چکیده:

شبیه ترینِ مردم به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
۳ اردیبهشت ۱۳۹۶ 334 25.3 KB 61 0

شبیه ترینِ مردم به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم


چکیده:

به تصریح قرآن کریم، پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله الگوی همه ی مسلمانان و راهنمای سعادت و کمال آنهاست. از اینرو تلاش برای هر چه شبیه تر شدن به آن بزرگوار، از اصلی ترین دغدغه های هر مسلمان است. این مهم، در درجه ی نخست به آشنایی هر چه بیشتر با جلوه های رفتاری آن حضرت نیاز دارد. پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله ایشان در سخنی کوتاه و جامع، با بیان ویژگی هایی، شبیه ترین افراد به خود را معرفی کرده است. ویژگی هایی که هر انسان آزاده ای را شیفته ی آن مظهر مهر و محبت و انصاف و عدالت می کند.

واژگان کلیدی: شبیه ترین مردم به پیامبر صلی الله علیه و آله، خوش اخلاقی، خوش مشربی، نیکی به خویشاوندان، فروخوردن خشم، عفو و گذشتِ نیکو، رعایت انصاف.

طرح مسأله

یکی از بزرگ ترین نعمات الهی بر بشر، «حس کمال گرایی» اوست. هر انسان سالمی به طور وجدانی در می یابد که به رشد و کمال علاقمند است. اما این نیاز – مانند همه ی نیازهای انسان – باید به درستی هدایت شود تا هدف مطلوب از آن، فراهم گردد. از این رو خداوند متعال به لطف و رحمت خویش، کامل ترین برنامه ی تکامل (قرآن) و کامل ترین نمونه ی این برنامه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را در اختیار انسان ها قرار داده است. به فرموده ی قرآن، پیامبر صلی الله علیه و آله سرمشق جامع انسان هاست [1] و پیروی از او ضامن سعادت و کمال ایشان خواهد بود [2]. لکن مسأله ی اصلی اینجاست که معیارهای شباهت به آن وجود مبارک چیست و با چه مقیاسی می توان مقدار شباهت به آن میزان کمال را سنجید؟ در این نوشته بر آنیم تا با تمسک به روایتی نورانی از خود آن بزرگوار به چند معیار مهم شباهت با آن حضرت بپردازیم. [3] معیارهایی که می تواند محک مناسبی برای دریافت میزان تشابه گوهر وجود ما با آن جواهر عرشی باشد.

متن روایت

عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ قَالَ النَّبِیُّ صل الله علیه و آله و سلم‏ أَ لَا أُخْبِرُکُمْ بِأَشْبَهِکُمْ بِی قَالُوا بَلَی یَا رَسُولَ اللَّهِ‏ قَالَ أَحْسَنُکُمْ خُلُقاً وَ أَلْیَنُکُمْ کَنَفاً وَ أَبَرُّکُمْ بِقَرَابَتِهِ وَ أَشَدُّکُمْ حُبّاً لِإِخْوَانِهِ فِی دِینِهِ وَ أَصْبَرُکُمْ عَلَی الْحَقِّ وَ أَکْظَمُکُمْ لِلْغَیْظِ وَ أَحْسَنُکُمْ عَفْواً وَ أَشَدُّکُمْ مِنْ نَفْسِهِ إِنْصَافاً فِی الرِّضَا وَ الْغَضَبِ. (الکافی، کلینی، ج‏2، ص 240)

ترجمه

از امام صادق علیه السلام روایت شده که پیامبر صلی الله علیه و آله (به اصحاب خود) فرمود: «آیا نمی خواهید که شما را از شبیه ترین تان به خودم آگاه سازم؟ (اصحاب) عرض کردند: چرا، ای رسول خدا (می خواهیم). فرمود: کسانی از شما که خوش اخلاق تر باشند، نرم خوتر باشند، نیکوکارتر با خویشاوندان شان باشند، با محبت تر به برادران دینی شان باشند، (در برابر مشکلاتی که) به سبب پیروی از حق برایشان پیش می آید، از دیگران) شکیباتر باشند، بیشتر از دیگران خشم خود را فرو ببرند، و در حال خشنودی و خشم، بیشتر از دیگران انصاف را رعایت کنند، به من شبیه ترند.

