مهم ترین روش هایی که در طول تاریخ در حوزه تقابل نرم، مخالفان جامعه اسلامی به کار گرفته اند، چیست؟

مهم ترین روش های آتش افروزان جنگ نرم در بیان قرآن

مهم ترین روش های آتش افروزان جنگ نرم در بیان قرآن

مهم ترین روش هایی که در طول تاریخ در حوزه تقابل نرم، مخالفان جامعه اسلامی به کار گرفته اند، مجموعه ای از برخوردها همچون روش افترا، شخصیت سازی، تخریب شخصیت، شایعه، تهدید، تحریم، فریب و گمراهی، تحقیر، تحریف و... را در بر می گیرد. برخی از رویکردهای شاخص در این زمینه عبارتند از:

الف) تخریب شخصیت

یکی از اتهام های مهم که همواره دشمنان پیامبران به ایشان روا می داشتند، دادن عنوان شاعری و داستان سرایی بود. این اتهام از آن رو زده می شد که آموزه های دینی را در سطح سخنانی برای تحریک عواطف و احساسات پایین آورند و به مردم القا کنند که آموزه های آنان، بیرون از گستره عقل و خرد است. قرآن کریم در آیه های 36 سوره صافات، آیه 30 سوره طور، آیه 5 سوره انبیا، آیه 41 سوره حاقه، آیه 24 سوره نحل، آیه 83 سوره مؤمنون و آیه 83 سوره فرقان، به افسانه سرایی به عنوان یکی از روش های مقابله با پیامبران در قالب جنگ نرم اشاره دارد. در این زمینه قرآن کریم به فعالیت های فراگیر دشمنان اسلام به منظور پایین آوردن جایگاه رهبران نظام اسلامی از شخصیت های کامل و الگوهای مهم برای دیگران، با انواع نسبت های ناروا به ایشان، تأکید می نماید.

در جنگ نرم برخلاف جنگ سخت، ترور فیزیکی جای خود را به تخریب و ترور شخصیت داده است. در زمانی که نمی توان و یا نباید فردی ترور فیزیکی کرد، با استفاده از نظام رسانه ای و انواع تاکتیک ها مانند بزرگ نمایی، اهریمن سازی و انسانیت زدایی، وی را ترور شخصیت می کنند و از این راه سبب کاهش محبوبیت وی می شوند. دشمنان انقلاب و نظام اسلامی با استفاده از این تاکتیک و بهره گیری از ابزار طنز، کاریکاتور، شعر و نمآهنگ های کوتاه که بیشتر از راه اینترنت و تلفن همراه پخش می شود، به تخریب و ترور شخصیت برخی از افراد سیاسی و فرهنگی سرشناس و معتبر نزد مردم می پردازند.

ب) شایعه پراکنی

با توجه به اینکه شایعه، خبری بی پایه و ساختگی است که دور از واقعیت و همراه با مبالغه و ایجاد ترس یا تحریف خبری است و هدف آن، تحت تأثیر قراردادن افکار عمومی در راستای مقاصد فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و نظامی است؛ دشمنان، علیه پیامبر(ص) و اولیای دین، به صورت گسترده از آن سود جسته اند. آیه های 11 تا 25 سوره نور به این موضوع می پردازد.

این آیات، شایعه را نفی و شایعه پردازها و مردمی را که تحت تأثیر شایعه قرار گرفته اند، به شدت سرزنش می کند. شایعه را دشمن می سازد و عوامل دشمن پخش می کنند و در این میان مخاطبان به دور از بصیرت و بینش، آن را می پذیرند و به آن دامن می زنند.

فرهنگ و گفتمان خوش گمانی نسبت به یکدیگر در جامعه اسلامی، از عواملی است که شایعه و دروغ پردازی دشمنان را می تواند خنثی سازد. مراجعه به آیات قرآن و تمرین درس هم بستگی، انسجام و صمیمیت، از آموزه های برجسته کتاب وحی برای مبارزه با این خدعه به شمار می رود.

ج) تحقیر

یکی از راه های نفوذ دشمنان به جامعه مسلمانان، استفاده از شیوه خوار کردن و تحقیر است. کاربست این روش در سطح فراگیر و سازمان دهی شده، به منظور قراردادن جامعه هدف در سطح پایینی از فکر و اندیشه و ایجاد حالت بی خبری و غفلت از واقعیت ها، طراحی می شود. در صورت چیرگی دشمن بر مخاطب، ارزش های دروغین جایگزین باورهای والای انسانی خواهد شد. توجه به روشنگری قرآن کریم در این زمینه، می تواند به خوبی این مفهوم را بازنمایی کند.

«فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطَاعُوهُ إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمًا فَاسِقِينَ؛ پس قوم خود را خوار و تحقیرکرد. در نتیجه از او اطاعت کردند؛ چراکه آنها مردمی منحرف بودند». (زخرف:54)

فرعون با تحقیر قوم خود، ایشان را وادار به اطاعت از خویش کرد و در آیه 51 [و52 از سوره زخرف]، حکومت مصر و آنچه را از موهبت های خداوند که در آن موجود بود، از آن خود دانست و با توصیفی دروغین، از پیشینه و جایگاه اجتماعی حضرت موسی (ع) سعی در کاستن از مقام ایشان داشت.

با استناد به این کلام وحی، دشمن همواره می کوشد با تبلیغات، خود را بزرگ، قوی، صاحب فکر و اندیشه و نژادی برتر و حتی آسمانی جلوه دهد تا زمینه نفوذ فکری خود را فراهم کند.

امروزه پایین آوردن و سخیف جلوه دادن موقعیت داخلی و خارجی حاکمیت جامعه هدف، با استفاده از ترفندهای پیچیده در علم روان شناسی و انواع ابزارهای رسانه ای و ارتباط جمعی، بسیار گسترده شده است.

د) تحریف

تحریف از ماده «حرف» است، یعنی منحرف کردن چیزی از مسیر و وضع اصلی خود. به دیگر سخن، تحریف، نوعی تغییر در دوجنبه لفظی و یا معنوی است. تحریف لفظی این است که ظاهر مطلبی را عوض کنند؛ به عنوان نمونه در گفتار، عبارتی حذف و یا اضافه شود. تحریف معنوی آن است که مطلب را خلاف مقصد و معنای گوینده معنا کنند. کلام وحی به گوشه ای از اعمال یهودیان اشاره می کند، آنجا که می خوانیم: «مِنَ الَّذِينَ هَادُوا يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَوَاضِعِهِ وَيَقُولُونَ سَمِعْنَا وَعَصَيْنَا؛ برخی ازآنان که یهودی اند، کلمات را از جاهای خود برمی گردانند، و با پیچانیدن زبان خود و به قصد طعنه زدن در دین( اسلام) می گویند: شنیدیم و اطاعت کردیم». (نساء:46)

تحریف، گستره وسیعی از #دروغ تا کتمان حقایق را دربرمی گیرد و می تواند به شکل تحقیر و بی ارزش کردن مخالفان و تعریف و بزرگ کردن ویژگی های طرفداران باشد. مخدوش کردن اطلاعات، دور کردن ذهن مخاطب از حقایق و جلب توجه او به دیگر مسائل به گونه ای که از موضوع اصلی غفلت کند، از شیوه های تحریف حقایق به شمار می آید.

در این روش، کشور متخاصم با استفاده از رسانه های جمعی، به انتشار خبرهای دروغ و تحریف شده از کشور آماج، در سطح جهان اقدام می کند و به این ترتیب، با ضعیف نشان دادن حاکمیت کشور هدف ظرفیت فراوانی از این کشور برای رفع این گونه شبهه ها در سطح فراملی صرف می شود.

ه) فریب و گمراهی

کافران برای جدا کردن مردم از دین حق، با مقاومت ایمانی مردم روبه رو می شوند و نمی توانند در سد مستحکم ایمان آنان نفوذ کنند. هنگامی که از این شگرد ناامید می شوند، یکی دیگر از شگرد های خود را به کار می برند و آن، ایجاد و معرفی یک تصویر و قرائت جدید از دین و کلام خدا است تا در شعاع این قرائت جدید، بتوانند زمینه های گمراهی و انحراف را در ایمان و عقل های مردم فراهم آورند.

«وَجَعَلُوا لِلَّهِ أَنْدَادًا لِيُضِلُّوا عَنْ سَبِيلِهِ قُلْ تَمَتَّعُوا فَإِنَّ مَصِيرَكُمْ إِلَى النَّارِ؛ و برای خدا مانندهایی قرار دادند تا مردم را از راه او گمراه کنند. بگو: برخوردار شوید (از نعمت های دنیا) همانا سرانجامتان به دوزخ خواهد بود».(ابراهیم:30)

یکی از راه های تأثیرگذاری بر مخاطبان، دادن اطلاعات دروغین و جهت دار یا ترسیم تصویر وارونه از رویدادهاست که بیشتر با نمایشِ گزیده ای از واقعیت ها، این امر تحقق می یابد. بدین ترتیب، تصویر ناقص و دگرگون شده واقعیت ها، می تواند بر گروه های گوناگون مخاطبانِ مورد نظر در جنگ نرم تأثیر بگذارد. در واقع، تاکتیک فریب، می کوشد تا شنونده را به ساختن فضای روانی دلخواه وادارد که با محیط واقعی مطابقت ندارد.

علی کفشگر فرزقی

منبع:

ایران و امریکا : توسعه تضاد در بستر قدرت نرم رسانه، محمدرضا ریاحی، ص 32


مطالب مرتبط