متکلمان عصر حضرت در مبحث توحید، چند مسأله ی پیچیده را وسیله ای برای ترویج شبهات قرار داده بودند که حضرت در مناظراتش روی آن ها تکیه کرده است. الف) اثبات کائن اول: عمران صابی که درباره اثبات «واحد»ی که غیر از او کسی نباشد به شهرها و کشورها سرزده بود و با متکلمان آن دیار صحبت ها داشته و ...

مسئله توحید در مناظرات امام رضا علیه السلام

مسئله توحید در مناظرات امام رضا علیه السلام

توحید

متکلمان عصر حضرت در مبحث توحید، چند مسأله ی پیچیده را وسیله ای برای ترویج شبهات قرار داده بودند که حضرت در مناظراتش روی آن ها تکیه کرده است.

الف) اثبات کائن اول

عمران صابی که درباره اثبات «واحد»ی که غیر از او کسی نباشد به شهرها و کشورها سرزده بود و با متکلمان آن دیار صحبت ها داشته و قانع نشده بود. در جلسه ای که مأمون برای مناظره ترتیب داده بود، در مقابل منطق امام سر تسلیم فرو آورد و با حل معضل علمی خود به اسلام گروید، امام در پاسخ سوال از کائن اول فرمود:

«واحد» همیشه واحد بوده است همیشه موجود بوده است بدون این که چیزی به همراهش باشد بدون هیچ گونه حدود و اعراضی و همیشه نیز این گونه خواهد بود. سپس بدون هیچ گونه سابقه قبلی مخلوقی را با گونه ای دیگر آفرید با اعراض و حدودی مختلف، نه آن را در چیزی قرار داد و نه در چیزی محدود نمود و...

ب) خلقت عالم

و در رابطه با این که آیا خداوند به خاطر نیاز، موجودات را خلق نمود جواب دادند که: «بدان که اگر خداوند به خاطر نیاز و احتیاج، مخلوقات را خلق می کرد فقط چیزهایی را خلق می کرد که بتواند از آن ها برای برآوردن حاجتش کمک بگیرد و نیز در این صورت شایسته بود که چندین برابر آن چه خلق کرده بود، خلق کند. زیرا هرقدر اعوان و انصار بیشتر باشند شخص کمک گیرنده قوی تر خواهد بود.[1]

چالش فکری دیگری که متکلمان در حل آن مانده بودند هدف از خلقت بود و این که آیا خداوند به خاطر نیاز موجودات را خلق کرده است؟

حضرت در مناظراتش به خوبی از عهده حل این شبهه برآمد به گونه ای که عمران صابی اقرار کرد که معضل فکری اش حل شده است. امام ضمن پاسخ به این معضل فرمودند: «بدان که اگر خداوند به خاطر نیاز و احتیاج، مخلوقات را خلق می کرد فقط چیزهایی را خلق می کرد که بتواند از آن ها برای برآوردن حاجتش کمک بگیرد و نیز در این صورت شایسته بود که چندین برابر آن چه خلق کرده بود، خلق کند. زیرا هرقدر اعوان و انصار بیشتر باشند شخص کمک گیرنده قوی تر خواهد بود.

ج) مسأله «بداء»

از جمله مباحث مشکل در مبحث توحید مسأله «بداء» است. امام رضا(علیه السلام) در مناظره با سلیمان مروزی که منکر «بداء» بود آنچنان شفاف و مستند مسأله «بداء» را مطرح ساخت که متکلم پرادعا و مغرور را به زانو در آورد.

امام رضا(علیه السلام) با اشاره به این که چندین آیه قرآن مانند: «وَ ما یُعَمَّرُ مِنْ مُعَمَّرٍ وَ لا یُنْقَصُ مِنْ عُمُرِهِ إِلاَّ فی‏ کِتابٍ»[2]

«هیچ کس پیر و سالخورده نمی شود و نیز عمر هیچ کس کم نمی گردد مگر این که در کتابی ثبت و ضبط است.»

بر مسأله «بداء» تأکید دارد را نقل کردند و فرمودند: با وجود این همه آیات، تو چگونه آن را باور نداری.[3]

وقتی وی درخواست روایتی از اهل بیت(علیهم السلام) نمود، آن حضرت فرمود که، امام صادق(علیه السلام) می فرمایند: «إِنَّ لِلَّهِ عِلْمَیْنِ عِلْمٌ مَکْنُونٌ مَخْزُونٌ لَا یَعْلَمُهُ إِلَّا هُوَ مِنْ ذَلِکَ یَکُونُ الْبَدَاءُ وَ عِلْمٌ عَلَّمَهُ مَلَائِکَتَهُ وَ رُسُلَهُ وَ أَنْبِیَاءَهُ فَنَحْنُ نَعْلَمُهُ»[4]

همانا خداوند دو علم دارد: علمی است مخزون و مکنون که کسی جز خودش از آن اطلاعی ندارد و «بدا» هم از آن است و علمی که خداوند آن را به فرشتگان و رسولان و پیامبرانش یاد داده است و ما هم آن را می دانیم. حتی مضمون برخی از احادیث معصومین(علیهم السلام) بر می آید که آن ها فرمودند اگر مسأله «بدا» وجود نداشت تمام مسائل و اتفاقات را تا قیامت پیشگویی می کردیم.

سرچشمه عدم قبول مسأله «بداء»

امام رضا(علیه السلام) با اشاره به این که یهود می گوید «یَدُ اللَّهِ مَغْلُولَة» (دست خدا بسته است) خدا هم در جواب آن ها فرمود: «غُلَّتْ أَیْدیهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا»[5](دست خودشان بسته است و لعنت به خاطر گفته هایشان)

یهود این چنین اعتقادی دارد که خدا جهان را آفرید و دیگر توانایی تغییر آن را ندارد؛ و حضرت رضا(علیه السلام) به سلیمان مروزی فرمودند: «أَحْسَبُکَ ضَاهَیْتَ الْیَهُودَ فِی هَذَا الْبَاب» (گمان می کنم در این مسأله همانند یهودیان فکر می کنی) سلیمان مروزی پس از شنیدن دلایل قاطع امام رضا(علیه السلام) از آیات و روایات، این مسأله را پذیرفت و گفت: «از امروز به بعد به خواست خدا، «بداء» را انکار نخواهم کرد و آن را دروغ نمی پندارم.»[6]

منبع : مجموعه ره توشه- کتاب برهان قاطع- معاونت تبلیغات و ارتباطات اسلامی آستان قدس رضوی


[1] - همان، ص342

[2] - فاطر/11

[3] - همان، ص364.

[4] - محمدی ری شهری، محمد، میزان الحکمه، الناشر: مکتب الاعلام الاسلامی، بی جا، الطبعه الثانیه، 1367ش، مجلدات 10، ج1، ص387.

[5] - مائده/64.

[6] - شیخ صدوق، عیون، ج1، ص369.


مطالب مرتبط