عصر رسالت به دو دوره تقسیم می گردد: دوره نخست جریان سازی فردی و گروهی و ارسال پیام خدا در مکه، و دوم تأسیس جامعه و حکومت دینی در مدینه است. بعد از رحلت پیامبر...

فاطمه (علیها السلام)، احیاگر نظام ولایی

فاطمه (علیها السلام)، احیاگر نظام ولایی

نجمه سادات امیری دشت بیاض، مدرس حوزه

چکیده:

عصر رسالت به دو دوره تقسیم می گردد: دوره نخست جریان سازی فردی و گروهی و ارسال پیام خدا در مکه، و دوم تأسیس جامعه و حکومت دینی در مدینه است. بعد از رحلت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) دوره ی بقای اسلام ناب محمدی با عصر امامت آغاز می شود. با وقوع ماجرای سقیفه، فاطمه (علیها السلام) با تمام نیروی خود تا پای جان با هدایت گری در خطابه ها حضور در عرصه سیاست و وصیت حکیمانه احیاگر نظام ولایی می شود.

کلید واژه: فاطمه، تمدن توحیدی، احیاگر، نظام ولایی، امامت، سقیفه، غصب خلافت.

مقدمه:

از ابتدای دعوت اسلام و تشکیل حکومت اسلامی در مدینه، جریانی از مردم سست ایمان و گروهی که پس از ظهور و گسترش اسلام ناگزیر مسلمان شده بودند، درون امت اسلامی شکل گرفت که خواهان حفظ ثروت و موقعیت و قدرت خود بودند و با حفظ اسم اسلام درصدد تزلزل آن حرکت کردند. این گروه همان جریان نفاق اند که در کلام رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و قرآن بارها به آن اشاره شده است. رسول خدا بارها و در نهایت به صورت علنی در حجه الوداع جانشینی علی بن ابیطالب (علیهما السلام) را بیان کرد، اما با رحلت پیامبر این امر واقع نشد. در این عرصه ی پر از هیاهو، فاطمه (علیها السلام) سیاست جریان نفاق و توطئه را شناخته و شناساندند و اولین دفاع برای حفظ اصالت قرآن توسط ایشان انجام گرفت و احیاگر نظام ولایی شد.

فاطمه (سلام الله علیها) سیاست جریان نفاق و توطئه را شناخته و شناساندند.

عرش به لرزه درآمد و غمی عظیم بر دوش بشر نهاده شد. از لحظه ای که نفس پدر به شماره افتاد و در گوش او نجوای رحلت کرد، فاطمه (علیها السلام) آرام و قرار نداشت. آن روز رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) قبل از عروج و دیدار حق، فاطمه (علیها السلام) را از تمام وقایع تلخ و کارهایی که باید انجام دهد، آگاه کرد و فاطمه (علیها السلام) دوش به دوش علی (علیه السلام) وارث رسول خدا (صلی الله علیه و آله) شد.

1. فاطمه (علیها السلام) در دفاع از قرآن

اولین کسانی که سیاست جریان نفاق و توطئه ی آنان را شناختند، فاطمه و علی (علیهما السلام) بودند. اولین گام توطئه گران تحریف و دروغ، جعل احکام و تفسیر به رأی بود، فاطمه (علیها السلام) وارد میدان مبارزه شد و در آغاز تحرکات دشمن و قدم های اول تأویل و تفسیر دروغین آنها، سیاست شوم ایشان را افشا کرده و صریح و روشن خطاب به سردسته ایشان فرمودند: «آیا به خدا کفر ورزیده و قرآنش را تکذیب کردی؟» [1] (ر.ک: بحرانی، البرهان فی تفسیر قرآن، ج2، ص33؛ مجلسی، بحارالانوار، ج29، ص119)

اولین گام توطئه گران و تحریف و دروغ، جعل احکام و تفسیر به رأی بود.

