امام پس از این که وضو ساختند و مقداری سویق (نوشیدنی یا آش یا حلیم) میل فرمودند، به جایگاه مناظره رفتند. مأمون آن حضرت را به جاثلیق (کاتولیک) بزرگ مسیحیان معرفی کرد و خواست که با امام رضا (علیه السلام) بحث و انصاف را رعایت کند. جاثلیق به مأمون گفت: «ای امیر المؤمنین چگونه با کسی بحث کنم که ...

مناظره امام رضا (علیه السلام) با جاثلیق (بزرگ مسیحیان)

مناظره امام رضا (علیه السلام) با جاثلیق (بزرگ مسیحیان)

امام پس از این که وضو ساختند و مقداری سویق (نوشیدنی یا آش یا حلیم) میل فرمودند، به جایگاه مناظره رفتند. مأمون آن حضرت را به جاثلیق (کاتولیک) بزرگ مسیحیان معرفی کرد و خواست که با امام رضا (علیه السلام) بحث و انصاف را رعایت کند.

جاثلیق به مأمون گفت: «ای امیر المؤمنین چگونه با کسی بحث کنم که به کتابی استدلال می کند که من آن را قبول ندارم و به گفتار پیامبری احتجاج می کند که من به او ایمان ندارم؟.» حضرت فرمودند: «ای مرد مسیحی! اگر از انجیل برایت دلیل بیاورم آیا می پذیری؟» جاثلیق گفت: «آیا می توانم آنچه را انجیل فرموده است، رد کنم؟ به خدا سوگند برخلاف میل باطنی ام خواهم پذیرفت.» حضرت فرمودند: حال هر چه می خواهی بپرس و جوابت را دریافت کن: «سَلْ عَمَّا بَدَا لَک و افهم الجواب».

ابتدا جاثلیق نظر امام(علیه السلام) را درباره حضرت عیسی(علیه السلام) جویا شد؛ به این منظور که اگر آن حضرت فرمودند که او را قبول دارم، او هم در مقام انکار بگوید من پیامبر و کتاب شما را قبول ندارم. اما حضرت هوشیارانه پاسخ دادند: «من به نبوت عیسی و کتابش و به آنچه امتش را بدان بشارت داده است و حواریون نیز آن را پذیرفته اند ایمان دارم و به عیسایی که به نبوت پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) و کتابش ایمان نداشته باشد و امت خود را به او بشارت نداده است، کافرم».

جاثلیق از حضرت رضا(علیه السلام) تقاضای دو شاهد عادل از همکیشان خود (مسیحی) و دو شاهد از غیر همکیشان خود نمود. حضرت فرمودند: «حال سخن به انصاف گفتی».

حضرت(علیه السلام) یکی از شاهدان را یوحنای دیلمی که محبوب ترین شخص نزد مسیح بود، معرفی کردند و فرمودند: «تو را قسم می دهم آیا در انجیل چنین نیامده است؟! که یوحنا گفت «مسیح مرا به دین محمد عربی آگاه کرد و مژده داد که بعد از او خواهد آمد و من نیز به حواریون مژده دادم و آن ها به او ایمان آوردند.» جاثلیق گفت: «بله.»

جاثلیق خواست که مصداق را نامعیّن جلوه دهد و گفت: «زمان آمدن آن پیامبر نامشخص است.» اما حضرت باز از انجیل درباره پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) و اهل بیتش(علیهم السلام) دلیل آوردند و صفر (الاصحاح) ثالث انجیل را قرائت کردند. وقتی به مطلب مربوط به پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) رسیدند توقف کردند و از نسطاس رومی ـ که صفر (الاصحاح) ثالث را به تمام و کمال حفظ بود ـ خواستند که شهادت دهد. و او شهادت داد وآنگاه حضرت فرمودند: «این عین گفتار حضرت مسیح است، اگر مطلب انجیل را تکذیب کنی، موسی و عیسی(علیه السلام) را تکذیب کرده ای و اگر این مطلب را منکر شوی، قتلت واجب است، زیرا به خدا و پیامبر و کتابت کافر شده ای.» جاثلیق گفت: «مطلبی را که از انجیل برایم روشن شود انکار نمی کنم و بدان اذعان دارم.» حضرت فرمودند: «شاهد بر اقرار او باشید».

وقتی جاثلیق بر احاطه آن حضرت بر انجیل و دین مسیحیت آگاه شد، درباره تعداد حواریون سؤال کرد که حضرت جواب او را دادند و فرمودند: «از شخص آگاهی سؤال کردی، حواریون دوازده نفر بودند و اعلم و افضل آن ها لوقا بود. اما علمای بزرگ نصاری سه نفر بودند یوحنای اکبر، در سرزمین باخ، یوحنای دیگری در قرقیسا و یوحنای دیلمی در رجاز و نام پیامبر و اهل بیت و امتش نزد او بود، و او بود که به امت عیسی و بنی اسرائیل بشارت داد.»

