برای انقلابی بودن شاخص هایی وجود دارد. که ما باید سعی کنیم در خودمان این پنج شاخص را ایجاد کنیم و حفظ کنیم...

شاخص ‌های انقلابی‌گری در بیان رهبر معظم انقلاب

شاخص ‌های انقلابی‌گری در بیان رهبر معظم انقلاب

برای انقلابی بودن شاخص هایی وجود دارد. که ما باید سعی کنیم در خودمان این پنج شاخص را ایجاد کنیم و حفظ کنیم، هرجا هستیم؛ در کار هنر، صنعت، فعّالیّت سیاسی، فعّالیّت علمی، فعّالیّت اقتصادی و بازرگانی، فرقی نمی کند؛ این شاخص ها در همه‌ی افراد ملّت ایران می تواند وجود داشته باشد.

که به پنج شاخص مهم آن اشاره می کنیم:

شاخص اول: پایبندی به مبانی و ارزش های اساسی انقلاب

در این شاخص ما مبانی اساسی داریم:

مبنای اوّل: پایبندی به اسلام ناب

پایبندی به اسلام ناب در مقابل اسلام آمریکایی است. اسلام آمریکایی هم دو شاخه دارد: یک شاخه اسلام متحجّر، یک شاخه اسلام سکولار؛ این اسلام آمریکایی است. استکبار و قدرت های مادّی از هر دو شاخه پشتیبانی کرده ‌اند و می کنند؛ اسلام ناب در مقابل آن ها است؛ اسلام ناب آن اسلامی است که هم تکلیف من و شما را در خانواده با خود و در خلوت شخصی ‌مان و هم تکلیف ما را در جامعه معیّن می کند، هم تکلیف ما را در قبال نظام اسلامی و ایجاد نظام اسلامی معیّن می کند؛ این اسلام ناب است.

مبنای دوم: محور بودن مردم

محور بودن مردم است که وقتی ما مردمی بودن را و محور بودن مردم را با اسلام همراه می کنیم، ترکیب آن می شود جمهوری اسلامی؛ مردم محورند، مقاصد برای مردم است، هدف ها متعلّق به مردم است، منافع مال و مِلک مردم است، اختیار در دست مردم است؛ اینها مردمی بودن است: رأی مردم، خواست مردم، حرکت مردم، عمل مردم، حضور مردم و شرافت مردم در نظام جمهوری اسلامی. این یکی از آن مبانی است و به‌معنای واقعی کلمه باید به این معتقد بود.

مبنای سوم: اعتقاد به پیشرفت

اعتقاد به پیشرفت، اعتقاد به تحوّل، به تکامل، و تعامل با محیط، البتّه با پرهیز از انحراف ها و خطاهایی که در این راه ممکن است وجود داشته باشد. فقه ما، جامعه ‌شناسی ما، علوم انسانی ما، سیاست ما، روش های گوناگون ما باید روزبه‌روز بهتر بشود، منتها به دست آدم های خبره، به دست آدم های وارد، به دست انسانهای اهل تعمّق و کسانی که اهلیّت ایجاد راه‌ های نو را دارند؛ نیمه‌ سوادها و آدمهای ناوارد و مدّعی نمی توانند کاری انجام بدهند.

مبنای چهارم: حمایت از محرومان و مظلومان

یکی از مبانی اساسی و ارزش های اساسی نظام اسلامی حمایت از #محرومان است. یکی دیگر حمایت از #مظلومان است در هر نقطه ‌ی عالم. این ها ارزش های اساسی انقلاب است.

اگر این پایبندی به ارزش های اساسی وجود داشت، حرکت مستمر و مستقیم خواهد بود و در تندباد حوادث، این حرکت تغییر پیدا نمی کند. [امّا] اگر این پایبندی وجود نداشت، نقطه‌ی مقابل این پایبندی، عمل‌گرایی افراطی است؛

در تعبیر قرآنی، این پایبندی به ارزشها را «استقامت» نام نهاده ‌اند: فَاستَقِم كَما أُمِرتَ وَمَن تابَ مَعَكَ (هود/112) إِنَّ الَّذينَ قالوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ استَقاموا تَتَنَزَّلُ عَلَيهِمُ المَلائِكَةُ أَلّا تَخافوا وَلا تَحزَنوا وَأَبشِروا بِالجَنَّةِ (فصلت/30) در تعبیر قرآنی، اسم این پایبندی به مبانی و ارزشها استقامت است.

