این عقیده (بقای پس از مرگ) با اصلی عقلی همراه است و آن این که اگر حساب و کتاب دقیقی پس از مرگ وجود نداشته باشد، عدالتی در کار نیست

مرگ هر کس، به رنگ تفکر و عمل خود اوست

مرگ هر کس، به رنگ تفکر و عمل خود اوست

حضرت فاطمه (ع) در بستر مرگ به امام علی (ع) چنین وصیت کرد: «هرگاه مرگم فرا رسید تو خود غسل و کفن مرا بر عهده گیر و بر من نماز بگزار و مرا در قبر قرار ده و دفن کن و با خاک آن را هموار ساز و در بالای سر و روبرویم بنشین و زیاد قرآن و دعا بخوان؛ زیرا که آن زمانی است که مرده نیاز دارد با زندگان انس داشته باشد...»[1]

مرگ و رخدادهای پس از مرگ از دشوارترین پیشامدهای زندگی انسان است و هیچ گونه تردیدی در آن راه ندارد. مرگ واقعیتی است بر سر راه زندگی هر کس و با هر قدرت و امکاناتی.

بیشتر انسان ها از این پیشامد انکارناپذیر و حتمی غافلند یا خود را به غفلت می زنند و گهگاه اگر با پیشامدهایی چون سالخوردگی، بیماری، مرگ همسالان و ... مرگ خود را بیشتر نشان می دهند، با پندارهایی لحظه ای خود را دلخوش می سازند که چندان مایه دلخوشی و آرام بخش واقعی نیست.

اطلاعات آدمیان از عوالم پس از مرگ بسیار اندک است و ابزاری برای شناخت و کشف دنیای بیکرانه زندگی روحی در دست نیست؛ مگر ایمان به اصل: «بقای پس از مرگ» که برای نوع انسان ها موضوعی پذیرفتنی و عقلانی است؛ زیرا که افراد نوع بشر مرگ را پایان زندگی و نیستی مطلق نمی دانند، بلکه برای خود نوعی بقا و زندگی قائلند.

مرگ واقعیتی است بر سر راه زندگی هرکس و با هر قدرت و امکاناتی

این عقیده با اصلی عقلی همراه است و آن این که اگر حساب و کتاب دقیقی پس از مرگ وجود نداشته باشد عدالتی در کار نیست؛ زیرا انسان ها چه تبهکار و چه نیکوکار، در این دنیا پاداش کارهاشان را دریافت نمی کنند و چون آفریدگار عدل مطلق است و در این دنیا و بر اساس عدل، حقی به حقدار نمی رسد، به ضرورت باید دنیایی دیگر باشد که بر اساس عدالت حق به حقداران برسد و نیکان و بدان پاداش اعمال خویش را دریابند و این جز در زندگی نامحدود پس از مرگ امکان ندارد. بنابراین، زندگی پس از مرگ بر اساس اصل عدالت خدایی ضرورت می یابد.

کتابی که ویژگی های جهان پس از مرگ را به تصویر می کشد قرآن، و احادیث پیامبر (ص) و امامان معصوم (ع) است که حقیقت مرگ و زندگی را تفسیر کردند و از سرنوشت انسان ها پس از مرگ خبر دادند. روشن است که عالمان به علم وحیانی می توانند حقایق پس از مرگ را بشکافند و بشریت را از آن آگاه سازند.

در این حکمت فاطمی (ع) بر آن وحشت عظیم که لحظات پس از مرگ بر انسان ها سایه می افکند، انگشت نهاده است. وحشت و ترسی بی مانند که هنگامی رخ می دهد که همه تار و پود این زندگی از هم گسسته و سراسر حیات مادی از بنیاد واژگون گشته است و زندگیی آغاز می شود که هیچ گونه شباهتی با زندگی این دنیایی ندارد و به راستی جای وحشت و دلهره های وصف ناپذیر است. از این رو در دعاها و احادیث آمده است که برای ترس و وحشت مردگان- به ویژه در ساعت های نخستین مرگ که لحظات آغازین زندگی نوین است- دعا کنید و زیاد به یاد آنان باشید و برای آنان- با کارهای نیک و رسیدگی به محرومان- هدیه بفرستید و تهیدستی آنان را اندکی جبران کنید، تا کم کم با دنیای جدید خو کنند و با مسائل بسیار دشوار پس از آن دمساز شوند. به هر حال خود این تغییر و دگرگونی آنی و یک باره بسیار دشوار و طاقت فرساست.

برای ترس و وحشت مردگان، دعا کنید، و زیاد به یاد آنان باشید و برای آنان هدیه بفرستید

از مجموعه تعالیم ادیان آسمانی به ویژه تعالیم اسلامی به دست می آید که دو چیز برای انسان، پس از مرگ کارساز است؛

1- عمل و کردار شخصی هر کس در دوران زندگی.

2- کارهایی که بازماندگان برای فردی انجام می دهند.

امام علی (ع) می فرماید: «چون آنان مباش که بدون عمل به آخرت امید بسته اند.»[2]

عمل هر کس به دست خود اوست و اعمال بازماندگان- که پس از مرگ ممکن است برای آدمی کارگشا باشد- نیز به دست خود انسان پایه ریزی شده است؛ زیرا که این خود انسان بازماندگانش را به گونه ای تربیت کرده است که به عوالم پس از مرگ عقیده داشته باشند و حقوق پدران و مادران را بشناسند و باور کنند که با مرگ حقوق آنان از میان نمی رود و رضایت پس از مرگ آنان نیز شرط ایمان به خدا و اعتقاد به آخرت است. پس این نوع تربیت افراد در خانواده هاست که حقوق درگذشتگان را ادا می کنند یا نسبت به آن بی تعهد و بی توجهند، این سخنی درست است که همه چیز از عمل خود انسان ریشه می گیرد و مرگ هرکس، به رنگ تفکر و عمل خود اوست.

منبع: سخنان حضرت فاطمه (ع)، محمد حکیمی


پی نوشت ها:

[1] . بحارالانوار، 82/27.

[2] . نهج البلاغه، 1160، حکمت 150.


مطالب مرتبط