نخستین اثر ایمان به زندگی بعد از مرگ و رستاخیز، مفهوم دادن و هدف بخشیدن به زندگی و از بیهودگی درآوردن آن است.

مرگ، پایان زندگی نیست!

مرگ، پایان زندگی نیست!

انسان در سرای فانی دنیا، در هر محکمه ای که محاکمه شود، نمی تواند از محکمه عدالت خداوند مستثنی شود. هرچند انسان در برابر تخلف ها و بیدادگری و ظلم ها، در چهار دادگاه مختلف این دنیای فانی محاکمه شده و جزای دنیوی خود را می بیند که اولین آن ها، دادگاه درونی و وجدان خود اوست که گاه به تنهایی همه حساب ها را تصفیه می کند و چیزی باقی نمی ماند.

دومین آن ها، دادگاه آثار طبیعی عمل است، مخصوصاً در گناهانی که جنبه همگانی به خود گرفته و خیلی سریع تأثیر قضاوت این دادگاه آشکار می شود. سومین دادگاه، محکمه مکافات و جزای عمل است که این محکمه، اسرار آمیز است و روابطش ناشناخته. گویا این دادگاه، در پشت درهای بسته به دادرسی مشغول و احکام قطعی صادر می کند و به شکلی اسرار آمیز اجرا می شود. چهارمین دادگاه، دادگاه های رسمی و عادی بشری است که قدرت ضعیفی داشته و شاید خطاهایی از چشم او پنهان بماند.

اما اگر دقت کنیم، گسترش و سایه نظم و عدالت خداوند را در همه جا به چشم درون و برون خواهیم دید. این قانون به حدی دقیق و قدرتمند است که کوچک ترین انحراف از آن، سبب نابودی هر چیزی می شود. اگر آسمان ها و زمین و همه کرات آسمانی، به حرکت خود ادامه دهند، علت اصلی، همان قدرت و عظمت نظم و عدالت خداوند است. انسان نیز نمی تواند از این محکمه عدالت خداوند، مستثنی باشد و لذا یقین پیدا می کنیم که برای او نیز، دادگاه و محکمه ای تعیین شده است که همه، بدون استثناء در آن حاضر شده و پاسخگوی اعمال خود خواهند بود.

اغلب اوقات این سوال پیش می آید که حکمت و فلسفه آفرینش ما و این سرای فانی چیست؟ ما چرا خلق شده ایم؟ برای چه آمده ایم و به کجا خواهیم رفت؟ و هزاران سوال و پرسش دیگر. یکی از حکمت های آفرینش، تکامل و تربیت ما بوده است و آیا این فلسفه تربیت، با مرگ انسان نیست و نابود نمی شود؟

با مرگ انسان، جهان انسانیت پایان نپذیرفته بلکه او جای خود را به افرادی مترقی تر و پیشرفته تر داده و به این صورت کاروان تکامل بشری، همچنان به سیر خود ادامه می دهد. بنابراین از حکمت های آفرینش، تکامل و تربیت نوع انسان است و این تکامل با مرگ افراد نیست و نابود نشده و متوقف نیز نمی شود و همچنان پیش خواهد رفت. رستاخیز خداوند، دادگاه عظیمی است که همه بدون استثناء در برابر آن حاضر و محاکمه خواهند شد. در آیات شریف قرآن کریم، گواهان متعدد و مختلفی برای آن دادگاه بیان شده که عبارت است از:

از حکمت های آفرینش، تکامل و تربیت نوع انسان است و این تکامل با مرگ افراد نیست و نابود نمی شود

- ذات پاک خداوند: در هر موقعیتی که باشیم و هرکاری را انجام دهیم، خداوند، گواه و ناظر بر اعمال ماست و هیچ امری از دید خداوند مخفی و مستور نمی ماند نه در زمین و نه در آسمان. خداوند متعال در آیه 17 سوره حج می فرماید: «...انَّ اللَّهَ يَفْصِلُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ ۚ إِنَّ اللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ»؛ همانا خداوند روز قیامت میان آنان داوری خواهد کرد. همانا خداوند بر هر چیزی شاهد است.

- پیامبران: در آن روز بزرگ، خداوند متعال پیامبران را به عنوان شاهد بر اعمال امت خویش حاضر کرده و مورد سوال قرار می دهد. جایی که در آیه 15 سوره مزمل می فرماید: «إِنَّا أَرْسَلْنَا إِلَيْكُمْ رَسُولًا شَاهِدًا عَلَيْكُمْ..»؛ یعنی همانا ما به سوی شما پیامبری فرستادیم که شاهد بر (اعمال) شماست.

