اعتماد دکتر مصدق به آمریکا و خیانت آمریکا به وی با کودتای 28مرداد 1332 نشان می دهد که ایالات متحده آمریکا قابل اعتماد نیست و دشمنی اش با ملت ایران تمام شدنی نیست.

قصه مصدق و اعتماد به عموسام

قصه مصدق و اعتماد به عموسام

وقتی هفتم اردیبهشت ماه 1330 دکتر مصدق از سوی مجلس شورای ملی به نخست وزیری رسید. او با جهان جدیدی روبرو شده بود. نظام بین الملل پس از جنگ جهانی دوم دچار تغییرات جدی شده بود. در این میان #ایالت_متحده_آمریکا به دلیل دوری از میدان نبرد در جنگ دوم جهانی با کمترین خسارت و آسیب روبرو شده بود و به عنوان یک قدرت جهانی سرآمد در دنیا جلوه گری می کرد. مصدق برای رهایی کشور و منافع آن از چنگال انگلیس سعی در نزدیک نمودن خود به آمریکایی ها کرد. در اسناد تاریخی هست که وی هر هفته شبی را برای دیدار با (ویلز)، دکتر گرنی" و "ویشر" از اعضای سفارت آمریکا در تهران اختصاص می داد.

ماجرای اعتماد مصدق به آمریکا اما از جایی جدی شد که 15 اردیبهشت او به عنوان نخست وزیر ایران دستور خلع ید از شرکت نفتی انگلیس از قراردادهای نفتی ایران را صادر کرد. دولت بریتانیا بلافاصله به شورای امنیت سازمان ملل شکایت کرد. هواپیمای مصدق در نیویورک که به زمین نشست نوید پیروزی برای او داشت زیرا با حمایت آمریکا، نتیجه شکایت انگلستان به نفع ایران تمام شد. این پایان ماجرا نبود. بریتانیا در 15شهریور 1330 نفت ایران را تحریم و همه خریداران نفت ایران را به مجازات تهدید کرد و البته با ارسال ناوگانی از نیروی دریایی خود کار را برای صاردات نفت ایران سخت کرد. شش ماه بعد انگلیس از ایران در دادگاه بین امللی لاهه شکایت کرد. مصدق با حضور در لاهه و با حمایت آمریکا موفق شد دادگاه را به نفع ایران به پایان ببرد. اما در این میان اتفاقی جالب رخ داد که حاکی از دورویی آمریکا داشت. آمریکا از سیاست های تحریمی انگلستان علیه ایران حمایت کرد و با این کار صادرات نفت ایران به علت پیوستن شرکت های بزرگ نفتی که عمدتا آمریکایی بودند به شدت کاهش یافت.

مصدق برای کمک از آمریکا به این کشور سفر کرد ولی در برگشت آمریکا نیز دست خالی بود زیرا علیرغم قول رئیس جمهور آمریکا به اعطای وام به ایران هیچ گونه وامی را دریافت نکرد. از سوی دیگر به علت تحریم نفت کالاها در کشور گران شد و مردم را تحت فشار قرار داد. شرکت های آمریکایی هم برای کسری جبران نفت ایران، تولید نفت عربستان و عراق وکویت را افزایش دادند.

در چنین وضعیتی، آمریکا طرح کودتا علیه مصدق را بوسیله سازمان اطلاعاتی #انگلیس و سازمان اطلاعات مرکزی خودش سیا برنامه ریزی کرد. فاز نخست کودتا، نفوذ و تغییر نگرش در اقشار مردم ایران از طریق پرداخت پول به مطبوعات و اشاعه شایعاتی با عنوان مصدق دشمن اسلام است، مصدق توده ای است، مصدق کشور را به سوی فروپاشی اقتصادی پیش می برد و ...

در مرحله بعد با ایجاد اختلاف میان نزدیکان مصدق و با نیروهای مذهبی شکل گرفت و اینگونه با تضعیف پشتوانه مردمی و سیاسی مصدق، کودای 28مرداد1332 را رقم زدند.

نقش آمریکا را در این کودتا در بیان کرملین روزولت (برادرزاده تئودور روزولت رئیس‌جمهور اسبق آمریکا) کارشناس امور خاورمیانه سازمان سیا که نقش برجسته‌ای در طراحی کودتا داشت می توان دید.

روزولت اواخر سال 57 شمسی در مصاحبه‌ای اعلام می‌کند "کودتای 28 مرداد نخستین عملیات مخفی علیه یک دولت خارجی بود که بوسیله سیا در ماه‌های آخر حکومت ترومن تنظیم شده بود." روزولت مدعی شده بود که اواسط سال 1953 به مدت سه هفته در ایران اقامت داشته و با کمک ژنرال شوارتکسف(مامور سازماندهی کادر شهربانی ایران در سالهای 20 تا 27 و از دوستان فضل‌الله زاهدی) کودتا را رهبری کرده است

روزولت معتقد بود "اجرای کودتا برای سیا ضرورت داشت" وی 75 هزار دلار را برای خرج کودتا به سه آمریکایی و 5 ایرانی داده بود. تنها سه نفر هویت او را در تهران می‌دانستند. یکی از آنان #شاه بود که از پیشنهاد عزل مصدق و سرکار آوردن زاهدی استقبال می‌کند.

با پیروزی کودتا و اعلام وضعیت نظامی برخی افراد مانند مصدق به حبس و تبعید و شخصیتی همچون دکتر فاطمی به حکم دادگاه نظامی تیرباران شد و به شهادت رسید. آیت‌الله کاشانی که تا پایان عمرش (اسفند سال40) منزوی و خانه‌نشین شده بود گاهی با صدور اعلامیه‌ها و گفتگو با رسانه‌هامخالفت خود را به از سرگیری روابط با انگلیس و نفوذ بیگانه اعلام می‌کرد. جالب اینجاست روزنامه «کریسچن ساینس مونیتور»، چاپ آمریکا در گزارشی یکی از علل این کودتا را اینگونه می‌نویسد:

«بدون تردید اگر حکومت مصدق سقوط نمی‌کرد، طی یکی دو ماه حکومت انگلستان ساقط می‌شد و دولت بعدی ناگزیر بود نرمش بیشتری با حکومت مصدق نشان دهد تا مسئله نفت ایران را به طرز انسانی و دنیا پسند حل کند و انگلستان را از بن بستی که برایش به وجود آمده خارج سازد.»

این تجربه تلخ و عبرت آموز از اعتماد به آمریکا هیچگاه از ذهن ملت ایران از بین نخواهد رفت و نشان از خباثت آمریکا، انگلیس و دیگر قدرت های جهانی برای نابودی ملت های مستقل و حفظ منافع نامشروع شان به هر قیمتی است.

این خیانت و بی اخلاقی آمریکایی ها به قدری آشکار و تلخ است که (جیکوب هورنبرگر) مؤسس و مدیر اندیشکده «بنیاد آینده آزادی» آمریکا در مصاحبه ای با خبرگزاری فارس می گوید: اگر من ایرانی بودم، هنوز هم از اقدامی که آمریکایی‌ها در سال ۱۳۳۲ در ایران انجام دادند، خشمگین بودم، هدف کودتا علیه دولت «محمد مصدق»، .... را برای تغییر نظام و مستقر کردن یک حکومت دست‌نشانده در ایران می‌دانم.»


مطالب مرتبط