مرگ بر ناسپاسان

مرگ بر این انسان که چقدر ناسپاس است!

مرگ بر ناسپاسان

خدای متعال خیلی مهربان است. أرحم الراحمین است. خیلی منعم و مفضل و محسن است. تمام جمال است. تمام خیر است. شما این آیه را نگاه کنید. تعبیری در قرآن به این تندی یا نداریم یا خیلی کم داریم.

قُتِلَ الْإِنْسانُ ما أَکْفَرَهُ؛(1)

مرگ بر این انسان، چقدر کافر و ناسپاس است؟

این را خدای مهربان می گوید. بر آدم ناشکر و ناسپاس مرگ باد! مرحوم آیت الله بهاء الدینی فرمودند: یک بار هم بگو مرگ بر خود من.

ملا عبدالله می گوید: مدام روی در و دیوار می نویسند فلانی مرد، فلانی مرد. یک اعلامیه هم بنویسند نفس فلانی مرد، شیطان فلانی مرد.

اگر این نفس ما بمیرد، چقدر خوب می شود. اگر نفس اماره بمیرد، یا مسلمان شود، انسان چقدر زیبا می شود. نفرین چیز خوبی نیست، ولی چرا خدا می گوید مرگ بر این انسان! این انسانی است که خود او درست کرده است. چقدر این انسان ناسپاس است! چقدر کفران نعمت می کند! وقتی به او چنگ می اندازیم، ناله و فریاد او گوش آسمان و زمین را کر می کند. وقتی به او وسعت می دهیم، طغیان می کند و همه چیز را فراموش می کند. «قُتِلَ الْإِنْسانُ ما أَکْفَرَهُ»؛ مرگ بر این انسان که چقدر ناسپاس است!

«ما أَکْفَرَهُ» را هم می توانید به معنای کفر بگیرید، و هم به معنای ناسپاسی. هر دو درست است. اصلا کفر یعنی پوشاندن. کافر خدا را می پوشاند و زیر بار نمی رود. آدم ناسپاس هم نعمت های خدا را می پوشاند. هر دو بد است. اصلا کفر چیز بدی است.

می گفت: به این بنده خدا برخورد کردم، دیدم دستمال به سر خود بسته است و کفر می گوید. خیلی آه و ناله می کرد که از دیشب تا حالا خیلی سختی کشیدم. به او گفتم: تو خیلی بی انصاف هستی. گفت: من بی انصافم؟ گفتم: بله. خدا به تو چشم سالم داده است، دست سالم داده است، پای سالم داده است، قلب سالم داده است، کلیه سالم، کبد سالم، مغز و اعصاب سالم، سر تو هم سالم بوده است، حالا یک شب سر درد گرفته ای. خدا چهل سال به تو سلامتی داد، تا به حال شده به سر خود پارچه ببندی و بگویی چه خدای خوبی دارم، خدایا شکر؟

آیا شده تا به حال برای همه چیزهایی که خدا به تو داده است شکر خدا را به جا بیاوری؟ یک شب، یک سر درد گرفتی، آه و ناله تو گوش فلک را کر می کند. تو این قدر بی انصاف هستی، خجالت نمیکشی؟

خدا می خواهد یا گناهان تو را ببخشد، یا می خواهد تو را امتحان کند، یا می خواهد تو بفهمی که سر سالم چقدر قیمت دارد. وقتی آدم یک شب بیمار می شود، می فهمد که سلامتی یعنی چه. گفت: شروع کرد به گریه کردن. گفت راست می گویی، ما خیلی بندگان ناسپاس و ناشکری هستیم.

از مرحوم حاج شیخ عباس قمی نقل می کنند که می فرمود: اگر مادر خانواده سنی به دنیا آمده بودیم، الآن سنی بودیم. اگر در خانواده کمونیست به دنیا آمده بودیم، الآن کمونیست بودیم. اگر در محیط وهابی به دنیا می آمدیم، - العیاذ بالله - مسلمآ وهابی بودیم. مگر یک توفیق الهی نصیب حال ما می شد که از وهابیت بیرون بیاییم و مستبصر و شیعه شویم که وظیفه داشتیم این کار را بکنیم.

غفلت از نعمت های بزرگ الهی:

شخص گرفتاری خدمت امام صادق (علیه السلام) آمد و شروع به آه و ناله کرد. مشکل مالی داشت. گفت: آقا، وضع من بد است، من چنین و چنان هستم. حضرت فرمودند:

لَیْسَ الْأَمْرُ کَمَا ذَکَرْتَ وَ مَا أَعْرِفُکَ فَقِیراً؛(2)

مطلب این طور که تو می گویی نیست. من تو را فقیر نمی دانم.

