چکیده شناخت دهه ی کرامت بدون توجه به فلسفه دهه کرامت (الگوپذیری اخلاقی) در مکتب اهل بیت (علیهم السلام) شناخت کاملی نیست؛ این جستار به دنبال تبیین جایگاه الگوپذیری اخلاقی...

فلسفه دهه ی کرامت با تأکید بر الگوی اخلاقی

فلسفه دهه ی کرامت با تأکید بر الگوی اخلاقی

چکیده
شناخت دهه ی کرامت بدون توجه به فلسفه دهه کرامت (الگوپذیری اخلاقی) در مکتب اهل بیت (علیهم السلام) شناخت کاملی نیست؛ این جستار به دنبال تبیین جایگاه الگوپذیری اخلاقی در دهه ی کرامت است تا انسانها با شناخت بیشتری از دهه ی کرامت بهره برداری اخلاقی کنند. اهمیت و جایگاه اخلاق از فرمایش پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) که فرمودند: «إنی بعثتُ لِاُتمم مکارم الاخلاق» روشن می شود و از طرفی، اخلاقی زیستن همواره مشکل بوده است. با بررسی الگوها و سنت های علمی و عملی در مناسبت های خاص مکتب اسلام، با ایجاد انگیزه های اخلاقی در بستر جامعه، باعث سهل الوصول شدن عمل اخلاقی می شود. یکی از این مناسبت ها «دهه ی کرامت» است.
مقدمه (بیان مسأله)
یکی از ویژگی های انسان نسبت به سایر موجودات توجه به کرامت و معرفت نفس انسان است. به میزان رسیدگی به نفس و حالات نفسانی، به همان اندازه تعالی روحی و معنوی برای شخص حاصل خواهد شد. تعالی نفسانی بدون انتخاب الگو میسر نیست؛ لذا باید در این موضوع به انسان های آرمانیِ اخلاقی و نمونه های برجسته ای توجه کرد که در گذر روزگار، انسان راه ضلالت و گمراهی را طی نکند زیرا که بازگشت بسیار سخت است. در نظام توحیدی الگوهای برجسته، قرآن و اهل بیت (علیهم السلام) هستند از اوّلی به قرآن علمی و از دوّمی به قرآن عینی تعبیر می شود. تنزل قرآن علمی در رفتار و کردار ائمه معصومین (علیهم السلام) قابل مشاهده است. در مکتب اسلام حضرت معصومه (سلام الله علیها) یکی از شخصیت های الگوپذیر از رفتار و افعال امامان مکتب اسلام بوده که موضوع این جستار را به خود اختصاص داده است. اهمیت این مطلب اولاً از جهت کرامت نفس و خود ساخته بودن ایشان در مکتب اسلام و ثانیاً به عنوان الگوی زن بودن حضرت برای تمام زنان و مادران جهان است که نقش اساسی در بنیان خانواده و تربیت اخلاقی فرزندان خود دارند.

تعالی نفسانی بدون انتخاب الگو میسر نیست؛ لذا باید در این موضوع به انسان هایِ آرمانی اخلاقی و نمونه های برجسته ای توجه کرد که در گذر روزگار، انسان راه ضلالت و گمراهی را طی نکند.


تعالی نفسانی بدون انتخاب الگو میسر نیست؛ لذا باید در این موضوع به انسان هایِ آرمانی اخلاقی و نمونه های برجسته ای توجه کرد که در گذر روزگار، انسان راه ضلالت و گمراهی را طی نکند.
در نظام اسلامی مناسبت های خاصی وجود دارد که دهه ی کرامت یکی از آنها است. تعدد و اهمیت این مناسبت ها بخاطر توجه اسلام به رابطه ی اعضاء جامعه و جلوگیری افراد از گزند آفت های اجتماعی بوده و از طرفی سختی تهذیب نفس و خودسازی موجب می شود که انسانها برای حفظ درون خود از رذایل و آفات اجتماعی به این مناسبت ها و فلسفه ی خاص آنها توجه کنند. نظام اسلامی روزهای آغازین ماه ذی القعده را دهه ی کرامت نام نهاده است که با ولادت حضرت معصومه (سلام الله علیها در روز اول) شروع و با ولادت امام رضا (علیه السلام) (یازدهم ذی القعده) خاتمه می یابد. لازم است تأثیرات اخلاقی این دهه بر روی زندگی مردم جامعه مورد بررسی قرار گیرد.

