مقام معظم رهبری در بیاناتشان بر لزوم بصیرت تاکید کرده و فریب و شکست را پیامد خطرناک بی بصیرتی خوانده اند

لزوم بصیرت داشتن و بصیرت بخشی در سخنان مقام معظم رهبری

لزوم بصیرت داشتن و بصیرت بخشی در سخنان مقام معظم رهبری

انسان انقلابی باید نسبت به مسائل روز، آگاهى عميق داشته باشد و آنها را با تمام وجود درك كند تا بتواند با انتخاب درست و قرار گرفتن در مسیر درست و مناسب از انحراف و گمراهی در امان باشد. مقام معظم رهبری در مقاطع مختلف و در دیدار با اقشار مختلف مردم، بارها بر لزوم بصیرت داشتن و بصیرت بخشی به دیگران تاکید کرده و فریب و شکست را از پیامد خطرناک بی بصیرتی خوانده اند.

ایشان در جایی می فرمایند: «عمار یاسر در جنگ صفین ملتفت شد که در یک گوشه‌ لشکر همهمه است. خودش را رساند، دید یک نفر آمده وسوسه کرده که شما با چه کسانی دارید می ‌جنگید؛ طرف مقابل شما مسلمانند و نماز می ‌خوانند و جماعت دارند! ... این وسوسه را چند بار در لشکر صفین به وجود آوردند و هر دفعه هم به گمانم عمار بود که خودش را رساند و فتنه را افشا کرد. عمار جمله‌ ای با این مضمون گفت که جنجال نکنید، حقیقت را بشناسید. این پرچمی که در مقابل شماست، من دیدم که به جنگ پیامبر آمد و زیر این پرچم، همان کسانی ایستاده بودند که الان ایستاده ‌اند و پرچمی را دیدم که در مقابل آن پرچم بود و زیر آن پیامبر و همان کسانی که امروز ایستاده‌ اند بودند؛ چرا اشتباه می ‌کنید؟ چرا حقیقت را نمی ‌شناسید؟ این، بصیرت عمار را نشان می‌ دهد. ... خدای متعال، این مرد را از زمان پیامبر برای زمان امیرالمؤمنین ذخیره کرد، تا در این مدت به روشنگری و بیان حقایق بپردازد».

مقام معظم رهبری در ادامه همین سخن، پیامد بی بصیرتی را این چنین بیان می کنند: «مکرر گفته ‌ام که اگر ملتی قدرت تحلیل خودش را از دست بدهد، فریب و شکست خواهد خورد. اصحاب امام حسن، قدرت تحلیل نداشتند؛ نمی ‌توانستند بفهمند که قضیه چیست و چه دارد می ‌گذرد. اصحاب امیرالمؤمنین، آنهایی که دل او را خون کردند، همه مغرض نبودند؛ اما خیلی از آنها - مثل خوارج - قدرت تحلیل نداشتند. قدرت تحلیل خوارج ضعیف بود. یک آدم ناباب، یک آدم بدجنس، یک آدم زبان‌ دار پیدا می ‌شد و مردم را به یک طرف می ‌کشاند؛ شاخص را گم می ‌کردند. در جاده، همیشه باید شاخص مورد نظر باشد. اگر شاخص را گم کردید، زود اشتباه می ‌کنید. امیرالمؤمنین می ‌فرمود: «وَ لَا يَحْمِلُ هَذَا الْعَلَمَ إِلَّا أَهْلُ الْبَصَرِ وَ الصَّبْر»[1]؛ اول، بصیرت، هوشمندی، بینایی، قدرت فهم و تحلیل و بعد صبر و مقاومت و ایستادگی».[2]

