عاشورا قابل تکرار است، اگر به جای «اسلام ناب»، «شبه اسلام ناب» متولد شود

فریب فضای رسانه ای دشمن را نخوریم

فریب فضای رسانه ای دشمن را نخوریم

هیچ حرکتی، هیچ جنگی و هیچ فاجعه ای در تاریخ رقم نمی خورد، مگر آنکه قبل از آن، اندیشه های یک جمع و یا یک ملت به تسخیر جمعی و یا ملتی دیگر درآید. برای هر حرکت، نخست باید سرمایه ها را فهرست کرد، نیازها را شناخت، تقسیم کار کرد، جایگاه های هر فردی را تعریف کرد و ابزارها را بر اساس برداشتن موانع در پیش رو آماده کرد، اما قبل از آن باید ضمن مهیا کردن اندیشه های نیروهای همسو و همراه، به جنگ روانی بر ضد طرف مقابل دست زد و زمینه شکست روحی نیروی مقابل را فراهم کرد.

بیشتر شکست ها در تاریخ آنقدر زاییده تسلیم روحی و روانی است که نتیجه قدرت نظامی نیروی مقابل نبوده و نیست. بی سبب نیست هزینه ای که برای جنگ سخت افزاری و آماده سازی افکار و اندیشه ها و تغییر ذائقه ها مصرف می شود و به اصطلاح «جنگ نرم» نامید می شود برای سخت افزاری هزینه نمی گردد.

بیشتر شکست ها در تاریخ آنقدر زاییده تسلیم روحی و روانی است که نتیجه قدرت نظامی نیروی مقابل نبوده و نیست.

این مهم در همه حوزه ها و عرصه ها، حتی در مسئله تجارت هم حرف نخست را می زند تا جایی که یکی از سرمایه داران و سهام داران بزرگ دنیا می گوید: اگر 10 دلار داشته باشم یک دلار آن را سرمایه گذاری و 9 دلار دیگر را خرج تبلیغ روی آن سرمایه می کنم.

در کربلا هزینه ای که برای فریب دادن، همسو کردن، ساکت کردن برخی خواص صرف شد، هزینه ای که برای خارجی معرفی کردن خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله در بین عامه مردم خرج شد، از هزینه لشکرکشی ابن زیاد و تجهیز لشکر عمربن سعد و شمر اگر بیشتر نبود، هرگز کمتر نبوده است.

این حرکت شوم دشمن و این سم پاشی در اذهان از پس از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله و خانه نشین شدن امیرمؤمنان علیه السلام آغاز شد و اوج آن با اواخر عمر مبارک امام حسن علیه السلام و سپس دوران امام حسین علیه السلام باز می رسد که دشمن توانست ذهن ها را مهیا کند، کاری که دشمن امروز در برابر نظام ما انجام می دهد.

اما چه عاملی موجب می شود که مردم پای رسانه های دشمن بنشینند و سخنان آنان را باور کنند.

«آن عدّه، در معرفی امام حسین علیه السلام به عنوان خروج کننده، موفّق شدند. خوب؛ دستگاه حکومت ظالم، هرچه دلش می خواهد می گوید. مردم چرا باید باور کنند؟! مردم چرا ساکت بمانند؟! آنچه بنده را دچار دغدغه می کند، همین جایِ قضیه است. می گویم: چه شد که کار به اینجا رسید؟! چه شد که امت اسلامی که آنقدر نسبت به جزئیات احکام اسلامی و آیات قرآنش دقّت داشت، در چنین قضیه واضحی، به این صورت دچار غفلت و سهل انگاری شد که ناگهان فاجعه ای به آن عظمت رخ داد؟!»[1]

«کار به جایی برسد که جلو چشم مردم، حرم پیغمبر را به کوچه و بازار بیاورند و به آن ها تهمت «خارجی» بزنند![2] «خارجی» معنایش این نیست که این ها از کشور خارج آمده اند. آن زمان، اصطلاح خارجی، به معنای امروز به کار نمی رفت. «خارجی» یعنی جزء خوارج. یعنی خروج کننده. در اسلام، فرهنگی است مبتنی بر اینکه، اگر کسی علیه امام عادل، خروج و قیام کند، مورد لعن خدا و رسول و نیروهای مؤمنین قرار می گیرد. پس، «خارجی» یعنی کسی که علیه امام عادل خروج می کند.»[3]