شاخص دوّم: هدفگیری آرمان های انقلاب و همت بلند برای رسیدن به آن ها

بعضی سعی می کنند جامعه را و جوان های ما را دچار نا امیدی کنند، بگویند «آقا فایده‌ ای ندارد، نمی شود، نمی رسیم؛ چه‌ جوری ممکن است با این ‌همه مخالفت، با این‌همه دشمنی»؛ این نقطه‌ی مقابل شاخص دوّم است. شاخص دوّم این است که هرگز منصرف نشویم از رسیدن به آن اهداف بلند و آرمانهای بلند؛ تسلیم نشویم در مقابل فشارها. البتّه شما وقتی‌که در یک راهی میروید که دشمنی بر سر آن راه هست، برای شما مانع ایجاد می کند؛ [امّا] این مانع بایستی مانع از رفتن شما و از ادامه‌ی حرکت شما نشود؛ تسلیم فشارها نشویم، رضایت به وضع موجود ندهیم، که اگر رضایت به وضع موجود دادیم نتیجه ‌اش عقب‌گرد است. جوانها باید به سمت پیشرفت و تحوّل مثبت حرکت کنند؛ اینکه ما به همان چیزی که داریم قانع بشویم، عقب خواهیم ماند؛ عقب خواهیم رفت؛ راه پیشرفت تمام ‌شدنی نیست؛ باید رفت تا رسید به آرمانهای بلند.

شاخص سوّم : پایبندی به استقلال

استقلال سیاسی

این استقلال خیلی مهم است؛ استقلال داخلی، استقلال منطقه‌ای، استقلال جهانی و بین‌المللی؛ در همه‌ی این مسائل استقلال کشور و استقلال نظام را حفظ کردن.

معنایش این است که ما در زمینه‌ی سیاسی فریب نخوریم؛ دشمنی که هدفش این است که دولتها و ملّتها را به‌ دنبال خود بکشاند، به شیوه‌های مختلفی توسّل می جویَد. این‌جور نیست که همیشه با تهدید حرف بزنند؛ نه، گاهی هم با تملّق حرف میزنند؛ گاهی به انسان نامه مینویسند که شما بیایید -با ما که آمریکا هستیم- مسائل جهانی را با مشارکت یکدیگر حل کنیم؛ در این قالب با انسان حرف میزنند؛ انسان در اینجا ممکن است دچار وسوسه بشود که برویم با یک ابرقدرتی در حلّ مسائل بین‌المللی همکاری کنیم؛ در ادبیّات نامه‌نگاری رسمی دیپلماتیک، این‌جوری حرف‌زده میشود امّا باطن قضیّه این نیست؛ باطن قضیّه این است که او یک نقشه‌ای دارد؛ میگوید شما بیا در نقشه‌ی من، بیا در آن میدانی که من ترسیم کرده‌ام بازی کن؛ نوع بازی را هم او معیّن میکند. شما بیا این کار را انجام بده تا آن هدفی که برای آن نقشه کشیده شده است، تحقّق پیدا بکند. اینکه ما در قضایای منطقه، در قضیّه‌ی سوریه، در قضایای شبیه سوریه حاضر نشدیم در ائتلاف به‌اصطلاح آمریکایی وارد بشویم علّت این است. آنها یک نقشه‌ای دارند، یک هدف هایی را ترسیم کرده ‌اند، مایلند به آن هدفها برسند و البتّه مایلند که از قدرت و نیرو و نفوذ هر کشوری استفاده کنند، ازجمله جمهوری اسلامی؛ اگر جمهوری اسلامی اینجا خام بشود، وارد بازی آنها بشود، معنایش این است که جدول کاری آنها را پُر کرده است؛ معنایش این است که نقشه‌ی آنها را کامل کرده است. این خلاف استقلال است؛ این بظاهر چیزی نیست که دولتی یا کسی بیاید بر کشور حکومت بکند که بگوییم استقلال کشور از بین رفت امّا ضدّ استقلال سیاسی است.