ایشان در جایی دیگر نتیجه بصیرت داشتن را اینگونه بیان می کنند: «یک ملتی که بصیرت دارد، مجموعه‌ جوانان یک کشور وقتی بصیرت دارند، آگاهانه حرکت می کنند و قدم برمی دارند، همه‌ تیغ های دشمن در مقابل آنها کند می شود. بصیرت این است. بصیرت وقتی بود، غبارآلودگی فتنه نمی تواند آنها را گمراه کند، آنها را به اشتباه بیندازد. اگر بصیرت نبود، انسان ولو با نیت خوب، گاهی در راه بد قدم می گذارد. شما در جبهه‌ جنگ اگر راه را بلد نباشید، اگر نقشه‌ خوانی بلد نباشید، اگر قطب ‌نما در اختیار نداشته باشید، یک وقت نگاه می کنید می ‌بینید در محاصره‌ دشمن قرار گرفته‌اید؛ راه را عوضی آمده‌ اید، دشمن بر شما مسلط می شود. این قطب ‌نما همان بصیرت است. در زندگیِ پیچیده‌ اجتماعیِ امروز، بدون بصیرت نمی شود حرکت کرد. جوان ها باید فکر کنند، بیندیشند، بصیرت خودشان را افزایش بدهند. معلمان روحانی، متعهدان موجود در جامعه‌ ما از اهل سواد و فرهنگ، از دانشگاهی و حوزوی، باید به مسئله‌ بصیرت اهمیت بدهند؛ بصیرت در هدف، بصیرت در وسیله، بصیرت در شناخت دشمن، بصیرت در شناخت موانع راه، بصیرت در شناخت راه‌ های جلوگیری از این موانع و برداشتن این موانع؛ این بصیرت ها لازم است. وقتی بصیرت بود، آن وقت شما می دانید با کِی طرفید، ابزار لازم را با خودتان برمی دارید».[3]

ایشان یکی از شاخصه های ممتاز امیرالمؤمنین علیه السلام را، بصیرت بخشی آن حضرت برمی شمرند: «آن چیزی که در میان رفتارهای امیرالمؤمنین انسان مشاهده می کند و برترینِ این خصوصیات برای امروز ماست، مسئله‌ بصیرت‌ بخشی و بصیرت‌ دهی به کسانی است که نیاز به بصیرت دارند؛ یعنی روشن کردن فضا. در همه‌ ادوار، این شجاعت بی ‌پایان، این فداکاری عظیم، در خدمت آگاه کردن مردم، عمق دادن به اندیشه‌ مردم و ایمان مردم به کار رفته است. در جنگ صفین وقتی طرف مقابل که احساس می کرد دارد شکست می خورد، برای اینکه جنگ را متوقف کند، قرآن ها را سر نیزه کرد، یک عده ‌ای آمدند دور امیرالمؤمنین را گرفتند و فشار آوردند که باید تسلیم شوی و جنگ را تمام کنی؛ این ها قرآن را مطرح کردند... حضرت فرمود: شما اشتباه می کنید؛ شما این ها را نمی شناسید. این کسانی که امروز قرآن را به عنوان حَکم مطرح می کنند، به قرآن اعتقاد ندارند. من اینها را می شناسم. «انّی َ عَرَفْتُهُمْ أَطْفَالًا وَ رِجَالا»؛ من دوره‌ کودکی اینها را دیدم، دوره بزرگی اینها را هم دیدم. «فَكَانُوا شَرَّ أَطْفَالٍ وَ شَرَّ رِجَالٍ»[4]؛ بدترین‌ ها بودند. این ها به قرآن اعتقادی ندارند. وقتی در تنگنا گیر می کنند، قرآن را مطرح می کنند. البته آنها گوش نکردند، اصرار ورزیدند و دنیای اسلام خسارتش را خورد. امیرالمؤمنین اهل بصیرت دادن است. امروز ما به این بصیرت احتیاج داریم. امروز دشمنان دنیای اسلام، دشمنان وحدت اسلام، با ابزارهای دین وارد می شوند، با ابزارهای اخلاق وارد می شوند؛ باید هشیار بود».[5]

مهدی سیدمرادی

پی نوشت ها:

[1] نهج البلاغه، شريف رضي، تحقیق صبحي صالح، ‏هجرت‏، قم‏، 1414ق‏، ص 248.

[2] سخنرانی در دیدار با اقشار مختلف مردم، 1370/01/26.

[3] بیانات در دیدار عمومی مردم چالوس و نوشهر، 1388/07/15.

[4] الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد، شیخ مفید، مؤسسة آل البيت عليهم السلام‏، كنگره شيخ مفيد، قم‏، 1413 ق‏، ج ‏1، ص 270.

[5] بیانات در دیدار مردم بوشهر در روز میلاد امام علی(ع)، 1389/04/05.


مطالب مرتبط