1- پیامبر؛ الگویی موفق

یکی از دلایل رشد سریع اسلام در گستره زمان و مکان، اخلاق بی نظیر و جذاب پیامبر صلی الله علیه و آله بوده است. خدای متعال در قرآن به این حقیقت تصریح کرده، می فرماید: «فَبِما رَحْمَهٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ و َلَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلیظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِک» (آل عمران: 159) «به برکت رحمت الهی، با مردم نرم و مهربان شدی! و اگر خشن و سنگدل بودی، از اطراف تو، پراکنده می شدند.» تاریخ، گویای داستان های بسیاری است که از حیرت همراه با شیفتگی مردم از اخلاق نیکوی پیامبر صلی الله علیه و آله حکایت می کند [4]. این منش متعالی موجب گرایش افراد زیادی به اسلام از صدر اول تا کنون شده است. تا آنجا که به گفته ی برخی از دانشمندان، سه عامل اجتماعی، بیشترین تاثیر را در پیشرفت و گسترش اسلام داشته است؛ اخلاق پیامبر صلی الله علیه و آله، شمشیر علی علیه السلام و مال خدیجه علیها السلام (اطیب البیان، طیب، ج 3، ص 406).

این حقیقت مهم که در واقع یکی از رموز اساسی موفقیت پیامبر صلی الله علیه و آله در برنامه ی سنگین رسالت وی بود از یک سو، و سرمشق بودن آن بزرگوار از سوی دیگر، تشنگان کمال را بر آن می دارد که هر بیشتر خود را به آن انسان کامل شبیه تر کنند و بدین وسیله، جان تشنه ی خویش را سیراب سازند.

در روایت فوق پیامبر صلی الله علیه و آله با ذکر هشت ویژگی مهم اخلاقی، شبیه ترین مردم را به خود کسانی دانسته اند که حائز آنها باشند (اشبهکم بی).

سه عامل اجتماعی، بیشترین تاثیر را در پیشرفت و گسترش اسلام داشته است؛ اخلاق پیامبر صلی الله علیه و آله، شمشیر علی علیه السلام و مال خدیجه علیها السلام


2- خوش اخلاقی (أَحْسَنُکُمْ خُلُقاً)

اخلاق و منش نیکو با مردم [5] شاهراه ارتباط با ایشان است. انسان ها در برابر خوش برخوردی با دیگران، احساس خوشی پیدا می کنند و در دل به صاحب آن برخورد علاقمند می شوند. این تاثیر دنیوی خوش خلقی است. ولی از این مهم تر اینکه اخلاق نیکو، یکی از بهترین وسایل نزدیکی و قرب به خدا و نجات و رستگاری در آخرت خواهد شد. چنانکه در حدیثی از امام رضا علیه السلام به نقل از پیامبر صلی الله علیه و آله می خوانیم: «ما من شی‏ء فی المیزان أثقل‏ من‏ حسن‏ الخلق» (نور الثقلین، العروسی الحویزی، ج 5، ص 392) «در ترازوی اعمال، هیچ چیزی سنگین تر از اخلاق نیکو نخواهد بود». در روایت دیگری از پیامبر صلی الله علیه و آله آمده است: «اخلاق نیکو، دارنده ی آن را به درجه ی کسی می رساند که روزها روزه است و شب ها را به عبادت می گذراند.» (تحف العقول، ابن شعبه ی حرانی، ص 45) حضرت رحمه للعالمین محمد بن عبد الله صلی الله علیه و آله در خوش اخلاقی با مردم، سرآمد روزگار خویش و بلکه تمام روزگاران بوده و هست. در روایات آمده است که آن حضرت همیشه گشاده رو بود (مکارم الاخلاق، طبرسی، حسن بن فضل، ص 14) [6] و هنگام سخن گفتن، لبخند به لب داشت با دیگران شوخی و می کرد و البته مزاح آن حضرت در محدوده ی حق و راستگویی بود. (همان، ص 22) [7]