استقلال فرهنگی:

استقلال فرهنگی در این است که سبک زندگی را، سبک زندگی اسلامی - ایرانی انتخاب بکنیم. سبک زندگی از معماری، زندگی شهری، زیستِ انسانی، پیوندهای اجتماعی تا همه‌ی مسائل گوناگون را شامل میشود. تقلید از غرب و از بیگانه در سبک زندگی، درست نقطه‌ی مقابل استقلال فرهنگی است. امروز نظام سلطه بر روی این مسئله دارد کار میکند؛ این ابزارهای جدیدی که وارد میدان شده است، اینها همه ابزارهایی هستند برای تسلّط بر فرهنگ یک کشور. با این حرف نمیخواهم بگویم این ابزارها را از زندگی خودمان خارج کنیم؛ نه، اینها ابزارهایی هستند که میتوانند مفید واقع بشوند امّا سلطه‌ی دشمن را از این ابزارها بایستی سلب کرد. نمیتوانید شما برای اینکه مثلاً فرض بفرمایید رادیو و تلویزیون داشته باشید، رادیو تلویزیونتان را بدهید در اختیار دشمن؛ اینترنت هم همین‌جور است، فضای مجازی هم همین‌جور است، دستگاه‌های اطّلاعاتی و ابزارهای اطّلاعاتی هم همین‌جور است، اینها را نمیشود در اختیار دشمن قرار داد؛ امروز در اختیار دشمن است؛ وسیله و ابزار نفوذ فرهنگی است؛ ابزار سلطه‌ی فرهنگی دشمن است.

استقلال اقتصادی:

استقلال اقتصادی هضم نشدن در هاضمه‌ی اقتصاد جامعه‌ی جهانی است. ببینید، آنها خودشان -آمریکایی‌ها- در همین قضایای بعد از مذاکرات هسته‌ای گفتند معامله‌ی هسته‌ای باید موجب بشود که اقتصاد ایران در اقتصاد جامعه‌ی جهانی ادغام بشود؛ ادغام! ادغام یعنی چه؟ اقتصاد جامعه‌ی جهانی چیست؟ آیا اقتصاد جامعه‌ی جهانی یک نظم عادلانه و منطقی و عقلائی است؟ ابدا. اقتصادی که نقشه‌ی آن را جامعه‌ی جهانی کشیده است و مظاهر گوناگون آن در همه‌ی دنیا گسترده است، عبارت است از نقشه‌ای و نظامی که سرمایه ‌داران عمدتاً صهیونیستی و بعضاً غیر صهیونیستی برای تصرّف منابع مالی همه‌ی دنیا طراحی کرده‌اند. این نظم جامعه‌ی جهانی و اقتصاد جهانی است. اینکه یک کشوری اقتصادش را ادغام کند در اقتصاد جهانی، افتخار نیست؛ این خسارت، ضرر و شکست است. در تحریم هم مقصود آنها یک هدف اقتصادی بود؛ تحریم هم که کردند ما را، خود آمریکایی‌ها تصریح کردند که این تحریم برای فلج کردن اقتصاد ایران است. حالا مذاکرات هسته‌ای هم که انجام گرفته است، به یک نتایجی منتهی شده است، اینجا هم باز هدفشان اقتصادی است؛ یعنی ازجمله‌ی اهدافشان اقتصاد است؛ یعنی بلعیدن اقتصاد ایران به‌وسیله‌ی هاضمه‌ی اقتصاد بین‌المللی و جهانی که سردمدار آن هم آمریکا است.

استقلال اقتصادی تنها با اقتصاد مقاومتی به‌دست می‌آید؛ همه‌ی تصمیم‌های بزرگ اقتصادی باید در ضمن اقتصاد مقاومتی تعریف بشود. فرض کنید ما با فلان کشور قرارداد معامله‌ی بازرگانی یا صنعتی میبندیم؛ باید معلوم بشود که این در کجای اقتصاد مقاومتی قرار میگیرد. اینکه ما خیال کنیم رونق اقتصاد کشور صرفاً با سرمایه‌گذاری خارجی تأمین میشود، خطا است. سرمایه‌گذاری خارجی البتّه چیز خوبی است امّا این یکی از خانه‌های جدول اقتصاد مقاومتی را پر می کند. مهم‌تر از سرمایه‌گذاری خارجی، فعّال کردن ظرفیّتهای درونی و داخلی است. ما ظرفیّتهای فعّال‌نشده‌ی فراوانی داریم که اینها را بایستی فعّال کنیم؛ این مهم‌تر است.

