مرزبان حریم ولایت

قرائت قرآن برایش خیلی مهم بود.

مرزبان حریم ولایت

علامه عبدالحسین امینی را دائره المعارف بزرگ «الغدیر» می شناسیم و ارادت ویژه اش به امیرالمؤمنین (ع) درباره این محقق راستین، گزاف نیست که بگوییم اگر امروز رخداد غدیر بر ستیغ صلابت و در اوج یقین بر دیدگاه عقل و علم و انصاف نشسته، نتیجه نگاه عالمانه، سفرهای پی در پی، رنج های بی شمار و کوشش های چهل ساله این شیدای تبریزی متولد 1281 قمری است.

این عالم وارسته از خصائل و ویژگی های مؤمنانه زیادی برخوردار بود که در ادامه به گوشه ای از آن اشاره شده است. نسبت به معصومین (ع) ادب بسیار داشت. دوران زندگی در نجف را غنیمت می شمرد و زیاد به زیارت حضرت امیر (ع) می رفت. هرگز از سمت بالای سر وارد حرم مطهر نمی شد. اذن دخول می خواند و از پایین پا داخل می شد. همان جا رو به روی حضرت می ایستاد و گریه شدید می کرد. زیارتش که تمام می شد، باز هم به خود اجازه نمی داد راه بالای سر را انتخاب کند...از همان پایین پا خارج می شد.

چند وقتی می شد که علامه ناخوش احوال بود و در بستر خوابیده بود. با چند تن از پیرغلامان اهل بیت (ع) به عیادتش رفتیم. یکی از همراهان گفت «جناب علامه از شما سوالی درباره حضرت زهرا (ع) دارم...» کلامش ختم نشده بود که ناگاه علامه برآشفت و با ناراحتی گفت «ساکت باش» همه از این برخورد ایشان متعجب شدند. با کمک نزدیکان از جا برخاست و نشست. نگاهی به حاضرین که دور تا دور اتاق نشسته بودند انداخت و روی چهره سوال کننده که هنوز بهت زده بود، توقف کرد و با تأسف گفت «چرا در حالی که پایم دراز بود نام حضرت زهرا (ع) را آوردی؟»

5c4ee70769f0b.jpg

قرائت قرآن برایش خیلی مهم بود. قرائتش همواره با تفکر و تدبر در آیات همراه بود. هر روز بعد از نماز صبح مشغول قرآن خواندن می شد. در ماه رمضان کمر همت را می بست برای روزه و سایر عبادات و خود را از دیگر مشغولیات فارغ می کرد. در این ماه پانزده ختم قرآن داشت. چهارده ختم به نیت چهارده معصوم و یک ختم به نیت پدر و مادرش. در ماه های دیگر هم حداقل یک بار قرآن را ختم می کرد. تأثیر این انس با قرآن به وضوح در قلمش دیده می شد.

علامه عاشق همسرش بود. این را دخترش می گوید. «پدرم فوق العاده به مادرم عشق و هم احترام می گذاشت. این معروف است که در شب ازدواج، جلوی همه دست مادرم را بوسیده است. آن هم زمانی که امینی دیگر علامه امینی شده بود. وقتی عموی مادرم دست عروس و داماد را در دست همدیگر گذاشتند و مادرم را به پدرم سپرد، پدرم خم شد و دست مادرم را جلوی همه بوسید و تا آخر عمرش همین احساس را داشت و جز محبت و احترام از پدر و مادرمان نسبت به همدیگر چیزی ندیدیم. بعدها هم که ما ازدواج کردیم و رفتیم سر زندگی خودمان، مرحوم پدرم مرتب سفارش می کرد که وقتی من نیستم بیایید به مادرتان سر بزنید و ببینید چیزی لازم دارد یا نه.»

سن و سالی از او گذشته بود و گرد پیری بر چهره اش نشسته بود. روزهای آخر عمرش را سپری می کرد. سوال کردند «چه آرزویی داری؟» جواب داد «فقط یک آرزو در دنیا دارم... و آن این که خدا یک عمر طولانی بدهد، در این عمر از همه کناره بگیرم در گوشه بیابانی چادر بزنم و آن جا ساکن شوم و تا آخر عمر بر مظلومیت علی (ع) گریه کنم....»

بعد از چهارسال پدر را توی خواب می بیند. نشاط و نورانیت از چهره اش می بارد. حال خوشش نشان از جایگاه خوبش دارد. فرصت کوتاه به دست آمده را غنیمت می شمارد و می پرسد «کدام یک از اعمالتان باعث سعادت و نجات شما شد؟ کتاب الغدیر؟ تأسیس بنیاد و کتابخانه امیرالمؤمنین (ع)؟ سایر تألیفات...، کدامشان؟» پدر کمی تأمل می کند و می گوید «فقط زیارت اباعبدالله الحسین (ع)» پسر یاد راه بسته کربلا می افتد و با حسرت می پرسد «اکنون که روابط ایران و عرق تیره شده و راه کربلا بسته است. برای زیارت چه کنم؟» پدر اما برای آن هم راهی دارد. با لبخندش روح پسر را می نوازد و می گوید «در محافل عزاداری امام حسین (ع) شرکت کنید تا ثواب زیارت را به شما بدهند. زیارت عاشورا را هیچ گاه ترک نکن و آن را وظیفه خود بدان، زیرا که آثار و برکات بسیار آن موجب نجات و سعادت مندی تو در دنیا وآخرت خواهد شد....»

منبع: نشریه خانه خوبان، فاطمه عطایی

مطالب مرتبط
دیدگاه خود را ارسال کنید
تاکنون نظری برای این مطلب ثبت نشده است.
ویژه ها
عید در حرم امام رئوف

عید در حرم امام رئوف

9224

عید در حرم امام رئوف


عکس حرم مطهرامام رضا علیه السلام

عکس حرم مطهرامام رضا علیه السلام

8634

فقیر و خسته به درگاهت آمدم رحمی که جز ولای توام نیست هیچ دست آویز حرم مطهرامام رضا علیه السلام


زائر حرم امام رضا علیه السلام

زائر حرم امام رضا علیه السلام

7963

دولت دراین سرا و گشایش دراین در است ... السلام علیک یا انیس النفوس یا علی بن موسی الرضا(ع) #امام_رضا_علیه_السلام #حرم_امام_رضا_علیه_السلام #حرم_مطهر_رضوی


ضریح حرم مطهر امام رضا علیه السلام

ضریح حرم مطهر امام رضا علیه السلام

8911

قلب مرا به پای ضریح ات گره بزن بیمارم و دخیل شفای تو می شوم


دربانان حرم مطهر امام رضا علیه السلام

دربانان حرم مطهر امام رضا علیه السلام

9693

از رهگذر خاک سر کوی شما بود؛ هر نافه که در دست نسیم سحر افتاد


بیشتر