سپس حضرت فرمودند: «ای مسیحی! به خدا سوگند ما به عیسی که به محمد(صلی الله علیه وآله وسلم) ایمان داشت، ایمان داریم، به عیسی ایرادی نداریم جز ضعف و ناتوانی و کمی نماز و روزه اش» جاثلیق در حالی که منظور امام را متوجه نشده بود، گفت: «به خدا قسم علم خود را فاسد و خود را تضعیف کردی. گمان می کردم عالم ترین فرد بین مسلمانان هستی.» حضرت فرمودند «مگر چه شده است؟» گفت: «می گویی عیسی ضعیف بود و کم روزه می گرفت و کم نماز می خواند؛ و حال آن که عیسی حتی یک روز هم بدون روزه نگذراند و حتی یک شب هم نخوابید. همیشه روزها، روزه بود و شب ها، شب زنده دار.» حضرت فرمودند: «برای تقرب به چه کسی روزه می گرفت و نماز می خواند؟» جاثلیق از کلام افتاد و ساکت شد.[1] کنید عیسی خداست، پس برای چه کسی نماز می خواند و روزه می گرفت؟ چون منظور حضرت آن بود که شما که ادعا می

سپس حضرت(علیه السلام) از جاثلیق پرسیدند: «چرا منکر هستی که عیسی با اجازه خدا مرده ها را زنده می کرد؟» جاثلیق گفت: «زیرا کسی که مرده ها را زنده کند و نابینا و شخص مبتلا به پیسی را شفا دهد، خداست و شایسته پرستش.»[2]

امام رضا(علیه السلام) هم با ذکر نمونه هایی از تاریخ که پیامبران پیشین مانند: یسع، موسی، عزیر، ابراهیم و... بعضی از این کارها را انجام می دادند، فرمودند: «همگی مضمون آیاتی از تورات و انجیل و زبور و قرآن است. درباره این ها چه می گویی؟ آیا آن ها هم باید ادعای خدایی کنند؟» جاثلیق جواب داد: «بله، حرف حرف شماست و معبودی نیست جز الله»[3]

سپس حضرت رو به رأس الجالوت بزرگ یهودیان نمودند و فرمودند: «تو را به ده آیه ای که بر موسی بن عمران نازل شده است، قسم می دهم که آیا خبر محمد(صلی الله علیه وآله وسلم) و امتش در تورات موجود نیست؟» و سپس فرازهایی از تورات را که درباره پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) و امتش است، قرائت فرمودند. رأس الجالوت گفت: «آری ما نیز آن را همین گونه در تورات یافته ایم.»

سپس حضرت به جاثلیق گفتند: «با کتاب اشعیا تا چه حدی آشنا هستی؟» گفت: «آن را حرف به حرف می دانم.» سپس به آن دو فرمودند: آیا قبول دارید که این مطلب از گفته های اوست؟ «ای مردم من تصویر آن شخص سوار بر درازگوش را دیدم در حالی که لباس هایی از نور بر تن داشت و آن شتر سوار را دیدم که نورش همچون نور ماه بود.» آن دو پاسخ دادند: «بله، اشعیا چنین گفته است». حضرت فرمودند: آیا با این گفته عیسی(علیه السلام) در انجیل آشنا هستی؟ «من به سوی خدای شما و خدای خود خواهم رفت و فارقلیطا[4] خواهد آمد.»

جاثلیق پاسخ داد که امام(علیه السلام) واقعیت را برای وی درباره وضعیت انجیل بیان فرمودند. جاثلیق اعتراف کرد که من این مطلب را تاکنون نمی دانستم.

امام رضا(علیه السلام) با توجه به هوشیاری زیادی که داشتند، ابتدا از جاثلیق درباره شهادت علمای انجیل پرسیدند و او گفت: «هر آنچه تایید کنند و بدان گواهی دهند، حق است.» حضرت(علیه السلام)، مأمون و اهل بیتش و دیگر حاضرین را گواه بر این شهادت گرفتند. سپس درباره اصل و نسب حضرت عیسی(علیه السلام) از قول علمای بزرگ انجیل مانند: متی، مرقابوس، و الوقا و حتی خود حضرت عیسی(علیه السلام) جملاتی بیان فرمودند.

سپس حضرت فرمودند: «نظرت درباره شهادت و گواهی متی، مرقابوس، و الوقا درباره عیسی و اصل و نسب او چیست؟» جاثلیق گفت: «به عیسی افترا زده اند.» حضرت به حضار فرمودند: «آیا (همین الان) پاکی و صداقت آنان را تأیید نکرد و نگفت آنان علمای انجیل هستند و گفتارشان حق است و حقیقت؟» جاثلیق گفت: «ای دانشمند مسلمین، دوست دارم مرا در مورد این چهار نفر معاف داری». حضرت فرمودند: «قبول است تو را معاف کردیم. حال هرچه می خواهی سؤال کن.»[5]

او که توانایی امام(علیه السلام) را در پاسخگویی به کلیه سؤالات فوق العاده یافت، عرض کرد: «بهتر است دیگری سؤال کند به حق مسیح قسم، گمان نداشتم در بین علمای مسلمین کسی مثل شما وجود داشته باشد.»[6]

منبع : مجموعه ره توشه- کتاب برهان قاطع- معاونت تبلیغات و ارتباطات اسلامی آستان قدس رضوی.


[1] - شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا(علیه السلام)، ج1، ص422.

[2] - همان، ص322.

[3] - همان، ص327.

[4] - فارقلیطا معرب کلمه پرکلیتوس (به کسر پ و را) و معنی احمد (ستوده تر) می دهد. پرکلیتوس (به فتح پ و را) به معنی تسلی دهنده است که البته با توجه به آیه 6 سوره صف ترجمه اول به معنی احمد صحیح تر است.

[5] - همان.

[6] - همان، ص427.


مطالب مرتبط