خداشناسی، مهم ترین پیش نیاز برخورداری از لذت زندگی مؤمنانه است.

لذت زندگی از نگاه قرآن

لذت زندگی از نگاه قرآن

زندگی مؤمنان راستین، سرشار از لذت های عمیق معنوی است و آنکه به زیور ایمان آراسته است، سرخوش از حقایق و عنایاتی است که در دنیا از آن ها بهره مند است. راه های بسیاری برای نیل به لذت زندگی مؤمنانه وجود دارد که از جمله آن ها، عبادت خالصانه خداوند رحمان، یعنی انقیاد و خضوع[1] و اطاعت خاشعانه[2] از اوست؛ چراکه اساساً هدف آفرینش انسان، عبادت و بندگی اوست؛ «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُونِ؛[3] جن و انس را جز برای پرستش خود نیافریده ام».

بر اساس قانون کنش و واکنش، انسان هر کاری را به امید نتیجه ای انجام می دهد و عبادت نیز از این قانون مستثنی نیست و مؤمنان انتظار دارند که بندگی آنان ثمربخش باشد. در منابع اسلامی برای عبادت آثاری مانند دوری از گناه، رهایی از آتش، برخورداری از بهشت، شادی، لذت، نشاط و آرامش بیان شده است. بدیهی است که همه نتایج گفته شده می تواند موجب لذت مؤمن شود؛ اما مقصود از لذت مؤمنانه در این نوشتار لذتی است که انسان در اثر دوری از گناه، پیروی از دستورات الهی و راز و نیاز با پروردگار خود به آن نایل می شود. در این نوشتار، شاخص های زندگی مؤمنانه را بر می شماریم.

ویژگی های زندگی مؤمنانه

برای چشیدن لذت معنوی و حلاوت ایمان، باید به بلوغ و رشد کافی رسید؛ این رشد و بلوغ، جز با برنامه و تحمل سختی ها میسر نمی شود. برای نیل به زندگی مؤمنانه، باید از ویژگی هایی چند برخوردار بود. مهم ترین این شاخص ها عبارتند از:

1. خداشناسی و خداگرایی

خداشناسی، یعنی درک این حقیقت که خداوند آفریننده، مدبر و مربی جهان هستی و انسان است و همه موجودات، همواره نیازمند او هستند.[4] امام علی علیه السلام خداشناسی را برترین دانش،[5] عامل ترس از خدا و دل کندن از دنیا می داند. خداشناسی، مهم ترین پیش نیاز برخورداری از لذت زندگی مؤمنانه است. امام باقر علیه السلام در جواب این سؤال که آیا خدایی را که عبادت می کنید، می بینید، می فرماید: «من خدایی را که نبینم، پرستش نمی کنم؛ مَا كُنْتُ لِأَعْبُدَ شَيْئاً لَمْ أَرَهُ».[6]

معرفت، در صورتی موجب لذّت مؤمنانه می شود که به گرایش قلبی و محبت تبدیل شود. امام علی علیه السلام می فرماید: «مَا انْطَوَى عَلَيْهِ قَلْبِي مِنْ مَعْرِفَتِكَ؛[7] دلم از نور شناخت خدا لبریز است».

2. پیروی از رسولان الهی

لازمه معرفت واقعی و محبت صادقانه به خداوند، اطاعت و پیروی محبان الهی است. این نکته، در آیه 31 سوره آل عمران بیان شده است: «قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُوني‏ يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ؛ بگو اگر خدا را دوست دارید، از من پیروی کنید؛ تا خدا هم شما را دوست بدارد». با توجه به آیه 80 سوره نساء که فرموده: «مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ» اطاعت از پیامبر صلی الله علیه و آله، اطاعت از خداست. امام سجاد علیه السلام از خداوند می خواهد تا برای رسیدن به مقام رضای الهی، محبت خود را پیشوای آن حضرت قرار دهد؛ چراکه راه های سخت، تنها با پای محبت پیموده می شود؛ «أَنْ تَجْعَلَ حُبِّي إِيَّاكَ قَائِداً إِلَى رِضْوَانِك‏».[8]

امام سجاد علیه السلام می فرماید: نظام آفرینش بر اساس محبت خدا خلق شده است: «بَعَثَهُمْ فِي سَبِيلِ مَحَبَّتِه‏».[9] قرآن می فرماید: «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَتَّخِذُ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَنْداداً يُحِبُّونَهُمْ كَحُبِّ اللَّهِ وَ الَّذينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ؛[10] گروهی از مردم به جای خدا معبودهایی انتخاب می کنند و آن ها را آن گونه که سزاوار است خدا را دوست داشت، دوست می دارند؛ ولی مؤمنان، محبت شان به خدا بیشتر و قوی تر است.» بنابراین، لازمه لذت زندگی مؤمنانه، دوستی خدا و پیروی از فرامین فرستادگان الهی است.

