوی، محمد حسین پور امینی، معاونت تبلیغات و ارتباطات اسلامی آستان قدس رضوی


--------------------------------------------------------
پی نوشت ها:
1. محمد بن محمد مفید، الاختصاص، ص۲۴۷؛ حسین ‌بن ‌محمد تقی نوری، مستدرک الوسائل، ج۹، ص۱۰۲.
2. علی ‌بن ‌حسن طبرسی، مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ص۲۶۰.
3. محمد بن یعقوب بن اسحاق کلینی، الکافی، ج۲، ص۲۷۵.
4. محمد بن علی بن بابویه (شیخ صدوق)، عیون اخبار الرضا (علیه السلام)، ج‌۲، ص۱۸۰.
5. محمد بن باقر مجلسی، بحار الانوار، ج‌۷۵، ص۳۵۵.
6. علی ‌بن ‌حسن طبرسی، مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ص۲۴۷؛ محمد بن یعقوب بن اسحاق کلینی، الکافی، ج‌۲، ص۴۵۳.
7. محمد بن علی بن بابویه (شیخ صدوق)، الأمالی، ص۲۷۰.
8. محمد بن علی بن بابویه (شیخ صدوق)، عیون اخبار الرضا (علیه السلام)، ج‌۲، ص۵۰.
9. ابن ‌شعبۀ حرانی، تحف العقول عن آل الرسول (صلی الله علیه و آله و سلم)، ص۴۴۶.
10. همان، ص۴۴۴.
11. همان، ص۴۵۰.
12. محمد بن یعقوب بن اسحاق کلینی، الکافی، ج‌۲، ص۷۲.
13. محمد بن باقر مجلسی، بحار الانوار، ج‌67، ص72.
14. همان، ج‌۷۵، ص۳۵۵.
15. ابن ‌شعبۀ حرانی، تحف العقول عن آل الرسول (صلی الله علیه و آله و سلم)، ص۴۴۲؛ محمد بن علی بن بابویه (شیخ صدوق)، صفات الشیعه، ص۳۷.
16. ابن ‌شعبۀ حرانی، تحف العقول عن آل الرسول (صلی الله علیه و آله و سلم)، ص۴۴۶.
17. احمد بن‌ علی طبرسی، الاحتجاج، ج‌۲، ص۳۲۱.
18. محمد بن ‌محمد مفید، الاختصاص، ص۲۴۷؛ حسین‌ بن‌ محمد تقی نوری، مستدرک الوسائل، ج۹، ص۱۰۲.
19. محمد بن باقر مجلسی، بحار الانوار، ج‌۴۹، ص۱۰۲.
20. فرقان: ۶۷.
21. محمد بن علی بن بابویه (شیخ صدوق)، الخصال، ص۱۱.
22. محمد بن ‌محمد مفید، الاختصاص، ص۲۴۷؛ حسین ‌بن ‌محمد تقی نوری، مستدرک الوسائل، ج۹، ص۱۰۲.
23. علی بن عیسی اربلی، کشف الغمة فی معرفة الائمه، ج۲، ص۳۱۶.
24. علی بن عیسی اربلی، کشف الغمة فی معرفة الائمه، ج۲، ص۳۱۶.
25. حسین‌ بن ‌محمد تقی نوری، مستدرک الوسائل، ج۷، ص۲۳۵.
26. محمد بن یعقوب بن اسحاق کلینی، الکافی، ج۴، ص۵۲.
27. همان، ج‌۲، ص۴۲۸.
28. محمد بن علی بن بابویه (شیخ صدوق)، عیون اخبار الرضا (علیه السلام)، ج‌۲، ص۳۵.




مطالب مرتبط