از طرف دیگر علی (علیه السلام) در جهت پاسداری از قانون وحی، به کار گردآوری صفحات قرآن پرداخته و سوگند می خورد که ردا بر دوش نیندازد تا آن مهم را به انجام رساند.[2] (دینوری، الامامه و السیاسه، ج1، ص19و20؛ ابن سعد، طبقات الکبری، ج2، ص324؛ فیروزآبادی، فضائل پنج تن در صحاح ششگانه اهل سنت، ج3، ص405)

این اقدام امام علی (علیه السلام) خود بزرگترین تهدید بود برای کسانی که قصد انحراف اسلام را داشتند. فاطمه (علیها السلام) با آموزش قرآن و تفسیر و پاسخ به سؤالات زنان مدینه به تبیین فرامین اسلام اقدام کرد. فاطمه (علیها السلام) مرجعیت علمی و اجتماعی در بین زنان عصر خود داشتند و شاگردانی چون فضه پرورش می دهد که بعد از شهادت ایشان تا بیست سال غیر از قرآن لب نگشود و جز قرآن پاسخ نمی دهد. [3] (ر.ک: مجلسی، ج43، ص87)

2. زهرا (علیها السلام) و اثبات هماهنگی سنت و قرآن

بعد از رحلت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) سازندگان تاریخ، مقابل زهرا (علیها السلام) ایستاده و آنگاه که خلیفه ی اول در جریان غصب فدک با جعل حدیث و دست آویز قرار دادن آن بر تثبیت موضع غاصبانه، خود را پیرو سنت رسول الله (صلی الله علیه و آله) جلوه می دهد و افکار عمومی را خدشه دار می کند که مگر از رسول الله ارث می رسد؟ مگر اهل البیت اهل دنیا هستند؟

حضرت زهرا (علیها السلام) به مدد بصیرت عمیق خود را در خطبه فدکیه به روشنگری پرداخته و می فرمایند: «سبحان الله! پدر بزرگوارم از کتاب الهی روی نگرداند و مخالف احکام آن نبود، بلکه همواره از آن پیروی می کرد. آیا به قصد توطئه هماهنگ شده و می خواهید به پیامبر (صلی الله علیه و آله) دروغ ببندید؟ این حرکات شما بعد از وفات پیامبر (صلی الله علیه و آله) به سان فتنه ای است که در زمان حیاتش برای نابودی وی تدارک می دیدید؟ [4] (ر.ک: ابن ابی طیفور، بلاغات النساء، ص15-18)

حضرت زهرا (سلام الله علیها) به مدد بصیرت عمیق خود را در خطبه فدکیه به روشنگری پرداختند.

3. زهرا (علیها السلام)، احیاگر نظام ولایی

«هرگز از روی هوای نفس سخن نمی گوید و آن چه می گوید چیزی جز وحی نیست.» [5] (نجم: 3و4)

مخالفان امامت بعد از رحلت پیامبر تمام تلاش خود را کردند تا رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را به حاشیه برده و مقام ایشان و جایگزین ایشان را خدشه دار کنند و از صحنه خارج نمایند و رأس دین را نشانه بروند. علی (علیه السلام) رأس امامت است. آخر عمر پیامبر (صلی الله علیه و آله) بود که از پیوستن به سپاه اُسامه سرباز زدند و حرکت به سمت مرزهای روم را ترک کردند. [6] (طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج3، ص184-200) پیامبر (صلی الله علیه و آله) درخواست آوردن قلم و دوات برای نوشتن مطلبی می کند تا مردم گمراه نشوند، او را متهم به هذیان گویی یک فرد بیمار و تب آلود می کنند و بار دیگر قلب رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را می رنجانند. [7] (شرف الدین، المراجعات، ص324؛ نیشابوری، صحیح مسلم، کتاب الوصیة، باب6، ح6؛ همان باب، ح7؛ همان باب، ح8)

سران کودتای سقیفه در همان آغاز، قدم اول تحریکات سیاسی خود را برداشتند. بعد از گام نخست و جدایی قرآن و سنت، طرح شعار «حسبنا کتاب الله» و انزوای اهل بیت (علیهم السلام) مطرح شد. حال نوبت حرکت دیگر است، امام حافظ و عالم به قرآن باید از بین برود و مانع نظارت امام معصوم (علیه السلام) به قرآن و نظام و حکومت اسلام شوند. بی اعتنایی به پیکر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در سقیفه و تعیین فردی غیرمعصوم به عنوان جانشین، موجب شد تا ارزش های جاهلی احیا و به تدریج جایگزین سنت نبوی شود.

