امام سجاد علیه السلام بسیار مهربان بود. او به سادگی و بدون چشم داشت، از اشتباه دیگران می گذشت و بدین وسیله، هر روز در دل ها محبوب تر می شد. تا بدان جا که مردم مدینه، مهربان تر و با گذشت تر از او سراغ نداشتند.

عفو و  گذشت امام سجاد علیه السلام

عفو و گذشت امام سجاد علیه السلام

امام سجاد علیه السلام بسیار مهربان بود. او به سادگی و بدون چشم داشت، از اشتباه دیگران می گذشت و بدین وسیله، هر روز در دل ها محبوب تر می شد. تا بدان جا که مردم مدینه، مهربان تر و با گذشت تر از او سراغ نداشتند.

روایت شده است: گروهی نزد امام مهمان بودند و خادم او غذای بریان کردنی را روی اجاق آماده می کرد. وقتی غذا را آورد سیخ های آهنی از دستش رها شد و بر سر یکی از کودکان امام ریخت و از دنیا رفت. امام در حالی که غلام متحیّر و مضطرب بود به او گفت: «برو که تو را آزاد کردم. زیرا تو به عمد چنین کاری نکردی».سپس امام به غسل و کفن و دفن فرزندش پرداخت.(بحارالانوار،ج46،ص105).

این همه مهربانی و گذشت با خلق خدا به خاطر پیوند عاشقانه ای بود که علی بن الحسین با خدای خویش داشت، چگونه می شود کسی با خدای خویش پیوند نداشته باشد و بتواند چنین بزرگوارانه و کریمانه با خلق خدا ارتباط بر قرار کند؟ چه انگیزه ای برای این گذشت و مهرورزی در او باقی می ماند؟ باید امید به ثوابی در میان باشد و اعتقاد به خدای مهربان، تا فرد با خلق خدا چنین مهربانی کند. با این حساب است که عبادت های توان فرسای او معنای بیشتری می یابد همچنان که نوشته اند: «روزی امام باقر علیه السلام بر امام زین العابدین علیه السلام وارد شد در حالی که در عبادت کسی به او نمی رسید. پس به خاطر شب زنده داری چهره ی او زرد و چشمان او و پیشانیش را فرو رفته و بینی اش را بر اثر سجود مجروح و پایشرا به خاطر قیام، متورم شده دید. امام باقر علیه السلام می فرماید: در این هنگام از ترحم بر او نتوانستم بر گریه ی خویش مسلط شوم. او بعد از اندکی تفکر متوجّه وارد شدن من شد سپس فرمود: فرزندم، آن صحیفه ای را که در آن عبادت علی بن ابی طالب علیه السلام نوشته شده است نزد من بیاور تا آن را بخوانم. او مقدار کمی از آن خواند سپس آن را رها ساخت و فرمود: چه کسی توان عبادت علی بن ابی طالب علیه السلام را دارد.(کشف الغمه، ج 2، ص 85- ارشاد مفید، ج 2، ص 141).

او چنان مهربان بود که حتی آزارش به حیوانی نمی رسید و کاه از دهان موری نمی گرفت. علی بن ابراهیم از پدرش نقل می کند: « سالی با علی بن الحسین علیه السلام به حج رفتم. هر گاه شتر او در راه نافرمانی می کرد امام تازیانه را بالا می برد اما بدون این که به شتر بزند، می فرمود: اگر از ترس قصاص نبود می زدم. سپس تازیانه را پایین می آورد».

گفتنی ها و شنیدنی ها درباره مهربانی و مهر ورزی و گذشت آن پیشوای دو سرای بسیار است. روایت شده: روزی کنیزی برای وضو ، آب بر دست امام ریخت ولی بر اثر خواب آلودگی، آبریز از دست او رهاشد و دست امام را مجروح کرد. امام سرش را بلند کرد و کنیز گفت : « خداوند می فرماید: (وَالْكَاظِمِينَ الْغَيْظَ) «کسانی که خشمشان را فرو می برند». امام فرمود : «خشمم را فرو می برم». کنیز گفت: خدا می فرماید: (وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ) «و کسانی که از مردم در می گذرند». امام فرمود: «از تو گذشتم». کنیز گفت: « خدا می فرماید (وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ) «خداوند نیکوکاران را دوست دارد».(آل عمران، آیه134) امام فرمود : «برو که تو را در راه خدا آزاد کردم». (کشف الغمه، ج 2، ص 87)

یاد داشت: علی کفشگر فرزقی

منبع: اسوه نیایش(برگزیده ای از سیره امام سجاد علیه السلام)، ابوالفضل هادی منش


مطالب مرتبط