1. کرامت و فضیلت انسانی
در معنای کرامت و فضیلت انسان، مسئله فطرت الهی انسان قابل توجه است. کرامت و فضیلت انسان مربوط به بعد روحی اوست. انسان می تواند استعدادهای خود را که در وجودش به صورت بالقوه است، از طریق کمک گرفتن از الگوهای اخلاقی به فعلیت برساند. این که انسان عصاره ی همه موجودات و فشرده تمام عالم است، از طریق الگو و مدلهای اخلاق می تواند این عصاره بالقوه را بالفعل کند و از این طریق، انسان یک موجود الهی می شود که این موجود الهی، تمام صفات حق تعالی در اوست و جلوه گاه نور مقدس حق خواهد شد. (صحیفه نور، [امام] موسوی خمینی، ج14، ص155) بدیهی است وقتی انسان موجودی الهی و جلوه گاه صفات الهی شد، از فضیلت های اخلاقی برخوردار خواهد شد.
آراسته شدن به فضایل اخلاقی و به دور بودن از رذایل نفسانی بدون الگوهای اخلاقی بسیار سخت و در برای بسیاری غیر ممکن خواهد بود. فضایل انسانی در نتیجه به فعلیت رساندن قوا و استعدادهای درونی با کمک گرفتن از الگوی اخلاقی است.

