پیامبر صلی الله علیه وآله به اطفال سلام می کرد و نام اطفال و کودکان را محترمانه می برد

مهربانی با کودکان در سیره پیامبر اکرم صلی  الله علیه و آله

مهربانی با کودکان در سیره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله

در سیره نورانی پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله درس های مهمّی درباره چگونگی برخورد درست با کودکان و نوجوانان می توان آموخت. آن حضرت نه تنها مهرورزی و محبّت به کودکان را در محور رفتار خود با ایشان قرار داده بود، بلکه شخصیت انسانی و قابل احترامی را برای آنان قائل بود و این در سیره و سخنان ایشان مشهود است.

نوزادی را برای دعا یا نامگذاری نزد پیامبر صلی الله علیه وآله آوردند. نوزاد دامن حضرت را نجس کرد، مادر کودک و اطرافیان به شدت ناراحت شدند، اما پیامبر فرمود: آزادش بگذارید، من لباس خود را می شویم امّا فریاد شما باعث می شود که این کودک بی گناه بترسد.

پیامبر صلی الله علیه وآله به اطفال سلام می کرد و نام اطفال و کودکان را محترمانه می برد.

درباره دختران سفارش بیشتری می فرمود و در نزد او ارزش دادن به زن کاری پسندیده بود. آن هم در دورانی که تولد دختر سبب عصبانیّت پدران می شد تا آنجا که از شدّت بغض رنگشان سیاه می گشت: «وَ إِذا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِالْأُنْثى‌ ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَ هُوَ كَظِيمٌ».(1)

آری، در زمانی که داشتن دختر ننگ بود، پیامبر صلی الله علیه وآله می فرمود: «بهترین فرزندان شما دخترانند و علامت خوش قدمی زن آن است که اوّلین فرزندش دختر باشد».(2)

یکی از یاران پیامبر صلی الله علیه وآله در خدمت آن حضرت نشسته بود که به او خبر دادند: «همسر شما دختر آورده است، او ناراحت شد. پیامبر صلی الله علیه وآله که این منظره را دید فرمود: زمین، جایگاه او و آسمان، سایه بان او و روزی او هم با خداست، پس چرا تو ناراحت شدی؟ او همچون گلی است خوشبو که از آن استفاده می کنی».(3)

فردی در محضر پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله گفت: من هرگز کودک خود را نبوسیده ام. پیامبر صلی الله علیه وآله فرمود: این علامت قساوت توست.

درباره عدالت میان کودکان نیز سفارش می فرمود که اگر یکی از آنها را در برابر دیگری بوسیدی دیگری را نیز ببوس.

روزی پیامبر آبی آشامید، مقداری آب ته ظرف باقی ماند، کودکی که در آنجا بود گفت: یا رسول اللّه! بقیّه آب را به من بدهید. در همان لحظه چند بزرگسال گفتند: یا رسول اللّه! برای تبرّک باقی مانده آب را به ما بدهید. پیامبر فرمود: اول نوبت کودک است. سپس به او فرمود: آیا اجازه می دهی آب را به بزرگ ترها بدهم؟ کودک پاسخ منفی داد. پیامبر آب را به کودک داد.

بعد از جنگ موته، در حالی که فرزندان جعفر طیّار را بر مرکب خود سوار نموده بود، به استقبال سپاه اسلام رفت . سپس وارد مسجد شد و بالای منبر رفت و در حالی که فرزندان جعفر روی پلّه های منبر بودند، در فضیلت جعفر سخنرانی فرمود. پس از آن نیز آنها را روی زانوی خود نشاند و دست نوازش بر سرشان کشید».(4)

امام صادق علیه السلام فرمود: یک بار پیامبر دو رکعت آخر نماز ظهر را بدون انجام مستحبات، به سرعت خواند. مردم پرسیدند: یا رسول اللّه چه کاری پیش آمد؟ فرمود: مگر گریه کودک را نشنیدید.(5)

روزی پیامبر یکی از سجده هایش را خیلی طول داد. بعد از نماز برخی گفتند: یا رسول اللّه! گمان کردیم وحی نازل شده است. فرمود: فرزندم حسن، در حال سجده بر دوشم سوار شد، صبر کردم او از شانه ام فرود آید.

هرگاه حسن وحسین علیهما السلام بر پیامبر وارد می شدند، حضرت از جا برمی خاست وآنان را در آغوش می گرفت وبردوش خود سوار می کرد.(6)

منبع:

سیره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله با نگاهی به قرآن کریم، محسن قرائتی، ص 54-56.

--------

پی نوشت ها:

1. نحل: 58.

2. مستدرك الوسائل، ج 2، ص 61.

3. وسائل الشیعه، ج 15، ص 10.

4. سیره حلبی، ج 3، ص 68.

5. کافی، ج 6، ص 48.

6. اخلاق نبوي به نقل از بحارالانوار، ج 43، ص 285.


مطالب مرتبط