3- خوش مشربی و مجالست نیکو داشتن (أَلْیَنُکُمْ کَنَفاً) [8]

همه ی ما با افرادی برخورد کرده ایم که مجالست و همنشینی با آنان برایمان لذت بخش است. افرادی خوش رو، متواضع، بذله گو، نرم خو و نیکو زبان. معمولا چنین افرادی در میان فامیل و خانواده، محبوب تر از دیگران اند و همگان دوست دارند که ساعاتی را با ایشان بگذرانند. تاریخ زندگی پیامبر صلی الله علیه و آله بیان گر آن است که مجلس آن حضرت، مجلسی گرم و مهربان بوده و همگان، شیفته ی همنشینی با آن بزرگوار بوده اند. در بخشی از روایتی از امیر مومنان علی علیه السلام درباره کیفیت مجلس پیامبر صلی الله علیه و آله می خوانیم: «آن حضرت به هر یک از همنشینان خود، چنان توجه و محبت می کرد که هیچ یک از آنان گمان نمی کرد که همنشین دیگری از همنشینان پیامبر صلی الله علیه و آله در نزد آن حضرت، گرامی تر از او باشد. (همان، ص 15)

پیامبر صلی الله علیه و آله به هر یک از همنشینان خود، چنان توجه و محبت می کرد که هیچ یک از آنان گمان نمی کرد که همنشین دیگری از همنشینان پیامبر صلی الله علیه و آله در نزد آن حضرت، گرامی تر از او باشد.


4- نیکی به خوشاوندان (أَبَرُّکُمْ بِقَرَابَتِه)

دین اسلام پیروان خود را به طور ویژه به نیکی به خویشاوندان فرمان داده است. قرآن کریم و اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام بارها به این مهم پرداخته [9] و قطع رابطه با خوشاوندان را امری ناپسند و ممنوع برشمرده اند [10] در روایت مهمی از امام سجاد علیه السلام می خوانیم که به فرزند گرامی خود امام باقر علیه السلام فرمود: «ای فرزندم، به پنج گروه بنگر و با آنان نشست و برخواست مکن و (حتی) در یک مسیر با آنان همراه مشو ... (سپس حضرت آن گروه ها را برشمرده و در مورد آخر می فرماید:) و از همنشینی با کسی که ارتباط خود را با خوشاوندانش بریده، بپرهیز که من او را در سه جای قرآن، لعنت شده یافتم (و آن گاه حضرت آن آیات را تلاوت فرمود)» (کافی، کلینی، ج 2، ص 376) [11].

به راستی که توجه دین اسلام به این مهم، یکی از دلایل حقانیت آن به شمار می آید. زیرا هر جامعه ی بزرگ، از گروه های کوچک تری با عنوان «اقوام و خویشاوندان» تشکیل شده است و مسلما اگر افراد این گروه کوچک تر، آنچنان که باید و شاید به هم محبت کنند و در مشکلات اقتصادی و نیازهای روحی و ... از یکدیگر دستگیری نمایند، بخش قابل توجهی از نیازهای اقتصادی، فرهنگی و روحی - روانی افراد جامعه، از بین می رود. در روایتی از رسول خدا صلی الله علیه و آله می خوانیم: «کسی که به سوی یکی از خویشاوندانش گام بردارد با (گفتار یا عمل) خودش یا با مالش به او لطف و محبت کند، خداوند به او پاداش صد شهید را می دهد و به خاطر هر گامی که بر می دارد، چهل هزار حسنه خواهد داشت و چهل هزار سیئه از او پاک می شود و چنان است که گویی خدای عز و جل را یک سال با شکیبایی و برای به دست آوردن رضای خدا عبادت کرده باشد.» (من لا یحضره الفقیه، صدوق، ج 4، ص 16)

مسلما اگر خویشاوندان، آنچنان که باید و شاید به هم محبت کنند و در مشکلات اقتصادی و نیازهای روحی و ... از یکدیگر دستگیری نمایند، بخش قابل توجهی از نیازهای اقتصادی، فرهنگی و روحی - روانی افراد جامعه، از بین می رود.