2. ذو الوجهین بودن حضرت معصومه (سلام الله علیها)
حضرت معصومه (سلام الله علیها) دارای دو وجه باطنی و ظاهری هستند که توجه به جنبه ی باطنی ایشان در خودسازی و تهذیب نفس بسیار مهم به نظر می رسد. اطاعت حضرت (سلام الله علیها) از امام عصر خویش در حرکت به سمت سرزمین ایران از ظهورات جنبه ظاهری ایشان است. در حقیقت آنچه موجبات حیات و شکوفایی وجود را فراهم ساخته، همین وجهه مکنون و باطنی است. هر موجودی که بتواند وجهه باطنی خویش را به تلألو در آورد، به مقام جاودانگی نائل گشته ثبات در رفتار و کردارش هویدا خواهد شد. (زیور هستی، نعیم الدین خانی، ص24) شناخت حضرت معصومه (سلام الله علیها) برای کسی ممکن خواهد بود که به پاک سازی نفس پرداخته باشد. در عرصه ی اخلاق و تهذیب نفس، باید پیروان تلاش کنند تا به حد امکان خود را به الگوهای اخلاقی نزدیک کنند. حضرت معصومه (سلام الله علیها) مظهر سرِّ پوشیده و راز خفیِ احدی است؛ حقیقت مستور و گنج بی کرانی که جز پاکان بدان دست نمی یابند: «لایمَسُّهُ إالاَّ المُطَهَّرُونَ؛ مس نمی کنند آن را مگر پاکان.» (واقعه: 79) الگوی انسانی - الهی حضرت معصومه (سلام الله علیها) مظهر کوثر زلال الهی و آب حیات و زندگانی است که نمود و ظهور و رشد و تعالی را برای یکایک خلایق به ارمغان می آورد؛ به عبارتی «تحقق» و «بقاء» هر موجودی مرهون و مربوط به این سرچشمه حیات می باشد؛ خیر کثیر و حقیقت واحدی که در هر ظرفی به میزان سعه وجودی اش قرار می گیرد؛ «أَنزَلَ مِنَ السَّمَاء مَاء فَسَالَتْ أَوْدِیةٌ بِقَدَرِهَا؛ او آب را از آسمان نازل کرد. پس رودخانه ها به اندازه خود روان شدند.» (رعد: 17)
در اخلاقی زیستن بر هر کسی لازم است تا با تلاش خود رذایل نفسانی را از خود دور و به فضایل اخلاقی آراسته شود. با تلاش بیشتر به الگوی اخلاقی بیشتر نزدیک شده و استعدادهای درونی خود را به فعلیت در آورد. براساس فلسفه متعالیه، انسان با الگوپذیری و عمل اخلاقی خود به مرحله «شدن» تبدیل خواهد شد.
حضرت معصومه (سلام الله علیها) فرد نمونه ی یک جامعه اسلامی است. کسی که به مقام عالی رسیده است، دیگر مربوط به طبقه ی خاص نخواهد بود؛ بلکه نسبت به تمام افراد جامعه انسانی برتری یافته است. در قرآن کریم آمده است که همسر فرعون نمونه جامعه اسلامی است و جامعه برین از این زن الگو می گیرد. نه اینکه زنان فقط از او درس بگیرند بلکه جامعه اسلامی باید از او درس بگیرند. (زن در آینه جلال و جمال، جوادی آملی، ص132) اگر انسانی وارسته شد الگوی دیگر انسانها است. اگر مرد است الگوی مردم، و نه مردان است و اگر زن است باز الگوی مردم، و نه زنان است. این مطلب در قرآن به صورت صریحی در مورد زنان لوط، نوح و همسر فرعون و حضرت مریم (علیهم السلام) مطرح شده است. کرامت های زنان بزرگ مثل حضرت معصومه و مریم (سلام الله علیهما) بخاطر شخصیت خود آنها است. (همو، ص122) یکی از نشانه های تهذیب نفس و تزکیه دل و جان مقام طمأنینه و یقین است و این راه، جامع بین زن و مرد است. هرگاه اخلاق نیکو شد گفتار انسان نیکو خواهد شد.

حضرت معصومه (سلام الله علیها) فرد نمونه ی یک جامعه اسلامی است؛ کسی که به مقام عالی می رسد دیگر مربوط به طبقه خاص نخواهد بود؛ بلکه نسبت به تمام افراد جامعه انسانی برتری یافته است.


