شعر کودکانه مذهبی

مثل خورشید

مثل خورشید

آن مرد مثل خورشید ///آرام و مهربان بود

شب در برابر او/// بی رنگ و ناتوان بود

می رفت مثل یک رود///بی باک و پاک تا شام

یک لحظه پیش دشمن/// اما نمی شد آرام

او از حسین می گفت///از کربلا و غم هاش

می دید هر غمی را/// مثل ستاره زیبا

در کاروان خود بود/// مانند مادری پاک

آخر دلش نمی خواست///باشد یتیم غمناک

لطفش به روی گل ها///بارید مثل یک ابر

پر بود قلب پاکش///از مهربانی و صبر

با دشمن بدکار/// در جنگ بی امان بود

آری همیشه زینب/// بانویی قهرمان بود

دشمن دوباره حالا/// رو کرده سمت زینب

افتاده خاک صحنش/// در چنگ تیره شب

من مثل باغبانم/// زینب گلی است خوشبو

می خواهم از خدا که///باشم مدافع او ...


مطالب مرتبط