شاخصه های زندگی عاقلانه

یکی از اهداف بلند انبیا که در صدد جامعه عقلانی بودند، افزایش خرد جمعی بوده است

شاخصه های زندگی عاقلانه

یکی از اهداف بلند انبیا که در صدد جامعه عقلانی بودند، افزایش خرد جمعی بوده است؛ چنانچه امام علی(علیه السّلام) فرمود: «وَ يُثِيرُوا لَهُمْ‏ دَفَائِنَ‏ الْعُقُول‏؛[1] و توانمندی های نهفته عقول را ظهور دهند»؛ زیرا خرد جمعی موجب افزایش بلوغ فکری می شود. در جامعه عقلانی است که مردم رهبرانی را انتخاب می کنند که شایسته رهبری هستند.

در جامعه‌ای که عقل افول کند، رهبران ظالم و قانون شکن بر مسند قدرت قرار می‌گیرند؛ چنانکه در عصر امام حسین (علیه السّلام) حاکمیت جهل مقدس موجب قرار گرفتن نابخردان بر مسند قدرت و شهادت امام(علیه السّلام) شد. بر همین اساس است که امام علی(علیه السّلام) از جامعه ای که شور با شعور جابه جا شود، به خدا پناه می برد و می فرماید:«نَعُوذُ بِاللَّهِ‏ مِنْ‏ سُبَاتِ‏ الْعَقْل‏؛[2] به خدا پناه می بریم از خاموشی عقل».

استاد مطهری پیرامون نقش عقل در شناخت اصول دین می فرماید: «شما کدام مذهبی را در دنیا پیدا می‌کنید که به اندازه قرآن برای عقل احترام قائل شده باشد...».[3] در این نوشتار برخی از شاخصه های جامعه عقلانی بیان و تبیین شده است.

1. شناخت جایگاه عقل و خرد در زندگی

درک و دریافت عقل و تأثیر آن در امروز و فردای زندگی، باعث انگیزه ای فراوان در دستیابی به این موهبت الهی می شود. رسول‌خدا (صلی الله علیه و آله و سلّم) در این باره فرموده است: «برترین موهبت خداوند به بندگان، عقل است؛ زیرا خواب عاقل برتر از بیداری جاهل و افطار عاقل بهتر از روزه‌داری جاهل است و نشستن عاقل، افضل از قیام جاهل است و خداوند، هیچ پیامبر و رسولی را مبعوث نکرده، مگر با عقل کامل.»[4]

2. آراستگی به علم و دانایی

یکی از شاخصه های مهم جامعه عقلانی، آراستگی به علم است؛ زیرا فراگیری علم و دانش، آدمی را از نادانی دور، و زمینه تقویت خردورزی را فراهم می‌کند. از همین روست که امام علی(علیه السّلام) فرمود: «الْعَقْلُ‏ وَ الشَّهْوَةُ ضِدَّانِ‏ وَ مُؤَيِّدُ الْعَقْلِ‏ الْعِلْمُ...؛[5] عقل و شهوت، دو دشمن‌اند و تحصیل علم و دانش، مایه تقویت عقل است.»

یکی از شاخصه های مهم جامعه عقلانی، آراستگی به علم است.

آدمى باید زمان خود را بشناسد و از مقتضیات آن آگاه باشد، خویشتن را با پیشرفت‌هاى علمى منطبق کند و براى ادامه زندگى به شرایط لازم مجهّز شود؛ زیرا جامعه بدون علم، جامعه عقب گرا و عقب مانده از قافله تمدن است. از همین روست که امام صادق(علیه السّلام) فرمود: «عَلَى‏ الْعَاقِلِ‏ أَنْ‏ يَكُونَ‏ عَارِفاً بِزَمَانِهِ‏، مُقْبِلًا عَلى‏ شَأْنِه؛[6] بر خردمند است که زمان خود را بشناسد و به کار خویش بپردازد.»