لازمه لذت زندگی مؤمنانه، دوستی خدا و پیروی از فرامین فرستادگان الهی است.

3. دوری از گناه

از نشانه های مهم دوستی با خداوند، این است که شخص محب، از گناه فاصله بگیرد. امام صادق علیه السلام دوستی خدا را با گناه، ناسازگار می داند و می فرماید: «چگونه می توان از محبت خدا سخن گفت و از فرمان او سرپیچی کرد؟[11] همو فرمود: «در جست و جوی شیرین عبادت بودم؛ آن را در ترک گناه یافتم».[12] حضرت موسی علیه السلام در حال رفتن به کوه طور بود که جوانی با تمسخر به ایشان گفت: «به خداوند بگو: چرا هرچه گناه می کنم، مرا عذاب نمی کنی». حضرت موسی علیه السلام مشغول عبادت شد و از بیان درخواستِ جوان به خداوند شرم داشت؛ به موسی علیه السلام خطاب شد: «آن جوان چه گفت؟» حضرت پاسخ داد: «خدایا! تو خود بهتر می دانی.» خطاب آمد: «به آن جوان بگو: مدت هاست تو را مجازات کرده ایم؛ همین که لذت مناجات با خود را از تو گرفته ایم، بالاترین مجازات است.»[13]

4. مناجات با خدا

پس از شناخت، محبت، پیروی از دستورات الهی و ترک گناه، به تدریج، وجود محب از شور و اشتیاق لبریز می شود و میل به راز و نیاز با محبوب در درون او شعله ور می گردد؛ تا جایی که وجودش غرق معبود خواهد شد.

پیامبران، امامان معصوم و اولیای الهی، لذت عبادت را برترین لذت دانسته همواره از خدا تمنا دارند تا از لذت راز و نیاز و شیرینی دوستی و قرب الهی بهره مند شوند: «وَ مَتِّعْنَا بِلَذِيذِ مُنَاجَاتِكَ وَ أَوْرِدْنَا حِيَاضَ حُبِّكَ وَ أَذِقْنَا حَلَاوَةَ وُدِّكَ وَ قُرْبِك‏».[14]

عوامل متعددی می تواند لذت معنوی را برای انسان فراهم آورد، اما در این میان، هیچ عاملی به اندازه محبت و دوستی متقابل لذت بخش نیست. از این رو، در آیات قرآن بر محبت تکیه شده است. در تعدادی از آیات قرآن ابتدا به توصیف بهشت و ویژگی های آن پرداخته شده است؛ مانند: «وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنينَ وَ الْمُؤْمِناتِ جَنَّاتٍ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدينَ فيها وَ مَساكِنَ طَيِّبَةً في‏ جَنَّاتِ عَدْنٍ.»[15] بدون شک، وعده بهشت، برای مؤمنان لذت بخش است. در ادامه این آیه، بعد از بشارت مذکور، از «رضوان الهی» به عنوان کامیابی بزرگ یاد شده است؛ «وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظيمُ.» از این مطلب می توان دریافت که رضوان، پاداش ویژه گروه خاصی از مؤمنان است.

اهمیت محبت در قرآن، چندان زیاد است که در شماری از آیات قرآن، محبت خدا از شرایط ایمان راستین شمرده شده است: «وَ الَّذينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ؛[16] آنان که ایمان آورده اند، محبت شان به خدا بیشتر و شدیدتر [از غیر خدا] است.» همچنین، آیاتی که یاد خدا را منشأ آرامش می داند؛ «أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ.»[17] و نیز آیاتی که منشأ نزول آرامش را خداوند می داند: «هُوَ الَّذي أَنْزَلَ السَّكينَةَ في‏ قُلُوبِ الْمُؤْمِنينَ.»[18] این آیات، در حقیقت، لذت های مؤمنانه را یادآور می شوند؛ زیرا، آرامش و رهایی از ترس و نگرانی که در این آیات به آن ها اشاره شده، از مهم ترین عوامل لذت زندگی ایمانی است.

