بدان معناست که مرد در ورود به حیطه تذکر به ظاهر زن، باید بسیار مراقب باشد. هر تذکری در رابطه با ظاهر زن بسیار برای او سنگین است و او را به این باور می رساند که مرد او را نپسندیده و بر اساس....

شیوه موثر تذکر به همسر

شیوه موثر تذکر به همسر

مسأله «نقد و اصلاح» در ازدواج، تربیت فرزند و ارتباط های اجتماعی، مسأله جدی است که ظرافت های خاص و آگاهی های در خور خود را می طلبد. همان گونه که در روایات تأکید شده و عرف جامعه نیز این گونه است برای آغاز یک زندگی مشترک، پسر به خانه دختر می رود تا در وهله ی نخست ظاهر دختر را ببیند و چنانچه ظاهر دختر را نپسندید، پرونده زوجیت این دو با یکدیگر بسته می شود. این یک اصل است و بعد از صورت گرفتن ازدواج، حساسیت زن دقیقاً روی همین اصل است. او نباید احساس کند که شوهرش چیزی از ظاهر او را نمی پسندد. این بدان معناست که مرد در ورود به حیطه تذکر به ظاهر زن، باید بسیار مراقب باشد. هر تذکری در رابطه با ظاهر زن بسیار برای او سنگین است و او را به این باور می رساند که مرد او را نپسندیده و بر اساس ملاحظات دیگری با او ازدواج کرده و یا به دلایلی از ازدواج با او پشیمان شده است.

البته مردها نیز حساسیت هایی دارند که زن ها هنگام تذکر و انتقاد باید آنها را در نظر بگیرند. عموماً مردها نسبت به هر چه که «مردانگی» آنها را نشانه می رود، حساس هستند. شجاعت، جذبه، نیرومندی، نفوذ کلام و ... از جمله این امور هستند. در حقیقت همان حساسیت هایی که زن نسبت به ظاهر خود دارد، مرد به «مردانگی» اش دارد. مثلاً اگر زن بخواهد درباره میزان درآمد شوهر خود به وی تذکری بدهد، باید بداند که وجهی از مردانگی او را نشانه رفته است و اگر با احتیاط و ظرافت عمل نکند، ممکن است با واکنش سختی از سوی مرد مواجه شود.

در حقیقت همان حساسیت هایی که زن نسبت به ظاهر خود دارد، مرد به مردانگی اش دارد.

اگر در همسر خود از یکسو شاهد نواقص و نقاط ضعفی هستیم و از سوی دیگر پایداری آرامش خانواده و رفع معایب و پیشرفت او را طالبیم، باید تذکرات خود را در قالب مودّت و رحمت به او هدیه دهیم. لذا هنگامی که از همسر خود ناراحت هستیم با او صحبت نکنیم، بگذاریم آرام شویم تا بتوانیم آن تذکر را در قالب مودّت و رحمت مطرح کنیم. در گفتار و کردار، در سکنات و رفتار و در دلبری ها، این مودّت و رحمت باید ظهور کند. به خصوص آقایان باید دقت بیشتری داشته باشند. در روایات تأکید ویژه ای برای ایشان شده است. مرد نباید در برخورد با همسرش سرسنگین باشد، بلکه باید به او ابراز محبت کند، علاقه خود و خوبی های او را به زبان بیاورد و عشق خود را نثار وی کند. نگوید خودش می داند که من چقدر دوستش دارم! دانستن کافی نیست، بلکه این علاقه باید به کلام بیاید. دقت داشته باشیم که قبل از هر تذکری، ابتدا باید نرمشی در فرد ایجاد کنیم. غالباً تذکر به فرد بدون ایجاد زمینه و بستر مناسب، واکنش نامناسب او را به همراه خواهد داشت و یا حداقل تذکر ما را برای وی بی تأثیر و یا کم تأثیر خواهد کرد. همه ما به تجربه دریافته ایم که هر تذکری هر چند کوچک و کم اهمیت، دردآور است. اگر قرار باشد که به خود ما تذکری داده شود، نبضمان تندتر می زند، قلبمان به طپش می افتد و بالاخره احساس ناخوشایندی به ما دست می دهد.

غالباً تذکر به فرد بدون ایجاد زمینه و بستر مناسب، واکنش نامناسب او را به همراه خواهد داشت و یا حداقل تذکر ما را برای وی بی تأثیر و یا کم تأثیر خواهد کرد.

