امام خمینی (ره):«آقای جعفری ابن سینای زمان ماست.»

علامه محمد تقی جعفری

علامه محمد تقی جعفری

استاد علامه محمد تقی جعفری در سال 1304 خورشیدی در شهر تبریز متولد شد و پس از تحصیلات عالیه علوم اسلامی در شهر تبریز، تهران، قم و نجف اشرف در محضر آیات عظام، میرزا فتاح شهیدی، شیخ محمدرضا تنکابنی، شیخ کاظم شیرازی، سید عبدالهادی شیرازی، سید ابوالقاسم خویی و سید محسن حکیم کسب فیض نمود .وی علاوه بر خواندن دروس معمول حوزه از جمله فقه و اصول و... برای اینکه بداند فیزیک نظری چیست از نوه‌های مرحوم کاشف‌الغطاء که در نجف بودند استفاده می‌کرد و برای یادگیری مباحث نظری ریاضی به « احمد امین» صاحب کتاب «التکامل فی‌الاسلام»که در کاظمین بود مراجعه می‌کرد.
علامه محمد تقی جعفری (ره) بر اثر بیماری در تاریخ 25/8/1377 به رحمت ایزدی پیوست و در مشهد مقدس در رواق دارالزهد واقع در حرم مطهر امام رضا(ع) به خاک سپرده شد.