- اعضا و جوارح انسان: اعضا و جوارح بدن، بر تمامی اعمال ما شاهد خواهند بود و بر رفتارها و کردارها و گفتارهای درست و نادرست ما، شهادت خواهند داد. خداوند در آیات 22-20 سوره مبارکه فصلت می فرماید: «وَيَوْمَ يُحْشَرُ أَعْدَاءُ اللَّهِ إِلَى النَّارِ فَهُمْ يُوزَعُونَ، حَتَّىٰ إِذَا مَا جَاءُوهَا شَهِدَ عَلَيْهِمْ سَمْعُهُمْ وَأَبْصَارُهُمْ وَجُلُودُهُمْ بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ، وَقَالُوا لِجُلُودِهِمْ لِمَ شَهِدْتُمْ عَلَيْنَا ۖ قَالُوا أَنْطَقَنَا اللَّهُ الَّذِي أَنْطَقَ كُلَّ شَيْءٍ ...»؛ و روزی که دشمنان خدا به سوی آتش روانه می شوند و در کنار آتش قرار می گیرند تا وقتی دیگران به سوی آن آمدند، گوشها و دیدگان و پوست های آنان بر کارهای بد آن ها گواهی می دهند. آنان به پوست های خود اعتراض می کنند که چرا علیه ما شهادت دادید؟ (پوست ها) می گویند ما را خدایی که هر موجودی را به سخن درآورده است، به سخن درآورد...»

- زمین: در روز قیامت زمین، اخبار و احادیث مخفی و اسرار خود را بازگو می کند، چرا که دستور خداوند را سرلوحه خود می بیند. خداوند متعال در آیه 4 و 5 سوره مبارکه زلزله می فرماید: «يَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبَارَهَا، بِأَنَّ رَبَّكَ أَوْحَىٰ لَهَا»، یعنی در آن روز زمین تمام اخبار خود را بازگو می کند، چرا که پروردگارت به او وحی کرده است.

- فرشتگان: هرکسی که وارد عرصه قیامت شود به همراه او فرشته و مأموری نیز حضور دارد.

مردم غالباً در زمان حال زندگی می کنند، و تنها به آن چه امروز دارند دلخوش هستند، اما کم نیستند کسانی که در زمان گذشته زندگی می کنند. این دسته همیشه پیکره های پوسیده حوادث تلخ و شیرین گذشته را از زیر خاک های فراموش شده بیرون کشیده و به شرح و بسط آن ها می پردازند و بر حوادث تلخ گذشته ناراحت می شوند. اما کم هستند کسانی که به زمان آینده توجه کنند و رزق و توشه ای برای فردای خود فراهم کنند.

کم هستند کسانی که به زمان آینده توجه کنند و رزق و توشه ای برای فردای خود فراهم کنند.

نقطه آغاز زندگی، هرچه باشد، در هر زمان و مکانی که اتفاق افتاده باشد، با فقر و ثروت، با خوشی یا ناخوشی و با جهل یا دانش... به هنگام مرگ، ناگهان به طرز عجیبی، در یک سطح قرار می گیرند و مساوات کامل که هیچ کس نتوانسته آن را پیاده کند، برقرار می شود.

هیچ کس نمی داند در لحظه مرگ چه احساسی به انسان دست می دهد، چون کسی از این راه برنگشته که احساس خود را بیان کند. بدترین راه مبارزه با واقعیت های تلخ، فرار از درک آن ها و یا به دست فراموشی سپردن آن ها است.

دو نفر هستند که از مرگ در ترس و هراسند: یکی آن که آن را به معنای نیستی و فنای مطلق تفسیر می کند و دوم آن که پرونده اش سیاه وتاریک است. بیشتر مردم از نام مرگ در هراسند. از نشانه های آن گریزان و از نام گورستان و آرامستان در ترس هستند. با زرق و برق ها می کوشند ماهیت و رسالت اصلی آن را به دست فراموشی بسپارند. دسته ای دیگر نیز هستند که از مردن وحشت دارند، نه به خاطر این که مرگ را به معنای فنا و نیستی تفسیر کنند و منکر زندگانی بعد از آن شوند، بلکه به خاطر این که آن قدر پرونده اعمال خود را سیاه و تاریک می بینند که شکنجه های طاقت فرسا و مجازات های دردناک بعد از مرگ را گویا با چشم خود دیده و حس کرده اند. این ها نیز حق دارند از مرگ بترسند، زیرا به مجرمی می مانند که از پشت میله های زندان آزاد شده و به سوی چوبه دار می رود.

ایمان به خداوند متعال و ایمان به رستاخیز، در زندگی انسان تأثیر فراوانی دارد. اگر زندگی بعد از مرگ نباشد، زندگی دنیوی، پوچ و بی معنا می شود. میان موجودات، تنها انسان است که مفهوم وجود را درک می کند و از هستی خویش آگاه است. همان طور که هستی برای انسان یک امر بدیهی و آشکار است، نیستی نیز همراه با تصور هستی در ذهن انسان وجود دارد. لذا انسان نه تنها از وجود خویشتن آگاه است، عدم خود را نیز به طور واضح حس می کند و اضطراب و نگرانی انسان، نتیجه همین آگاهی از وجود عدم است. بنابراین نخستین اثر ایمان به زندگی بعد از مرگ و رستاخیز، مفهوم دادن و هدف بخشیدن به زندگی و از بیهودگی درآوردن آن است. زندگی انسان مجموعه ای است از کتابخانه بزرگ آفرینش و خلقت خداوند و همین، افتخاری بس بزرگ برای اوست.

منبع: ماهنامه بشارت (98-97)، آمنه شاهنده


مطالب مرتبط