5- محبت به برادران ایمانی (أَشَدُّکُمْ حُبّاً لِإِخْوَانِهِ فِی دِینِهِ)
یکی از ویژگی های خاص دین اسلام، «برادر شمردن همه ی مسلمانان با یکدیگر» است. قرآن، همه ی مومنان را برادر شمرده، می فرماید: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَهٌ» (حجرات: 10) «اهل ایمان، برادران یکدیگرند». آری؛ از منظر اسلام، مسلمانان همچون برادران با محبتی هستند که دائما به یکدیگر رسیدگی می کنند، از حال هم جویا می شوند و از درد هم درد می کشند. در حدیث زیبایی از پیامبر رحمت صلی الله علیه و آله می خوانیم: «الْمُؤْمِنُ أَخُو الْمُؤْمِنِ‏ کَالْجَسَدِ الْوَاحِدِ إِنِ اشْتَکَی شَیْئاً مِنْهُ وَجَدَ أَلَمَ ذَلِکَ فِی سَائِرِ جَسَدِهِ» (الکافی، کلینی، ج2، ص 194) «مؤمن برادر مؤمن است، و همگی به منزله اعضاء یک پیکرند، که اگر عضوی از آن به درد آید، اعضای دیگر، آرام و قرار نخواهند داشت.» از این رو اولیاء دین ما، تاکید زیادی بر برطرف کردن نیازهای برادران ایمانی کرده و برای آن پاداش های بزرگی بیان داشته اند. به عنوان نمونه امام صادق علیه السلام برطرف کردن نیاز یک مسلمان را از بیست حج برتر دانسته (الکافی، کلینی، ج2، ص 193) و بیان فرموده که خداوند، برای کسی که حاجت مسلمانی را برآورد، به پاداشی کمتر از بهشت راضی نمی شود (همان، ص 194).

به راستی این ویژگی نیز یکی از دلایل حقانیت دین اسلام و پیامبر آن است. جامعه ای را تصور کنیم که در آن تمام مردم یکدیگر را به چشم برادران و خواهران خود به حساب می آورند و همواره در غم و شادی یکدیگر سهیم اند. بدون شک این همان مدینه ی فاضله ای است که اندیشمندان و آزادگان آرزویش را دارند.

پیامبر صلی الله علیه و آله: مؤمن برادر مؤمن است، و همگى به منزله اعضاء یک پیکرند، که اگر عضوى از آن به درد آید، اعضای دیگر، آرام و قرار نخواهند داشت.

6- شکیبایی به خاطر حق (اصبرکم علی الحق) [12]

همه ی انسان ها در زندگی خود، قرار گرفتن بر سر دو راهی حق و باطل را بارها تجربه کرده و می کنند. فعالیت های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی، عرصه ی دو راهی های حق و باطل است. البته پیش از همه ی اینها، سرزمین اعتقاد و ایمان، جولانگاه قدیمی دو لشگر حق و باطل است. مومنان با پذیرش ولایت خدا که حق مطلق است [13]، بر سینه ی هر باطلی دست رد می زنند؛ هر چند که آن باطل، در ظاهر شیرین و برایشان نفع زودگذری داشته باشد. از این رو خدای بزرگ در سوره ی کوچک و پرمحتوای عصر، به «عصر» [14] سوگند می خورد که همه ی انسان ها در زیان اند. مگر کسانی که ایمان بیاورند و کارهای شایسته انجام دهند و یکدیگر را به «حق» سفارش کنند و به خاطر مواجه شدن با مشکلات و سختی هایی که به سبب پذیرش و پیروی از حق، به آنها رسیده، یکدیگر را به شکیبایی سفارش کنند. [15]. آری؛ پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله حق و حقیقت را برای مردم آورد [16] و خود نیز در برابر مشکلاتی که در این راه به او رسید، به زیبایی صبر کرد [17].