دشمن از همه ابزارهای تبلیغاتی خود سود برد. جعل حدیث، توسط خواص خود فروخته و لعن و نفرین بر منابر که سال های سال توسط معاویه علیه اهل بیت (علیهم السلام) صورت می گرفت و به نوعی تسلط او بر رسانه های نوشتاری و شنیداری زمان خود به شمار می رفت همراه با به کارگیری عنصری کارآمد و عامه پسند به نام «شایعه» چنان بستری را در جامعه ای اسلامی ایجاد کرده بود که آرام، آرام جامعه را به سوی همراهی و یا سکوت در برابر فاجعه ای بزرگ سوق داد.

«جعل حدیث» تاریخ دیگری و سخنان دیگری از پیامبر صلی الله علیه و آله را به رشته تحریر در آورده بود که در آن اهل بیت علیهم السلام و صحابه وفادار پیامبر صلی الله علیه و آله و امیرمؤمنان جایی نداشتند و به جای آنان کسانی مطرح شده بودند که اگر در مقابل وحی پیامبر صلی الله علیه و آله قدعلم نکرده بودند، حداقل نقشی محوری در تبلیغ و گسترش و دفاع از اسلام را در کارنامه خود نداشتند و «لعن و نفرین» فضایی را به وجود آورده بود که زمینه را برای کشتن فرزند رسول خدا صلی الله علیه و آله مهیا کرده بود، در حقیقت رسانه های مخالف اهل بیت علیهم السلام ترور شخصیتی را مقدم بر ترور فیزیکی کرده بودند و موفق به نگارش تاریخی وارونه شده بودند که در آن نامی از امام حسین علیه السلام و خانه ای که در آن زاده شده بود نبود و همه این پیروزی های رسانه ای برای بنی امیه به یُمن سازش خواص خائن و سکوت خواص بی بصیرت بود.

رسانه های مخالف اهل بیت (علیهم السلام) ترور شخصیتی را مقدم بر ترور فیزیکی کرده بودند.

دشمن در این فضا به خوبی می توانست آنچه را که او می خواست در قالب شایعه ای به کرسی بنشاند و افکار عمومی را با آن همسو کند؛ کار دیگری که به بوق تبلیغاتی بنی امیه به خوبی توانسته بود انجام دهد، تغییر ذائقه ها بود به گونه ای که «معروف» به جای «منکر» و «منکر» به جای «معروف» نشسته بود و بدیهی بود در چنین فضایی، امام حسین علیه السلام خارجی خوانده می شد و یزید شراب خوار، زن باره، امیرالمؤمنین!

اینجا بود که وقتی وجود مقدس امام حسین علیه السلام فریاد زد: «أَلَا تَرَوْنَ أَنَّ الْحَقَّ لَا يُعْمَلُ بِهِ وَ أَنَّ الْبَاطِلَ لَا يُتَنَاهَى عَنْهُ».[4] مردم در فضای فتنه و غوغا سالاری و مه آلود بودن میدان، حق را باطل و باطل را حق دیدند، درست مانند فتنه ای که امروز رسانه های صهیونیستی و شبکه هایی چون شبکه بی بی سی در پی آنند.

عاشورا قابل تکرار است، اگر به جای «اسلام ناب»، «شبه اسلام ناب» متولد شود آن هم با تاریخی وارونه، با ترور شخصیتی یاران صدیق امام، با عنصری به نام شایعه و با همکاری و همراهی خواص دنیاطلب.

منبع: ره توشه راهیان نور، محرم الحرام 1431 ق(بصیرت)، ص 45-48.


پی نوشت ها:

[1]. بیانات مقام معظم رهبری، 20/3/1375.

[2]. تاریخ الطبری، ج4، ص353؛ الارشاد، ج2، ص121؛ بحارالانوار، ج45، ص114 و 155-156.

[3]. بیانات مقام معظم رهبری، 20/3/1375.

[4]. بحارالانوار، ج46، ص192.


مطالب مرتبط