3. زمان شناسی و بصیرت افزایی

شناخت زمان و پیشامدهای آن، توجه به نیازها و دوری از غافلگیر شدن در حوادث، یکی از نتایج جدایی ناپذیر زندگی عاقلانه است. کسی که خردمندانه زندگی می کند، هیچ گاه بازیچه دست این و آن نمی شود؛ چه در مسائل کوچک خانواده و چه در مسائل بزرگ جامعه و کشور و حتی مسائل جهانی؛ از همین روست که فرموده‌اند: «لَا يُلْسَعُ‏ الْعَاقِلُ‏ مِنْ‏ جُحْرٍ مَرَّتَيْنِ؛[7] انسان عاقل از یک سوراخ دو بار گزیده نمی‌شود». امام صادق(علیه السّلام) نیز فرموده است: «الْعَالِمُ‏ بِزَمَانِهِ‏ لَا تَهْجُمُ‏ عَلَيْهِ‏ اللَّوَابِس؛[8] عالمِ آگاه به زمان، مسائل پیچیده بر او شبیخون نمی‌زند.»

4. خوش سخنی در زندگی

بسیاری از مشکلات را می‌توان با چهره باز و سخن شیرین و دلنشین حل کرد؛ زیرا بشاشت و گشاده‌رویی در برخوردهای اجتماعی، مایه جلب محبت مردم و قرب و نزدیکی به خداوند است.[9] از همین روست که امام علی(علیه السّلام) در معرفی کم‌عقل‌ترین کم‌عقلان فرمود: «أَسْفَهُ‏ السُّفَهَاءِ الْمُتَبَجِّحُ بِفُحْشِ الْكَلَامِ؛[10] نادان ترین نادانان، کسی است که با فحش دادن به مردم، شاد و خرسند شود.»

انسان بزرگوار و بردبار، هرگز زبان به فحش و بدگویی نمی گشاید: «مَا أَفْحَشَ‏ كَرِيمٌ‏ قَطُّ؛[11] آدم بزرگوار و با شخصیت هرگز فحش نمی دهد.»

بشاشت و گشاده رویی در برخوردهای اجتماعی، مایه جلب محبت مردم و قرب و نزدیکی به خداوند است.

5. رضایت به مال اندک با فهم و حکمت

روزی امام موسی بن جعفر(علیه السّلام) به هشام بن حکم فرمود: «إِنَّ‏ الْعَاقِلَ‏ رَضِيَ‏ بِالدُّونِ‏ مِنَ‏ الدُّنْيَا مَعَ‏ الْحِكْمَةِ وَ لَمْ يَرْضَ بِالدُّونِ مِنَ الْحِكْمَةِ مَعَ الدُّنْيَا؛[12] انسان عاقل از زندگی اندک و ناچیز دنیا با فهم و حکمت، راضی و خشنود است و از زندگی عالی و مرفه دنیا، با کمی علم و فهم ناراضی و آزرده خاطر است.»

حکمت، نیرویی نورانی و درونی است که به وسیله آن حق و واقعیت قضایا به خوبی درک، و هر عملی متقن و محکم انجام می شود.[13] حکیم نیز کسی است که قدر و منزلت خویش را می داند و بر اعضای خود لگام دارد؛[14] یعنی سنجیده سخن می گوید، سنجیده می شنود و سنجیده رفتار می کند.

6. پرهیز از هرزه گویی و هرزه شنوی

شیوۀ سخن گفتن، به اندازۀ موضوع سخن مهم است؛ زیرا مردم بیشتر از آنکه قدرت قضاوت داشته باشند، گوشی برای شنیدن دارند.[15] چه بسا یک جملۀ کوتاهی که دوستی های دیرینه را به دشمنی مبدل کرده و حتی سرنوشت کشورها را دگرگون ساخته است.[16]

سکوت یا خاموشی در پاره ای مواقع، برتر از سخن گفتن و در همه عرصه ها عالی‌تر از هرزه گویی است؛ چنانکه امام علی(علیه السّلام) فرموده است: «الصَّمْتُ‏ وَقَارٌ، الْهَذَرُ عَارٌ،[17] الْحَصَرُ خَيْرٌ مِنَ‏ الْهَذَرِ...؛[18] خاموشی تمکین و وقار، و هرزه سرایی یا بیهوده‌گویی، عیب و عار است. عاجز بودن از حرف زدن، بهتر از هرزه و پوچ گفتن یا بسیار گفتن است.»