پیش تر بیان شد که مؤثرترین عامل لذت، محبت و دوستی است و کلمات معصومان آکنده از تعابیری است که محبت آنان را به خداوند نشان می دهد. همین محبت، موجب می شود که نهایت آرزوی ایشان راز و نیاز با خدا باشد. امام علی علیه السلام به خداوند عرض می کند: «أَنْتَ غَايَةُ مَطْلُوبِي‏؛ تو پایان آرزوهای منی.»[19]

5. دوست داشتن دوستان خدا

در اندیشه تشیع، اهل بیت عصمت و طهارت همچون پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، محبوب خدا[20] و در بالاترین سطح دوستی با خداوند قرار دارند[21] و دوست داشتن آنان، نشانه دوستی با خدا و از ارکان ایمان محسوب می شود. پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله می فرماید: «لِكُلِّ شَيْ‏ءٍ أَسَاسٌ وَ أَسَاسُ الْإِسْلَامِ حُبُّنَا أَهْلَ الْبَيْتِ.»[22]

یکی از اصحاب امام صادق علیه السلام نقل نموده: در مجلسی که امام حضور داشت، یکی از حضار گفت: از خدا بهشت را مسئلت می کنم.» امام فرمود: «شما هم اکنون نیز در بهشت هستید. از خدا بخواهید تا شما را از بهشت خارج نکند؛ حاضران با شگفتی گفتند: «جُعِلْنَا فِدَاكَ نَحْنُ فِي الدُّنْيَا!» امام پاسخ داد: «أَ لَسْتُمْ تُقِرُّونَ بِإِمَامَتِنَا؛ آیا به امامت ما اقرار نکرده اید؟» حاضران جواب دادند: «آری.» امام فرمود: «هَذَا مَعْنَى الْجَنَّةِ الَّذِي مَنْ أَقَرَّ بِهِ كَانَ فِي الْجَنَّةِ فَاسْأَلُوا اللَّهَ أَنْ لَا يَسْلُبَكُمْ.»[23] بر اساس این روایت و مانند آن، ولایت اهل بیت علیهم السلام حضور در بهشت است و حضور در بهشت، اوج لذت مؤمنانه است.

ولایت اهل بیت علیهم السلام حضور در بهشت است و حضور در بهشت، اوج لذت مؤمنانه است.

6. معادباوری و اشتیاق به مرگ

در آموزه های دینی مبدأ و مقصد جهان به هم گره خورده است. این امر، در ایجاد زندگی مؤمنانه نقش اساسی دارد. از سوی دیگر، «مرگ» یکی از پندآموزترین حوادث زندگی بشری است که توجه به آن، قلب های مستعد را از خواب غفلت بیدار کرده، غرور و نخوت را از اعماق جان آدمی ریشه کن می سازد. یاد مرگ و قیامت در تربیت انسان تأثیر فراوانی دارد و در منابع روایی اسلام نیز بدان اشاره شده است. امام صادق علیه السلام می فرماید: «یاد مرگ، خواهش های نفس را می میراند و رویشگاه های غفلت را ریشه کن می کند و دل را با وعده های خدا نیرو می بخشد و طبع را لطیف می سازد و پرچم های هوس را در هم می شکند و آتش حرص را خاموش می سازد و دنیا را در نظر کوچک می کند.»[24]

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نیز فرموده: «أَفْضَلُ الزُّهْدِ فِي الدُّنْيَا ذِكْرُ الْمَوْتِ وَ أَفْضَلُ الْعِبَادَةِ ذِكْرُ الْمَوْتِ وَ أَفْضَلُ التَّفَكُّرِ ذِكْرُ الْمَوْت‏؛[25] برترین زهد در دنیا، بهترین عبادت و با فضیلت ترین اندیشه ها، یاد مرگ است.» آثار یاد شده، زمینه های توجه به خدا و افزایش محبت به پروردگار را به وجود می آورد و چنانچه بیان شد، محبت، مؤثرترین عامل رسیدن به لذت مؤمنانه است. کسانی که پیوسته به یاد قیامت و مرگ باشند، حقارت دنیا را به خوبی در می یابند و شوق عروج و رهایی از زندان دنیا در آنان ایجاد می شود. بنابراین، یکی دیگر از شاخص های زندگی مؤمنانه و برخورداری از لذت ایمان، اشتیاق مرگ است. امام علی علیه السلام اهل تقوا را این گونه توصیف می کند: «وَ لَوْ لَا الْآجَالُ الَّتِي كَتَبَ اللَّهُ لَهُمْ لَمْ تَسْتَقِرَّ أَرْوَاحُهُمْ فِي أَجْسَادِهِمْ طَرْفَةَ عَيْنٍ؛[26] و اگر خداوند برای زندگی دنیایی آنان زمانِ معینی را مقرر نکرده بود، از شوق ثواب و بیم از عذاب، به اندازه چشم به هم زدنی روح شان در بدن شان قرار نمی گرفت».