3.
ولایت و خلیفه الهی
ولایت بر انفس بر اساس تعالی روح و تکامل درون میسر است. کسی که به پالایش درون پرداخته و با جهد با خواسته های نفسانی غیر موزون مبارزه کرده سبب ایجاد ترقی روحی در دیگر انسان ها شده و تقرب آنان را به اله نزدیک تر می کند. هر قدر تلاش اخلاقی و ساختگی انسان بیشتر باشد به همان نسبت نقش آیت کبریائی حق او بیشتر شده و بهتر از دیگران خدا را در درون خود نشان می دهد. تبلور اوصاف الهی در او بیشتر از دیگران است. (همو؛ ص167)
با تحلیل معنای خلافت الهی، روشن می شود که ذکورت و انوثت در اخلاقِ زیستن نقش نداشته بلکه جان آدمی و نه بدن انسان، ملاک بوده است. انسان ها در هر گوشه ای خلافت الهی را به عهده دارند، منتها آن انسانی که کاملتر است، خلافت کاملتر، از آن اوست، و آن انسانی که متوسط است، خلافت وسطی، نصیب اوست و آن که انسان نازلی است، مرحله ی نازله خلافت بهره اوست. بنابراین، انسان مادامی که در مسیر فضیلت و حق، قدم بر می دارد خلیفه الله است و اگر در مسیر رذایل اخلاقی گام بردارد در تحت ولایت نامشروع شیطان است. شخصیت و کرامت حضرت معصومه (سلام الله علیها) در اخلاق یک الگو است و نه فقط یک آرمان است؛ چون در الگو سخن از کمال مطلوبی است که من می خواهم به آن برسم. آرمان ها غالباً دست نیافتنی هستند ولی نمونه ها و الگوها قابل کپی برداری می باشند. شخصیت حضرت معصومه (سلام الله علیها) نسبت به امام رضا (علیه السلام) حلقه اتصال مناسبی بین اقلیت خلاق و اکثریت مُقلد است. این دسته از افراد زبان هر دو گروه را می دانند. در مکتب اسلام نوعی شیوه ی زندگی و سبک خاصی از زندگی برای پیروان آن وجود دارد. انتخاب های ما در سبک زندگی حساب شده و همه بر اساس ارزشهای فرهنگی و دینی است. در حد فاصل بین گروه خلاقِ سبک زندگی و جماعت انبوه و متعلم، یک حلقه واسطه هستند که موجب اتصال بین سبک الگو شده ی توسط معصومین (علیهم السلام) با عامه باشند و اگر در بحث سبک زندگی روی گروهی واسطه سرمایه گذاری نشود ممکن است به نتایج مناسبی در برنامه های اخلاقی خود نرسیم. جنبه الگوساز تأکید روی جنبه آدابی و زندگی زمینی است؛ چون سبک زندگی عمدتاً به زندگی زمینی ما مربوط می شود و باید از خلط های موجود بین سبک زندگی الگوساز و آرمان ساز جلوگیری کنیم. بنابراین در ارائه ی سبک زندگی نقش حلقه ی وسط بسیار حساس و تعیین کننده است.
مهمترین سرمایه زن انعطاف پذیری و مناجات با خداست، جمال برای زن یک سرمایه است و زکات جمال همان عفاف است. آه و ناله و رقّت در زنان به مراتب بیشتر از مردان است، باید این آه و ناله در جای مناسب خود مصرف شود. این سرمایه را ذات مقدس اله برای آن نداد که انسان در اثر چشم و هم چشمی برای مظاهر دنیا و لباس و زیور گریه کند.

مهمترین سرمایه زن انعطاف پذیری و مناجات با خداست، جمال برای زن یک سرمایه است و زکات جمال همان عفاف است.


زن پیرو اُسوه های حسنه که اعمالش از اعتقاد او بر می خیزد هرگز تن به آداب و سنن و رسوم بی پایه نمی دهد و ذلّت تقلید کورکورانه از مدّعیان قیمومت بشریت را بر خود روا نمی دارد و با احساس غنای فرهنگی، خود منشأ پیدایش فرهنگ و ادبیات جدیدی می شود. (بررسی تاریخی منزلت زن از دیدگاه اسلام، مکنون و دیگران، ص219)
یکی از معضلات زن امروز غربی، بریده شدن از اصل خود یعنی «انا لله و انا الیه راجعون» است. این دوری از اصل سبب تسلط طبیعت و تکنولوژی بر زن غربی خواهد شد و با این وجود انسان قدرت به فعلیت رساندن استعدادهای خلیفه الهی را نخواهد داشت. زن مسخر ماده و طبیعت، چیزی جز اضطراب، استرس و ترس، دلهره، تشتت روحی و روانی نخواهد بود. بر اساس آموخته های قرآنی، زنان جامعه اسلامی نباید بر اساس هوای نفسانی کارهای خود را تنظیم کنند. هر فعالیتی که بر مبنای خواسته ی نفس صورت گیرد زن را از خواست متعالی خود در زندگی دور خواهد کرد. زنان به دلیل داشتن عواطف قوی هنگامی تحت شعاع محبت الهی قرار گیرند، سریعتر به سمت تکامل روحی و حالت عرفانی حرکت خواهند کرد ولی در این جهت حرکت کردن نیازمند به تهذیب و خود آراستگی است. لذا تهذیب اخلاقی برای زنان دشوارتر از بقیه ی اعضاء جامعه خواهد بود.

