شرایط پذیرایی از مهمان در قالب داستان

مهمان عزیز

مهمان عزیز

مرد با خوشحالی به را افتاد . به زنش گفت : این بار حتما مولایمان را به خانه دعوت می کنم . خانه را برای پذیرایی آماده کن . باید به بهترین شکل از مولایمان پذیرایی کنیم. زن که چشم هایش از خوشحالی می درخشید ، اطاعت کرد و سراغ کارهایش رفت .

مرد به سوی خانه امام راه افتاد . به امام که رسید سلام کرد و با شوق زیاد خواسته اش را گفت : چهره ی امام پر از مهربانی شد .

امام گفت : " اگر این سه شرط را که می گویم بپذیری ، به خانه ات می آیم " .

او فوری گفت : " به روی چشم مولای من . آن سه شرط چیست ؟ بفرمایید تا انجام دهم " !

امام گفت : " اول آن که چیزی از بیرون خانه ات تهیه نکنی .

دوم آن که هر چه در خانه داری از ما دریغ نکنی .

سوم آن که به همسر و اهل خانه ات برای تهیه غذا سخت نگیری " !

مرد که غرق تماشای چهره ینورانی امامش شده بود ، پاسخ داد :" چشم ، چشم یا امیرالمومنین . هر چه شما بگویید . فقط شما بیایید ، من به حرف های شما عمل می کنم " .

حضرت پذیرفت و مرد با خیال راحت به سمت خانه اش به راه افتاد .

نویسنده : مجید ملامحمدی


برگرفته از محمدباقرمجلسی 'بحارالانوار'ج72' ص451


مطالب مرتبط