شاخص چهارم: حسّاسیّت در برابر دشمن

دشمن را بشناسیم، در برابر حرکات دشمن حسّاسیّت داشته باشیم. #دشمن را بشناسیم، نقشه‌های او را تشخیص بدهیم، بر روی کارهای او، حرفهای او، اظهارات او حسّاس باشیم؛ و در مقابل زهری که او احتمالاً خواهد ریخت، پادزهر فراهم بکنیم و آماده باشیم برای اینکه حرکت او را خنثی بکنیم. این، حسّاسیّت در مقابل دشمن است.

بعضی اصل دشمن را انکار میکنند. وقتی ما می گوییم دشمن داریم، می گویند «آقا، شما دچار توهّمید؛ توهّم توطئه». میگوییم آمریکا دشمن انقلاب است، ذات نظام سلطه اقتضا میکند که با نظامی مثل نظام جمهوری اسلامی دشمن باشد؛ منافعشان ۱۸۰ درجه با یکدیگر اختلاف دارد. نظام سلطه اهل خیانت است، اهل جنگ‌افروزی است، اهل ایجاد و سازماندهی گروه‌های تروریست است، اهل سرکوب کردن گروه‌های آزادی‌خواه است، اهل فشار آوردن بر مظلومین -مثل فلسطین و امثال فلسطین- است؛ این طبیعت نظام سلطه است. اسلام که نمیتواند در مقابل این ساکت بماند؛ نظام اسلامی که نمیتواند ببیند و بی‌تفاوت بماند. آمریکا از اوّل انقلاب تا امروز دارد با ما دشمنی میکند؛ هر فردی و هر جریانی که برای اسلام و به نام اسلام کار میکند، اگر به آمریکا اعتماد کرد، خطای بزرگی مرتکب شده و سیلی‌اش را خواهد خورد؛ کمااینکه خوردند.

این دشمن را باید شناخت و در مقابل کارهای او باید حسّاسیّت نشان داد؛ حتّی اگر نسخه‌ی اقتصادی هم به ما میدهند، باید با احتیاط برخورد کرد؛ مثل این است که دشمنی بیاید به انسان یک دارویی را بدهد و بگوید آقا، این دارو را بخور برای فلان بیماری؛ شما احتیاط میکنید؛ احتمال دارد در داخل این دارو زهر گذاشته باشد. نسخه‌ی سیاسی و نسخه‌ی اقتصادی دشمن هم باید با احتیاط مورد توجّه قرار بگیرد؛ حسّاسیّت در مقابل دشمن این است. طبعاً این حسّاسیّت وقتی بود، دیگر تبعیّت نخواهد بود.

شاخص پنجم : تقوای دینی و سیاسی؛

یک تقوای فردی داریم که من و شما خودمان از گناه پرهیز کنیم، خودمان را حفظ کنیم؛ قُوا اَنفُسَکُم وَ اَهلیکُم نارًا وَقودُهَا النّاسُ وَ الحِجارَة؛(تحریم/6)خودمان را از آتش دوزخ الهی، از آتش غضب الهی دور کنیم؛ این تقوای فردی است. تقوای اجتماعی این است که در راه تحقّق این چیزهایی که اسلام از ما مطالبه کرده است، تلاش کنیم. باید به آرمان ها اسلامی پابند بود، باید دنبال عدالت اجتماعی بود، دنبال حمایت از محرومین بود، دنبال حمایت از مظلوم بود، با ظالم و مستکبر باید مقابله کرد، زیر بار او نرفت، اینها همه مطالبات اسلامی است، اسلام اینها را از ما خواسته است؛ اینکه ما خودمان، مردممان، جوانانمان و مسئولینمان را به احساس مسئولیّت در مقابل این حرف ها فرا می خوانیم، فقط یک توصیه‌ی عقلائی نیست، یک توصیه‌ی سیاسی نیست؛ این یک خواست دینی است؛ رعایت آن، تقوای دینی است. تقوای سیاسی هم در داخل همین مندرج است؛ اگرچنانچه این تقوای دینی تحقّق پیدا کرد، تقوای سیاسی هم همراه همین است. تقوای سیاسی یعنی انسان از لغزشگاه‌ هایی که دشمن می تواند از آن استفاده کند، پرهیز بکند.

علی کفشگر فرزقی

تلخیص بیانات رهبر معظم انقلاب در مراسم بیست‌ و هفتمین سالگرد رحلت امام خمینی (رحمه‌الله)

https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=33259


مطالب مرتبط