حتی اگر این تذکر را خصوصی هم بدهند، احساس می کنیم که آبرویمان در نزد گوینده رفته است. به تعبیر دیگر همین که در این فضا قرار می گیریم، احساس می کنیم که تمام شخصیت ما به مخاطره افتاده است. اگر به زعم خود فرد نقادی هستید، باید بدانید که نقاد کسی است که با ظرافت نظر، خوب ها را از بدها

جدا می کند. در واقع او همواره در کمین صید خوبی هاست. اما آفت غالب این گونه سخن آن است که گاه نحوه کلام، جدال برانگیز می شود. در حقیقت مشکل از آنجایی آغاز می شود که به نحوی ساختار بحث بر پایه ایراد و اشکال شکل می گیرد، یعنی می خواهیم ایراد بگیریم و شخص مقابل، می خواهد از خود دفاع کند. خلاصه آنکه تاکنون موضوع گفتگویمان بر نقاط ضعف همسرمان بنا شده بود، از همین حالا موضوعات را بر نقاط مثبت او استوار کنیم. اگر برای مدتی ادبیات گفتگویمان را تغییر دهیم، خواهیم دید که به نتایج خوب و ارزشمندی خواهیم رسید. «راستی من از این خصلت تو خیلی خوشم می آید». «آن روز که آن برخورد بزرگوارانه را با برادرم کردی، خیلی لذت بردم». «همیشه طاقت تو در تحمل شیطنت بچه ها، برایم مثال زدنی است» و یا اگر همسرمان برخورد مناسب و خوشایندی با فرزندمان داشت، می توانیم با گفتن چنین جمله ای: «امروز خیلی لذت بردم از اینکه حرف های فرزندمان را صبورانه گوش دادی» رفتار مناسب او را تثبیت کنیم. در حقیقت با بیان عباراتی از قبیل «امروز پدرم که این حرف را زد، شما خیلی خوب پاسخ دادید»؛ «دیروز مادرم که آن رفتار را کرد، شما خیلی برخورد مناسبی داشتید» رفتار پسندیده همسرمان را پایدار می کنیم و غیر مستقیم به او می فهمانیم که این نحوه از رفتار وی، عملکرد درستی است و رفتارهای پیشین وی غلط بوده است.

نقاد کسی است که با ظرافت نظر، خوب ها را از بدها جدا می کند. در واقع او همواره در کمین صید خوبی هاست.

ببینید چقدر این زبان با زبان نکوهش متفاوت است! این زبان، زبان ستایش است.[1] اگر سخنان ما مانند چنین عباراتی باشد، دیگر دعوا، مشاجره و بگو مگویی صورت نمی گیرد. لذا سعی کنیم که در صدد یافتن و آشکار کردن عیوب نباشیم نه از یکدیگر و نه از خانواده های یکدیگر، مثلاً نگوییم: «برادرت چرا این حرف را به من زد؟»، «خواهرت چرا شخصاً ما را دعوت نکرد؟» به دلیل همین پیامدهای ناخوشایند است که در نقد و تذکر باید ظرافت های بسیاری رعایت شود. مثلاً نه صورت تعارف و تصنّعی، بلکه با گرمی و صداقت از شخص مورد تذکر، تعریف کنید و نقاط قوّت او را برشمارید. برای نمونه هنگام تذکر به یک سخنران یک جلسه نگوییم: «شما خیلی سخنران خوبی هستید و بیان خوبی دارید، اما ...» یعنی یکی دو عبارت اول را تعارف وار بگوییم و بعد تمام حیثیت و تلاش این سخنران را زیر سؤال ببریم! قطعاً با چنین شیوه ای بستر و زمینه مناسب را فراهم نکرده ایم. بهتر است این طور بگوییم: «من از شما و سخنرانی های شما خیلی خوشم می آید. شما در فلان جا به نکته بسیار ظریفی اشاره کردید که از دید بسیاری از ما پنهان مانده بود. در ذیل فلان موضوع، چنین نکاتی را برشمردید که بسیار قابل تأمل بود، اما برای تفهیم بیشتر بحث اگر در مورد فلان نکته مثالی هم زده بودید، بسیار بهتر می شد». در زندگی زناشویی همیشه شاد بودن را جایگزین حق به جانب بودن بکنید.

در زندگی زناشویی همیشه شاد بودن را جایگزین حق به جانب بودن بکنید.