7. ادب و احترام به دیگران

احترام به شخصیت مردم، باعث جلب مهر و محبت و رمز پیروزى و شادکامى است. از این رو یکى از مهم‌ترین عوامل سازگارى در خانواده و اجتماع، احترام به شخصیت و عزت نفس تمام افراد در خانواده و اجتماع است.

انسان به طور طبیعى، دوستدار کسى است که به او نیکى کرده است و دشمن کسى است که به او بدی کرده است؛ چنانکه رسول‌خدا (صلی الله علیه و آله و سلّم) فرموده است: «جُبِلَتِ‏ الْقُلُوبُ‏ عَلَى‏ حُبِّ‏ مَنْ‏ أَحْسَنَ‏ إِلَيْهَا وَ بُغْضِ‏ مَنْ‏ أَسَاءَ إِلَيْهَا؛[19] دل ها بر دوست داشتن آن کس که بر آن‌ها نیکی کند و دشمن داشتن آن کس که به آن‌ها بدی نماید، سرشته شده است.»

همان طور که ما از اهانت دیگران آزرده خاطر و ناراحت مى شویم و ممکن است از خود عکس العمل موهن نشان دهیم، اهانت ما نیز براى دیگران ناراحت کننده و دردناک است؛ بنابراین اگر با عکس‌العمل موهن آنان مواجه شدیم، باید خویشتن را ملامت نماییم. از همین روست که در روایات، ادب را برترین معیار عقل‌گرایی و بهترین همراه و همنشینی در خردورزی دانسته اند: «الدِّينُ وَ الْأَدَبُ نَتِيجَةُ الْعَقْل؛[20] دینداری و ادب‌ورزی، ثمرۀ خردمندی است.»

در روایات، ادب را برترین معیار عقل‌گرایی و بهترین همراه و همنشینی در خردورزی دانسته اند.

8. پرهیز از تعصب و استبداد رأی

جمود فکری، تعصب خشک یا استبداد رأی، یکی از آسیب های رایج میان صاحبان هوش چشمگیر و استعداد عالی است. عالمان اخلاق این رخداد تلخ را «تکیه کردن به حکم هوای نفس» دانسته‌اند که نوعی انعطاف ناپذیری و جزم گرایی را به همراه می آورد و فرد را به لغزشگاه های انحصارطلبی یا پرتگاه های استبدادپیشگی می کشاند. از همین روست که امام علی(علیه السّلام) فرموده است: «حَقٌّ‏ عَلَى‏ الْعَاقِلِ‏ أَنْ‏ يُضِيفَ‏ إِلَى‏ رَأْيِهِ رَأْيَ الْعُقَلَاءِ وَ يَضُمَّ إِلَى عِلْمِهِ عُلُومَ الْحُكَمَاءِ؛[21] سزاوار است انسان خردمند، رأی خردمندان را به رأی خود بیفزاید و آگاهی خویش را با به‌دست آوردن دانش حکیمان و دانایان افزون سازد». اهمیت این مسأله تا آنجاست که خداوند خطاب به رسول‌اکرم(صلی الله علیه و آله و سلّم) فرموده است: «وَ شاوِرْهُمْ فِي الأَمْرِ؛[22] و در کارها با آنان مشورت کن».

9. مهربانی با مردم

آفرینش بر اساس رحمت و مهربانی آفریدگار بنا شده است: «كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلى‏ نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ؛[23] پروردگارتان رحمت را بر خود مقرر کرده». کتاب انسان ساز قرآن و واژه واژۀ سخنان پروردگار نیز همراه با آرامش و مهرورزی برای دین باوران نازل شده است: «وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنين؛[24] و ما آنچه از قرآن فرستادیم، شفا[ی دل] و رحمت [الهی] برای اهل ایمان است».