7- فروخوردن خشم (أَکْظَمُکُمْ لِلْغَیْظِ)

یکی از نعمت های خدا بر بشر، نعمت خشم و غضب است. انسان ها در برابر کسانی که بخواهند حریم آنها را مورد تعرض قرار دهند و به ایشان ظلم و ستم کنند، خشمگین می شوند و این خشم، نیروی آنان را در برابر متجاوزان چند برابر می کند. اما این نعمت خدادادی باید در پناه عقل قرار داشته باشد و در مواقع ضروری به کار گرفته شود؛ و اگر در خدمت نفس سرکش قرار بگیرد، ممکن است فجایع وحشتناکی را به بار آورد. مراجعه به زندان ها و بررسی حالات مجرمان به خوبی نشان می دهد که بسیاری از جنایات به خاطر فوران شعله های خشم بوده و کسانی که مرتکب آنها شده اند، پس از انجام عمل نادرست شان، پشیمان و سرافکنده شده اند. از این رو دین عالی اسلام به پیروان خود توصیه فرموده که در مواردی که غضب در آنها روا نیست، خشم خود را کنترل کنند و آن را فرو خورند. خداوند در آیه ی 134 سوره ی آل عمران، وعده ی بهشت می دهد و آنان را از پرهیزکاران بر می شمارد. اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام نیز پیروان خود را به کظم غیظ (فروخوردن خشم) توصیه کرده اند. در حدیثی از امام صادق علیه السلام می خوانیم: «کسی که خشم خود را فرو خورد در حالی که می تواند آن را به کار بندد، خداوند در روز قیامت دل و جانش را از خشنودی خود پر خواهد کرد.» (الکافی، کلینی، ج2، ص 110)

امام صادق علیه السلام: کسی که خشم خود را فرو خورد در حالی که می تواند آن را به کار بندد، خداوند در روز قیامت دل و جانش را از خشنودی خود پر خواهد کرد.


8- عفو و گذشت کردن زیبا (أَحْسَنُکُمْ عَفْواً)

یکی از صفات افراد بزرگوار، عفو و بخشش است و از گذشته معروف است که «بخشش از بزرگان است». قرآن گذشت کردن را از نشانه های پرهزکاران برمی شمارد و برای آن پاداش را وعده می دهد (آل عمران: 132). در روایتی از امام سجاد علیه السلام می خوانیم: «چون روز قیامت شود، خداوند همه ی مردم را از ابتدا تا انتهای دنیا، در یک سرزمین گرد می آورد، سپس ندا دهنده ای ندا می دهد: اهل فضل کجایند؟ گروهی از مردم برخیزند و فرشتگان از ایشان استقبال کنند و گویند: فضل شما چه بود؟ گویند: ما به کسی که از ما می برید می پیوستیم و به آن که ما را محروم می کرد، عطا می کردیم و از کسی که به ما ستم می نمود، در می گذشتیم، سپس به آنها می گویند راست گفتید؛ داخل بهشت شوید» (الکافی، کلینی، ج‏2، ص: 107).