4. الگوی اخلاقی بدون هیچ خطایی
یکی از مهمترین ارکانی که برای مدل و الگوی اخلاق، قابل توجه است این است که نباید در سراسر زندگی خود خطایی را عمداً و یا سهواً مرتکب شود. با این که قدرت انجام خطا را دارند ولی با تأمل هیچ وقت به سمت گناه متمایل نشوند. قدرت بر انجام گناه الگو را از حالت آرمان گرایی اخلاق خارج کرده به حقایق اخلاقی و الگوی اخلاق نزدیک می کند.
در اخلاق با توجه به شرایطی که در زندگی حاکم است باید دست به تصمیم گیری اخلاقی زد و به اولویت های اخلاقی توجه نمود. حضرت معصومه (سلام الله علیها) با کناره گیری از گناه، اخلاقاً دارای یک سری از فضایل ناب اخلاقی شده بودند و از طرف دیگر، اصل فرمانبرداری از شوهر از اصول مسلم هر زن می باشد. چون در آن زمان شخصی که همطراز حضرت معصومه (سلام الله علیها) باشد وجود نداشت، لذا بری بودن حضرت از گناه با توجه به اصل اطاعت پذیری زن از شوهر سبب شد که حضرت (سلام الله علیها) اقدام به ازدواج نکنند، (اصل سبک و سنگین کردن اصول اخلاقی و انتخاب یکی از آنها که اولویت بندی اصول اخلاق نام دارد) آن چه که از زندگی حضرت معصومه (سلام الله علیها) می توان آموخت توجه به اولویت بندی در زندگی اخلاقی است. (حضرت معصومه (سلام الله علیها)، مسعودی، ص 58)