نمونه ای از عشق به خدا، حدیثی است که شیعه و سنی آن را روایت کرده اند. گویند پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله یکی از روزها بعد از نماز صبح زید بن حارثه را با حالت غیرعادی و چهره ای رنجور می بیند. حال او را می پرسد: «كَيْفَ أَصْبَحْتَ يَا حَارِثَة؟» زید پاسخ می دهد: «أَصْبَحْتُ مُوقِناً؛ صبح کردم؛ در حالی که اهل یقین هستم.» آن حضرت می فرماید: «ما عَلامَة یَقینک؛ نشانه یقین تو چیست؟» زید عرض می کند: یقین، خواب شب را از من گرفته و روزها مرا به گرسنگی وادار کرده است.» پیامبر بار دیگر از او می خواهد تا نشانه های بیشتری بیان کند و زید ادامه می دهد: «ای رسول خدا! چنانم که نغمه های بهشتیان و ضجه های جهنمیان را با گوش خود می شنوم و با چشم خویش می بینم.» سپس گفت: «ای رسول خدا! اگر اجازه دهید، خواهم گفت کدام یک از اصحاب تو بهشتی و کدام اهل دوزخ اند.» در این لحظه، پیامبر از او خواست تا سکوت کند.[27]

یکی دیگر از شاخص های زندگی مؤمنانه و برخورداری از لذت ایمان، اشتیاق مرگ است.

7. بهره مندی مشروع از نعمت های مادی

منابع اسلامی، هرگز مؤمنان را از لذت های مادی محروم نمی کند؛ بلکه در آیات و روایات فراوانی، مؤمنان به استفاده از زیبایی ها، شادمانی و لذت های حلال مادی نیز ترغیب شده اند. واژه «کلوا»، 20 بار در قرآن تکرار گردیده و در 18 مورد، به مؤمنان دستور داده شده که از رزق گوارای خداوند استفاده کنند؛ «كُلُوا مِنْ طَيِّباتِ ما رَزَقْناكُمْ.»[28] آنچه در اسلام نکوهش شده و از آن منع گردیده، ظلم به دیگران، دنیاگرایی و سرکشی در برابر خداست؛ «وَ لا تَطْغَوْا فيهِ.»[29] همین سرکشی است که موجبات خشم خداوند را فراهم می سازد؛[30] نیز آنچه نکوهش شده، زیاده روی و اسراف در کام جویی و لذت طلبی است: «كُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُسْرِفينَ.»[31] و یا در برخی آیات آمده: «قُلْ مَنْ حَرَّمَ زينَةَ اللَّهِ الَّتي‏ أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّيِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِيَ لِلَّذينَ آمَنُوا...»[32] بدیهی است که علت اصلی این محدودیت و ممنوعیت، آسیب های جبران ناپذیر روحی و جسمی است که در افراط و تفریط وجود دارد.

منبع: کتاب ره توشه راهیان نور، ویژه ماه رمضان، سیدعلی اکبر حسینی.


پی نوشت ها:

[1]. احمد فیومی، المصباح المنیر، ج 2، ص 389.

[2]. ابن منظور، لسان العرب، ج 3، ص 273.

[3]. ذاریات: 56.

[4]. فاطر: 15.

[5]. تمیمی آمدی، تصنیف غررالحکم و دررالکلم، ص 81.

[6]. علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 75، ص 207.

[7]. دعای کمیل.

[8]. الصحیفه السجادیه، ص 414.

[9]. الصحیفه السجادیه، ص 17.

[10]. بقره: 165.

[11]. علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 67، ص 15.

[12]. محدث نوری، مستدرک الوسائل، ج 12، ص 173.

[13]. کامل بهانی، ج 2، ص 149.

[14]. علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 91، ص 147.

[15]. توبه: 72.

[16]. بقره: 165.

[17]. رعد: 28.

[18]. فتح: 4.

[19]. علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 91، ص 244.

[20]. علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 16، ص 130.

[21]. آل عمران: 31.

[22]. شیخ کلینی، الکافی، ج 2، ص 46.

[23]. علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 65، ص 103.

[24]. علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 6، ص 133.

[25]. همان، ص 137؛ همان، ج 75، ص 347.

[26]. نهج البلاغه، خطبه 193.

[27]. مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج 4، ص 518.

[28]. طه: 81.

[29]. طه: 81.

[30]. طه: 81.

[31]. اعراف: 31؛ اسراء: 27.

[32]. اعراف: 32.


مطالب مرتبط