روایات و تفاسیر، آیاتی را اشاره به فضائل حضرت فاطمه علیها السلام می دانند

فضائل فاطمه عليها السلام‏ با توجه به آیات قرآنی

فضائل فاطمه عليها السلام‏ با توجه به آیات قرآنی

بدون تردید فضائل حضرت فاطمه علیها السلام را نمى ‏توان برشمرد ولی می توان برخی از آنها را نام برد، در این نوشتار به بعضی از آیات قرآن که بر اساس روایات بیانگر فضائل این بانوی بزرگ اسلام است ،اشاره می شود :

اخلاص، در اطعام به نيازمندان:

«وَ يُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى‏ حُبِّهِ مِسْكِيناً وَ يَتِيماً وَ أَسِيراً إِنَّما نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزاءً وَ لا شُكُوراً[1]؛

و غذاى (خود) را با اينكه به آن علاقه (و نياز) دارند به مسكين و يتيم و اسير مى‏ دهند. (و مى ‏گويند:) ما شما را براى خدا اطعام مى ‏كنيم و هيچ پاداش و تشكرى ازشما نمى ‏خواهيم».

مفسّران بر آنند این آيات درباره امام على و فاطمه عليهما السلام و نذر ايشان براى روزه و اطعام خالصانه به نيازمندان بوده است.[2]

از ابرار و نيكوكاران:

«إِنَّ الْأَبْرارَ يَشْرَبُونَ مِنْ كَأْسٍ كانَ مِزاجُها كافُوراً[3]؛ ابرار (نيكان) از جامى مى ‏نوشند كه با عطر خوشى آميخته است‏». بر اساس روايات مقصود از «ابرار»، على، فاطمه، حسن و حسين عليهم السلام هستند.[4]

از اهل‏ بيت پيامبر عليهم السلام

«وَ أْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلاةِ وَ اصْطَبِرْ عَلَيْها[5]؛ و خانواده خود را به نماز دستور ده و بر انجام آن شكيبا باش‏». بر اساس روايات پس از نزول این آيه رسول خدا صلى الله عليه و آله درب خانه على و فاطمه عليهما السلام مى ‏آمد و در حالى كه این آيه را تلاوت مى ‏نمود، آنان را به نماز دعوت مى‏ كرد.[6]

برخوردار از مقام عصمت:

«إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً[7]؛ خداوند فقط مى ‏خواهد پليدى و گناه را از شما اهل بيت دور كند و كاملا شما را پاك سازد». بر اساس روايات و تفاسير آيه ياد شده پس از اينكه على، فاطمه، حسن و حسين عليهم السلام به منزل رسول خدا صلى الله عليه و آله آمدند و حضرت آنان را زير عباى خود قرار داد، نازل شد.[8]

از اهل الذّكر:

«فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ[9]؛ اگر اين موضوع را نمى‏ دانيد برويد و از اهل اطلاع بپرسيد». در روايات «اهل الذّكر» بر اهل بيت پيامبر عليهم السلام تطبيق شده است كه از جمله آنها فاطمه عليها السلام است.[10]

از نزدیکان و ذى ‏القرباى پيامبر:

«وَ آتِ ذَا الْقُرْبى‏ حَقَّهُ[11]؛ حق ذى القربى و نزديكان را به آنها بده‏». بر اساس روايتى از امام کاظم عليه السلام آنگاه كه خداوند فدك را براى رسول خدا صلى الله عليه و آله فتح كرد، این آيه نازل شد. رسول خدا صلى الله عليه و آله ندانست مقصود از «و ءات ذاالقربى‏ حقّه» چه كسانى ‏اند. آنگاه خداوند به او وحى كرد كه فدك را به حضرت فاطمه عليها السلام بدهد.[12]

اطعام به نيازمندان، در عين علاقه و نياز به غذاى خود:

«وَ يُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى‏ حُبِّهِ مِسْكِيناً وَ يَتِيماً وَ أَسِيراً[13]؛ و غذاى (خود) را با اينكه به آن علاقه (و نياز) دارند به مسكين و يتيم و اسير مى‏ دهند». ممكن است مرجع ضمير در «حبّه» اطعام باشد.[14]

بهره‏ مند از مقام قرب، در پيشگاه الهى:

«فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِماتٍ فَتابَ عَلَيْهِ‏ ...[15]؛ آدم از پروردگار خود كلماتى دريافت داشت و با آن توبه كرد و خدا نيز توبه او را پذيرفت‏». مقصود از «كلمات»، پيامبر صلى الله عليه و آله و اهل ‏بيت او از جمله ‏فاطمه عليها السلام است.[16] مأموريّت آدم عليه السلام براى توسّل به اسامى رسول خدا صلى الله عليه و آله و فاطمه عليها السلام و ... نشانه قرب آنان در پيشگاه الهى است‏.

خوف و بيم از پروردگار، روز قیامت و عذاب آن:

«وَ يُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى‏ حُبِّهِ مِسْكِيناً … إِنَّا نَخافُ مِنْ رَبِّنا يَوْماً عَبُوساً قَمْطَرِيراً[17]؛ ... ما از پروردگارمان خائفيم در آن روز كه عبوس و شديد است».