•برنامه شبانه روزی علامه جعفری
برنامه شبانه‌روزی ایشان به این صورت بوده است که قبل از اذان صبح بیدار شده و به بارگاه مولی‌الموحدین مشرف می‌شدند و بعد از اینکه نماز می‌خواندند، مختصر صبحانه‌ای می‌خوردند و به مباحث علمی و درسی می‌پرداختند و وقت بیکاری نداشتند و این هم در شرایطی بوده است که حتی برای تهیه غذا معمولا پول کافی نداشتند.
منظم بودن
یکی از مهمترین خصوصیاتی که در سراسر زندگی علامه مشهود بود و در موفقیت ایشان نقش زیادی داشت نظم ایشان بود. علامه جعفری‌(ره) در درس بسیاری از بزرگان نجف مثل آیات عظام خویی، عبدالهادی شیرازی، شیخ کاظم شیرازی، حکیم، شاهرودی و سید جمال‌الدین گلپایگانی شرکت کردند، اما همه اینها از روی نظم بود و به قول معروف باری به هر جهت نبود، استاد می‌فرمودند؛ همه این کلاس رفتن‌ها از روی نظم و برنامه بود؛ این طوری نبود که یک روز درس فلان استاد باشم و یک روز در درس استاد دیگر. ایشان می گفتند؛ در اوج مریضی درسهایم تعطیل نمی‌شد؛ البته تنها من اینطور نبودم و خیلی از طلبه‌ها این خصلت را داشتند.
اهمیت به ورزش
علامه جعفری قبل از نماز صبح بیدار می‌شدند، یک دعا و تهجدی داشتند و بعد از نماز هم پیاده‌روی می‌کردند، خانه‌ای که استاد در سال‌های آخر عمرشان در آنجا زندگی می‌کردند در غرب تهران قرار دارد، منطقه‌ای کوهستانی است و معمولا با 5 ـ 6 نفر از شاگردان و ارادتمندان استاد با ایشان همراه می‌شدند و در اطراف پیاده‌روی می‌کردند. ایشان پیاده‌روی و ورزش را زیاد دوست داشتند و تا ماه‌های آخر عمرشان که کسالت شدید داشتند؛ پیاده‌روی را ترک نمی کردند؛ حتی روزهایی که از شدت سرما پیاده‌روی در بیرون ممکن نبود در اتاق مرتب قدم می‌زدند و حرکات ورزشی انجام می‌دادند.
متعهد بودن استاد
علامه بعد از صرف صبحانه بلافاصله به کارهای روزانه‌شان می‌پرداختند؛ اگر به کسی وقت داده بودند ملاقاتشان را انجام می‌دادند و اگر جلساتی در بیرون یا خانه داشتند برگزار می شد وگرنه به کار نوشتن و مطالعه‌شان می‌پرداختند. ایشان نسبت به کارشان تعهد کامل داشتند و در جای‌جای نوشته‌هایشان در اهمیت تعهد جملاتی دارند؛ در جایی می‌نویسند: «فرار از تعهد، فرار از خویشتن است» بحث تعهد در افکار ایشان بسیار ریشه‌دار و دامنه‌دار است ایشان در جایی دیگر می‌فرمایند: «زندگی باید پیوسته در حال به وجود آمدن و به وجود آوردن باشد وگرنه باری است بردوش انسان» همچنین گفته‌اند: «اساسی‌ترین عامل شکست انسانیت در دوران ما به شوخی گرفتن و بی‌اعتنایی به موضوع تعهد است.» همه این‌ها در جای‌جای زندگی ایشان نهادینه شده بود.
صبر بر مصیبت
علامه جعفری دختری داشت که در سن 38 سالگی سرطان گرفت و در پاییز 72 به رحمت خدا رفت؛ در روز کفن و دفن ویقرار شد که مراسم تشییع را یک روز به تاخیر بیفتد تا بستگان و آشنایانی که در شهرستان هستند بتوانند حضور داشته باشند، علامه همان روز 10 صبح در دانشگاه امام صادق‌(ع) سخنرانی داشتند و چیزی به ساعت سخنرانی‌شان نمانده بود، گفتند : حالا که تشییع برای فردا موکول شده‌ است من می روم سخنرانی را انجام می دهم  و برمی¬گردم؛ این در حالی بود که وی بین فرزندانش این دخترش را بیشتر از همه دوست داشت و او را وزیر خود می‌دانست، با اینکه از مرگ ایشان خیلی متاثر بودند، جلسه سخنرانی‌شان را ترک نکردند و پس از پایان جلسه در پاسخ به اصرار دانشجویان برای ادامه جلسه، اظهار کرده بودند که مصیبتی بر ایشان پیش آمده و دخترشان وفات کرده است این مصداق بارز تعهد و نظم ایشان است.
نحوه برخورد با همسر
شخصیت مرحوم علامه جعفری‌(ره) در داخل خانه با شخصیت علمی‌اش متمایز بود و ایشان علی‌رغم جایگاه علمی و فکری که داشتند ولی وقتی از کتاب‌خانه شان وارد اندرونی خانه می‌شدند دقیقا هم سطح خانواده بودند. همسر ایشان سواد چندانی نداشتند، ولی زن بسیار با معرفتی بودند؛ علامه پی برده بود که باید شخصیت علمی بیرون را با جایگاهش در داخل خانه تفکیک دهد. علیرضا جعفری پسر علامه خاطره ای از نحوه ی برخورد علامه با همسرش را نقل می کند: « روزی در منزل اختلاف جزئی بین استاد و والده پیش آمد و عبارات نسبتا تندی در میان ردو بدل شد، پس از گذشت مدت زمانی، وقتی استاد عازم بیرون از منزل بودند، با نهایت تواضع آمدند و دست مادرم را بوسیدند و عذر خواهی کردند.»
بی تفاوت بودن نسبت به مال دنیا
   از جمله خصوصیات علامه جعفریاین بود که نسبت به جمع کردن مال دنیا و پرداختن به زخارف دنیوی بی‌تفاوت بودند. موقعی که می‌خواستند منزل قدیمیشان در جنوب شهر را عوض کنند، با اینکه ارادتمندان استاد بهترین خانه‌ها و امکانات مالی را برای ایشان فراهم کرده بودند، ایشان قبول نکردند و گفتند: « ما باید همان زندگی طلبگی‌مان را داشته باشیم.»
منش اخلاقی علامه جعفری
رفتار عملی علامه‌(ره) به تنهایی درس اخلاق بود. استاد یک روز در یکی از دانشگاه‌ها سخنرانی داشتند؛ معمولا بعد از سخنرانی، دانشجوها خیلی دور استاد را می‌گرفتند و سوال می‌پرسیدند. یکی از دانشجویان بعد از سخنرانی اصرار داشت که زیاد خدمت استاد باشد؛ استاد که خیلی خسته بوده، پیشنهاد می‌دهد جایی بنشینند علامه کف راهرو عبایش را پهن می‌کنند و به دانشجو می‌گویند:«حالا بیا بنشین سئوالهایت را بپرس» دانشجو اظهار می‌کند که جواب سوالهایم را گرفتم. این یکی از مصادیق رفتارهای عملی ایشان است و خودشان در جایی اظهار می‌کنند: «کردار عملی مربیان بشری بیشتر اثر دارد تا گفتارشان.»
رفتار علامه با فرزندانشان
بررسی وضع خانواده و رصد روحیات بچه‌ها یکی دیگر از نمود‌های اخلاقیایشان بود و درمورد وضع درسی، اخلاقی و رفتاری بچه‌ها دقت داشتند.علامه داخل خانواده، جلساتی برای بچه¬هایش داشتندکه در آن مباحث مختلفی از اخلاق گرفته تا تفسیر قرآن و احادیث مطرح می‌شد و استاد به اقتضای سن بچه‌ها داستان‌های زیادی از ائمه معصومین‌(ع)، علما و داستان‌های قرآنی نقل می‌کردند.خیلی وقت‌ها به صورت مستقیم فرزندانشان را نصیحت نمی‌کردند، ولی رفتار، راستگویی و عمل به تعهداتش نسبت به بچه‌ها نمونه رفتاری برای آنها بود.
تقید به صله رحم
از دیگر خصوصیاتی که علامه داشتند تقید به صله ارحام بود، وقتی برای سخنرانی یا کار دیگری به شهرستان می‌رفتند اگر از بستگان یا فامیل در آن شهر زندگی می‌کردند مقید بودند که به آنها سربزند.
رفتارشان با همسایه ها
رفتارشان با همسایه‌ها بسیار خوب و صمیمانه بود و با آنها مثل اعضای خانواده رفتار می‌کردند و با همسایه‌ها ملاطفت و مهربانی داشتند؛ به طوری که وقتی خانه¬شان را عوض می‌کردند، همسایه‌های محل مانع می‌شدند و می‌گفتند ما راضی نیستیم از پیش ما بروید.


مطالب مرتبط