البته این به این معنی نیست که اصلاً بحث و گفتگو نکنید، نظرات خود را مطرح نسازید، به همسرتان اعتراضی نکنید، بلکه به این معنی است که هدفتان این باشد که شما و همسرتان از زندگی خود راضی باشید و در پی این نباشید که ثابت کنید حق با شماست و اشتباه از همسرتان». [2]

یعنی در لابه لای تعریف هایمان، به نحوی که شخص متوجه نشود، مانند یک داروی تلخی که در یک شربت شیرین حل شده باشد، تذکر خود را بگنجانیم. توجه داشته باشید که کلّیت فضای سخن ما باید به گونه ای باشد که بر دل شخص بنشیند. او نباید احساس کند که ما آمده ایم تا از همه محاسن او چشم پوشی کنیم و تنها دست بر نقطه ضعف او بگذاریم. باید فضایی که ایجاد می کنیم از بدبینی، عیب جویی یا مچ گیری فاصله داشته باشد. باید فضای محبت، عشق، صفا و صمیمیت باشد. مثلاً با بکار بردن چنین عباراتی: «تو چقدر خوبی! چقدر صبوری! من افتخار می کنم که خدا چنین همسری نصیب من کرده است!» یک فضای دلنشین فراهم کنید و در اثنایی که شخص سرمست از تعریف های ماست، نقد و تذکراتمان را در میان سخنان دلنشین خود بگنجانیم تا هم به همسرمان آسیب روحی وارد نکنیم و هم تذکراتمان بیشترین تأثیر را داشته باشد. باید توجه داشته باشیم که آنچه در دست ماست، تیغ جراحی است نه ساطور قصّابی، لذا باید آن را بسیار استادانه و ماهرانه به کار بریم و البته این کار مقدماتی دارد.

در گفتگوها هدفتان این باشد که شما و همسرتان از زندگی خود راضی باشید و در پی این نباشید که ثابت کنید حق با شماست و اشتباه از همسرتان.

این تیغ باید ضد عفونی شود و جراحی با آن باید در فضای آرام و خلوت انجام بگیرد. در این فضا جایز نیست که هر کسی را راه بدهیم، بلکه فقط عوامل جراح باید حضور داشته باشند. پیش از جراحی، اول بیمار را تقویت می کنند، فشارش را می سنجند، از او مراقبت های ویژه به عمل می آورند و بعد از همه این تمهیدات، اقدام به جراحی می کنند. بالاخره ما می خواهیم تیغ انتقاد را در بدن فردی داخل کنیم که یقیناً برای او دردناک و ناخوشایند است. در نتیجه این کار باید با مقدّماتی صورت بگیرد. یادآوری شأن انسانی فرد، ذکر نعمت هایی که خدا به او داده است، بیان کمالاتی که او دارد، همه و همه مقدّماتی است که او را برای تحمل انتقاد آماده می کند.

«تو این نقاط مثبت را داری. ببین زندگی ما با چه شیرینی شروع شده است! یادت هست کمی تأخیر در مراحل خواستگاری چقدر هر دویمان را نگران کرد، اما بالاخره خدا ما را به هم رساند و اکنون چقدر زندگی مان دلچسب است! حالا یک غده کوچکی هست که زندگی شادمان را تهدید می کند و این غده باید خارج شود. اگر این غده را زود خارح نکنیم، بزرگ و بزرگ تر می شود و به زندگی شیرینمان لطمه می زند». به کار بردن چنین عبارات از مقدماتی است که همسرمان را آماده پذیرش انتقادهای ما می کند.

منبع: کتاب سرّ دلبران (عوامل آرامش بخش و نشاط آفرین در خانواده)، امیرحسین بانکی پورفرد

---------------------------------------------------------------------------

پی نوشت ها:

1. زمانی قرار شد کمیته هایی از جوانان، کارگروه های استان را که متشکل از مدیران کل استان بود نقد و بررسی کنند. بنده به جوانان پیشنهاد دادم که از میان کارگروه هایی که برگزار شده است، جلساتی را بیابند که فاقد ضعف است و مرتباً بر نقاط و عملکرد خوب مدیران در آن جلسات تأکید کنند مثلا ًاگر از میان 10 جلسه مدیران فقط برای یکی از این جلسات، کار کارشناسی قوی انجام داده بود، به جای ابراز ضعف او در 9 جلسه نامطلوب، به عملکرد خوب و نقطه قوت آن مدیر در آن یک جلسه مطلوب تأکید شود.

2. برگرفته از نجابت رابطه، صص141-144.


مطالب مرتبط