جریان لیبرال و خودباخته غرب زده به شدت سعی می کند با ایجاد یاس و ناامیدی در مردم، تنها راه حل مشکلات را سازش با غرب نشان دهد.

فرش قرمز غرب زده ها برای غرب

فرش قرمز غرب زده ها برای غرب

نیم نگاهی به فضای رسانه ای و القائاتی که از سوی برخی جریان های سیاسی و اشخاص لیبرال و #غرب_زده برای تداوم جریان شکست خورده برجام ایجاد شده است، حکایت از یک برنامه ریزی هدفمند برای به زانو در آوردن ملت ایران در برابر آمریکا و از بین بردن مولفه های قدرت ایران اسلامی دارد.

به موازات سیاست های آمریکایی علیه ایران، دو شبکه در داخل کشور نیز تلاش می کند در نقش کاتالیزور ظاهر شده و کشور را به مختصات مدنظر یانکی ها و پیاده سازی شاخصه های اندیشه آمریکایی در تاروپود سیاست جمهوری اسلامی هدایت کند. ابتدا جریانی که در «بستر نفوذ » بدنبال این است که در قالب تئوری های عملیاتی، سیستم اجرایی و مکانیزم رفتاری مسئولین را در راستای اهداف آمریکایی ها تنظیم کند. شبکه دیگر که شامل برخی تئورسین های برجسته و چهره های شاخص منتسب به برخی جریان های سیاسی است. آن ها تلاش می کنند از موج تردید ایجاد شده

در جامعه در مسیر ناامن سازی کشور بهره برداری نمایند، چراکه حیات سیاسی جریان متبوع خود را حالا در سیاست خیابانی جست و جو می کنند و البته این نیت اصلی آمریکایی ها برای به چالش کشیدن ایران اسلامی نیز هست.

اگر نگاه کوتاهی به تیترهای برخی روزنامه ها و یامطالب برخی سایت ها و شبکه های اجتماعی بیندازید به خوبی این راهبرد جریان غربزده برای #سازش_با_آمریکا آشکار می گردد. جریانی که مسیر رفع مشکلات را تنها در رفع تحریم خلاصه می کند و برای رفع تحریم مذاکره با آمریکا پیش روی ملت ایران قرار می دهد.

این افراد که تنها راه برون رفت از مشکلات موجود اقتصادی را سرمایه گذاری خارجی می دانند و هیچ اعتقادی به استفاده از توان و رفیت های داخلی ندارند، این مسئله را با رفع تحریم ها گره می زنند بطوریکه یکی از اقتصاددانان این جریان می گوید: « با وجود نیاز شدید کشور به سرمایه گذار یهای خارجی، عواملی مانند تحریمهای خارجی و محدودیتها و موانع داخلی مانع جذب سرمایه های خارجی شده است...... فراهم کردن شرایط رشد اقتصادی بالا و خروج اقتصاد از تله رشد، نیازمند اصلاحات بسیار گسترده ای است که عملاخارج از توان دولت بوده و تاکنون نیز دولت موفق به آن نشده است » گویی سرمایه گذاری خارجی تنها مسیر حل مشکلات است و در صورت عدم مذاکره با آمریکا اقتصاد کشور رو به نابودی خواهد رفت. منظور از خارج توان دولت بودن این است که به دولت اجازه مذاکره بیشتر و اعطای امتیازات بیشتری را به آنان بدهیم تا آمریکا رفع تحریم کند در حالیکه این حرف بخودی خود نیزفریب بیش نیست، زیرا تجربه برجام و اعطای امتیازات گسترده در زمینه هسته ای نیز تحریم های این بخش را نیز رفع نکرد.

