پیامبر گرامی اسلام صلّى اللَّه عليه و آله چون پدری مهربان برای کودکان عشق می ورزید و این عشق ورزیدن می تواند سرمشق و الگوی همگان باشد

عشق رسول گرامی اسلام به کودکان

عشق رسول گرامی اسلام به کودکان

پیامبر گرامی اسلام صلّى اللَّه عليه و آله چون پدری مهربان به کودکان عشق می ورزید و با خلق و خوی نیکویش همه را مجذوب و شیدای خویش می ساخت. لحظه لحظه زندگی آن حضرت سرشار از درس هایی از عشق و محبت است که می تواند سرمشق و الگوی همگان باشد. سزاوار است تا همه مردم به ویژه خردسالان، کودکان و نوجوانان عزیزمان هر چه بیشتر این انسان بی نظیر را بشناسند تا علاوه بر اینکه عشقشان نسبت به این ایشان، سرشارتر و پربارتر شود از آن حضرت روش رفتار و مهربانی با کودکان را بیاموزند.

گریه کودک

پيامبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله روزى براى اصحاب خود امامت مي فرمود، كه صداى گريه كودكى به گوش آن حضرت رسيد، پس نماز را كوتاه و سبك به پايان رسانيد (تا مادر طفل كه در نماز بوده زودتر از نماز فارغ شود و به كودك خود پردازد).[1]

دسته گل

عتبه بن غزوان می گويد: حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله به نماز مشغول مي شدند و حسنين عليهماالسّلام مى‏ آمدند و در پشت آن جناب سوار مي شدند و آن حضرت آنان را برمي داشت‏ و در دامنش مي گذاشت و مي بوسيد، گروهى مي گفتند: يا رسول اللَّه آنان را دوست دارى؟

فرمودند: چرا دوست ندارم اين‏ها مانند دو دسته‏ گل‏ هستند كه خداوند در دنيا به من داده است.[2]

غذا دادن به کودکان

سلمان فارسى نقل می كند: بر رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله وارد شدم و حسن و حسين نزد آن حضرت غذا مى ‏خوردند و رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله گاهى لقمه در دهان حسن و گاهى در دهان حسين مى‏ گذارد، چون از غذا فارغ شد حسن را بر شانه ‏اش و حسين را بر زانو نهاد.[3]

دعا و نامگذاری کودک

همواره كودكان خردسال را به محضر پيغمبر صلی الله علیه و آله مي بردند تا براى آنها از خدا بركت بخواهد يا او را نامى بگذارد، حضرت براى احترام به خانواده‏ اش كودك آنها را بر دامن خود مي گذارد و چه بسا كه كودكى بر دامن آن بزرگوار بول مى ‏كرد و يكى از حاضران در موقع بول كردن كودك بانگ بر او مي زد. حضرت مى ‏فرمود: از ادرار كودك جلوگيرى نكنيد و كودك را آسوده مى ‏گذاشت تا بولش را تمام كند و بعد براى او دعا مى‏ كرد يا اسم ‏گذارى مى‏ نمود و خانواده ‏اش را خوشحال مى ‏ساخت بطورى كه مى‏ فهميدند كه حضرت از بول كودكشان ناراحت نشده و پس از آنكه مي رفتند پيغمبر لباسش را مى ‏شست.[4]

کمک به کودک یتیم

در حديثی از ابى اوفى آمده كه خدمت پيغمبر صلی الله علیه و آله نشسته بوديم، پس بچه ‏اى آمد و گفت: من يتيم هستم و خواهر يتيمى هم دارم و مادرم هم بيوه زن يتيم‏ دار است، به ما اطعام فرما از آنچه كه خدا به شما اطعام نموده است، خدا به شما از آنچه دارد عطا كرده تا راضى شدى. پيغمبر صلی الله علیه و آله فرمود: چه اندازه نيكو سخن گفتى اى جوان، بلال برو آنچه نزد ما و در خانه موجود است بيار، پس بلال بيست و يك خرما آورد حضرت فرمود: اى غلام هفت خرما از تو و هفت خرما از خواهر تو و هفت خرما از مادر تو.[5]

تعلیم معارف

حسن بن على علیه السلام می فرمود: جدم رسول اللَّه صلی الله علیه و آله كلماتى مرا تعليم كرده بود كه آن را در قنوت وتر مي گفتم.[6]

طولانی کردن سجده

ابن مسعود حديث كند نقل می کند: رسول خدا صلی الله علیه و آله نماز مي خواند پس حسن و حسين عليهما السلام آمدند و (در حال سجده) بر پشت آن حضرت سوار شدند، چون آن جناب صلی الله علیه و آله سر برداشت آن دو را به آرامى گرفت (و بر زمين نهاد) چون دوباره به سجده رفت آن دو نيز بازگشتند، همين كه نمازش تمام شد يكى را بر زانوى راست و ديگرى را بر زانوى چپ نشانيد سپس فرمود: هر كه مرا دوست دارد بايد اين دو را دوست بدارد.[7]

بوسیدن فرزند

روزی پیامبر صلی الله علیه و آله هر دو نوه عزیزش را روی پاهایش نشانده بود و گونه­ های شان را می­ بوسید. مردی عرب از کنارشان گذشت. نگاهش به آنها افتاد. با تعجب زیاد ایستاد و آنها را تماشا کرد. گفت: «ای پیامبر خدا! چه کار می ­کنی؟ من ده تا فرزند دارم، ولی هنوز هیچ کدام از آنها را نبوسیده ­ام!» پیامبر با ناراحتی نگاهش کرد. رنگش دگرگون شد. به مرد عرب گفت: «هر کس به کودکان ما مهربانی نکند و به بزرگان ما احترام نگذارد، از ما نیست».[8]

مهدی سیدمرادی

پی نوشت ها:

[1] من لا يحضره الفقيه، شیخ صدوق، به تصحیح على اكبر غفارى، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه ‏مدرسين حوزه علميه قم‏، 1413ق،‏ ج ‏‏1، ص 390.

[2] إعلام الورى بأعلام الهدى، طبرسى، فضل بن حسن‏، اسلاميه‏، تهران‏، 1390ق،‏ ص 221.

[3] كفاية الأثر في النص على الأئمة الإثني عشر، خزاز رازى، على بن محمد، بيدار، قم‏، 1401ق،‏ ص 45.

[4] مكارم الأخلاق، طبرسى، حسن بن فضل‏، الشريف الرضى‏، قم‏، 1370ش،‏ ص 25.

[5] مجمع البيان فى تفسير القرآن، طبرسى، فضل بن حسن‏، انتشارات ناصر خسرو، تهران‏، 1372ش،‏ ج 10، ص 767.

[6] كشف الغمة في معرفة الأئمة، على بن عيسى اربلى، بنى هاشمى، تبريز، 1381 ق، ج ‏1، ص 535.

[7] الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد، شیخ مفید، مؤسسة آل البيت عليهم السلام‏، كنگره شيخ مفيد، قم‏، 1413 ق‏، ج ‏2، ص 28.

[8] بحار الأنوار، محمد باقر مجلسى، دار إحياء التراث العربي‏، بيروت‏، 1403 ق‏، ج ‏43، ص 282.


مطالب مرتبط