‏قرآن، نداشتن بينش صحيح‏، تفرقه، نافرمانى و عجب و غرور را از عوامل شكست برمی شمرد.

عوامل شکست در برابر دشمن از نگاه قرآن

عوامل شکست در برابر دشمن از نگاه قرآن

قرآن ريشه عوامل شكست را در اعمال و رفتار خود انسانها می داند: «آنچه نيكى به تو مى‏ رسد، از طرف خداست و آنچه بدى به تو مى ‏رسد، از سوى خود توست».[1] مراد از حسنه و سيّئه در آيه، پيروزى و شكست است و آيه در صدد پاسخگويى به كسانى است كه شكست را به غير خود نسبت داده و منشأ آن را در جاى ديگر جستجو مى ‏كنند.[2]

بنابراين، بر مجاهدان مسلمان لازم است كه پس از هر شكست و ناكامى به ارزيابى عملكرد خويش بپردازند و با به دست آوردن نقاط ضعف و نارسايي هاى خويش، به جبران آن بپردازند، نه اينكه با نسبت دادن شكست به خدا يا ديگران، از اصلاح عيوب خويش غافل شده و باز از همان راه دچار ضربه و شكست شوند.

عوامل شكست در دو بُعد مادى و معنوى، قابل بررسى است. از عوامل مادى شكست در بخش نظامى بحث مى ‏شود. در اين جا به مهمترين عوامل معنوى شكست اشاره مى ‏شود:

1- نداشتن بينش صحيح‏

نداشتن شناخت صحيح و اصولى از مبدأ قدرت در جهان هستى و توكل نکردن بر آن منبع لايزال، سبب تزلزل در روحيه و اضطراب نفس و ... مى ‏شود. همچنين زمانى كه انسان مخيّر است از بين دنيا و آخرت، يكى را انتخاب كند، در ترديد باقى مى‏ ماند و در نتيجه باعث مى ‏شود تصميمات سست و بى ‏پايه ‏اى بگیرد؛ از سوى ديگر، پس از پيروزى‏ هاى ظاهرى نيز نداشتن بينش صحيح، سبب غرور و عجب مى‏ گردد و پيروزى را به شكست تبديل كرده يا نمى ‏گذارد نتايجى كه بايد بر آن پيروزى بار گردد، نصيب مبارزان شود.

2- تفرقه‏

قرآن، مجاهدان را از تفرقه و اختلاف نهى كرده است. به طورى كه وجود تفرقه را باعث از بين رفتن قدرت و شوكت نيروهاى رزمنده مى‏ داند.[3]

على عليه السلام در سخنی شكست را از آن كسانى می داند كه از اتحاد و يارى يكديگر دست برداشته ‏اند. «سوگند به خدا، مغلوبند كسانى كه (براى جلوگيرى از پيشروى دشمن) با يكديگر همراهى نكردند».[4]

3- نافرمانى‏

نافرمانى از دستور رهبران و فرماندهان جنگ نيز سبب شكست نيروهاى رزمنده مى ‏گردد. از امام على عليه السلام چنين نقل شده است: «آفت لشكر، مخالفت با فرمانده است».[5]

بيشترين گلايه و شكايت حضرت على عليه السلام از لشكريانش، فرمانبردارى نکردن آنان است. به همين دليل، آن حضرت آرزو مى ‏كرد كه ده نفر از لشكر خود را با يك نفر از نيروهاى فرمانبر لشكر معاويه معاوضه كند؛زيرا آنان در ميسر باطل خود فرمانبردار، ولى اينان در مسیر حق خود، نافرمان بودند.

4- عجب و غرور

شيوع مفاسد اخلاقى در بين نيروهاى رزمنده نيز سبب تضعيف قواى معنوى و در نتيجه شكست آنان مى ‏گردد. یكى از اين مفاسد، عُجب و غرور است که سبب مى ‏شود انسان از ديدن واقعيت‏ ها محروم گردد و گمان كند كه همه شرايط و عوامل در اختيار و به نفع اوست. انسان مغرور از دقت در جوانب گوناگون يك مسأله غافل مى‏ شود و از سوی دیگر به جاى تكيه بر خدا، بر خود تكيه می کند بنابراین سقوطش حتمى و اجتناب ‏ناپذير خواهد بود. جنگ حنين شاهدى بر اين مدعاست؛ مسلمانان با ديدن لشكريان زياد خود، دچار غرور شدند و پيروزى نهايى را از آن خود ديدند. قرآن مى ‏فرمايد: «خداوند شما را در جاهاى متعدد از جمله روز (جنگ) حنين يارى كرد؛ در آن هنگام كه فزونى افرادتان شما را مغرور کرد، ولى (اين فزونى جمعيت) هيچ به كارتان نيامد و زمين با همه وسعتش بر شما تنگ شد؛ سپس پشت (به دشمن) كرده فرار نموديد».[6]

پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله پس از پيروزى ‏هاى جنگ بدر، فتح مكه و ... سر بر سجده شكر مى ‏ساييد و با اين عمل خويش، علاوه بر شكر به درگاه الهى، در عمل نيز به رزمندگان اسلام مى‏ آموخت كه از عجب و غرور بپرهيزند و پيروزى‏ ها را از ناحيه خداوند بدانند.

#قرآن #دشمن #شکست

منبع: جهاد در قرآن، مركز تحقيقات اسلامى معاونت متون آموزشى و كمك آموزشى‏، مركز تحقيقات سپاه‏، ‏تهران‏، چاپ اول‏، ص 106 – 103

پی نوشت ها:

[1] نساء، 79.

[2] تفسير نمونه‏، مكارم شيرازى، ناصر، دارالكتب الإسلامية، تهران‏، 1374 ش‏، ج 4، ص 20- 21.

[3] انفال، 46.

[4] نهج‏ البلاغه، خطبه 34.

[5] غرر الحكم و درر الكلم، تميمى آمدى، عبدالواحد بن محمد، به تصحیح سيد مهدى رجائى، ‏دارالكتاب الإسلامي‏، قم‏، 1410ق،‏ ص 279.

[6] توبه، 26.


مطالب مرتبط