امام علی(علیه السّلام) در توصیه ای به دوستان، صالحان و پیروان خویش فرموده است:

قلب خود را به مهربانی با مردم و دوست داشتن آنان عادت دهید که نرمی و محبت به انسان ها، شادی و آشتی با آنان را فراهم می‌کند، دلیل زیرکی و نجابت فرد است، تندی مخالفت و یا دشمنی را می‌کاهد، کلید درست اندیشی و سلوک راه است، باعث سرافرازی و نجات و زمینه ساز ریزش رحمت الهی و فراوانی برکات است. کسی که رحم نمی کند، رحم نمی شود و همان گونه که مهربانی و گذشت می کنید، به شما مهربانی می شود.[25]

افزون بر آثار مهرورزی در زندگی فردی و اجتماعی، مهربانی در خانواده یا زندگی زناشویی نیز برکات فراوان می آفریند و کینه ها و کدورت های ویرانگر را دور می کند؛ چنانکه رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلّم) فرموده است: «إنَّ الرَّجُلَ إذا نَظَرَ إلَى امرَأَتِهِ وَ نَظَرَت إلَيهِ نَظَرَ الله تَعالى إلَيهِما نَظَرَ الرَّحَمَةِ؛[26] به راستی چون مردی به همسرش و همسرش به او از روی مهر بنگرد، خداوند بزرگ آن دو را با دیدۀ مهر بنگرد.»

10. راستی

برترین نشانه عاقل واقعی، آن است که به دروغ آلوده نمی‌شود؛ گر چه میل فراوانی به گفتن آن داشته باشد؛ چنانکه امام کاظم(علیه السّلام) ‌فرموده است: «إِنَّ‏ الْعَاقِلَ‏ لَا يَكْذِبُ‏ وَ إِنْ‏ كَانَ‏ فِيهِ‏ هَوَاهُ؛[27] به درستی که عاقل دروغ نمی‌گوید؛ گر چه میل او به دروغ باشد.»

امام صادق(علیه السّلام) نیز به گونه‌ای لطیف و دلنشین وظیفه عاقل را توصیه کرده و فرموده است: «يَنْبَغِي‏ لِلْعَاقِلِ‏ أَنْ‏ يَكُونَ‏ صَدُوقاً لِيُؤْمَنَ عَلَى حَدِيثِهِ وَ شَكُوراً لِيَسْتَوْجِبَ الزِّيَادَةَ؛[28] سزاوار است شخص عاقل راستگو باشد تا به سخنش اعتماد کنند و سپاسگزار نعمت ها باشد تا باعث افزایش نعمت ها گردد.»

11. نیکوسازی کارها و تدبیر درست و بجا

کوشش درست و دقیق و تدبیر شایسته و عمیق، نماد دلسوزی و خردمندی است تا افزون بر خوب کار کردن، کار خوب کردن نیز تحقق یابد و رهاورد این دو، کارنامه‌ای روشن و برکت‌آفرین برای انسان رقم زند. امام علی(علیه السّلام) این ویژگی عاقلان را در سخنی زیبا ترسیم کرده و فرموده است: «الْعَاقِلُ‏ مَنْ‏ أَحْسَنَ‏ صَنَائِعَهُ‏ وَ وَضَعَ‏ سَعْيَهُ فِي مَوَاضِعِهِ؛[29] عاقل کسی است که ساخته‌های خود را نیکو بسازد و کوشش خود را در جایی که لازم است، به کار اندازد.»

سپردن کارها به غیر متخصصان و کم خردان که به دور از برنامه‌ریزی و آینده نگری سرمایه های ملی را هدر می دهند، رهاوردی جز نابودی سرمایه‌های یک مرز و بوم و تلف کردن استعدادهای پر فروغ ندارد.

فهرست منابع

ابن شعبه حرانى، حسن بن على؛ تحف العقول؛ چاپ دوم، قم: جامعه مدرسین، ۱۴۰۴ق.

بستانى، فؤاد افرام؛ فرهنگ ابجدى‏؛ ترجمه رضا مهیار؛ چاپ دوم، تهران: انتشارات اسلامی‏، ۱۳۷۵ش.

پاینده، ابوالقاسم؛ نهج الفصاحة؛ چاپ چهارم، تهران: دنیای دانش، ۱۳۸۲ش.

تمیمى آمدى، عبدالواحد بن محمد؛ تصنیف غررالحکم و دررالکلم‏؛ تصحیح مصطفی درایتی؛ چاپ اول، تهران: دانشگاه تهران‏، ۱۳۶۶ش.

