گروهی برآن شده اند که بگویند فلسفه باطل است و معارف دینی عقل پذیر نمی باشد و یا حداقل عقل انسان با بعضی از معارف تضاد و تعارض پیدا می...

قرآن ، برهان و عرفان از هم جدایی ندارند
۳ اردیبهشت ۱۳۹۶ 372 16.4 KB 68 0

قرآن ، برهان و عرفان از هم جدایی ندارند

گروهی برآن شده اند که بگویند فلسفه باطل است و معارف دینی عقل پذیر نمی باشد و یا حداقل عقل انسان با بعضی از معارف تضاد و تعارض پیدا می کند؛ این سخن اگر به این معنا باشد که در حرف فلاسفه باید دقت کرد حرفی نیست ، اما می تواند انسان را به آنجا بکشاند که پس عقل از همان اول هم حجت نبوده و قابل اعتماد نمی باشد و تنها وسیله ای برای استفاده در جهتی خاص تلقی می شده است .اگر این مطلب پذیرفته شود پایه تمام معارف انسانی فرو می ریزد و دیگر هیچ سنگی روی سنگی بند نمی شود .برای رفع این توهم – تعارض عقل و نقل – به سراغ کتاب و سنت می رویم تا اثبات کنیم که قرآن و سنت نیز عقل را حجت دانسته و میان این دوتعارضی نخواهد بود .

الف) آیاتی که عموم مردم را دعوت به تفکر می کند «کذلک بین لک آیاته لعلکم تعقلون»[1] (اینچنین آیاتش را برای شما بیان می کند شاید که تعقل کنید .)

ب) آیاتی که عدم تعقل را مذمت می کند «تفترون علی الله الکذب و اکثرهم لا یعقلون»[2] (بر خداوند دروغ می بندند و اکثر آنها تعقل نمی کنند .)

ج) آیاتی که از منکران طلب برهان می کند و عقل آنها را محترم می شمارد «قل هاتوا برهانکم»[3] (بگو دلیل و برهانتان را بیاورید .)از این آیه بدست می آید که برهان درست و منطقی از طرف هر کس که باشد مورد قبول است «من یدع مع الله الهاً آخر لابرهان له»[4] (و کسی که با خداوند خدای دیگری را می خواند هیچ دلیلی برای او نیست .) در اینجا ملاک حق و باطل عقل اعلام شده و خداوند عدم برهان برای مخالفین را دلیل بطلان آنها می داند .

د) آیاتی که خود استدلالی است و نشان از کاربرد عقل پیرامون مباحث خداشناسی دارد «لوکان فیهما الا الله لفسدتا»[5] (اگر در آسمان و زمین خدایی غیر از الله بود حتماً آسمان و زمین از بین می رفت .) در این آیات خداوند با عموم مردم استدلال عقلی می کند پس معلوم می شود که عقل حجت است و هیچگاه متعارض نخواهد بود .

هـ) خداوند در سوره جمعه می فرماید : «ویزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمه»[6] در این آیه خداوند رسالت پیامبران را بدین گونه معرفی کرده که وظیفه پیامبر اکرم پاک کردن جان انسانها برای شهود و آموختن قرآن و برهان به آنها می باشد ؛ از آنجا که در دعوت رسول خدا صلی الله علیه و اله تناقض وجود ندارد پس به یقین برای هر صاحب فکری اثبات می شود که قرآن و برهان و عرفان جدایی نداشته اگر چه بعضی بر بعضی اولویت دارد و کامل تر است ولی هیچگاه معارض نخواهند بود .همچنین از آنجا که خدا هیچ چیز را بیهوده نیافریده می توان آنها را مکمل هم برای کسب معرفت تلقی کرد .

در بسیاری از روایات نیز از عقل دفاع شده و دعوت به عقلانیت صورت گرفته است که در اینجا به برخی از آنها اشاره می نماییم :

الف) «اول عباده الله نفی الصفات عند الشهاده العقول ان کل موصوف مخلوق»[7] (بالاترین مرحله عبادت نفی صفات زائد از او می باشد زیرا که عقول انسانها به آن شهادت می دهند که هر موصوفی مخلوق می باشد .)

در این روایت عقل همه انسانها حجت دانسته شده

ب) «اساس الدین بنی علی العقل . . . و ربنا یعرف بالعقل»[8] (اساس دین بر پایه عقل و استدلال بنا نهاده شده و . . . و بوسیله عقل است که خدا شناخته می شود.) روایت فوق اسلام را دینی کاملاً معقول و منطقی معرفی می کند و دیگر جایی برای شبهه باقی نمی گذارد .

ج) «لم یطلع القول علی تحدید صفته و لم یحجبها عن واجب معرفته»[9] (عقلها را مطلع نکرد بر شناخت صفاتش، اما آنها را از مقدار واجب معرفت نیز محروم نساخت) با توجه به آنچه گفته شد اصل حجیت عقل اثبات می شود و همین عقل می گوید که ابزارهای معرفتی را هم نباید انکار کرد و الا منتج به سفسطه می شود. پس چنانچه کسی بهره مند از عرفان و شهود به صورت علم حضوری یا مکاشفه و مشاهده بود، آن نیز حجت است. البته چون گاهی نفس و شیطان در نحوه دریافت مکاشفه و تفسیر مکاشفه دخالت دارند و اصطلاحاً مکاشفه شیطانی نیز داریم ، معیار برای تشخیص مکاشفه رحمانی از شیطانی خود عقل، قرآن و روایات متواتر می باشد .

منبع : کارگروه هم اندیشی رضوان علم



[1]- بقره / 243

[2]- مائده / 103

[3]- بقره / 111

[4]- مومنون / 117

[5]- انبیاء / 22

[6]- جمعه / 3

[7]- توحید / ص 34/ ج 2

[8]- مستورک الوسائل ج 11 ص 408

[9]- نهج ابلاغه ص 87 و بحار ج 4 ص 308


مطالب مرتبط