از زمره بهترين خلق خدا:

«... أُولئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ[18]؛ آنها بهترين مخلوقات خدا هستند». در روايات آمده: مقصود از «خير البريّة» على عليه السلام و شيعيان او است.[19] گفتنى است فاطمه عليها السلام از برترين شيعيان و پيروان على محسوب مى‏شود

محبّت و دوستى خدا، انگيزه در اطعام نيازمندان:

«وَ يُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى‏ حُبِّهِ مِسْكِيناً وَ يَتِيماً وَ أَسِيراً[20]؛ و غذاى (خود) را با اينكه به آن علاقه (و نياز) دارند به مسكين و يتيم و اسير مى‏ دهند». ممكن است ضمير در «على‏ حبّه» به «اللّه» برگردد.[21]

جوانه درخت استوار و طيّبه:

«أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِي السَّماءِ[22]؛ آيا نديدى خداوند چگونه مثل زده است گفتار پاك را به درخت پاكيزه‏ اى كه ريشه ‏اش ثابت و شاخه ‏اش در آسمان است‏». در روايتى «شجرة طيّبة» به ‏رسول خدا صلى الله عليه و آله و جوانه آن به فاطمه عليها السلام تفسير شده است.[23]

شركت در جريان مباهله با نصاراى نجران:

«فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ...[24]؛ به آنها بگو: بياييد ما فرزندان خود را دعوت مى ‏كنيم و شما هم فرزندان خود را، ما زنان خويش را دعوت مى ‏نماييم، شما هم زنان خود را، ما از نفوس خود دعوت مى‏ كنيم، شما هم از نفوس خود دعوت كنيد، سپس مباهله مى ‏كنيم». مقصود از «نسائنا» به اتّفاق روايات، فاطمه عليها السلام است.[25]

صبر در برابر گرسنگى و اداى وظايف:

«وَ يُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى‏ حُبِّهِ مِسْكِيناً وَ يَتِيماً وَ أَسِيراً... وَ جَزاهُمْ بِما صَبَرُوا جَنَّةً وَ حَرِيراً[26]؛ ... خداوند در برابر صبر و شكيبايى آنها بهشت و لباس ها و فرش هايى از حرير را به آنها پاداش مى‏ دهد».

مظهر عبوديّت خدا:

«عَيْناً يَشْرَبُ بِها عِبادُ اللَّهِ‏ ...[27]؛ اين از چشمه خاصى است كه بندگان خدا از آن مى ‏نوشند». بر اساس روايات فريقين، این آيه و آیه قبل و بعد آن، درباره اهل بيت عليهم السلام نازل شده است، كه فاطمه عليها السلام از جمله آنان مى ‏باشد.[28]

وفاى به نذر براى شفاى فرزندانش:

«يُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَ يَخافُونَ يَوْماً كانَ شَرُّهُ مُسْتَطِيراً[29]؛ آنها به نذر خود وفا مى ‏كنند و از روزى كه عذابش گسترده است مى‏ ترسند». مفسّران برآنند كه این آیه و آيات بعد از آن درباره امام على و فاطمه عليهما السلام و نذر ايشان براى روزه و اطعام خالصانه به نيازمندان بوده است.[30]

پی نوشت ها:

[1] انسان، 8 – 9.

[2] مجمع البيان فى تفسير القرآن، طبرسى، انتشارات ناصر خسرو، تهران‏، 1372ش،‏ ج 10، ص 611.

[3] انسان، 5.

[4] تفسير نورالثقلين، عروسى حويزى، انتشارات اسماعيليان‏، قم، 1415ق، ج 5، ص 469.

[5] طه، 132.

[6] تفسير نورالثقلين، ج 3، ص 410.

[7] احزاب، 33.

[8] تفسير نورالثقلين، ج 4، ص 276.

[9] نحل، 43.

[10] تفسير نورالثقلين، ج 3، 59.

[11] اسراء، 26.

[12] تفسير نورالثقلين، ج 3، ص 154.

[13] انسان، 8.

[14] الميزان فى تفسير القرآن‏، طباطبايى، سيد محمد حسين‏، دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ مدرسين ‏حوزه ‏علميه ‏قم‏، ج 20، ص 126.

[15] بقره، 37.

[16] تفسير نورالثقلين، ج 1، ص 67.

[17] انسان، 8 و 10.

[18] بيّنه، 7.

[19] شواهدالتنزيل، حسكانى عبيدالله بن احمد، سازمان چاپ و انتشارات وزارت ارشاد اسلامى‏، تهران‏، 1411ق، ج 2، ص 465.

[20] انسان، 8.

[21] مجمع ‏البيان، ج 10، ص 617.

[22] ابراهيم، 24.

[23] شواهدالتّنزيل، ج 1، ص 407.

[24] آل ‏عمران، 61.

[25] تفسير نورالثقلين، ج 1، 349.

[26] انسان، 8 و 12.

[27] انسان، 6.

[28] مجمع البيان، ج 10، ص 611.

[29] انسان، 7.

[30] مجمع‏ البيان، ج 10، 611.

منبع: فرهنگ قرآن، ج ‏21، هاشمى رفسنجانى، اكبر، بوستان كتاب، قم‏، 1383ش،‏ ص: 507 – 504 [با تلخیص و اضافه].


مطالب مرتبط