پرهیزگاری و تقوای امام رضا علیه السلام طوری بود که نه تنها مردم، بلکه دشمنان نیز به آن اعتراف می‌کردند

عبادت امام رضا علیه السلام

عبادت امام رضا علیه السلام

عبادت، فروتنی در مقابل خداوند است. انسان کامل به هر اندازه به خدا نزدیک‌تر باشد به همان اندازه خشوع و بندگی اش در مقابل خدا بیشتر می‌گردد، چنین کسانی هدفشان در عبادت فقط سپاس نعمت های خداوند و نظرشان به قرب پیشگاه ابدیت می باشد این بزرگترین امتیازات مردان الهی در ارتباط با خداست، محور اصلی زندگی آنها خدای تعالی و عشق به خداست، شدت توجه به خدا موجب شده بود که آنها لحظه ای از حق غافل نشوند، به طوری که اگر گاهی حالت غفلت در خواب یا بیداری به آنها دست می داد آن را برای خود گناه به حساب می آوردند.(1)

پرهیزگاری و تقوای امام رضا علیه السلام طوری بود که نه تنها مردم، بلکه دشمنان نیز به آن اعتراف می‌کردند، ایشان همه فکر و اندیشه شان، حفظ دین خدا و اجرای وظایف الهی بود و نجات خود و مردم را در تقوا، پرهیزگاری و عبادت کردن می‌دانستند. چیزهایی که در دنیا وجود داشت، سبب نشد که ایشان از وظیفه خود دور بیفتد، ایشان به دنیا علاقه نداشتند و نسبت به آن بی رغبت بودند، زهد و عبادتشان بی‌نظیر بود، همیشه سعی داشتند مردم را به تقوا و عبادت و پرستش خداوند دعوت نمایند(2) چنان که به برادرشان زید فرمودند: «ای زید از خدا بترس، آن چه که ما به آن رسیده‌ایم به وسیله همین تقواست هرکس که تقوا داشته باشد و خدا را مراقب خود نداند از ما نیست و ما از او نیستیم.»(3)

منابع تاریخی، امام رضا علیه اسلام را پرهیزگاری می دانند که مکرر به زیارت خانه خدا و انجام مناسک حج و عمره می رفتند، ایشان به زیارت قبر پیامبر صلی الله علیه و آله علاقه فراوانی داشتند، بالای قبر پیامبر صلی الله علیه و آله می رفتند و خودشان را به قبر شریف می چسبانیدند، در کنار قبر پیامبر صلی الله علیه و آله شش یا هشت رکعت نماز می خواندند در رکوع یا سجده سبحان الله سه بار یا بیشتر می گفتند، زمانی که نمازشان تمام می شد به سجده می رفتند آن قدر سجده را طولانی می کردند که عرق ایشان روی ریگهای مسجد می ریخت، صورت مبارکشان را روی زمین یا خاک مسجد می گذاشتند، دائماً در حال عبادت بودند و به عبادت عشق می ورزیدند و برای عبادت خداوند انواع رنج ها را تحمل می کردند.(4)

امام رضا علیه السلام همچون پدر و اجداد پاکشان همواره قبل از هر چیز بنده خالص خداوند بودند و همه چیز را در بندگی خدا دنبال می کردند در پرتو همین بندگی بود که به ارزش های والای انسانی و مقام های بلند معنوی دست یافتند. عبادت، راز و نیاز، مناجات و سجده های طولانی شان نشان می دهد که ایشان دلداده خداست رابطه تنگاتنگ عاشقانه با ذات پاک خداوند داشتند. یکی از همراهان این بزرگوار در سفر خراسان می گوید: به روستایی رسیدیم، آن حضرت به نماز ایستادند و سجده‌های طولانی به جای آوردند، او می‌گوید: شنیدم امام در سجده می‌گفتند: «خدایا اگر تو را اطاعت کنم حمد و سپاس مخصوص تو است و اگر نافرمانی کنم حجت و عذری برایم نخواهد بود، من و دیگران در احساس تو شریکی نداریم اگر نیکی به من رسد از جانب تو است. ای خدای بزرگوار! مردان و زنان با ایمان را در مشرق و مغرب در هر کجا هستند بیامرز.»(5)

اباصلت می‌گوید: من در سرخس به خانه ای که حضرت را تحت نظر گرفته بودند رفتم، از نگهبان اجازه گرفتم او گفت: حالا موقع رسیدن به حضور ایشان نیست. گفتم: چرا؟ گفت: امام علیه السلام در هر شبانه روز هزار رکعت نماز می خواند و از نماز، یک ساعت پیش از ظهر و نزدیک غروب فارغ می شوند و همه اوقاتشان در جای نماز نشسته و مشغول مناجات خدا می شود. اباصلت به نگهبان می‌گوید در همین موقع اجازه بگیر. اتفاقا اجازه گرفتند من در همان حال که ایشان انتظار نماز را داشتند به حضورش شرفیاب شدم.(6)

از دیگر ویژگی های آن حضرت این بود که هر دعایی را که شروع می کردند صلوات بر محمد و آل او می فرستادند در نماز یا غیر نماز بسیار صلوات می فرستادند، شبها موقعی که می خواستند بخوابند قرآن تلاوت می کردند، موقعی که به آیه ای می رسیدند که در آن از بهشت و دوزخ سخن می گفتند گریه می کردند و می فرمودند: «پناه می‌برم به خدا از آتش دوزخ»، آن حضرت هر سه روز یک بار تمام قرآن را تلاوت می‌کردند.(7)

از اباصلت هروی نقل شده است که روزی امام در منزل خود نشسته بودند، فرستاده هارون الرشید وارد شد و به ایشان چنین گفت: خلیفه شما را به حضور می‌طلبد. امام رضا علیه السلام برخاستند و فرمودند: ای اباصلت او مرا جز برای امر ناگواری احضار نکرده است ولی به خدا سوگند نخواهد توانست آنچه را ناپسند می دارم در حق من انجام دهد زیرا دعای جدم رسول خدا صلی الله علیه و آله را همراه خود دارم که موجب حفظ جان من خواهد شد. ایشان وارد قصر هارون الرشید می‌شوند چون نگاه حضرت به هارون افتاد همان دعا را خواندند و در مقابل او ایستادند. هارون الرشید به امام چنین گفت: ای ابوالحسن، دستور داده‌ایم یکصد هزار درهم به شما بپردازند تا شما نیازهای خانواده خود را برآورده کنید. چون علی ابن موسی علیه السلام از آن مجلس بیرون رفتند هارون چنین گفت: من خواهان چیز دیگری بودم و پروردگار چیز دیگری اراده کرد و آن چه خدا بخواهد همان شود.(8)

منبع:

کتاب سیره اخلاقی امام رضا علیه السلام، طاهره برومند، ص 7-9.

-------

پی نوشت ها:

1. ر. ک. ابن بابویه، عیون اخبار الرضا، علی اکبر غفاری، ج 2، ص 420.

2. همان.

3. ر. ک. محمد تقی، مدرس، امامان و جنبشهای مکتبی، ص 248.

4. ابن بابویه، همان، ص 421.

5. محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج 49، ص 92-93.

6. ر.ک. ابن بابویه، همان، ص ۴۳۱-۴۳۲.

7. ر.ک. همان، ص ۴۲۰.

8. ر.ک. محمدتقی، مدرس، همان، ص ۲۴۸.


مطالب مرتبط