در این شرایط امام علی (علیه السلام) به همراه پاره ی تن و تنها یادگار رسول اکرم (صلی الله علیه و آله)، حضرت صدیقه طاهره به عنوان وارث تمدن توحیدی در برابر نفاق، مسئولیت حفظ و تثبیت اسلام محمدی را به انجام رساندند. تدفین پیامبر (صلی الله علیه و آله) بدون حضور دست اندرکاران سقیفه انجام شد.

گریه های حکیمانه فاطمه (علیها السلام) که توأم با مدح و ثنای حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) و تأکید بر واژه رسول الله، امین وحی الله و نبی الله، ویژه بودن مقام رسالت را بر همگان آشکار می سازد و به گونه ای این مقام و عنوان را برای امت اسلام نهادینه می کند تا جایی که منافقان قسم خورده هم هرگز نتوانستند مقام رسالت را انکار کنند.

با بیعت نکردن و به رسمیت نشناختن خلافت ابوبکر [8] (شرف الدین، المراجعات، ص324؛ نیشابوری، صحیح مسلم، کتاب الوصیة، باب6، ح6؛ همان باب، ح7؛ همان باب، ح8) توسط اهل بیت رسول خدا (صلی الله علیه و آله)، حرکت دیگری را رقم می زند.

در آن هنگام فاطمه (علیها السلام) احیاگر ولایت می شود، در کنار همسر و فرزندان به یک تلاش همه جانبه دست می زند و شبانه به در خانه های مهاجر و انصار می رود و می فرماید: «ای مهاجر و انصار به یاری خدا بشتابید، من دختر پیامبر شما هستم، شما با پیامبر بیعت کرده اید که از او و فرزندانش مثل خود و فرزندانتان دفاع کنید. بنابراین به تعهدات خویش عمل کنید.» [9] (همان، ص29)

گریه های حکیمانه فاطمه (سلام الله علیها) که توأم با مدح و ثنای حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) و تأکید بر واژه رسول الله، امین وحی الله و نبی الله، ویژه بودن مقام رسالت را بر همگان آشکار می سازد.

حضرت فاطمه (علیها السلام)، چهل شب پی درپی به در خانه ها می رفت و دعوت خود را ادامه می داد؛ لکن با بی مهری و بی تفاوتی آنان روبرو می شد. رفتن های شبانه زهرا (علیها السلام) به منزل انصار و مهاجر و تأکید بر ولایت علی بن ابیطالب (علیه السلام) و یادآوری تعهداتشان در این امر، گامی در جهت بازگرداندن خلافت به مسیر اصلی آن بود. فاطمه (علیها السلام) بارها غدیر را به یاد مردم آورد و ایشان را متوجه خطای خویش می کردند. آنها می گفتند: «اگر مطالب شما را قبل از بیعت با دیگران می شنیدیم با غیر از علی (علیه السلام) بیعت نمی کردیم» و فاطمه می فرمودند: «آیا پدرم در روز غدیر برای کسی جای عذر باقی گذاشت؟» [10] (شیخ صدوق، خصال، ج1، ص173؛ دینوری، همان، ص28؛ امینی، الغدیر، ج13، ص180)