5. الگوی اخلاقی و رهبری انفسی
مکتب، رهبران و حکومت، سه عامل مهمی است که زندگی مردم را تحت تأثیر قرار می دهند. شخص پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) چون اسوه اخلاقی بودند به حکومت رسیدند تا حکومت شایسته که متناسب با بُعد نفسانی انسانها بود را نشان دهند و بقیه ی ائمه و معصومین (علیهم السلام) سعی و کوشش خود را جهت بیان مکتب و ارائه رهبران، مبذول داشته اند. حضرت در تفسیر حدیث زنجیره ی طلایی فرمودند «لا اله الا الله» دژ محکمی است که اگر کسی با توجه به شرایط آن (امامت و رهبری) در آن داخل گردد از عذاب خدا در امان خواهد بود. (نقش رهبری امام رضا (علیه السلام)، حسینی شیرازی، ص29)
نحوه حرکت حضرت رضا (علیه السلام) به دستور مأمون عباسی به سمت خراسان و نوع توجه ایشان به حکومت نشان می دهد که در مکتب اسلام، کرامت نفس و تهذیب درون افراد جامعه از اهمیت شایانی برخوردار است. امام رضا (علیه السلام) در شهر نیشابور در طول اقامت چند روزه ی خود، چند مؤسسه ی دینی و اجتماعی مثل مسجد، حمام، قنات و ... ساختند. برخورد متواضع و خاشعانه امام با غلامان سر سفره، رفع نیازهای نیازمندان و مستمندان، ارتباط خاص با خدا در طول شبانه روز، برخورد مؤدبانه و فروتنانه با مردم، گشاده رویی، عیادت از بیماران، و شرکت در تشییع جنازه ی مسلمان ناشناس هنگام ورود به سرزمین خراسان؛ این نوع رفتارها جنبه ی برخوردهای اخلاقی و اجتماعی رهبران مکتب اسلام را به عنوان الگوهای اخلاقی به خوبی نشان می دهد. (همو، ص56) تمام رفتارها و حرکات انبیاء و اولیاء الهی که رهبری جامعه ی در عصر خاصی را بر عهده داشته اند بر گرفته از قرآن است. مَثَل قرآن مَثَل انسان لبیبی با اسرار گوناگون است و بخاطر همین ویژگی از قلب همانند قالب، از غیب مانند شهادت، از سیرت مثل صورت و از ظاهر به باطن آگاهند و قدرت تصرف در نفوس را داشته اند. (علی بن موسی الرضا علیهما السلام و القرآن الحکیم، جوادی آملی، ص86) معصومین (علیهم السلام) قرآن عینی اند؛ بر تمام پیروان آنها لازم است برای هماهنگی با رهبران و الگوهای خود در قرآن تدبّر کنند و باید بدانید که قرآن ناصحی است که نادرست در آن یافت نمی شود. هادی بدون ضلالت، محدِّث بدون کذب و کسی که با قرآن حشر و نشر داشته زیادت و نقصان در او پیدا نمی شود. صامت ناطق و حجت خدا بر مخلوقاتش است. برخی مطالب قرآن ظاهر است و امکان نیل به آن وجود داشته لکن برخی مطالبش ظاهر نداشته صرفاً دارای باطنی است و کسی قدرت انطباق به آن باطن، جز انسان کامل معصوم ندارد. معصومین (علیهم السلام) قدرت انطباق با قرآن و غور در ضمیر قرآن را داشته و به عنوان مترجمان کلام خدا هستند. چون تنها راه وصول به الگوهای ناب انسانی قرآن می باشد؛ لذا مردم در تفاسیر بطون باطنی قرآن چاره ای جز مراجعه به مترجمان قرآن عینی ندارد تا از این طریق بتوانند به قرآن علمی برسند و روش زندگی خویش را تنظیم کنند. (همو، ص91) مراد از وجود خارجی قرآن، آن وجود حقیقی است که آثاری بر آن بار می شود، جایگاه آن وجود خارجی نفس انسانی، مانند علوم و اوصاف نفسانی یا مکان دیگری می تواند باشد. پس ناگزیر باید وجود خارجی هر چیز متناسب با همان چیز باشد. برای مثال وجود خارجی علم نوعی وجود ذهنی است که در نفس انسان یافت می شود. ولی درخت یک امر خارجی است که در بیرون از نفس انسان پدیدار می گردد. الگوی انسانها در جهان خارج، انسان کامل (معصومین علیهم السلام) هستند که متجلی عقاید، احکام و اعمال قرآنی می باشند. پس، انسان کامل و امام معصوم (علیه السلام) قرآن مجسّم است. (قرآن کریم از منظر امام رضا (علیه السلام)، جوادی آملی، ص32) حضرت معصومه (علیها السلام) بر اساس اثبات بالا دارای ویژگی عصمت است.
یکى از عوامل تغییر انسان، شرایط مختلف محیطى اعم از زمان، مکان و محیط اجتماعى است. در بسیارى از موارد، دست کارى محیط و فراهم نمودن محیط تربیتى مساعد و مناسب، مى تواند رفتار، افکار و خصلت هاى متربّى را تغییر دهد و ویژگى هاى جدید را جایگزین سازد. مبناى روان شناختى این روش، اصل تأثیرپذیرى انسان از شرایط محیطى است که در ضمن نظریه هاى شرطى سازى کلاسیک (همراهى و همنوایى برخى رفتارها با بعضى دیگر موجب تثبیت آنها مى شود)، شرطى سازى کنشگر (به رفتارهاى خاصى در یک محیط پاداش داده مى شود) و یادگیرى اجتماعى (تبعیت از الگوهاى خاص با مشاهده رفتار) بیان مى شود. این روش به طور عمده از طریق دیگران و اولیاى فرد اعمال مى شود؛ ولى خود فرد نیز مى تواند تا حدى مؤثر باشد. شیوه هایى که براى محقق ساختن این روش لازم است، به ترتیب عبارتند از: زمینه سازى، الگوسازى، سالم سازى محیط و تغییر موقعیت. (اخلاق اسلامى، دیلمی، ج1، ص162) در الگوسازى مى توان گفت، سازندگان اصلى هر محیط، نخبگان و سردمداران آن جامعه و محیط اند. بنابراین یکى از شیوه هاى ایجاد محیط تربیتى مساعد، پدیدآوردن الگوهاى شایسته در آن محیط و طرد الگوهاى ناشایست است. وجود الگوهاى محبوب در جامعه، به خودى خود افراد آن محیط را به سوى آنان سوق مى دهد و مکارم اخلاقى ایشان را، دیگران الگوبردارى مى کنند. آلبرت بندورا (1978) که از واضعان نظریه یادگیرى اجتماعى است، مهم ترین نوع یادگیرى انسان را، یادگیرى مشاهده اى مى داند که همان تقلید یا سرمشق گیرى است. فرد با انتخاب یک الگو یا سرمشق، به تقلید رفتار آن مى پردازد. بندورا، این نوع یادگیرى را در چهار مرحله توضیح مى دهد: مرحله توجه، به یاد سپارى، باز آفرینى و انگیزشى. ویژگى هاى حالت تمایز، بار عاطفى، پیچیدگى، برجستگى و ارزش کاربردى در سرمشق، و ظرفیت حسى، سطح برانگیختگى، آمادگى ادراکى و تقویت پیشین در مشاهده گر به عملکرد منطبق با رفتار سرمشق مساعدت مى کند. (روان شناسى پرورشى (روان شناسى یادگیرى و آموزش)، سیف، ص314)