من نمی بینم که تو فقیر باشی. گفت: آقا، فلان جا این قدر بدهکار هستم، فلان جا آنقدر، آذوقه نداریم، و شمه ای از فقر خود را شرح داد. «الصَّادِقُ یُکَذِّبُهُ»؛ اما امام صادق (علیه السلام) او را تکذیب می کرد. می گفت: دروغ می گویی، تو فقیر نیستی. هر چه او می گفت، حضرت می گفت: دارا هستی. در آخر گفت: آقا، مثل این که من نتوانستم مسأله را برای شما خوب بیان کنم. من واقعا ندارم.

فرمودند: من یک سؤال از تو می کنم. اگر بیایند و به تو بگویند: اگر از ما اهل بیت برائت بجویی، صد دینار طلا به تو می دهیم. آیا حاضر هستی؟ گفت: نه. فرمودند: اگر ولایت ما را از شما بگیرند و برائت ما را به شما بدهند و هزار دینار به شما بدهند، حاضر هستی؟ گفت: نه. فرمودند: اگر ده هزار دینار به شما بدهند، حاضر هستی از ما تبری بجویی؟ گفت: نه.

در روایت آمده است که حضرت مدام مبلغ دینار را بالا بردند، و او حاضر نمی شد دست از ولایت اهل بیت بردارد. فرمودند: من فقط یک نعمت و یک سرمایه تو را دارم شرح دادم، سرمایه توحید و امنیت و سلامتی و بقیه چیزها بماند. کسی که حاضر نیست یک نعمت خود را با هزاران دینار عالم عوض کند، آیا این فقیر است؟

مَنْ مَعَهُ سِلْعَهٌ یُعْطَی هَذَا الْمَالَ لَا یَبِیعُهَا هُوَ فَقِیرٌ(3)

آیا کسی که متاعی با خود دارد که با این همه پول نمی فروشدآیا فقیر است؟

چرا این قدر ناشکری می کنی؟!

«قُتِلَ الْإِنْسَانُ مَا أَکْفَرَهُ» (4) مرگ بر این انسان که این قدر ناسپاس است!»

چقدر ناسپاسی، چقدر کفران نعمت، چقدر ناشکری؟! اگر ماسنی بودیم چه می شد؟ اگر خدایی نکرده کافر بودیم چه می شد؟

خدا به ما توفیق نماز داده است، توفیق سجده داده است، توفیق یاد خود را داده است، آیا می توانیم روی یاد خدا قیمت بگذاریم؟ ناشکری نکنیم. به داده ها نگاه کنیم. به نداده ها که گاهی همان نداده ها هم نعمت است نگاه نکنیم. عطای او عطاست، منع او هم عطاست. شکر کنیم. «شکر نعمت نعمتت افزون کند.»

منبع: کتاب برکت زندگی: شکرگزاری در سیره پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، حبیب الله فرحزاد، ص 53-56.

-------

پی نوشت ها:

1. سوره عبس، آیه 17.

2. الأمالی للطوسی، ص 298.

3. همان.

4. سوره عبس ، همان.

مطالب مرتبط
دیدگاه خود را ارسال کنید
تاکنون نظری برای این مطلب ثبت نشده است.
ویژه ها
عید در حرم امام رئوف

عید در حرم امام رئوف

9224

عید در حرم امام رئوف


عکس حرم مطهرامام رضا علیه السلام

عکس حرم مطهرامام رضا علیه السلام

8634

فقیر و خسته به درگاهت آمدم رحمی که جز ولای توام نیست هیچ دست آویز حرم مطهرامام رضا علیه السلام


زائر حرم امام رضا علیه السلام

زائر حرم امام رضا علیه السلام

7963

دولت دراین سرا و گشایش دراین در است ... السلام علیک یا انیس النفوس یا علی بن موسی الرضا(ع) #امام_رضا_علیه_السلام #حرم_امام_رضا_علیه_السلام #حرم_مطهر_رضوی


ضریح حرم مطهر امام رضا علیه السلام

ضریح حرم مطهر امام رضا علیه السلام

8911

قلب مرا به پای ضریح ات گره بزن بیمارم و دخیل شفای تو می شوم


دربانان حرم مطهر امام رضا علیه السلام

دربانان حرم مطهر امام رضا علیه السلام

9693

از رهگذر خاک سر کوی شما بود؛ هر نافه که در دست نسیم سحر افتاد


بیشتر