اما نکته ی زیبای این فراز از روایت این است که پیامبر صلی الله علیه و آله فرموده است که شبیه ترین افراد به ایشان کسانی هستند که «زیباتر ببخشند». یعنی گویی گذشت و بخشش انواعی دارد که برخی بهتر از دیگری است و چه بهتر است که انسان به زیبایی از کسی که به او بدی کرده بگذرد، نه با منت و ناراحتی. چنان که حضرت یوسف علیه السلام در اوج قدرت قرار داشت، در پاسخ به طلب عفو و بخشش برادرانی که بزرگ ترین جنایات را در حق او روا داشته بودند، آنان را ملامت نکرد و گذشته را به رُخِشان نکشید و تنها فرمود: «امروز ملامت و توبیخی بر شما نیست! خداوند شما را می بخشد و او مهربان ترین مهربانان است» (یوسف:92) و نیز مانند سید الشهدا علیه السلام که در پاسخ به درخواست عفو از سوی حر بن یزید ریاحی، کسی که به آن حضرت اجازه ی حرکت از سرزمین کربلا نداد و قلب او و خاندانش را شکست، بی آنکه او را ملامت و توبیخ کند، با بزرگواری فرمود: «خداوند تو را بخشید» (امالی، صدوق، ص 159).

گذشت و بخشش انواعی دارد که برخی بهتر از دیگری است و چه بهتر است که انسان به زیبایی از کسی که به او بدی کرده بگذرد، نه با منت و ناراحتی.

9- رعایت انصاف در حال خشنودی و خشم (أَشَدُّکُمْ مِنْ نَفْسِهِ إِنْصَافاً فِی الرِّضَا وَ الْغَضَبِ)
حالات و شرایط روحی مختلف، امری گریز ناپذیر است. هیچ انسانی نمی تواند ادعا کند که در همیشه و در همه حال، خوشحال یا خشمگین است. بلکه عوامل درونی و بیرونی، انسان را در شرایط روحی متفاوت قرار می دهد. اما به فرموده ی پیامبر صلی الله علیه و آله مهم این است که انسان در هر شرایطی از جانب انصاف منحرف نشود و عدالت را رعایت کند. بر خلاف هواپرستان که منشا رفتارشان، هوای نفس است و ممکن است در حال خشنودی، از خلاف آشکاری چشم پوشی کنند و در حال خشم و عصبانیت، گناه ناکرده را کیفر دهند! این لغزش نه تنها در امور کلان سیاسی، بلکه ممکن است در خانه و محیط کار و حتی در کوچه و خیابان و در حالت پیاده روی و رانندگی نیز اتفاق افتد. از اینرو پیامبر صلی الله علیه و آله شبیه ترین افراد را به آن حضرت، کسانی معرفی می فرماید که در هر دو حال خشنودی و خشم، انصاف را بیشتر رعایت کنند. قرآن کریم در این باره می فرماید: «ای کسانی که ایمان آورده اید! همواره برای خدا قیام کنید، و از روی عدالت، گواهی دهید! مبادا دشمنی با جمعیّتی، شما را به گناه و ترک عدالت کشاند! عدالت را رعایت کنید، که به پرهیزگاری نزدیک تر است! و از (معصیت) خدا بپرهیزید، که از آنچه انجام می دهید، باخبر است» (مائده: 8). در حدیث عبرت آموزی می خوانیم که امیرالمؤمنین علی علیه السلام به جناب قنبر، خدمتکار آن حضرت، دستور داد مردی را حدّ بزند. قنبر از روی عصبانیت سه تازیانه بیشتر زد و امام علی علیه السلام قنبر را با سه تازیانه قصاص کرد. (کافی، کلینی، ج 7، ص 260)

پیامبر صلی الله علیه و آله شبیه ترین افراد را به خود، کسانی معرفی می فرماید که در هر دو حال خشنودی و خشم، انصاف را بیشتر رعایت کنند.

نتیجه
داشتن ارتباطی صحیح با خلقِ خدا در کنار داشتن رابطه ی بندگیِ با خدا، در کمال اهمیت و ارزش قرار دارد و بخش مهمی از جلوه های رفتاری پیامبر صلی الله علیه و آله، صفات آن حضرت در رابطه با دیگران است و این جنبه، در کنار جنبه های فردی و عبادی آن بزرگوار، فوق العاده حائز اهمیت می­باشد. ویژگی هایی همچون خوش اخلاقی، خوش مشربی، نیکی به خویشاوندان، شکیبایی در برابر مشکلاتی که به خاطر پیروی از حق پیش می آید، فروخوردن خشم، عفو و گذشتِ نیکو، رعایت انصاف در حال خشنودی و خشم، برگ های زرینی از دفتر زندگانی پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و الگویی ارزشمند برای مسلمانان است و جامعیت یک مسلمان در پیروی از تمام صفات نیکوی پیامبر صلی الله علیه و آله می باشد.