یکى از عوامل تغییر انسان، شرایط مختلف محیطى اعم از زمان، مکان و محیط اجتماعى است.


علاوه بر الگوهاى زنده که محیط تربیتى مساعد را ایجاد مى کنند، مربیان مى توانند با معرفى اسوه هاى اخلاقى و انسانى در گذشته، آنان را حیات مجدد بخشند و با توجه به ویژگى هاى یاد شده در نظریه بندورا، از جهات بار عاطفى، حالت تمایز، برجستگى و ... روى آنها تأکید و سرمایه گذارى کنند. ترسیم چهره دقیق و کاربردى و در عین حال محبوب و دوست داشتنى اسوه ها براى متربیان مى تواند خلأ فقدان الگوهاى مورد نیاز را در محیط ذهن و روحشان پر کند و به تدریج با آنان همانند سازى کنند. قرآن کریم براى بهره بردارى از این شیوه، بسیار غنى است؛ به ویژه آنکه غالب الگوهاى قرآنى، جوان و تأثیر گذارند. یوسفْ قهرمانِ مقاومت در مقابل شهوت، جوانان کهف اسوه هاى مهاجرت در راه خدا براى رشد و هدایت، اسماعیلْ نمادِ تسلیم در مقابل فرمان خدا و ابراهیمِ جوان، عادت شکن و بت شکن. غیر از الگوهاى جوان قرآن، اسوه هاى دیگرى نیز هستند که برخى از آنان بدین قرارند: نوح الگوى پایدارى و استقامت در تبلیغ دین، ایوب قهرمان صبر و تحمل در شداید روزگار، داوود نوجوان نمونه شهامت و شجاعت در مبارزه با طاغوت و ... . قرآن در مورد همه اینها مى فرماید: « ... آنان [: پیامبران خدا] کسانى هستند که خدا هدایتشان کرده است، پس به هدایت آنان اقتدا کن.» (انعام: 90) و بالأخره پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم سرمشق و الگوى مطلق در همه ابعاد زندگى و براى همه جهانیان است؛ (احزاب: 21) زیرا دارنده ی «خُلق عظیم»، «آینه مکارم اخلاقى» و «رحمة للعالمین» است.