از سوی دیگرعلاوه بر مشکلات معیشتی مردم، این طرز تفکر تحریم را بعنوان عامل یاس و ناامیدی در بین جامعه معرفی می کند که آنان را نسبت به کارآمدی نظام و آینده آن بدبین می کند. برای مثال یکی از نمایندگان فراکسیون امید در مجلس می گوید: « واقعیت این است که وضعیت زندگی مردم بعد از تحریم سخت تر خواهد شد!پنهان نیست که بعد از تحریم احساسم محرومیت نسبی مردم بیشتر م یشود؛ احساس شادی کمتر و وقت کمتری برای شاد بودن در کنار خانواده وجود دارد. ممکن است حتی احساس رضایت از زندگی کاهش پیدا کند و احساس نگرانی زیادی در مورد آینده و وضعیت شغلی و مالی برخی از مردم به وجود بیاید.»

این سخنان و مطالبی از این دست بدنبال این مسئله اند تا تحریم ها را عامل اصلی مشکلات اقتصادی کشور نشان دهند و برای رفع آنها مذاکره با آمریکا و کوتاه آمدن از اصول و منافع ملی را تنها نسخه شفابخش در برهه کنونی معرفی کنند.

در روی دیگر این طراحی هدفمند، بدنبال القای رفع مشکلات اقتصادی از مسیر معاهدات بین ا لمللی هستند. معاهداتی که منافع ملی و حاکمیت کشور را دچار خدشه می کند. این مسئله بخوبی در بیان این جریان فکری و سیاسی آشکار است. برای مثال یکی از فعالان سیاسی این تفکر می گوید:« نمی شود از یک طرف در نماز جمعه عنوان کنند که اولین وظیفه دولت بهبود معیشت مردم است و از طرفی دیگر " FATF " تصویب نشود و تحری مها هم بماند؛ مشخص است

که در چنین شرایطی معیش تمان با مشکل برخورد خواهد کرد.»

یا یکی از نمایندگان مجلس در این زمینه بیان می کند :« « لوایح چهارگانه در مجلس در حال تصویب است

که »FATF« یکی از آ نهاست می تواند تبادلات مالی بین المللی ما را تسهیل کند. دستاورد این اتفاق می تواند ثبات را به بازار ارز برگرداند و قیمت ارز را حتی تا ۵۰ درصد کاهش دهد.»

این وعده ها و فضاسازی های رسانه ای در حالی است که وزیر خارجه در مجلس بیان می کند که هیچ تعهدی برای حل مشکلات با تصویب این معاهدات نمی دهد. سوال اینجاست که در این صورت و با تجربه اخیر مذاکره با آمریکا این پافشاری برای چیست؟

ایجاد تردید در ناکارآمدی و مشروعیت #نظام_اسلامی ضلع دیگر این فضاسازی هاست. یکی از تئوریسین های این جریان در این زمینه می گوید:« خودکامگی پرونده های با پوشه های متعدد است. ولی من مسأله مسأله ها رامشروعیتو کارآمدیمی دانم. نمی توان کارآمد نبود ولی مشروعیت را حفظ کرد. چنین وضعیتی شاید مدتی دوام بیاورد اما پایدار نخواهد ماند زیرا ب مرور مشروعیت ولو از نوع کاریزماتیک و برآمده از انقلاب هم از بینمی رود.»

این القای ناکارآمدی در حالی است که هیچ بن بستی در شرایط کشور دیده نمی شود و می توان با برنامه ریزی دقیق و استفاده از توان داخلی جامعه و نپرداختن به مسائل حاشیه ای که دغدغه های مردم هم نیست مشکلات را رفع کرد. زیرا کشور ایران با دارا بودن نیروی انسانی آموزش دیده و با استعداد و منابع سرشار طبیعی و موقیت جغرافیایی استراتژیک در سطح بین الملل می تواند بسیاری از مشکلات خود را حل کند. شاهد این مدعا نیز پیشرفت های علمی کشور در زمینه های همچون نانو، هسته ای، نظامی، هوا و فضا و ... است که در شرایط تحریم و علیرغم کارشکنی های دشمنان این ملت بدست آمده است.


مطالب مرتبط