زهرا (علیها السلام) که دفاع از حقانیت امام علی (علیه السلام) را از ابتدا در دستور کار خود داشت، در خطبه ی فدکیه به این مهم پرداختند و به فداکاری های او از صدر اسلام اشاره کردند و زمانی که هیأت حاکم تصمیم به اخذ بیعت از علی (علیه السلام) به هر نحوی گرفتند، تا به خیال خام خود علی (علیه السلام) را تحقیر کرده و بیعت بگیرند، عده ای را به در خانه زهرا (علیها السلام) فرستادند و با بدترین رفتار در حق بانو فاطمه (علیها السلام)، حریم منزل وی را شکستند و به ناحق، دنیاخواهی و سیاست ناروای خود را آشکار ساختند. [11] (ر.ک: ابن عطیه، الامامة و الخلافة، ص160؛ صفدی، الوافی بالوفیات، ج5، ص347؛ دینوری، الامامة و السیاسة، ج1، ص30)

فعالیت های فاطمه (سلام الله علیها) برای تثبیت مبانی تمدن توحیدی رسول خدا (صلی الله علیه و آله) درست در نقطه مقابل اهداف کفار بود.

نتیجه:

فاطمه (علیها السلام) با دفاع خود از حریم منزل و ولایت علی (علیه السلام) تا پای جان کوشید. بانو بیمار و آزرده از ضربه دشمنان و جفا در میراث انبیا، از آینده ای که در اثر این بی حرمتی و نادیده گرفتن حق اهل بیت (علیهم السلام) در انتظار مردم است، پرده برمی دارد. هنر هدایت گری فاطمه (علیها السلام) در وصیت حکیمانه و جاودانه ایشان، احیاگر نظام ولایی می شود؛ آگاهی از سیره فاطمه (صلی الله علیه و آله) و آشنایی با نقش ایشان در حمایت از ولایت به عنوان الگو بسیار حایز اهمیت می باشد و بصیرت انسان در جامعه امروزی نیازمند یافتن حقیقت بر اساس منابع موثق می باشد.

----------------------------------------------------------------------

پی نوشت ها:

1. ر.ک: بحرانی، هاشم، البرهان فی تفسیر قرآن، تهران، بنیاد بعثت، 1416ق، ج2، ص33؛ مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، تهران، اسلامیه، بی تا، ج29، ص119.

2. دینوری، ابن قتیبه، الامامه و السیاسه، قم، منشورات، 1363، ج1، ص19و20؛ ابن سعد، محمد، طبقات الکبری، بیروت، داربیروت، بی تا، ج2، ص324؛ فیروزآبادی، مرتضی، فضائل پنج تن در صحاح ششگانه اهل سنت، ترجمه محمدباقر ساعدی، قم، فیروز آبادی، 1374، ج3، ص405.

3. ر.ک: بحارالانوار، ج43، ص87.

4. ر.ک: ابن ابی طیفور، ابوالفضل، بلاغات النساء، قم، شریف الرضی، بی تا، ص15-18.

5. و مَا یَنطِقُ عَنِ الْهَوَى إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْیٌ یُوحَى.

6. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، بیروت، روائع التراث العربی، بی تا، ج3، ص184-200.

7. شرف الدین، عبدالحسین، المراجعات، ترجمه محمدجعفر امامی، قم، المجمع العالمی لاهل البیت، بی تا، ص324؛ نیشابوری، مسلم بن حجاج، صحیح مسلم، زاهدان، حرمین، 1389، کتاب الوصیة، باب6، ح6؛ همان باب، ح7؛ همان باب، ح8.

8. المراجعات، ص324؛ صحیح مسلم، کتاب الوصیة، باب6، ح6؛ همان باب، ح7؛ همان باب، ح8.

9. الامامه و السیاسه، ج1، ص29.

10. ابن بابویه قمی، محمد بن علی (شیخ صدوق)، خصال، قم، جامعه مدرسین، 1362، ج1، ص173؛ الامامه و السیاسه، ج1، ص28؛ الامینی، عبدالحسین، الغدیر، ترجمه گروه مؤلفان، تهران، بنیاد بعثت، بی تا، ج13، ص180.

11. ابن عطیه، مقاتل، الامامة و الخلافة، بیروت، الاعلمی، 1423ق، ص160؛ صفدی، خلیل بن ایبک، الوافی بالوفیات، بیروت، دارالنشر، 1401ق، ج5، ص347 ؛ الامامة و السیاسة، ج1، ص30 .


مطالب مرتبط