صبر کن تا حرفم تمام بشود

داستان کودک

صبر کن تا حرفم تمام بشود

مادر با تلفن حرف می زد. امیدگفت:مامان!کفش من کجاست؟

مادر سرش را تکان دادکه یعنی صبر کن. امید باز گفت:اسباب بازی ام کو؟ پیدایش نمی کنم.

مادر دستش را تکان داد که یعنی صبر کن امید گفت:می شود بگویی تراشم کجاست؟

مادر حرفش را تمام کرد وگوشی را گذاشت....اخم هایش را در هم کشید. امید گفت:چرا عصبانی هستی؟مگر من چکار کرده ام؟

مادر گفت:اصلا نفهمیدم چی گفتم. بس که سوال کردی. امید گفت: خب کار داشتم.

مادر گفت: نمی توانستی صبر کنی ؟امید گفت: نه.

امید توی حیاط با دوستش حرف می زد. مادر گفت: امید صندل های من کجاست؟امید گفت:الان می آیم.

5d25d65ec86a0.jpg

مادر گفت : به گلدان ها که آب دادی ،آب پاش را کجا گذاشتی؟ بیا پیدایش کن لازمش دارم. امید گفت: دارم بازی می کنم.

مادر گفت:کتاب جدول مرا ندیدی؟امید با دلخوری حرفش را قطع کرد وگفت:مامان من دارم حرف می زنم. هی صدایم می کنی. نمی شود کمی صبر کنی؟

مادر گفت: نه! حالا فهمیدی وقتی با تلفن حرف می زنم وهی صدایم می کنی چقدر بد است؟

امید گفت: بله خیلی بد است.

مادر گفت: پس من صبر می کنم تا حرف هایت با دوستت تمام بشود.امید گفت:من هم این بار صبر می کنم تا حرف های شما تمام بشود.

مطالب مرتبط
دیدگاه خود را ارسال کنید
تاکنون نظری برای این مطلب ثبت نشده است.
ویژه ها
عید در حرم امام رئوف

عید در حرم امام رئوف

9224

عید در حرم امام رئوف


عکس حرم مطهرامام رضا علیه السلام

عکس حرم مطهرامام رضا علیه السلام

8634

فقیر و خسته به درگاهت آمدم رحمی که جز ولای توام نیست هیچ دست آویز حرم مطهرامام رضا علیه السلام


زائر حرم امام رضا علیه السلام

زائر حرم امام رضا علیه السلام

7963

دولت دراین سرا و گشایش دراین در است ... السلام علیک یا انیس النفوس یا علی بن موسی الرضا(ع) #امام_رضا_علیه_السلام #حرم_امام_رضا_علیه_السلام #حرم_مطهر_رضوی


ضریح حرم مطهر امام رضا علیه السلام

ضریح حرم مطهر امام رضا علیه السلام

8911

قلب مرا به پای ضریح ات گره بزن بیمارم و دخیل شفای تو می شوم


دربانان حرم مطهر امام رضا علیه السلام

دربانان حرم مطهر امام رضا علیه السلام

9693

از رهگذر خاک سر کوی شما بود؛ هر نافه که در دست نسیم سحر افتاد


بیشتر