زندگی امام حسن مجتبی علیه السلام سراسر درس اخلاق و رفتارهایی مناسب با دیگران است

شمه ای از فضائل اخلاقی امام حسن مجتبی علیه السلام

شمه ای از فضائل اخلاقی امام حسن مجتبی علیه السلام

هنگامی که تاريخ زندگى امام‏ حسن‏ مجتبى‏ علیه السلام را مطالعه می کنیم اخلاق و رفتارهایی از آن بزرگوار مشاهده می کنیم که درس گرفتن و پیروی از آنها می تواند در زندگی امروزه بشر تاثیر بسزایی داشته باشد و او را به سعادتش رهنمون کند. در این مجال چند فضیلت اخلاقی و رفتارهایی از آن بزرگوار نقل می شود.

- برخورد نیکو با مرد شامی

مردى از اهل شام با امام حسن علیه السلام روبرو شد، آن شخص شروع به لعن امام نمود. ولى آن‏ بزرگوار جواب وى را نمی داد. هنگامى كه آن مرد ساكت شد امام به وى سلام كرد و خنديد و به او فرمود: گمان مي كنم غريب باشى، شايد امر بر تو اشتباه شده باشد اگر از ما رضايت بخواهى رضايت مي دهيم. اگر چيزى بخواهى به تو عطا خواهيم نمود، اگر از ما راهنمایى بخواهى تو را هدايت مي نمایيم، اگر حاجتى داشته باشى روا مي كنيم، اگر گرسنه باشى تو را غذا مي دهيم، اگر برهنه باشى لباس به تو مي پوشانيم، اگر محتاج باشى تو را بى ‏نياز خواهيم كرد، اگر رانده شده باشى تو را پناه مي دهيم، چنانچه احتياجى داشته باشى به داد تو مي رسيم، اگر اثاث مسافرت خود را بيارى و مهمان ما باشى تا موقعى كه بخواهى بروى براى تو بهتر است. زيرا ما مهمانخانه ‏اى داريم، مقامى وسيع داريم، ثروت فراوانى داريم. موقعى كه آن مرد شامى‏ اين سخنان را از امام‏ حسن‏ عليه السّلام شنيد گريان شد و گفت: شهادت مي دهم كه تو در روى زمين خليفه خدایى، خدا بهتر مي داند كه مقام رسالت را كجا قرار دهد، تو و پدرت نزد من دشمن ترين خلق خدا بوديد، ولى اكنون تو نزد من محبوب ترين خلق خدایى. آنگاه اثاث خود را برداشت و نزد امام برد و مهمان آن بزرگوار بود تا آن موقعى كه رفت و دوستى اين خاندان را از اعتقادات خويشتن قرار داد.[1]

امام عليه السلام با برخوردی صحيح و امر به معروف بجا و رویى گشاده، فاصله بين بهترين مردم روى زمين، با بدترين آنها را از بين برد.

- انفاق و بخشش‏

يكى از جلوه ‏هاى آموزنده زندگى امام‏ حسن‏ مجتبى‏ عليه السلام، نحوه #بخشش ایشان است، نقل مى ‏كنند:

امام حسن و امام حسين عليهما السلام با عبداللَّه بن جعفر به مسافرت حج رفتند، در بين راه توشه خود را گم کردند و گرسنه و تشنه شدند، خيمه ‏اى دیدند و نزديك آن خيمه رفتند پيرزنى را ديدند و از وى آب خواستند. او گفت: از شير اين گوسفندان بدوشيد و بياشاميد، وقتى از آن پيرزن غذا خواستند؛ گفت: يكى از اين گوسفندان را ذبح نمایيد تا براى شما غذا تهيه كنم، ايشان گوسفندی را سر بريدند و پيرزن غذایى حاضر نمود و ايشان خوردند و در ميان خيمه به خواب رفتند هنگامى كه خواستند از نزد آن پيرزن حركت كنند؛ گفتند: ما گروهى از قريش مي باشيم، اكنون به سفر حج مي رويم، موقعى كه به مدينه بازگشتيم نزد ما بيا تا اين پذيرایى را جبران نمایيم.

هنگامى كه شوهر آن زن به خيمه آمد و از ماجرا مطلع شد زن خود را اذيت و آزار كرد. طولى نكشيد كه آن زن دچار فقر شد و به سوی مدينه آمد. وقتى امام حسن‏ مجتبى عليه السّلام او را ديد مبلغ هزار اشرفى طلا و هزار گوسفند به وى عطا كرد، آنگاه دستور داد تا آن زن را به حضور امام حسين‏ عليه السّلام بردند و آن بزرگوار هم تعداد هزار گوسفند و هزار اشرفى طلا به آن زن بخشيد و او را نزد عبداللَّه جعفر روانه كردند و او نيز همين مقدار به وى عطا كرد.[2]

- رسيدگى به نيازمندان‏

یکی از #اخلاق و آداب نوع دوستی، رسيدگى به فقرا و نيازمندان و برخورد صحيح و منطقى با آنان است. بنابراين، اگر انسان قادر بر كمك به آنها نيست، يا به هرعلّتى تمايل بر انفاق ندارد، بايد با زبان خوش نيازمند را جواب كند. رعايت اين امور اخلاقى در سيره امام‏ حسن‏ مجتبى‏ عليه السلام به روشنى آمده است نقل می کنند:

شخصى درِ خانه امام حسن مجتبى عليه السلام را كوبيد و خطاب به حضرتش عرض كرد: اى فرزند رسول خدا! هيچ چيزى برايم باقى نمانده كه آن را به درهمى بفروشم. چهره و وضع ظاهرى ‏ام سخنانم را تصديق نموده و شهادت بر صدق كلامم مى ‏دهد. البتّه اندكى آبرو دارم، كه آن را حفظ نموده ‏ام (تا مشترى مناسبى بيابم) و اكنون كه تو را مشترى مناسبى يافتم، آن را به تو عرضه كرده‏ام.

امام صندوقدار خويش را طلبيد و پرسيد: چه مقدار پول نزد توست؟ عرض كرد: دوازده هزار درهم. فرمود: آن را به اين مرد فقير بده! سپس آن مرد را طلبيد و عذرخواهى كرد و فرمود: ما حقّ تو را ادا نكرديم! ولى آنچه داشتيم به تو داديم؛ سپس اين شعر را در جواب اشعار او، فرمود: اين مال اندك را بگير و گويا تو چيزى را نفروخته ‏اى و ما نيز چيزى نخريده‏ ايم.

اين روش، اوج رعايت آداب #انفاق و بهترين شكل كمك به نيازمندان است.

مهدی سیدمرادی

پی نوشت ها:

[1] مناقب آل أبي طالب عليهم السلام، ابن شهر آشوب مازندرانى، علامه‏، قم، 1379ق‏، ج ‏4، ص 19.

[2] همان، ص 16.

[3] سوگندهاى پربار قرآن، ناصر مكارم شيرازى، مدرسه الامام علي بن ابي طالب(ع)، قم‏، 1386 ش‏، ص 417.


مطالب مرتبط