فهرست منابع

1- قرآن کریم

2- أطیب البیان فی تفسیر القرآن، طیب، سید عبد الحسین، دوم، تهران، انتشارات اسلام، 1378‏

3- امالی (لصدوق)، ابن بابویه، محمد بن علی، پنجم‏، بیروت‏، انتشارات اعلمی، 1400 ق (1362ش)

4- بحار الانوار، مجلسی، محمد باقر، جمعی از محققان‏، دوم، بیروت، دار إحیاء التراث العربی‏، 1403 ق‏

5- تحف العقول، ابن شعبه حرانی، حسن بن علی‏، غفاری، علی اکبر، دوم، قم، جامعه مدرسین‏، 1404ق / 1363 ش‏

6- تفسیر نمونه، مکارم شیرازی، ناصر، اول، تهران، دار الکتب الإسلامیة، 1374 ش

7- الکافی، کلینی، محمد بن یعقوب ‏، تهران، غفاری، علی اکبر، چهارم، تهران، دار الکتب الإسلامیة، 1407 ق‏

8- مرآه العقول، مجلسی، محمد باقر، رسولی محلاتی، هاشم‏، دوم، تهران، دار الکتب الإسلامیة، 1404 ق‏

9- مکارم الاخلاق، طبرسی، حسن بن فضل‏، چهارم، قم، شریف رضی‏، 1412 ق / 1370 ش

10- من لایحضره الفقیه، ابن بابویه، محمد بن علی‏، غفاری، علی اکبر، دوم‏، قم‏، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم‏، 1413 ق

11- نور الثقلین، العروسی الحویزی، عبد علی بن جمعه، رسولی محلاتی، هاشم‏، چهارم، قم، اسماعیلیان، 1415 ق‏

پی نوشت ها

[1] لَقَدْ کانَ لَکُمْ فی‏ رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَه حَسَنَه (احزاب: 21)

[2] قَدْ أَنزَلَ ا للَّهُ إِلَیْکمُ‏ْ ذِکْرًا * رَّسُولًا یَتْلُواْ عَلَیْکمُ ‏ْءَایَاتِ اللَّهِ مُبَیِّنَاتٍ لِّیُخْرِجَ الَّذِینَ ءَامَنُوا ْو َعَمِلُواْ الصَّالِحَات ِمِنَ الظُّلُمَاتِ إِلی النُّور (طلاق:10 و 11)

[3] جلوه های رفتاری پیامبر صلی الله علیه و آله از یک منظر به دو عنوان کلی «ارتباط با خدا» و «ارتباط با خلق خدا» قابل تقسیم است که البته هر دو بسیار مهم، وابسته و تاثیرگذار بر یکدیگرند. لکن در این مقاله عمدتا به برخی از جلوه های رفتاری ارتباط با خلق پرداخته شده است.

[4] برای اطلاع بیشتر ن­ک به: بحار الانوار، ج 16، ص 194، باب مکارم اخلاق و سیره و سننه صل الله علیه و آله و ما ادّبه الله تعالی به

[5] به نظر می رسد که معنای واژه ی «اخلاق» در روایات با کاربرد خاص آن در کتب اخلاقی، متفاوت باشد. چه اینکه در کتب اخلاقی معمولا «اخلاق» به «ملکات و صفات خوب یا بد که در نفس انسان رسوخ کرده» اطلاق می شود؛ در حالی که «اخلاق نیکو» در روایات، معمولا به معنای «خوش منشی، خوش مشربی و خوش رویی با مردم» اطلاق می شود. علامه مجلسی در این باره می گوید: « و الخلق‏ بالضم یطلق علی الملکات و الصفات الراسخه فی النفس حسنة کانت أم قبیحه و هی فی مقابله الأعمال، و یطلق حسن الخلق غالبا علی ما یوجب حسن المعاشره و مخالطه الناس بالجمیل‏» (مرآه العقول، مجلسی، محمد باقر، ج 8، ص 166)