نتیجه:
این مناسبت های خاص در اسلام (مثل دهه ی کرامت) بخاطر توجه زیاد این مکتب به خودسازی است تا از این طریق انگیزه ی لازم برای تهذیب و اخلاق پیدا شود. تعالی نفسانی بدون انتخاب الگو میسر نیست؛ لذا باید در این موضوع به انسان های آرمانی اخلاقی و نمونه های برجسته ای توجه کرد که در گذر روزگار، انسان راه ضلالت و گمراهی را طی نکند که امکان بازگشت وجود ندارد. یکی از نشانه های تهذیب نفس و تزکیه دل و جان مقام طمأنینه و یقین است و این راه، جامع بین زن و مرد است. هرگاه اخلاق نیکو شد گفتار انسان نیکو خواهد شد. هر قدر تلاش اخلاقی و ساختگی انسان بیشتر باشد به همان نسبت نقش آیت کبریای حق او بیشتر شده و بهتر از دیگران خدا را در درون خود نشان می دهد و تبلور اوصاف الهی در او بیشتر از دیگران خواهد شد؛ ولی یکی از معضلات زن امروز غربی، بریده شدن از اصل خود یعنی «انا لله و انا الیه راجعون» است. این دوری از اصل، سبب تسلط طبیعت و تکنولوژی بر زن غربی خواهد شد. (بدون داشتن الگوی اخلاقی)

فهرست منابع:
* قرآن کریم
1- اخلاق اسلامى، دیلمی، احمد، چ2، قم: دفتر نشر معارف، 1380.
2- اصول کافی، محمد بن یعقوب کلینی، تهران: انتشارات اسلامیه، بی تا.
3- بحارالأنوار، علامه مجلسی، تهران: چاپ 110 جلدی، بی تا.
4- بررسی تاریخی منزلت زن از دیدگاه اسلام، دکتر ثریا مکنون و دیگران، چ1، ناشر: مرکز چاپ و نشر
سازمان تبلیغات اسلامی، 1374.
5- حضرت معصومه (سلام الله علیها)، مسعودی، فرید، چ1، قم: انتشارات دلیل ما، 1389.
6- روان شناسى پرورشى (روان شناسى یادگیرى و آموزش)، سیف، علی اکبر، تهران: آگاه، 1368.
7- زن در آینه جلال و جمال، جوادی آملی، عبدالله، چ3، مرکز نشر فرهنگی رجاء، 1372.
8- زیور هستی، نعیم الدین خانی، علی و دیگران، چ1، قم: زائر- آستان مقدسه، 1383.
9- صحیفه نور؛ (امام) موسوی خمینی، روح الله؛ تهران: مرکز مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی، 1361.
10- عیون اخبار الرضا (علیه السلام)، شیخ صدوق، نجف،1390ﻫ.ق.
11- علی بن موسی الرضا (علیه السلام) و القرآن الحکیم، آیه الله الجوادی الآملی، عبدالله، قم: دارالإسراء، 1384‏ﻫ.ش.
12- فردوس الأخبار، دیلمی، شیرویه بن شهردار، بیروت، چ 1407ﻫ.ق.
13- قرآن کریم از منظر امام رضا (علیه السلام)،آیت الله جوادی آملی، عبدالله، قم: مرکز إسراء، 1382.
14- نقش رهبری امام رضا (علیه السلام)، آیت الله حسینی شیرازی، سید محمد، چ2، ناشر: کانون نشر
اندیشه های اسلامی، 1368.

پی نوشت ها:
1- أُوْلَئِکَ الَّذِینَ هَدَی اللَّهُ فَبِهُدَیهُمُ اقْتَدِهْ ... (انعام: 90) آنان کسانی اند که خداوند هدایتشان کرده، پس به هدایت آنان اقتدا کن.
2- لَقَد کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ ... (احزاب: 21) مسلما برای شما در زندگی رسول خدا سرمشق نیکویی بود.

وحید یادگاری سرور، دانشجوی دکتری فلسفه ی اخلاق دانشگاه قم


مطالب مرتبط