شاید برای شما هم اتفاق بیافتد .

كاش يك شب می‌ نشستم بر ضريح چشـم تو ... بـاز هـم پـابـند پيمان دو چشمت می ‌شــدم هم قصد نداشت سرمایه ای بردارد و شغل آبرومندان های برای خودش...

شاید برای شما هم اتفاق بیافتد .

كاش يك شب می‌ نشستم بر ضريح چشـم تو ... بـاز هـم پـابـند پيمان دو چشمت می ‌شــدم

هم قصد نداشت سرمایه ای بردارد و شغل آبرومندان های برای خودش دست و پا کند. تمام زندگی اش حول یک محورمی چرخید: خوشگذرانی...

آسان می شد پیدایش کرد. از هر کس سراغش را می گرفتی یکی از این نشانی ها را می داد:درکه، دربند، شمال، کافه، رستوران، شهربازی، باغ وحش، کوه، پارک و هرجای دیگری که بوی خوشگذرانی می دهد. هرجا بساط سوروساتی به پا بود، ردپایی از او هم به چشم می خورد. بین بچه محل ها معروف بود به امیرصفا ». این اسم را از شعار خودش برداشته بودند که همیشه می گفت: «زندگی کیلویی چند؟ صفا کن بابا! .»
به ضرب و زور تقلب وتک ماده و التماس های مادرش به مدیران مدرسه، یک دیپلم ناپلئونی گرفته بود و درس را بوسیده و گذاشته بود کنار. هروقت مادرش غصۀ آینده اش را می خورد و حسرت دانشجوشدنش را بر زبان می آورد، می زد زیر خنده و می گفت: «قربونت برم مامان حیف عمر من نیست پای درس تلف شه اونم وقتی هیچی ازش نم یفهمم؟درس می خوام چکار؟ واسه پوله که دارم، خوبشم دارم. » پدرش بنگاه معاملاتی داشت وآنقدر دستش به دهانش می رسید که پسرش نگران کار و درآمدش نباشد و هروقت اراده کند، هرچقدر پول که بخواهد در اختیارش باشد.
حالا حالاها هم قصد نداشت سرمایه ای بردارد و شغل آبرومندان های برای خودش دست و پا کند. تمام زندگی اش حول یک محور می چرخید: خوشگذرانی.
اوایل مادرش از سفرها و گشت و گذارهایش راضی بود. دلخوش بود به این که پسرش سالم است و اهل دود و دم نیست و لااقل اگر درس و کار را رها کرده، با دوستانش تفریحات سالم دارد.
پیش خودش می گفت: «خدا هم بدش نمیاد که یه جوون خوش بگذرونه و خوشی حلال داشته باشه. ». راست هم می گفت. اما کم کم این خوشگذرانی ها و بی خیالی ها، به تن پروری و سستی رسید. پسری که با هزار زحمت طوری تربیتش کرده بود که نماز اول وقتش قضا نشود و پای ثابت دعای کمیل و توسل باشد، آنقدر به این دلخوشی ها دل بست که پای مسجد رفتنش سست شد و ترجیح می داد به جای هیئت،تا نیمه شب در خیابان ماشین گردی کند و با دوستانش بستنی قیفی بخورد.
به آرامی حال عبادت را از دست داد و از دایرۀ دوستان مسجدی اش خارج شد و تمام وقتش را با رفقای پولداری که مثل خودش فقط به فکر سفر و تفریح بودند، پر کرد.
افراط در این گشت ها کار را به آن جا رساند که ماه رمضان، دو روز متوالی در شهر بند نمی شد ودائم السفری شده بود که روزه هایش را به بهانۀ سفر می خورد.
هرچه پدر و مادرش از خدا وآخرت به گوشش می خواندند، بی فایده بود. امیرصفا همیشه یک جواب در آستین داشت:«من حالاحالاها واسه عبادت و دعا وقت دارم، ولی مگه چقد جوون م یمونم که حال وحوصله و انرژیشو داشته باشم که برم هرجا رو دلم می خواد ببینم و کیف دنیا رو بکنم؟ دوروز دیگه مث شما همش دلم می خواد کنج خونه بشینم و حوصلۀ خودمم ندارم. اون وقت انقد نماز می خونم که خودتون بگید بسه! ».
روحانی محل که متوجه غیبت او در مسجد شده بود، چندباری کنارش کشید و نصیحتش کرد که : «امیرجان آدم تا جوونه باید روح خودش رو به طاعت خدا عادت بده. سفر و تفریح بد نیست. خیلی هم سفارش شده.
اما هرچیزی حدی داره. تو همیشه برای مسافرت وقت داری. اصلاً اگه سروسامونی به زندگیت بدی و زن بگیری، انشاالله با همسرت میری سفر؛ اما این روح پاک جوونی رو که آمادۀ عبادت خداست، فقط یه مدت محدودی داری. »؛ اما امیرصفا شعار همیشگی اش را تحویل روحانی داد و از او هم دعوت کرد که در سفرها و خوشگذرانی هایشان همراهشان باشد و راهی شمال شد! دست آخر روحانی تصمیم گرفت وقتی امیر برگشت، دعوت او را قبول کند و در یکی از کوهنوردی های اطراف شهر، همراهش باشد تا بهتر بتواند با او صحبت کند.
اما هنوز دو روز از رفتن امیرصفا نگذشته بود که ماشینش، موقع کورس سرعت با دوستانش در جادۀ چالوس چپ کرد و روحانی ناچار شد به جای قلۀ کوه، موقع به خاک سپردن جنازه اش با او حرف بزند...

امام علی بن موسی الرضا علیه السلام فرمود: «برای دنیای خود به گونه ای عمل کن گویا همیشه می خواهی بمانی و برای آخرتت آن گونه عمل کن گویا فردا خواهی مرد . (حرعاملی، وسای لالشیعه، ج 12 ،ص 49)

مطالب مرتبط
دیدگاه خود را ارسال کنید
تاکنون نظری برای این مطلب ثبت نشده است.
ویژه ها
عید در حرم امام رئوف

عید در حرم امام رئوف

9224

عید در حرم امام رئوف


عکس حرم مطهرامام رضا علیه السلام

عکس حرم مطهرامام رضا علیه السلام

8634

فقیر و خسته به درگاهت آمدم رحمی که جز ولای توام نیست هیچ دست آویز حرم مطهرامام رضا علیه السلام


زائر حرم امام رضا علیه السلام

زائر حرم امام رضا علیه السلام

7963

دولت دراین سرا و گشایش دراین در است ... السلام علیک یا انیس النفوس یا علی بن موسی الرضا(ع) #امام_رضا_علیه_السلام #حرم_امام_رضا_علیه_السلام #حرم_مطهر_رضوی


ضریح حرم مطهر امام رضا علیه السلام

ضریح حرم مطهر امام رضا علیه السلام

8911

قلب مرا به پای ضریح ات گره بزن بیمارم و دخیل شفای تو می شوم


دربانان حرم مطهر امام رضا علیه السلام

دربانان حرم مطهر امام رضا علیه السلام

9693

از رهگذر خاک سر کوی شما بود؛ هر نافه که در دست نسیم سحر افتاد


بیشتر