[6] کَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص دَائِمَ‏ الْبِشْر

[7] مکارم الاخلاق طبرسی، فی مزاحه و ضحکه

[8] "و ألینکم‏ کنفا" أی لا یتأذی من مجاورتهم و مجالستهم و من ناحیتهم أحد (مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول، مجلسی، محمد باقر، ج‏9، ص: 279)

[9] به عنوان مثال ن ک به رعد، 21 و بقره، 83 و نساء 36

[10] به عنوان مثال ن ک به بقره، 27 و رعد، 25

[11] عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِیهِ ع قَالَ قَالَ لِی عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ ص‏ «... وَ إِیَّاکَ‏ وَ مُصَاحَبَةَ الْقَاطِعِ لِرَحِمِهِ فَإِنِّی وَجَدْتُهُ مَلْعُوناً فِی کِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِی ثَلَاثَةِ مَوَاضِعَ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ- فَهَلْ عَسَیْتُمْ‏ إِنْ تَوَلَّیْتُمْ‏ أَنْ تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ وَ تُقَطِّعُوا أَرْحامَکُمْ‏ أُولئِکَ الَّذِینَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فَأَصَمَّهُمْ وَ أَعْمی‏ أَبْصارَهُمْ‏ وَ قَالَ‏ الَّذِینَ یَنْقُضُونَ‏ عَهْدَ اللَّهِ‏ مِنْ بَعْدِ مِیثاقِهِ‏ وَ یَقْطَعُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ یُوصَلَ‏ وَ یُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ‏ أُولئِکَ‏ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَ لَهُمْ سُوءُ الدَّارِ وَ قَالَ فِی الْبَقَرَه الَّذِینَ یَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِیثاقِهِ وَ یَقْطَعُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ یُوصَلَ‏ وَ یُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ أُولئِکَ هُمُ الْخاسِرُونَ‏.» (الکافی، کلینی، ج‏2، ص: 377)

[12] "علی الحق" أی علی المشقه و الأذیه اللتین تلحقانه بسبب اختیار الحق أو قول الحق‏(مرآه العقول فی شرح أخبار آل الرسول، مجلسی، محمد باقر، ج‏9، ص: 280)

[13] ثُمَّ رُدُّوا إِلَی اللَّهِ مَوْلاهُمُ الْحَقّ ِأَلا لَهُ الْحُکْمُ وَ هُوَ أَسْرَعُ الْحاسِبین (انعام، 62) و هُنالِکَ تَبْلُوا کُلُّ نَفْسٍ ما أَسْلَفَتْ وَ رُدُّو اإِلَی اللَّهِ مَوْلاهُمُ الْحَقِّ وَ ضَلَّ عَنْهُمْ ما کانُوا یَفْتَرُون (یونس، 30)

[14] در مورد مراد از «عصر» در سوره ی عصر، معانی مختلفی گفته شده است. برای اطلاع بیشتر ن ک به تفاسیر قرآن مانند مجمع البیان، المیزان، نمونه و...

[15] با اقتباس از تفسیر نمونه، ج 27، ص 302

[16] بَلْ جاءَ بِالْحَقِّ وَ صَدَّقَ الْمُرْسَلین (صافات، 37)

[17] فَاصْبِرْ صَبْراً جَمیلاً (معارج، 5)

محمد فقیهی رضایی - دانشجوی دکترای رشته علوم قرآن و حدیث، دانشگاه قرآن و حدیث، پردیس تهران


مطالب مرتبط