شریف الرضی، محمد بن حسین‏؛ نهج‌البلاغه؛ تصحیح صبحی صالح؛ قم: هجرت‏، ۱۴۱۴ق.

قرشى، على اکبر؛ قاموس قرآن؛ چاپ ششم، تهران: دارالکتب الاسلامیه، ۱۴۱۲ق.

کلینى، محمد بن یعقوب؛ الکافی؛ چاپ اول، قم: دارالحدیث، ‏۱۴۲۹ق.

مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بيروت، دار إحياء التراث العربي‏، 1403 ق‏.

مطهرى، مرتضى؛ مجموعه آثار؛ چاپ هشتم، قم: صدرا، ۱۳۷۲ش‏.

نورى، حسين بن محمد تقى، مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل‏، قم، مؤسسة آل البيت عليهم السلام‏، 1408 ق‏.

منبع: نشریه ره توشه راهیان نور، ویژه رمضان 1399، احمد لقمان


[1]. الرضی، نهج البلاغه، تصحیح صبحی صالح، ص 43.

[2]. همان، ص 347.

[3]. مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج 21، ص 464.

[4]. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج 1، ص 12.

[5]. عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی، تصنیف غررالحکم و دررالکلم، ص 53.

[6]. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج2، ص 117.

[7]. محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج 1، ص 132.

[8]. محمدبن یعقوب کلینی، الکافی، ج 1، ص 27.

[9]. حسین بن محمدتقی نوری، مستدرک الوسائل، ج 8، ص 453.

[10]. عبدالواحدبن محمد تمیمی آمدی، تصنیف غررالحکم و دررالکلم، ص 77.

[11]. همان، ص 223.

[12]. محمدبن یعقوب کلینی، الکافی، ج 1، ص 17.

[13]. علی اکبر قرشی، قاموس قرآن، ج 3، ص 163.

[14]. فؤاد افرام بستانی، فرهنگ ابجدی عربی-فارسی، ج 1، ص 339.

[15]. چیستر فیلد.

[16]. بنتام.

[17]. عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی، تصنیف غررالحکم و دررالکلم، ص 216.

[18]. همان، ص 213.

[19]. حسن بن علی بن شعبه حرانی، تحف العقول، ص 37.

[20]. عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی، تصنیف غررالحکم و دررالکلم، ص 84.

[21]. عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی، تصنیف غررالحکم و دررالکلم، ص 55.

[22]. آل عمران: 159.

[23]. انعام: 54.

[24]. اسراء: 82.

[25]. عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی، غررالحکم و دررالکلم، ج 7، ص 133.

[26]. ابوالقاسم پاینده، نهج الفصاحه، ص 278.

[27]. محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج 1، ص 143.

[28]. حسن بن علی بن شعبه حرانی، تحف العقول، ص 364.

[29]. عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی، تصنیف غررالحکم و دررالکلم، ص 54.

مطالب مرتبط
دیدگاه خود را ارسال کنید
تاکنون نظری برای این مطلب ثبت نشده است.
ویژه ها
عید در حرم امام رئوف

عید در حرم امام رئوف

9224

عید در حرم امام رئوف


عکس حرم مطهرامام رضا علیه السلام

عکس حرم مطهرامام رضا علیه السلام

8634

فقیر و خسته به درگاهت آمدم رحمی که جز ولای توام نیست هیچ دست آویز حرم مطهرامام رضا علیه السلام


زائر حرم امام رضا علیه السلام

زائر حرم امام رضا علیه السلام

7963

دولت دراین سرا و گشایش دراین در است ... السلام علیک یا انیس النفوس یا علی بن موسی الرضا(ع) #امام_رضا_علیه_السلام #حرم_امام_رضا_علیه_السلام #حرم_مطهر_رضوی


ضریح حرم مطهر امام رضا علیه السلام

ضریح حرم مطهر امام رضا علیه السلام

8911

قلب مرا به پای ضریح ات گره بزن بیمارم و دخیل شفای تو می شوم


دربانان حرم مطهر امام رضا علیه السلام

دربانان حرم مطهر امام رضا علیه السلام

9693

از رهگذر خاک سر کوی شما بود؛ هر نافه که در دست نسیم سحر افتاد


بیشتر